نهج البلاغه
405

دنیاطلبان متظاهر به دین

وَ قَالَ (عليه السلام) لِعَمَّارِ بْنِ يَاسِرٍ، وَ قَدْ سَمِعَهُ يُرَاجِعُ الْمُغِيرَةَ بْنَ شُعْبَةَ كَلَاماً:
دَعْهُ يَا عَمَّارُ، فَإِنَّهُ لَمْ يَأْخُذْ مِنَ الدِّينِ إِلَّا مَا قَارَبَهُ مِنَ الدُّنْيَا، وَ عَلَى عَمْدٍ لَبَسَ عَلَى نَفْسِهِ، لِيَجْعَلَ الشُّبُهَاتِ عَاذِراً لِسَقَطَاتِهِ.
به عمار ياسر رحمة اللّه عليه زمانى كه گفتگويش را با مغيره پسر شعبه شنيد فرمود:
اى عمّار، او را واگذار، چرا كه او از دين چيزى نگرفته مگر آنچه كه او را به دنيا نزديك كند، و عمدا خود را به شبهه ها در انداخته تا آنها را عذرخواه خطاهاى خود قرار دهد.