و حج و عمره را برای خدا به اتمام برسانید! و اگر محصور شدید، (و مانعی مانند ترس از دشمن یا بیماری، اجازه نداد که پس از احرامبستن، وارد مکه شوید،) آنچه از قربانی فراهم شود (ذبح کنید، و از احرام خارج شوید)! و سرهای خود را نتراشید، تا قربانی به محلش برسد (و در قربانگاه ذبح شود)! و اگر کسی از شما بیمار بود، و یا ناراحتی در سر داشت، (و ناچار بود سر خود را بتراشد،) باید فدیه و کفّارهای از قبیل روزه یا صدقه یا گوسفندی بدهد! و هنگامی که (از بیماری و دشمن) در امان بودید، هر کس با ختم عمره، حج را آغاز کند، آنچه از قربانی برای او میسّر است (ذبح کند)! و هر که نیافت، سه روز در ایام حج، و هفت روز هنگامی که باز میگردید، روزه بدارد! این، ده روز کامل است. (البته) این برای کسی است که خانواده او، نزد مسجد الحرام نباشد [= اهل مکّه و اطرافِ آن نباشد]. و از خدا بپرهیزید! و بدانید که او، سختکیفر است!
1 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- تَمَامُ الْحَجِ لِقَاءُ الْإِمَام.
امام صادق (علیه السلام) تمامکننده [و کاملکنندهی] حج، ملاقات امام (علیه السلام) است. [یعنی پس از اتمام اعمال حج، باید خدمت امام (علیه السلام) رسید].
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۰ الکافی، ج۴، ص۵۴۹/ نورالثقلین
2 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- إِذَا حَجَ أَحَدُکُمْ فَلْیَخْتِمْ حَجَّهُ بِزِیَارَتِنَا لِأَنَّ ذَلِکَ مِنْ تَمَامِ الْحَج.
امام صادق (علیه السلام) زمانی که یکی از شما به حج مشرّف شد، حجّ خود را با زیارت ما، به پایان برساند زیرا تمام [و کاملبودن] حج، در آن است.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۰ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۳۷۴/ نورالثقلین
3 (بقره/196)
السّجّاد (علیه السلام)- أنَّ مَعنَی أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ أَقِیمُوهُمَا.
امام سجاد (علیه السلام) أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ به معنی برپاداشتن حجّ و عمره، میباشد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۰ فقه القرآن، ج۱، ص۳۲۱/ نورالثقلین؛ فیه: «الی اتموا ... مافیها»زیادهًْ
4 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- یَعْنِی بِتَمَامِهِمَا أَدَاءَهُمَا وَ اتِّقَاءَ مَا یَتَّقِی الْمُحْرِمُ فِیهِمَا.
امام صادق (علیه السلام) منظور از اتمام حج، انجامدادن اعمال آن و پرهیز از آن چیزی است که شخص محرم در حجّ و عمره، باید از آن پرهیز کند.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۰ الکافی، ج۴، ص۲۶۴/ وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۷/ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۳۳۲/ العیاشی، ج۱، ص۸۷/ البرهان/ نورالثقلین
5 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- إِتْمَامُهَا أَنْ لَا رَفَثَ وَ لَا فُسُوقَ وَ لَا جِدَالَ فِی الْحَجِّ.
امام صادق (علیه السلام) درستی و اتمام صحیح حجّ و عمره آن است که در حال احرام به مسائل جنسی نپردازند و سخنان زشت و رکیک بر زبان نیاورند و از مشاجره و بگو و مگو نیز دست بردارند.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۲ الکافی، ج۴، ص۳۳۷/ وسایل الشیعه، ج۱۲، ص۴۶۶/ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۶۹
6 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- تَمَامُ الْحَجِّ وَ الْعُمْرَهًِْ أَنْ لَا یَرْفُثَ وَ لَا یَفْسُقَ وَ لَا یُجَادِلَ.
امام صادق (علیه السلام) منظور از اتمام حجّ و عمره این است که از آمیزش جنسی، فسق و جدال در حج و عمره، اجتناب کنند.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۲ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۷۳/ وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۳۱۶/ مستدرک الوسایل، ج۹، ص۲۱۵/ العیاشی، ج۱، ص۸۸/ البرهان
7 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- تَمَامُهُمَا اجْتِنَابُ الرَّفَثِ وَ الْفُسُوقِ وَ الْجِدَالِ فِی الْحَجِّ.
امام صادق (علیه السلام) [تمامکردن صحیح حج به معنای] اجتناب از همبسترشدن و ارتکاب گناه و جدلکردن در حج است.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۲ وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۲۳۳/ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۹۲/ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۲۲۴/ الخصال، ج۲، ص۶۰۵/ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۶۹
8 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- قَالَ هُمَا مَفْرُوضَانِ.
امام صادق (علیه السلام) حجّ و عمره، هر دو واجب میباشند. [و باید برای رضای خدا انجام شوند].
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۲ الکافی، ج۴، ص۲۶۵/ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۴۵۹/ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۳۳۲/ وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۸ / مستدرک الوسایل، ج۸، ص۸/ نورالثقلین/ البرهان
9 (بقره/196)
الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبَانِبْنِعُثْمَانَ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِیجَعْفَرٍ (علیه السلام) قَال: قُلتُ لَهُ لِمَ سُمِّیَ الحَجَّ حَجّاً؟ قَالَ: حَجَّ فُلَانٌ أی أَفلَحَ فُلَانٌ.
امام باقر (علیه السلام) شخصی به ابانبنعثمان خبر داد که به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: چرا حج را «حج» نامیدهاند؟ حضرت فرمود: «بهخاطر آنکه وقتی میگویند فلانی حجّ بهجا آورد یعنی فلانی رستگار شد». (یعنی حج، راه رستگاری است و فقط رستگاران توفیق حجّ واقعی را درک میکنند).
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۲ نورالثقلین/ البرهان
10 (بقره/196)
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- فِی حَدِیثِ أَبِی أُمَامَهًَْ الْبَاهِلِیِّ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) قَال: مَنْ لَمْ یَحْبِسْهُ حَاجَهًٌْ ظَاهِرَهًٌْ أَوْ مَرَضٌ حَابِسٌ أَوْ سُلْطَانٌ جَائِرٌ فَمَاتَ وَ لَمْ یَحُجَّ فَلْیَمُتْ إِنْ شَاءَ یَهُودِیّاً وَ إِنْ شَاءَ نَصْرَانِیّاً.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) چنانچه کسی بدون دلیل موجّه و مشخّصی مثلاً گرفتار مریضیِ گرفتارکننده یا سلطان ستمگربودن، به حج نرفته و با همان حال از دنیا برود، به دلخواه خود یهودی و یا نصرانی میمیرد. (مسلمان نیست).
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۲ بحرالعرفان
11 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- یَکْفِی الرَّجُلَ إِذَا تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَهًِْ إِلَی الْحَجِّ مَکَانَ تِلْکَ الْعُمْرَهًِْ الْمُفْرَدَهًِْ قَالَ کَذَلِکَ أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَصْحَابَهُ.
امام صادق (علیه السلام) اگر کسی به جای عمرهی مفرده، پس از بهجایآوردن عمره، در مکّه بماند و حجّ تمتّع را نیز بهجای آورد، آیا حجّ و عمره را به اتمام رسانیده است؟ حضرت پاسخ داد: «رسولخدا (صلی الله علیه و آله)، اینچنین به اصحاب خود، امر میفرمود».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۲ الإستبصار، ج۲، ص۳۲۵/ وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۳۰۶/ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۴۳۳/ مستدرک الوسایل، ج۱۰، ص۱۷۸و بحارالأنوار، ج۹۶، ص۹۷؛ فیهما: «صحابه» محذوفٌ/ البرهان
12 (بقره/196)
امیرالمؤمنین (علیه السلام)- العُمْرَهًُْ فَرِیضَهًٌْ بِمَنْزِلَهًِْ الْحَجِّ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ للهِ.
امام علی (علیه السلام) عمره، مانندِ حجّ واجب است؛ چراکه خداوند عزّوجلّ فرمود: وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلهِ.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۲ مستدرک الوسایل، ج۱۰، ص۱۷۵
13 (بقره/196)
الباقر (علیه السلام)- عَنْ زُرَارَهًَْ بْنِ أَعْیَنَ قَال: قُلْتُ لِأَبِیجَعْفَرٍ (علیه السلام) الَّذِی یَلِی الْحَجَّ فِی الْفَضْلِ. قَالَ: الْعُمْرَهًُْ الْمُفْرَدَهًُْ ثُمَّ یَذْهَبُ حَیْثُ شَاءَ. وَ قَالَ الْعُمْرَهًُْ وَاجِبَهًٌْ عَلَی الْخَلْقِ بِمَنْزِلَهًِْ الْحَجِّ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلهِ وَ إِنَّمَا نَزَلَتِ الْعُمْرَهًُْ بِالْمَدِینَهًِْ فَأَفْضَلُ الْعُمْرَهًِْ عُمْرَهًُْ رَجَبٍ وَ قَالَ الْمُفْرِدُ لِلْعُمْرَهًِْ إِنِ اعْتَمَرَ فِی رَجَبٍ ثُمَّ أَقَامَ إِلَی الْحَجِّ بِمَکَّهًَْ کَانَتْ عُمْرَتُهُ تَامَّهًًْ وَ حَجَّتُهُ نَاقِصَهًًْ مَکِّیَّهًًْ.
امام باقر (علیه السلام) [زراره گوید: از امام باقر (علیه السلام) پرسیدم: «بعد از حجّ [تمتّع]، چه عملی با فضیلتتر است»؟ حضرت پاسخ داد: «عمرهی مفرده؛ [پس از حج با فضیلتترین اعمال است. پس فرد باید اعمال عمره را بهجای آورد] و سپس به هرسو که میخواهد، برود. عمره، مانند حج بر خلق خداوند واجب است؛ زیرا خداوند میفرماید: وَأَتِمُّواْ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ و حکم عمره در مدینه نازل شده است. و بهترین عمره، عمرهایست که در ماه رجب انجام شود». همچنین حضرت فرمود: «اگر کسی در ماه رجب، به عمرهی مفرده برود و برای بهجایآوردن حج، در مکّه بماند، عمرهی او کامل و حجّ او ناقص است (چون در ماههای مخصوص حج، به مکّه نرفته است).
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۲ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۴۳۳/ دعایم الإسلام، ج۱، ص۳۳۳ و وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۲۹۵ و مستدرک الوسایل، ج۱۰، ص۱۷۶ و العیاشی، ج۱، ص۸۷؛ فیهم: «قلت لأبی جعفر ... حیث یشاء» و «و انما نزلت ... مکّیهًْ» محذوفتان/ البرهان؛ فیه «مکّیهًْ» محذوفٌ
14 (بقره/196)
الباقر (علیه السلام)- لَا یَجُوزُ الْحَجُّ إِلَّا مُتَمَتِّعاً.
امام باقر (علیه السلام) حج [برای مردمِ دوردست] جز به صورت «تمتّع» جایز نیست.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۴ وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۲۳۳/ تحف العقول، ص۴۱۷/ عیون أخبارالرضا (ج۲، ص۱۲۴/ وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۲۳۸/ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۲۲۴/ الخصال، ج۲، ص۶۰۵
15 (بقره/196)
الرّضا (علیه السلام)- مَنْ کَانَ خَارِجاً عَنْ هَذَا الْحَدِّ فَلَا یَحُجُّ إِلَّا مُتَمَتِّعاً بِالْعُمْرَهًِْ إِلَی الْحَجِّ فَلَا یَقْبَلُ اللَّهُ غَیْرَهُ مِنْهُ.
امام رضا (علیه السلام) هرکه از این حد خارج باشد (یعنی ساکن مکّه و بیست و چهار کیلومتر اطراف آن نباشد)، فقط اینگونه میتواند حجّ تمتّع بکند که حجّ عمره را بهجای آورده و تا موسم حج باقی بماند و حجّ عمره را به حجّ تمتع پیوست دهد. و خداوند غیر از این روش را از او نمیپذیرد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۴ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۹۴/ فقه الرضا (ص۲۱۴/ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۸۷/ مستدرک الوسایل، ج۸، ص۸۳
16 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- الحَجُّ جَمِیعُ الْمَنَاسِکِ وَ الْعُمْرَهًُْ لَا یُجَاوِزُ بِهَا مَکَّهًَْ.
امام صادق (علیه السلام) حج، بر تمام مناسک اطلاق میشود و اعمال عمره تنها باید در مکّه بهجای آورده شود.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۴ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۳۳۲/ وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۳۱۶/ العیاشی، ج۱، ص۸۷/ البرهان
17 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَحْمَدَبْنِمُحَمَّدِبْنِأَبِینَصْرٍ قَال ... فَقُلْتُ لَهُ: أَیُّمَا أَفْضَلُ الْمُتَمَتِّعُ بِالْعُمْرَهًِْ إِلَی الْحَجِ أَوْ مَنْ أَفْرَدَ وَ سَاقَ الْهَدْیَ؟ فَقَالَ: کَانَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) یَقُولُ الْمُتَمَتِّعُ بِالْعُمْرَهًِْ إِلَی الْحَجِ أَفْضَلُ مِنَ الْمُفْرِدِ السَّائِقِ لِلْهَدْیِ وَ کَانَ یَقُولُ لَیْسَ یَدْخُلُ الْحَاجُّ بِشَیْءٍ أَفْضَلَ مِنَ الْمُتْعَهًْ.
امام صادق (علیه السلام) از احمدبنمحمّدبنأبینصر نقل شده است: پس عرض کردم: «کدام یک ارج بیشتری دارد؟ آن کسی که حجّ عمره را به حجّ تمتّع متّصل کرده [و هر دو را بهجای آورد] یا آن کسی که فقط به مراسم حجّ عمره میپردازد و قربانی با خود میآورد»؟ فرمود: «پدرم امام باقر (علیه السلام) میگفت: «حجّ و عمرهی تمتّع با ارجتر از حج عمرهی مفرده و آوردن قربانی است» و همواره میفرمود: «زائران خانهی خدا به کاری گرامیتر از حجّ تمتّع، داخل نشدهاند»».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۴ الکافی، ج۴، ص۲۹۲/ نورالثقلین
18 (بقره/196)
الباقر (علیه السلام)- إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) حِینَ صُدَّ بِالْحُدَیْبِیَهًِْ قَصَّرَ وَ أَحَلَ وَ نَحَرَ ثُمَ انْصَرَفَ مِنْهَا وَ لَمْ یَجِبْ عَلَیْهِ الْحَلْقُ حَتَّی یَقْضِیَ النُّسُکَ فَأَمَّا الْمَحْصُورُ فَإِنَّمَا یَکُونُ عَلَیْهِ التَّقْصِیر.
امام باقر (علیه السلام) زمانی که [مشرکین] در حدیبیّه، متعرّض پیامبر (صلی الله علیه و آله) شدند و ایشان را از ادامهی راه بازداشتند، حضرت تقصیرکرده و از احرام خارج شده و حیوان را ذبح کردند. سپس از آنجا بازگشتند درحالیکه حاجی تا مناسک را انجام نداده، تراشیدن موی سر، بر او واجب نمیباشد. امّا بر کسی که محاصره شده [و از انجام حج منع شده است]، تقصیر واجب میگردد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۴ الکافی، ج۴، ص۳۶۸/ نورالثقلین
19 (بقره/196)
الباقر (علیه السلام)- عن زراره: إِذَا أُحْصِرَ الرَّجُلُ بَعَثَ بِهَدْیِهِ فَإِذَا أَفَاقَ وَ وَجَدَ مِنْ نَفْسِهِ خِفَّهًًْ فَلْیَمْضِ إِنْ ظَنَّ أَنَّهُ یُدْرِکُ النَّاسَ فَإِنْ قَدِمَ مَکَّهًَْ قَبْلَ أَنْ یَنْحَرَ الْهَدْیَ فَلْیُقِمْ عَلَی إِحْرَامِهِ حَتَّی یَفْرُغَ مِنْ جَمِیعِ الْمَنَاسِکِ وَ لْیَنْحَرْ هَدْیَهُ وَ لَا شَیْءَ عَلَیْهِ وَ إِنْ قَدِمَ مَکَّهًَْ وَ قَدْ نَحَرَ هَدْیَهُ فَإِنَّ عَلَیْهِ الْحَجَّ مِنْ قَابِلٍ أَوِ الْعُمْرَهًَْ قُلْتُ فَإِنْ مَاتَ وَ هُوَ مُحْرِمٌ قَبْلَ أَنْ یَنْتَهِیَ إِلَی مَکَّهًَْ قَالَ یُحَجُّ عَنْهُ إِنْ کَانَتْ حَجَّهًَْ الْإِسْلَامِ وَ یُعْتَمَرُ إِنَّمَا هُوَ شَیْءٌ عَلَیْهِ.
امام باقر (علیه السلام) زراره از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده است: اگر حاجی [از رفتن حج] محاصره و ممنوع شد، قربانی بفرستد. پس چنانچه ممنوعیّت برطرف شد ولی از جانش خوف داشت و ترسید که جانش به خطر بیفتد، پس باید اگر گمان میکند که به مردم و بقیّهی حاجیان میرسد باید دنبال آنها حرکت کند. پس اگر پیش از قربانیشدن قربانیای که فرستاده بود، به مکّه برسید، باید محرم شود تا تمام مناسک را به پایان برساند. و سپس قربانی کند و دیگر چیزی برعهدهی او نیست. و اگر زمانی به مکّه رسید که قربانی انجام شده بود، اعمالی از حجّ واجب یا عمره که باقی مانده است بر عهدهی او میباشد. گفتم: «اگر در حال احرام، قبل از رسیدن به مکّه از دنیا برود، چه میشود»؟ فرمود: «اگر حجّ تمتّع بود، از طرف او حجّ واجب و عمره انجام شود و فقط این کار بر عهدهی اوست».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۴ الکافی، ج۴، ص۳۷۰/ نورالثقلین/ البرهان؛ فیه: «و وجد فی نفسه ... مکهًْ» و «فلیقم ... شیء علیه» محذوفتان
20 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- أَنَّهُ قَالَ: فِی الْمَحْصُورِ وَ لَمْ یَسُقِ الْهَدْیَ قَالَ یَنْسُکُ وَ یَرْجِعُ فَإِنْ لَمْ یَجِدْ ثَمَنَ هَدْیٍ صَامَ.
امام صادق (علیه السلام) درباره شخصی که برای قربانیکردن، محدودیت داشت فرمود: مناسک حج را بجای آورد و باز گردد واگر بهایی برای قربانی نیافت، به جای آن روزه بگیرد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۶ الکافی، ج۴، ص۳۷۰/ نورالثقلین
21 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- عَنْ رِفَاعَهًَْ عَنْ أَبِیعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) قَال: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یَشْتَرِطُ وَ هُوَ یَنْوِی الْمُتْعَهًَْ فَیُحْصَرُ هَلْ یُجْزِئُهُ أَنْ لَا یَحُجَّ مِنْ قَابِلٍ؟ قَالَ: یَحُجُّ مِنْ قَابِلٍ وَ الْحَاجُّ مِثْلُ ذَلِکَ إِذَا أُحْصِرَ. قُلْتُ: رَجُلٌ سَاقَ الْهَدْیَ ثُمَّ أُحْصِرَ؟ قَالَ: یَبْعَثُ بِهَدْیِهِ. قُلْتُ: هَلْ یَسْتَمْتِعُ مِنْ قَابِلٍ؟ فَقَالَ: لَا! وَ لَکِنْ یَدْخُلُ فِی مِثْلِ مَا خَرَجَ مِنْهُ.
امام صادق (علیه السلام) رفاعه گوید: از امام (علیه السلام) دربارهی فردی پرسیدم که شرط میکند [که اگر مانع حجّ او شدند از احرام خارج شود] در حالی که قصد تمتّع دارد، ولی محصور میشود «آیا اگر کسیکه با آن محدودیّت روبرو شد، میتواند سال بعد حج نکند [و آیا حجّ او ساقط شده است]»؟ فرمود: «کسیکه به این محدودیّت برخورد، باید [اگر میتواند] سال بعد حج کند و حاجی هم اگر محدودیّت پیدا کرد، همانطور است». گفتم: «حکم مردی که قربانی فرستاده سپس محصور شد چیست»؟ فرمود: «قربانیاش را بفرستد» گفتم: «آیا چنین کسی حکم کسیکه تمتّع کرده را دارد و نیازی به انجام تمتّع در سال بعد ندارد»؟ فرمود: «خیر ولیکن حکمشان مانند هم است».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۶ الکافی، ج۴، ص۳۷۱/ نورالثقلین
22 (بقره/196)
الباقر (علیه السلام)- عن زراره: الْمَصْدُودُ یَذْبَحُ حَیْثُ صُدَّ وَ یَرْجِعُ صَاحِبُهُ فَیَأْتِی النِّسَاءَ وَ الْمَحْصُورُ یَبْعَثُ بِهَدْیِهِ فَیَعِدُهُمْ یَوْماً فَإِذَا بَلَغَ الْهَدْیُ أَحَلَّ هَذَا فِی مَکَانِهِ قُلْتُ: أَ رَأَیْتَ إِنْ رَدُّوا عَلَیْهِ دَرَاهِمَهُ وَ لَمْ یَذْبَحُوا عَنْهُ وَ قَدْ أَحَلَّ فَأَتَی النِّسَاءَ؟ قَالَ: فَلْیُعِدْ وَ لَیْسَ عَلَیْهِ شَیْءٌ وَ لْیُمْسِکِ الْآنَ عَنِ النِّسَاءِ إِذَا بَعَث.
امام باقر (علیه السلام) زراره از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده است: آنکه از رفتن [برای انجام مراسم حج] بازداشته شده، در همان مکانی که منع شده، قربانی کند. و بهسوی خانوادهاش برود و با همسرانش نزدیکی کند (یعنی از احرام خارج شود) و آنکه حصر و ممنوعیّت برایش پیش آمده (و نمیتواند به حج برود)، قربانی را بفرستد و با ایشان (آنها که قربانی را میبرند) روزی را برای قربانیکردن قرار بگذارد. پس اگر قربانی رسید، او در همان جایی که بود، از احرام خارج میشود». به او گفتم: «اگر درهمهایش را به او بازگردانند و از جانب او ذبح نکنند؛ درحالیکه او از احرام خارج شده و بر زنان [نزدیکی کرده و] وارد شده است حکمش چیست»؟ فرمود: «پس باید بازگردد [و قرار بگذارد] و گناهی بر ذمّهی او نیست و از حالا تا زمانیکه [قربانی] میفرستد از نزدیکی با زنان خودداری کند».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۶ وسایل الشیعه، ج۱۵، ص۱۸۰/ نورالثقلین
23 (بقره/196)
علیبنإبراهیم (رحمة الله علیه)- فَإِنَّهُ إِذَا عَقَدَ الرَّجُلُ الْإِحْرَامَ بِالتَّمَتُّعِ بِالْعُمْرَهًِْ إِلَی الْحَجِّ وَ أَحْرَمَ ثُمَّ أَصَابَتْهُ عِلَّهًٌْ فِی طَرِیقِهِ قَبْلَ أَنْ یَبْلُغَ إِلَی مَکَّهًَْ وَ لَا یَسْتَطِیعُ أَنْ یَمْضِیَ فَإِنَّهُ یُقِیمُ فِی مَکَانِهِ الَّذِی حُوصِرَ فِیهِ وَ یَبْعَثُ مِنْ عِنْدِهِ هَدْیاً إِنْ کَانَ غَنِیّاً فَبَدَنَهًًْ وَ إِنْ کَانَ بَیْنَ ذَلِکَ فَبَقَرَهًًْ وَ إِنْ کَانَ فَقِیراً فَشَاهًًْ لَا بُدَّ مِنْهَا وَ لَا یَزَالُ مُقِیماً عَلَی إِحْرَامِهِ وَ إِنْ کَانَ فِی رَأْسِهِ وَجَعٌ أَوْ قُرُوحٌ حَلَقَ شَعْرَهُ وَ أَحَلَّ وَ لَبِسَ ثِیَابَهُ وَ یَفْدِی فَإِمَّا أَنْ یَصُومَ سِتَّهًَْ أَیَّامٍ أَوْ یَتَصَدَّقَ عَلَی عَشَرَهًِْ مَسَاکِینَ أَوْ نَسَکَ وَ هُوَ الدَّمُ یَعْنِی ذَبَحَ شَاهًًْ، فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَهًِْ إِلَی الْحَجِ فَعَلَیْهِ أَنْ یَشْتَرِطَ عِنْدَ الْإِحْرَامِ فَیَقُولَ اللَّهُمَّ إِنِّی أُرِیدُ التَّمَتُّعَ بِالْعُمْرَهًِْ إِلَی الْحَجِّ عَلَی کِتَابِکَ وَ سُنَّهًِْ نَبِیِّکَ فَإِنْ عَاقَنِی عَائِقٌ أَوْ حَبَسَنِی حَابِسٌ فَحُلَّنِی حَیْثُ حَبَسْتَنِی بِقَدَرِکَ الَّذِی قَدَّرْتَ عَلَیَّ ثُمَّ یُلَبِّی مِنَ الْمِیقَاتِ الَّذِی وَقَّتَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَیُلَبِّی فَیَقُولُ لَبَّیْکَ اللَّهُمَّ لَبَّیْکَ لَبَّیْکَ لَا شَرِیکَ لَکَ لَبَّیْکَ إِنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَهًَْ لَکَ وَ الْمُلْکَ لَا شَرِیکَ لَکَ لَبَّیْکَ بِحَجَّهًٍْ وَ عُمْرَهًٍْ تَمَامُهَا وَ بَلَاغُهَا عَلَیْکَ. فَإِذَا دَخَلَ وَ نَظَرَ إِلَی أَبْیَاتِ مَکَّهًَْ قَطَعَ التَّلْبِیَهًَْ وَ طَافَ بِالْبَیْتِ سَبْعَهًَْ أَشْوَاطٍ وَ صَلَّی عِنْدَ مَقَامِ إِبْرَاهِیمَ رَکْعَتَیْنِ وَ سَعَی بَیْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَهًِْ سَبْعَهًَْ أَشْوَاطٍ ثُمَّ یَحِلُّ وَ یَتَمَتَّعُ بِالثِّیَابِ وَ النِّسَاءِ وَ الطِّیبِ وَ یُقِیمُ عَلَی الْحَجِّ إِلَی یَوْمِ التَّرْوِیَهًِْ فَإِذَا کَانَ یَوْمُ التَّرْوِیَهًِْ أَحْرَمَ عِنْدَ الزَّوَالِ مِنْ عِنْدِ الْمَقَامِ بِالْحَجِّ ثُمَّ خَرَجَ مُلَبِّیاً إِلَی مِنًی فَلَا یَزَالُ مُلَبِّیاً إِلَی یَوْمِ عَرَفَهًَْ عِنْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ فَإِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ یَوْمَ عَرَفَهًَْ قَطَعَ التَّلْبِیَهًَْ وَ یَقِفُ بِعَرَفَاتٍ فِی الدُّعَاءِ وَ التَّکْبِیرِ وَ التَّهْلِیلِ وَ التَّحْمِیدِ فَإِذَا غَابَتِ الشَّمْسُ یَرْجِعُ إِلَی الْمُزْدَلِفَهًِْ فَبَاتَ بِهَا فَإِذَا أَصْبَحَ قَامَ عَلَی الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَ دَعَا وَ هَلَّلَ اللَّهَ وَ سَبَّحَهُ وَ کَبَّرَهُ ثُمَّ ازْدَلَفَ مِنْهَا إِلَی مِنًی وَ رَمَی الْجِمَارَ وَ ذَبَحَ وَ حَلَقَ، وَ إِنْ کَانَ غَنِیّاً فَعَلَیْهِ بَدَنَهًٌْ وَ إِنْ کَانَ بَیْنَ ذَلِکَ فَعَلَیْهِ بَقَرَهًٌْ وَ إِنْ کَانَ فَقِیراً فَعَلَیْهِ شَاهًٌْ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ ذَلِکَ فَعَلَیْهِ أَنْ یَصُومَ بِمَکَّهًَْ ثَلَاثَهًَْ أَیَّامٍ فَإِذَا رَجَعَ إِلَی مَنْزِلِهِ صَامَ سَبْعَهًَْ أَیَّامٍ فَتَقُومُ هَذِهِ الْأَیَّامِ الْعَشَرَهًُْ أَیَّامٍ مَقَامَ الْهَدْیِ الَّذِی کَانَ عَلَیْهِ وَ هُوَ قَوْلُهُ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کامِلَةٌ وَ ذَلِکَ لِمَنْ لَیْسَ هُوَ مُقِیمٌ بِمَکَّهًَْ وَ لَا مِنْ أَهْلِ مَکَّهًَْ وَ أَمَّا أَهْلُ مَکَّهًَْ وَ مَنْ کَانَ حَوْلَ مَکَّهًَْ عَلَی ثَمَانِیَهًٍْ وَ أَرْبَعِینَ مِیلًا فَلَیْسَتْ لَهُمْ مُتْعَهًٌْ إِنَّمَا یُفْرِدُونَ الْحَجَّ لِقَوْلِهِ ذلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرامِ.
علیبنابراهیم (رحمة الله علیه) چنانچه فرد، عزم حجّ تمتّع کرد و احرام بست ولی در طول راه پیش از آنکه به مکّه برسد، دچار تشنگی جگرسوزی شد و نتوانست ادامه دهد، پس او باید در همانجا که دچار محدودیّت شده، سکنی گزیند و از جانب خود قربانی را بفرستد و اگر ثروتمند است، شتر قربانی کند و اگر در سطح متوسّط مالی است، گاو؛ و چنانچه فقیر است، گوسفند قربانی کند؛ چارهای نیست و در همان حالت احرام باقی بماند و اگر در سرش درد یا زخمی دارد، [که باید مویش را بتراشد و نمیتواند تا رسیدن قربانی به قربانگاه صبر کند] مویش را بتراشد و از احرام خارج شود و لباسش را بپوشد و فدیه دهد. یا شش روز به عنوان فدیه روزه بگیرد، یا به ده مسکین صدقه دهد، یا خونی برای خدا قربانی کند یعنی گوسفندی ذبح کند. پس چنانچه کسی قصد میکند که حجّ عمره را به تمتّع وصل کند باید هنگام احرام، آن را شرط کند و بگوید: «خداوندا من بر طبق کتاب تو و سنّت پیامبرت میخواهم که عمرهام را به حجّ تمتّع برسانم. پس اگر مانعی مرا از انجام آن بازداشت و جلوگیری کرد، مرا به قدرت و توانایی خود، در همان زمان که مرا حبس کردهاند، از احرام خارج کن». سپس از مکانی که رسولخدا (صلی الله علیه و آله) زمانش را مشخّص کرده، بدین الفاظ لبیک بگوید: «لبّیک اللهم لبّیک لبّیک لا شریک لک لبّیک إن]ّ الحمد و النّعمة لک و الملک لا شریک لک لبّیک» در تمام مدّت عمره و رسیدنت به مکه این تلبیه را بگو. و زمانیکه [این فرد] به مکّه وارد شد و چشمش به خانههای مکّه افتاد، دیگر لبّیک را قطع کند و هفت بار بر گرد خانهی کعبه طواف کرده و دو رکعت نماز در کنار مقام ابراهیم (علیه السلام) بخواند و هفت بار سعی صفا و مروه را به جای آورد. آنگاه از احرام خارج شده و از لباس (غیر از لباس احرام)، [همخوابی با] زن و [استعمال] عطر بهرهمند شود و در حج (مکّه) تا روز ترویه (هشتم ذیالحجّه) باقی بماند. زمانیکه روز ترویه فرا رسید برای انجام حج، از مقام، به هنگام ظهر محرم شده، سپس لبّیکگویان بهسوی منی خارج شود و لبّیکگفتن را تا ظهر روز عرفه ادامه دهد و زمانی که خورشید در روز عرفه از وسط آسمان گذشت، تلبیه را ترک کرده و در عرفات به دعا و ثنا و تکبیر و تهلیل بپردازد و چون خورشید غروب کرد به مزدلفه (مشعرالحرام) برگردد و در آنجا بیتوته کند و صبح هنگام در مشعرالحرام، به دعا و تسبیح و تهلیل و تکبیر خداوند مشغول شود. سپس از آنجا بهسوی منی حرکت کند و رمی جمره، قربانی و تراشیدن سر را انجام دهد. در قربانیدادن بر ثروتمند، شتر و بر کسیکه از سطح متوسّط مالی برخوردار است، گاو و بر فقیر، ذبح گوسفند واجب میباشد و اگر کسی قربانی نیافت، باید سه روز در مکّه و هفت روز پس از بازگشت به منزلش روزه بگیرد و این ده روز به جای قربانی است که خداوند فرمود: فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کامِلَةٌ و امّا این حکم دربارهی کسی است که مقیم و اهل مکّه نباشد و امّا دربارهی کسانی که چهل و هشت مایل (تقریباً هفتادوهفت کیلومتر) در اطراف مکّه زندگی میکنند، بر ایشان حجّ تمتّع واجب نیست و تنها حج عمرهی مفرده، بنابراین کلام الهی: ذلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرامِ بر عهدهی ایشان است.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۶ القمی، ج۱، ص۶۸
24 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُعَاوِیَهًْبْنِعَمَّارٍ عَنْ أَبِیعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُول الْمَحْصُورُ غَیْرُ الْمَصْدُودِ الْمَحْصُورُ الْمَرِیضُ وَ الْمَصْدُودُ الَّذِی یَصُدُّهُ الْمُشْرِکُونَ کَمَا رَدُّوا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَصْحَابَهُ لَیْسَ مِنْ مَرَضٍ وَ الْمَصْدُودُ تَحِلُّ لَهُ النِّسَاءُ وَ الْمَحْصُورُ لَا تَحِلُّ لَهُ النِّسَاءُ قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أُحْصِرَ فَبَعَثَ بِالْهَدْیِ؟ قَالَ: یُوَاعِدُ أَصْحَابَهُ مِیعَاداً إِنْ کَانَ فِی الْحَجِّ فَمَحِلُّ الْهَدْیِ یَوْمُ النَّحْرِ فَإِذَا کَانَ یَوْمُ النَّحْرِ فَلْیَقُصَّ مِنْ رَأْسِهِ وَ لَا یَجِبُ عَلَیْهِ الْحَلْقُ حَتَّی یَقْضِیَ الْمَنَاسِکَ وَ إِنْ کَانَ فِی عُمْرَهًٍْ فَلْیَنْظُرْ مِقْدَارَ دُخُولِ أَصْحَابِهِ مَکَّهًَْ وَ السَّاعَهًَْ الَّتِی یَعِدُهُمْ فِیهَا فَإِذَا کَانَ تِلْکَ السَّاعَهًُْ قَصَّرَ وَ أَحَلَّ وَ إِنْ کَانَ مَرِضَ فِی الطَّرِیقِ بَعْدَ مَا أَحْرَمَ فَأَرَادَ الرُّجُوعَ رَجَعَ إِلَی أَهْلِهِ وَ نَحَرَ بَدَنَهًًْ أَوْ أَقَامَ مَکَانَهُ حَتَّی یَبْرَأَ إِذَا کَانَ فِی عُمْرَهًٍْ وَ إِذَا بَرَأَ فَعَلَیْهِ الْعُمْرَهًُْ وَاجِبَهًًْ وَ إِنْ کَانَ عَلَیْهِ الْحَجُّ رَجَعَ أَوْ أَقَامَ فَفَاتَهُ الْحَجُّ فَإِنَّ عَلَیْهِ الْحَجَّ مِنْ قَابِلٍ فَإِنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ (علیه السلام) خَرَجَ مُعْتَمِراً فَمَرِضَ فِی الطَّرِیقِ فَبَلَغَ عَلِیّاً (علیه السلام) ذَلِکَ وَ هُوَ فِی الْمَدِینَهًِْ فَخَرَجَ فِی طَلَبِهِ فَأَدْرَکَهُ بِالسُّقْیَا وَ هُوَ مَرِیضٌ بِهَا. فَقَالَ: یَا بُنَیَّ مَا تَشْتَکِی؟ فَقَالَ: أَشْتَکِی رَأْسِی فَدَعَا عَلِیٌّ (علیه السلام) بِبَدَنَهًٍْ فَنَحَرَهَا وَ حَلَقَ رَأْسَهُ وَ رَدَّهُ إِلَی الْمَدِینَهًِْ فَلَمَّا بَرَأَ مِنْ وَجَعِهِ اعْتَمَرَ قُلْتُ: أَ رَأَیْتَ حِینَ بَرَأَ مِنْ وَجَعِهِ قَبْلَ أَنْ یَخْرُجَ إِلَی الْعُمْرَهًِْ حَلَّتْ لَهُ النِّسَاءُ؟ قَالَ: لَا تَحِلُّ لَهُ النِّسَاءُ حَتَّی یَطُوفَ بِالْبَیْتِ وَ بِالصَّفَا وَ الْمَرْوَهًِْ. قُلْتُ: فَمَا بَالُ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) حِینَ رَجَعَ مِنْ الْحُدَیْبِیَهًِْ حَلَّتْ لَهُ النِّسَاءُ وَ لَمْ یَطُفْ بِالْبَیْتِ قَالَ: لَیْسَا سَوَاءً کَانَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) مَصْدُوداً وَ الْحُسَیْنُ (علیه السلام) مَحْصُوراً.
امام صادق (علیه السلام) معاویهبنعمار گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام) میفرماید: «محصور» غیر از «مصدود» است. کسی که بر اثر مریضی [از رفتن به حج] منع شده است را محصور گویند و کسی که بدون آنکه مریض باشد، مشرکان برای او ممنوعیّت ایجاد کردهاند را مصدود میگویند؛ همانطور که رسولخدا (صلی الله علیه و آله) و یارانش را [از رفتن به حج] منع کردند. نزدیکی با زنان بر آنکه مصدود شده حلال و بر آنکه محصور شده حرام میباشد. گفت: از ایشان سؤال کردم: «[حکم] مرد محصوری که قربانی فرستد چیست»؟ فرمود: با یارانش در وعدهگاهی ملاقات کند. (منظور این است که در این ملاقات با آنها دربارهی زمان و نحوهی قربانیکردن در مکّه و از طرف او قرار بگذارد). پس اگر در حج واجب بود، قربانی را روز عید قربان ذبح کند و زمانیکه روز عید قربان رسید، باید قسمتی از موی خود را تقصیر کند. تراشیدن سر بر او واجب نیست تا آنکه مناسک به پایان رسد. و اگر در حجّ عمره بود، پس باید به اندازهای که یارانش به مکّه وارد شوند و تا ساعتی که با آنها دربارهی قربانی قرار گذاشته، منتظر بماند. پس چون به آن زمان رسید تقصیر کرده و از احرام خارج شود. و اگر در راه، بعد از آنکه به قصد حج از شهر خود خارج شد، دچار مریضی شد و خواست که بازگردد، پس به نزد خانوادهاش برگشته و قربانی کند یا آنکه در همانجا اقامت کند تا بهبودی یابد. چنانچه در حجّ عمره بود، عمره پس از بهبودی بر او واجب میشود و اگر در حجّ تمتّع بود پس در صورت بازگشت یا اقامت، حجّ تمتّع از او فوت میشود. پس حجّ سال بعد بر او واجب میگردد. حسینبنعلی (علیه السلام) به قصد عمره خارج شد و در بین راه مریض شد. این خبر به علی (علیه السلام) که در مدینه حضور داشتند، رسید پس در پی او خارج شده و حسین (علیه السلام) را در «سقیا» بیمار، یافت و به او فرمود: «ای فرزندم، بیماریت چیست»؟ حضرت پاسخ داد: «سرم درد میکند». پس علی (علیه السلام) شتری خواسته و آن را ذبح فرمود و سر حسین (علیه السلام) را تراشید و او را به مدینه بازگرداند. پس زمانیکه بیماریش بهبودی یافت، عمره به جای آورد. گفتم: «به نظر شما آیا هنگامی که بیماری حضرت برطرف شد و پیش از آنکه برای عمره خارج شود، زنان بر ایشان حلال میشوند»؟ امام (علیه السلام) فرمود: تا زمانیکه طواف کعبه و سعی صفا و مروه نکند، زنان بر او حلال نمیشوند. گفتم: «پس چرا رسولخدا (صلی الله علیه و آله) هنگامی که از حدیبیّه، طواف نکرده بازگشتند، زنان بر ایشان حلال بودند»؟ فرمود: این دو، یکی نیستند، رسولخدا (صلی الله علیه و آله) مصدود و حسین (علیه السلام) محصور بود.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۸ الکافی، ج۴، ص۳۶۹/ نورالثقلین/ البرهان؛ فیه: «قال و سألته ... محصورا» محذوفٌ
25 (بقره/196)
الأئمّهًْ (علیهم السلام)- فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ أیْ إنْ مَنَعَکُمْ خَوْفٌ أَوْ عَدُوٌّ أوْ مَرَضٌ فَامْتَنَعْتَمْ لِذَلِکَ.
ائمّه (علیهم السلام) فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ یعنی اگر ترس یا دشمن یا بیماری مانع شما شود و به سبب آن شما [از رفتن به حج] دچار ممنوعیّت شوید.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۰ بحارالأنوار، ج۲۰، ص۳۲۲
26 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- لِیَکُنْ کَبْشاً سَمِیناً فَإِنْ لَمْ یَجِدْ فَعِجْلًا مِنَ الْبَقَرِ وَ الْکَبْشُ أَفْضَلُ فَإِنْ لَمْ یَجِدْ فَهُوَ جَذَعٌ مِنَ الضَّأْنِ وَ إِلَّا مَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ.
امام صادق (علیه السلام) قربانی، باید قوچ فربه باشد و اگر [حاجی] قوچ فربهای نیافت، باید گوسالهای را قربانی کند؛ ولی قوچ، بهتر است و اگر توانایی قربانیکردن گوساله را نیز نداشت، باید یک برّه قربانی کند و اگر توانایی هیچکدام از آنها را نداشت، آنچه در توان اوست، قربانی کند.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۰ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۲۷۸/ وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۱۰۲؛ فیه: «فحلا» بدلٌ «عجلا» و «فموجأ» بدلٌ «فهو جذع» و «شاهًْ» زیادهًْ/ العیاشی، ج۱، ص۹۱؛ فیه: «فموجأ» و «شاهًْ» زیادتان/ البرهان
27 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ قَالَ شَاهًٌْ.
امام صادق (علیه السلام) فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فرمود: منظور، یک گوسفند است.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۰ فقه القرآن، ج۱، ص۳۱۷/ وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۱۰۰/ الکافی، ج۴، ص۴۸۷/ نورالثقلین
28 (بقره/196)
امیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ الْهَدْیُ یَکُونُ مِنْ ثَلَاثَهًِْ أَنْوَاعٍ: جَزُورٌ أَوْ بَقَرَهًٌْ أَوْ شَاهًٌْ وَ أَیْسَرُهَا شَاهًٌْ.
امام علی (علیه السلام) قربانی میتواند از سه چیز باشد: شتر یا گاو یا گوسفند؛ و از همه آسانتر گوسفند میباشد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۰ بحرالعرفان
29 (بقره/196)
الباقر (علیه السلام)- الهَدْیُ مِنَ الْإِبِلِ وَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ وَ لَا یَجِبُ حَتَّی یُعَلِّقَ عَلَیْهِ یَعْنِی إِذَا قَلَّدَهُ فَقَدْ وَجَبَ وَ قَالَ: وَ مَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ شَاهًٌْ.
امام باقر (علیه السلام) قربانی، عبارت است از: شتر، گاو و گوسفند؛ و تنها در صورتی که بندی را به آن قربانی گره بزند؛ یعنی قلّادهای به گردن آن بیندازد [و معیّن سازد]، قربانیکردن آن واجب میشود ... منظور از قربانیی که راحتتر است، گوسفند میباشد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۰ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۲۷۸/ العیاشی، ج۱، ص۸۸/ البرهان
30 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ أَیْ یَذْبَحُ ذِبْحاً.
امام صادق (علیه السلام) فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ یعنی یک قربانی ذبح میکند.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۰ وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۲۳۴
31 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- یُجْزِیهِ شَاهًٌْ وَ الْبَدَنَهًُْ وَ الْبَقَرَهًُْ أَفْضَلُ.
امام صادق (علیه السلام) قربانیکردن گوسفند یا شتر [برای شخص محصور] کفایت میکند و قربانیکردن گاو، بهتر است.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۰ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۲۷۸/ العیاشی، ج۱، ص۸۹/ وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۱۰۱/ البرهان
32 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ إِمَّا جَزُورٌ وَ إِمَّا بَقَرَهًٌْ وَ إِمَّا شَاهًٌْ.
امام صادق (علیه السلام) باید از میان یک شتر یا یک گاو یا یک گوسفند، هرکدام که توانایی آن را داری، قربانی کنی.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۰ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۲۷۸/ العیاشی، ج۱، ص۹۰/ البرهان
33 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِیِّ عَنْ أَبِیعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) قَال: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) عَنْ رَجُلٍ حَلَقَ قَبْلَ أَنْ یَذْبَحَ قَالَ یَذْبَحُ وَ یُعِیدُ الْمُوسَی لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ.
امام صادق (علیه السلام) از عمّار ساباطی نقل شده است: از امام صادق (علیه السلام) دربارهی فردی که پیش از قربانیکردن، موهایش را تراشید سؤال کردم؟ فرمود: ذبح کند و سرش را دوباره تیغ بزند؛ چراکه خداوند متعال فرمود: وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۲ وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۱۵۸/ وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۲۲۹/ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۴۸۵
34 (بقره/196)
الرّضا (علیه السلام)- فَإِنْ قَالَ: فَلِمَ أُمِرُوا بِحِجَّهًٍْ وَاحِدَهًٍْ لَا أَکْثَرَ مِنْ ذَلِکَ؟ قِیلَ: لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ وَضَعَ الْفَرَائِضَ عَلَی أَدْنَی الْقَوْمِ قُوَّهًًْ کَمَا قَالَ عَزَّوَجَلَّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ یَعْنِی شَاهًًْ لِیَسَعَ لَهُ الْقَوِیُّ وَ الضَّعِیفُ وَ کَذَلِکَ سَائِرُ الْفَرَائِضِ إِنَّمَا وُضِعَتْ عَلَی أَدْنَی الْقَوْمِ قُوَّهًًْ وَ کَانَ مِنْ تِلْکَ الْفَرَائِضِ الْحَجُّ الْمَفْرُوضُ وَاحِداً ثُمَّ رَغَّبَ بَعْدُ أَهْلَ الْقُوَّهًِْ بِقَدْرِ طَاقَتِهِمْ. فَإِنْ قَالَ: فَلِمَ أُمِرُوا بِالتَّمَتُّعِ إِلَی الْحَجِّ؟ قِیلَ: ذلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ رَحْمَهًٌْ لِأَنْ یَسْلَمَ النَّاسُ مِنْ إِحْرَامِهِمْ وَ لَا یَطُولَ ذَلِکَ عَلَیْهِمْ فَیَدْخُلَ عَلَیْهِمُ الْفَسَادُ وَ أَنْ یَکُونَ الْحَجُّ وَ الْعُمْرَهًُْ وَاجِبَیْنِ جَمِیعاً فَلَا تُعَطَّلَ الْعُمْرَهًُْ وَ لَا تَبْطُلَ وَ لَا یَکُونَ الْحَجُّ مُفْرَداً مِنَ الْعُمْرَهًِْ وَ یَکُونَ بَیْنَهُمَا فَصْلٌ وَ تَمْیِیزٌ وَ قَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) دَخَلَتِ الْعُمْرَهًُْ فِی الْحَجِّ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ وَ لَوْ لَا أَنَّهُ (صلی الله علیه و آله) کَانَ سَاقَ الْهَدْیَ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ أَنْ یَحِلَّ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ لَفَعَلَ کَمَا أَمَرَ النَّاسَ وَ لِذَلِکَ قَالَ لَوِ اسْتَقْبَلْتُ مِنْ أَمْرِی مَا اسْتَدْبَرْتُ لَفَعَلْتُ کَمَا أَمَرْتُکُمْ وَ لَکِنِّی سُقْتُ الْهَدْیَ وَ لَیْسَ لِسَائِقِ الْهَدْیِ أَنْ یَحِلَّ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَقَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ! نَخْرُجُ حُجَّاجاً وَ رُءُوسُنَا تَقْطُرُ مِنْ مَاءِ الْجَنَابَهًِْ. فَقَالَ إِنَّکَ لَنْ تُؤْمِنَ بِهَذَا أَبَداً.
امام رضا (علیه السلام) اگر پرسیده شود: «چرا مردم مأمور شدند که یکمرتبه حج، بهجا آورند و به بیشتر از آن مأمور نشدند»، باید در جواب گفتهشود: «برای آنکه خدا واجبات را به ملاحظهی حال ضعیفترین مردم از نظر قوّت [جسمی و مالی] قرار داد چنانکه فرمود: فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ یعنی گوسفند، قربانی حجگزار باشد که در آن روز قربانی کند پس قراردادن گوسفند برای آن است که ضعیف و قوی توان آن را داشته باشند و همچنین در سایر واجبات ملاحظهی ضعیفترین مردم در قوّت شده است و از جملهی فرائض، حج است که یکمرتبه واجب شده است و بیشتر از آن، برای کسانی که قوّت دارند به قدر طاقت ایشان، ترغیب و تحریض شده است که بیشتر حج کنند». اگر پرسیدهشود: «چرا مردم مأمور شدند برای حجّ تمتّع، حجّ عمره را انجام داده و به تمتّع تبدیلش کنند ...»، باید در جواب گفتهشود: «برای آنکه در این فاصله میان دو احرام، تخفیف و رحمتی از جانب پروردگار برای مردم میباشد و [از آن جهت است که] این احرام بر ایشان طول نکشد تا آفت و فسادی [مثل به گناهافتادن] بر ایشان داخل شود و دلیل دیگر آن است که حجّ و عمره هر دو واجباند. پس عمره تعطیل و باطل نشود و به این خاطر بین عمره و تمتّع فاصله نهاد و پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «عمره تا روز قیامت همراه حجّ تمتّع است». و اگر پیغمبر (صلی الله علیه و آله) قربانی نیاوردهبود و بر او واجب نبود که تا قربانی را به قربانگاه نرسانده [و قربانی نکرده] از احرام خارج نشود، حتماً همانطور که به مردم امر کردهبود، از احرام خارج میشد و به همین جهت که به مردم فرمود: «اگر مانند شما [به حج] میآمدم، قطعاً خلاف اعمال شما عمل نمیکردم و مانند شما حج میکردم [ولی حکم من مثل حکم شما نیست، زیرا] من [پیش از آمدن به حج] قربانی خود را بهسوی قربانگاه فرستادهام و بر کسی که قربانیاش را به قربانگاه فرستاده جایز نیست که تا قبل از رسیدن قربانی به قربانگاه، از احرام خارج شود. در این هنگام فردی برخاست و گفت: «ای رسولخدا (صلی الله علیه و آله)! ما در حالت حج هستیم و آب غسل جنابت [که بهخاطر آمیزش جنسی به ما واجب شده] از سر ما میچکد». پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «تو هیچگاه به این [کلام من و دین خدا] ایمان نیاوردی»».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۲ بحارالأنوار، ج۶، ص۸۳/ علل الشرایع، ج۱، ص۲۷۳/ وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۱۹ و عیون أخبارالرضا (ج۲، ص۱۱۹؛ فیهما: «فان قال فلم أمروا ... ابدا» محذوفٌ/ نورالثقلین؛ فیه: «و کان من تلک الفرایض ... ابدا» محذوفٌ
35 (بقره/196)
الرّضا (علیه السلام)- انَّ اللَّهَ فَرَضَ الْفَرَائِضَ عَلَی أَضْعَفِ الْقَوْمِ قُوَّهًًْ لِیَسْتَوِیَ فِیهَا الضَّعِیفُ وَ الْقَوِیُّ کَمَا قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَ قَالَ فَاتَّقُوا اللهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ فَاسْتَوَی الضَّعِیفُ الَّذِی لَا یَقْدِرُ عَلَی أَکْثَرَ مِنْ شَاهًٍْ وَ الْقَوِیُّ الَّذِی یَقْدِرُ عَلَی أَکْثَرَ مِنْ شَاهًٍْ إِلَی أَکْثَرِ الْقُدْرَهًِْ فِی الْفَرَائِضِ وَ ذَلِکَ لِأَنْ لَا تَخْتَلِفَ الْفَرَائِضُ وَ لَا تُقَامَ عَلَی حَدٍّ وَ قَدْ فَرَضَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَی الضَّعِیفِ مَا فَرَضَ عَلَی الْقَوِیِّ وَ لَا یُفْرَقُ عِنْدَ ذَلِکَ بَیْنَ الْقَوِیِّ وَ الضَّعِیفِ فَلَمَّا أَنْ لَمْ یَجُزْ أَنْ یُفْرَضَ عَلَی الضَّعِیفِ الْمَعْلُولِ فَرْضُ الْقَوِیِّ الَّذِی هُوَ غَیْرُ مَعْلُولٍ وَ لَمْ یَجُزْ أَنْ یُفْرَضَ عَلَی الْقَوِیِّ غَیْرُ فَرْضِ الضَّعِیفِ فَیَکُونُ الْفَرْضُ مَحْمُولًا ثَبَتَ الْفَرْضُ عِنْدَ ذَلِکَ عَلَی أَضْعَفِ الْقَوْمِ لِیَسْتَوِیَ فِیهَا الْقَوِیُّ وَ الضَّعِیفُ رَحْمَهًًْ مِنَ اللَّهِ لِلضَّعِیفِ لِعِلَّتِهِ فِی نَفْسِهِ وَ رَحْمَهًًْ مِنْهُ لِلْقَوِیِّ لِعِلَّهًِْ الضَّعِیفِ وَ یُسْتَتَمُّ الْفَرْضُ الْمَعْرُوفُ الْمُسْتَقِیمُ عِنْدَ الْقَوِیِّ وَ الضَّعِیفِ.
امام رضا (علیه السلام) خداوند [بر اساس توانایی] مردم ناتوان، واجبات را واجب نمود تا قدرتمندان و ضعیفان در آن برابر باشند. خداوند تبارکوتعالی فرمود: فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ، فراهم کنید و فرمود: بنابر توان خود تقوی الهی پیشه کنید. (تغابن/۱۶) پس ضعیفی که بیشتر از ذبح گوسفند در توان ندارد، با کسیکه با توجّه به توانمندیش، قادر به ذبح بیشتر ازگوسفند است، برابر میباشد و این برای آن است که واجبات، متفاوت نشود و اقامهی حد نشود. و خداوند تبارکوتعالی بر ضعیف همان چیزی را واجب کرد که بر توانمند واجب نمود. و از این جهت بین ناتوان و توانمند تفاوتی وجود ندارد. پس هنگامیکه جایز ندانست بر ضعیف مشکلدار چیزی را واجب کند که بر قوی بیمشکل واجب نموده و جایز ندانست که بر قوی چیزی غیر از آنچه به ضعیف واجب شده را واجب نماید، در این صورت، واجبات وابسته به نوع افراد میشد بنابراین، خداوند واجب را بر اساس قدرت ناتوانترین مردم [یکسان] واجب گرداند تا اینکه در انجام آن بین قوی و ضعیف تفاوتی نباشد. [این یکسانی از آن رو انجام شد] تا بهخاطر ضعف افراد ضعیف، رحمتی به خود ضعیفان و بهخاطر ضعف افراد ضعیف، رحمتی بر افراد قوی باشد و به این ترتیب واجبات برای قوی و ضعیف، شناخته شده و یکسان شد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۲ بحارالأنوار، ج۸۰، ص۳۲/ مستدرک الوسایل، ج۳، ص۱۱۰؛ فیه: «لیسعی» بدلٌ «لیستوی»/ فقه الرضا (ص۷۲
36 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِیِّ عَنْ أَبِیعَبْدِاللَّه (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ بِرَأْسِهِ قُرُوحٌ لَا یَقْدِرُ عَلَی الْحَلْقِ قَالَ إِنْ کَانَ قَدْ حَجَّ قَبْلَهَا فَلْیَجُزَّ شَعْرَهُ وَ إِنْ کَانَ لَمْ یَحُجَّ فَلَا بُدَّ لَهُ مِنَ الْحَلْقِ وَ عَنْ رَجُلٍ حَلَقَ قَبْلَ أَنْ یَذْبَحَ قَالَ یَذْبَحُ وَ یُعِیدُ الْمُوسَی لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ.
امام صادق (علیه السلام) عمّار ساباطی از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است: دربارهی مردی که در سرش زخمهایی وجود داشت و نمیتوانست موهایش را بتراشد، از ایشان سؤال کردم فرمود: «چنانچه پیش از آن حج کرده، پس موهایش را فقط کوتاه کند ولی اگر حج نکردهباشد، چارهای جز تراشیدن سرندارد». و دربارهی فردی که پیش از قربانیکردن، حلق میکند، سؤال کردم که فرمود: «قربانی بکند و سرش را دوباره تیغ بزند چرا که خداوند متعال فرمود: وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۴ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۴۸۵
37 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- لَمَّا فَرَغَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مِنْ سَعْیِهِ بَیْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَهًِْ أَتَاهُ جَبْرَئِیلُ (علیه السلام) عِنْدَ فَرَاغِهِ مِنَ السَّعْیِ وَ هُوَ عَلَی الْمَرْوَهًِْ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکَ أَنْ تَأْمُرَ النَّاسَ أَنْ یُحِلُّوا إِلَّا مَنْ سَاقَ الْهَدْیَ فَأَقْبَلَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَلَی النَّاسِ بِوَجْهِهِ فَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ هَذَا جَبْرَئِیلُ وَ أَشَارَ بِیَدِهِ إِلَی خَلْفِهِ یَأْمُرُنِی عَنِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَنْ آمُرَ النَّاسَ أَنْ یَحِلُّوا إِلَّا مَنْ سَاقَ الْهَدْیَ فَأَمَرَهُمْ بِمَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ فَقَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ نَخْرُجُ إِلَی مِنًی وَ رُءُوسُنَا تَقْطُرُ مِنَ النِّسَاءِ وَ قَالَ آخَرُونَ یَأْمُرُنَا بِشَیْءٍ وَ یَصْنَعُ هُوَ غَیْرَهُ فَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ لَوِ اسْتَقْبَلْتُ مِنْ أَمْرِی مَا اسْتَدْبَرْتُ صَنَعْتُ کَمَا صَنَعَ النَّاسُ وَ لَکِنِّی سُقْتُ الْهَدْیَ فَلَا یَحِلَّ مَنْ سَاقَ الْهَدْیَ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَقَصَّرَ النَّاسُ وَ أَحَلُّوا وَ جَعَلُوهَا عُمْرَهًًْ فَقَامَ إِلَیْهِ سُرَاقَهًُْ بْنُ مَالِکِ بْنِ جُعْشُمٍ الْمُدْلِجِیُّ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ هَذَا الَّذِی أَمَرْتَنَا بِهِ لِعَامِنَا هَذَا أَمْ لِلْأَبَدِ فَقَالَ بَلْ لِلْأَبَدِ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ وَ شَبَّکَ بَیْنَ أَصَابِعِهِ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ فِی ذَلِکَ قُرْآناً فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَهًِْ إِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ.
امام صادق (علیه السلام) هنگامی که رسولخدا (صلی الله علیه و آله) سعی بین صفا و مروه را به پایان رسانید و بر روی مروه بود، جبرئیل (علیه السلام) به نزد او آمد و گفت: «خداوند، به تو امر میفرماید که به مردم به جز آنهایی که قربانی فرستادهاند دستور دهی تا از احرام خارج شوند». پیامبر (صلی الله علیه و آله) رو به مردم کرد و با دست خود به پشت سرش اشاره کرد و فرمود: «ای مردم! این جبرئیل (علیه السلام) است و به من از ناحیهی خدا امر کرده که بگویم هرکس که قربانی فرستاده. از احرام خارج شود» و مردم را به این کار امر کرد. در آن هنگام مردی بهسوی حضرت رفت و عرض کرد: «ای رسولخدا (صلی الله علیه و آله)! آیا به سمت منی حرکت کنیم؛ درحالیکه بعضی از ما به خاطر آمیزش با زنان، غسل جنابت کردهاند و آب از سرشان میچکد»؟ دیگران نیز گفتند: «محمّد (صلی الله علیه و آله) از ما میخواهد کاری انجام دهیم که خود نمیکند»؟! پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اگر در ابتدا میدانستم که با آوردن قربانی، نمیتوانم از احرام خارج شوم، قربانی به همراه خود نمیآوردم و مانند سایر مردم، از احرام خارج میشدم. ولی من، قربانی به همراه خود آوردم و کسی که قربانی به همراه دارد تا زمانی که قربانی به محل خود برسد، نباید از احرام خارج شود». پس مردم موی خود را کوتاه نمودند و از احرام خارج شده و آن اعمال را عمره قرار دادند. در این هنگام، سراقهًْبنمالکبنجعشممُدلجی به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) رفت و عرض کرد: «ای رسولخدا (صلی الله علیه و آله)! اینکه به ما امر فرمودی تا از احرام خارج شویم تنها، برای امسال بود یا برای همیشه میباشد»؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) پاسخ داد: «خیر، بلکه برای همیشه و تا روز قیامت به همین منوال میباشد». در این هنگام پیامبر (صلی الله علیه و آله) انگشتانش را درهم فرو برد و خداوند آیهی: فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیسَرَ مِنَ الْهدْی را در اینباره، نازل کرده است.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۴ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۲۵/ وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۲۳۹
38 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- مَنْ سَاقَ الْهَدْیَ وَ قَرَنَ بَیْنَ الْعُمْرَهًِْ وَ الْحَجِّ لَمْ یَحْلِلْ لِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ.
امام صادق (علیه السلام) کسی که برای خداوند قربانی بفرستد و عمره و تمتّع را به هم بپیوندد، [حکمش این است که قبل از رسیدن قربانی به قربانگاه] از احرام خارج نشود؛ طبق کلام الهی: وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۴ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۳۹ / دعایم الإسلام، ج۱، ص۳۰۰
39 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) حِینَ حَجَّ حَجَّهًَْ الْإِسْلَامِ خَرَجَ فِی أَرْبَعٍ بَقِینَ مِنْ ذِی الْقَعْدَهًِْ حَتَّی أَتَی الشَّجَرَهًَْ فَصَلَّی بِهَا ثُمَّ قَادَ رَاحِلَتَهُ حَتَّی أَتَی الْبَیْدَاءَ فَأَحْرَمَ مِنْهَا وَ أَهَلَّ بِالْحَجِّ وَ سَاقَ مِائَهًَْ بَدَنَهًٍْ وَ أَحْرَمَ النَّاسُ کُلُّهُمْ بِالْحَجِّ لَا یَنْوُونَ عُمْرَهًًْ وَ لَا یَدْرُونَ مَا الْمُتْعَهًُْ حَتَّی إِذَا قَدِمَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَکَّهًَْ طَافَ بِالْبَیْتِ وَ طَافَ النَّاسُ مَعَهُ ثُمَّ صَلَّی رَکْعَتَیْنِ عِنْدَ الْمَقَامِ وَ اسْتَلَمَ الْحَجَرَ ثُمَّ قَالَ: أَبْدَأُ بِمَا بَدَأَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ فَأَتَی الصَّفَا فَبَدَأَ بِهَا ثُمَّ طَافَ بَیْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَهًِْ سَبْعاً فَلَمَّا قَضَی طَوَافَهُ عِنْدَ الْمَرْوَهًِْ قَامَ خَطِیباً فَأَمَرَهُمْ أَنْ یُحِلُّوا وَ یَجْعَلُوهَا عُمْرَهًًْ وَ هُوَ شَیْءٌ أَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ فَأَحَلَّ النَّاسُ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): لَوْ کُنْتُ اسْتَقْبَلْتُ مِنْ أَمْرِی مَا اسْتَدْبَرْتُ لَفَعَلْتُ کَمَا أَمَرْتُکُمْ وَ لَمْ یَکُنْ یَسْتَطِیعُ أَنْ یُحِلَّ مِنْ أَجْلِ الْهَدْیِ الَّذِی کَانَ مَعَهُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَقَالَ سُرَاقَهًُْ بْنُ مَالِکِ بْنِ جُعْشُمٍ الْکِنَانِیُّ: یَا رَسُولَ اللَّهِ! عُلِّمْنَا کَأَنَّا خُلِقْنَا الْیَوْمَ أَ رَأَیْتَ هَذَا الَّذِی أَمَرْتَنَا بِهِ لِعَامِنَا هَذَا أَوْ لِکُلِّ عَامٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَا بَلْ لِلْأَبَدِ الْأَبَدِ وَ إِنَّ رَجُلًا قَامَ فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ! نَخْرُجُ حُجَّاجاً وَ رُءُوسُنَا تَقْطُرُ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): إِنَّکَ لَنْ تُؤْمِنَ بِهَذَا أَبَداً.
امام صادق (علیه السلام) رسولخدا (صلی الله علیه و آله) به قصد انجام حجّ تمتّع، در بیستوششم ذیالقعده از مدینه حرکت کرده و کنار مسجد شجره رفت و آنجا نماز گزارد. سپس سوار بر شتر خود شده، به «بیداء» رفته و از آنجا محرم شد و درحالیکه صد قربانی را پیشاپیش خود میراند، حجّ خود را آغاز نمود و مردم همگی در حالی محرم شدند که نه نیّت عمره داشتند و نه میدانستند تمتّع چیست. تا اینکه رسولخدا (صلی الله علیه و آله)، وارد مکّه شد و طواف کرد. مردم نیز به همراه ایشان طواف خانهی خدا را به جای آوردند. سپس پیامبر (صلی الله علیه و آله)، نزد مقام ابراهیم، دو رکعت نماز گزارد و حجرالاسود را لمس نمود. سپس فرمود: «با آنچه خداوند به آن آغاز نموده، آغاز کنید». آنگاه به صفا رفت و با آن آغاز نمود و بین صفا و مروه، هفت بار، سعی کرد و چون سعی ایشان در مروه پایان پذیرفت، شروع به سخنرانی کرده و به مردم امر فرمود که از احرام خارج شوند و آن اعمال را عمره قرار دهند و این دستور، دستوری از جانب خداوند عزّوجلّ بود که به پیامبر (صلی الله علیه و آله) ابلاغ شد. مردم از احرام، خارج شدند و رسولخدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اگر [پیش از نزول آیه] میدانستم که با به همراهداشتن قربانی نمیتوانم از احرام خارج شوم، قربانی به همراه خود نمیآوردم و همان کاری را انجام میدادم که شما را به آن امر کردم». و پیامبر (صلی الله علیه و آله) به خاطر قربانیای که به همراه داشت نمیتوانست از احرام خارج شود زیرا خداوند میفرماید: وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ سراقةابنمالکجعشمکنانی گفت: «ای رسولخدا (صلی الله علیه و آله)! طوری مسائل را به ما بیاموز که انگار تازه امروز به دنیا آمدهایم [و هیچ چیز نمیدانیم]! آیا این حکمی که امروز کردی فقط برای حجّ امسال بود یا برای هر سال است»؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: نه، این حکم برای همیشه است». فرد دیگری برخواست و گفت: «ای رسولخدا (صلی الله علیه و آله)! ما به عنوان حاجی خارج میشویم؛ درحالیکه [بر اثر آمیزش با زنان و وجوب غسل جنابت] آب غسل از سر ما میچکد». پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «تو هیچگاه [به من و آیات خدا] ایمان نمیآوری».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۴ الکافی، ج۴، ص۲۴۸/ بحارالأنوار، ج۲۱، ص۳۹۵ / علل الشرایع، ج۲، ص۴۱۲؛ فیه: «ثم أتی ... ذنوبین» زیادهًْ/ وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۲۲۲ و مستدرک الوسایل، ج۸، ص۷۵؛ فیهما: «و ان رجلا ... ابدا» محذوفٌ/ نورالثقلین/ البرهان
40 (بقره/196)
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- رَوَی مُعَاوِیَهًُْبْنُعَمَّارٍ عَنْ أَبِیعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) قَال: إِنَّ أَسْمَاءَ بِنْتَ عُمَیْسٍ نَفِسَتْ بِمحمد بْنِ أَبِی بَکْرٍ بِالْبَیْدَاءِ لِأَرْبَعٍ بَقِینَ مِنْ ذِی الْقَعْدَهًِْ فِی حَجَّهًِْ الْوَدَاع فَأَمَرَهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَاغْتَسَلَتْ وَ احْتَشَتْ وَ أَحْرَمَتْ وَ لَبَّتْ مَعَ النَّبِیِّ وَ أَصْحَابِهِ فَلَمَّا قَدِمُوا مَکَّهًَْ لَمْ تَطْهُرْ حَتَّی نَفَرُوا مِنْ مِنًی وَ قَدْ شَهِدَتِ الْمَوَاقِفَ کُلَّهَا بِعَرَفَاتٍ وَ جَمْعٍ وَ رَمَتِ الْجِمَارَ وَ لَکِنْ لَمْ تَطُفْ بِالْبَیْتِ وَ لَمْ تَسْعَ بَیْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَهًِْ فَلَمَّا نَفَرُوا مِنْ مِنًی أَمَرَهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَاغْتَسَلَتْ وَ طَافَتْ بِالْبَیْتِ وَ بَیْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَهًِْ وَ کَانَ جُلُوسُهَا لِأَرْبَعٍ بَقِینَ مِنْ ذِی الْقَعْدَهًِْ وَ عَشَرَهًٍْ مِنْ ذِی الْحِجَّهًِْ وَ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامِ التَّشْرِیقِ قَالَ وَ أَفْضَلُ الْبُدْنِ ذَوَاتُ الْأَرْحَامِ مِنَ الْإِبِلِ وَ الْبَقَرِ جَمِیعاً وَ یُجْزِی مِنَ الذُّکُورَهًِْ مِنَ الْبَقَرِ وَ الْبُدْنِ وَ أَفْضَلُ الضَّحَایَا مِنَ الْإِبِلِ الْفُحُولَهًُْ وَ مَتَی أَصَابَ الْهَدْیَ بَعْدَ إِحْرَامِهِ مَرَضٌ أَوْ فَقْءُ عَیْنٍ أَوْ غَیْرُهُ أَجْزَأَ صَاحِبَهُ أَنْ یُضَحِّیَ بِهِ مَتَی سَاقَهُ صَحِیحاً وَ کَذَلِکَ مَنْ مَاتَتِ الْأُضْحِیَّهًُْ کَذَا بَعْدَ شِرَائِهَا فَقَدْ أَجْزَأَتْ عَنْهُ وَ یَجُوزُ فِی الْأَضَاحِیِّ الْجَذَعُ مِنَ الضَّأْنِ وَ لَا یَجُوزُ جَذَعُ الْمَعْزِ وَ إِنْ سُرِقَتْ أُضْحِیَّهًُْ رَجُلٍ أَجْزَأَتْهُ وَ إِنِ اشْتَرَی بَدَلَهَا کَانَ أَفْضَلَ وَ الْأُضْحِیَّهًُْ تَجُوزُ فِی الْأَمْصَارِ عَنْ أَهْلِ بَیْتٍ وَاحِدٍ إِذَا لَمْ یَکُنْ یَجِدُوا غَیْرَهَا وَ الْبَقَرَهًُْ تُجْزِی عَنْ خَمْسَهًٍْ إِذَا کَانُوا أَهْلَ خِوَانٍ وَاحِدٍ وَ یُنْتَفَعُ بِجِلْدِ الْأُضْحِیَّهًِْ وَ یُشْتَرَی بِهِ الْمَتَاعُ وَ إِنْ تُصُدِّقَ بِهِ فَهُوَ أَفْضَلُ وَ یُدْبَغُ فَیُجْعَلُ مِنْهُ جِرَابٌ وَ مُصَلًّی وَ لَا تَأْکُلِ الصَّیْدَ وَ أَنْتَ حَرَامٌ وَ إِنْ کَانَ أَصَابَهُ مُحِلٌّ وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لَیْسَ عَلَیْکَ فِدَاءٌ لِشَیْءٍ أَتَیْتَهُ وَ أَنْتَ جَاهِلٌ وَ أَنْتَ مُحْرِمٌ فِی حَجَّتِکَ إِلَّا الصَّیْدَ فَإِنَّ عَلَیْکَ فِیهِ الْفِدَاءَ بِجَهْلٍ کَانَ أَوْ بِعَمْدٍ وَ مَتَی أَصَبْتَهُ وَ أَنْتَ حَرَام فِی الْحَرَمِ فَالْفِدَاءُ عَلَیْکَ مُضَاعَفٌ وَ إِنْ أَصَبْتَهُ وَ أَنْتَ حَلَالٌ فِی الْحَرَمِ فَقِیمَهًٌْ وَاحِدَهًٌْ وَ إِنْ أَصَبْتَهُ وَ أَنْتَ حَرَامٌ فِی الْحِلِّ فَعَلَیْکَ قِیمَهًٌْ وَاحِدَهًٌْ وَ مَتَی اجْتَمَعَ قَوْمٌ عَلَی صَیْدٍ وَ هُمْ مُحْرِمُونَ فَعَلَی کُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ قِیمَتُهُ وَ إِذَا اضْطُرَّ الْمُحْرِمُ فَوَجَدَ صَیْداً أَوْ مَیْتَهًًْ أَکَلَ مِنَ الصَّیْدِ لِأَنَّ فِدَاءَهُ فِی مَالِهِ قَائِمٌ فَإِنَّمَا یَأْکُلُ مِنْ مَالِهِ وَ إِنْ أَکَلَ الْحَلَالُ مِنْ صَیْدٍ أَصَابَهُ الْحَرَامُ لَمْ یَکُنْ بِهِ بَأْسٌ لِأَنَّ الْفِدَاءَ عَلَی الْمُحْرِمِ وَ یَطُوفُ الْمُفْرِدُ مَا شَاءَ بَعْدَ طَوَافِ الْفَرِیضَهًِْ وَ یُجَدِّدُ التَّلْبِیَهًَْ بَعْدَ الرَّکْعَتَیْنِ وَ الْقَارِنُ بِتِلْکَ الْمَنْزِلَهًِْ مَا خَلَا مِنَ الطَّوَافِ بِالتَّلْبِیَهًِْ وَ مَنْ أُهْدِیَ لَهُ حَمَامٌ أَهْلِیٌّ فِی الْحَرَمِ فَأَصَابَ مِنْهُ شَیْئاً فَلْیَتَصَدَّقْ بِثَمَنِهِ نَحْوَ مَا کَانَ یَسْوَی فِی الْقِیمَهًِْ وَ مَنْ قَرَنَ الْحَجَّ وَ الْعُمْرَهًَْ وَ سَاقَ الْهَدْیَ فَأَصَابَهُ حَصْرٌ لَمْ یَکُنْ عَلَیْهِ أَنْ یَبْعَثَ هَدْیاً مَعَ هَدْیِهِ وَ لَا یَحِلُّ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَإِذَا بَلَغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ أَحَلَّ وَ عَلَیْهِ إِذَا بَرَأَ الْحَجُّ وَ الْعُمْرَهًُْ.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) معاویهبنعمّار از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است: چهار روز مانده به پایان ذیالقعده در حجهًْالوداع، اسماء دختر عمیس در «بیداء» محمّدابنابیبکر را به دنیا آورد. پس رسولخدا (صلی الله علیه و آله) به او امر فرمود که خود را شستشو دهد و لباس بپوشد و احرام بندد و همراه پیامبر و یارانش لبّیک بگوید. پس زمانیکه به مکّه رسیدند طهارت نکند تا اینکه از منی کوچ کنند و به مکّه روند و در تمام مواقف مثل موقف عرفات و جُمَع حضور پیدا کند و رمیجمرات انجام دهد و لکن طواف خانه خدا و سعی صفا و مروه را بهجای نیاورد. پس زمانی که از منی کوچ کردند و به مکّه رسیدند پیامبر (صلی الله علیه و آله) به او امر فرمود و او خود را شستشو داد و به طواف کعبه و سعی صفا و مروه پرداخت و او چهار روز آخر ذیالقعده و ده روز ذیالحجّه و سه روز پس از عید قربان را اقامت گزید. امام (علیه السلام) فرمود: برترین حیوانات برای قربانیکردن، شتر و گاو مادّه است؛ گرچه شتر و گاو مذکّر نیز جایز است. [البتّه] بهترین قربانی، شتر تنومند مذکّر است و اگر قربانی، پس از محرم شدن شخص، مریض شد و یا چشمش، چرک کرد و سفید شد یا اینکه به چیزی غیر از اینها مبتلا شد، برای صاحبش، همین که او را سالم به قربانگاه فرستاده کفایت میکند. و در مورد کسیکه پس از معامله و خرید حیوان، قربانیاش میمیرد نیز همین مطلب صدق کرده و او را کفایت میکند. گوسفند هشت نه ماهه برای قربانیکردن، مناسب است ولی بز هشت نه ماهه مناسب نیست و اگر قربانی شخصی دزدیدهشد هرچند که از او پذیرفته میشود امّا اگر قربانی دیگری بهجای او بخرد، بهتر است و اگر اهل یک خانه، حیوان کم شیری را در صورتی که به غیر آن حیوان دسترسی نداشتند، قربانی کنند، اشکالی ندارد و ذبح یک گاو برای پنج نفر که اهل یک سفره باشند، کفایت میکند و استفاده از پوست قربانیای که منفعت بهدست دهد و بهوسیلهی آن، کالا خریده شود اشکالی ندارد. گرچه اگر آن را صدقه دهند، بهتر است و میتوانند آن گاو را پس از ذبح، دبّاغی کنند و از پوست آن کیسه و جانماز بسازند، و صید را هرچند کسی که محرم نیست صید کرده، درحالیکه خود محرم هستید، نخورید و بدان! بهخاطر چیزی که تو ناآگاهانه در حالت احرام مرتکب شدی، فدیه بر تو واجب نمیشود مگر صید؛ که چنانچه از روی جهل و یا عمد این کار را انجام دهی، باید فدیه بپردازی و زمانی که در حرم، محرم هستی و صید میکنی، پس باید دو برابر فدیه بپردازی و اگر در حرم، محرم نباشی و یا اینکه در خارج از حرم، محرم باشی، پس پرداخت یک فدیه، بر تو واجب میگردد. اگر چنانچه، قومی در حالت احرام، برای صیدکردن، اجتماع کنند پس بر هرکدام از آنها پرداخت فدیه واجب میشود. و اگر محرم، مضطر شد و صید یا حیوان مردهای را پیدا کرد، [اشکال ندارد و میتواند] از صید بخورد چراکه با پرداخت فدیهی مشخّص شده از مالش، گویا از مال خود خورده است و اگر غیرمحرم از شکاری که محرم، صید کرده است، بخورد، جایز است. چراکه پرداخت فدیه به عهدهی محرم است. و شخصی که حجّ مفرده بهجای میآورد، میتواند پس از طواف واجب، هر طواف دیگری که خواست انجام دهد و ذکر تلبیه را پس از خواندن دو رکعت نماز دوباره بگوید و در آنجا هرچه از تلبیه در طواف کم گذاشته همراه کند. و کسیکه کبوتر اهلی را در حرم قربانی کند، باید بهایی همقیمت او، به عنوان صدقه بپردازد و کسیکه حج و عمره را پشت سر هم انجام دهد و قربانی را فرستادهباشد، اگر دچار محدودیّتی [در انجام اعمال حج] شد، فرستادن قربانی دیگری علاوه بر قربانیش، بر او واجب نمیباشد و [باید که] از احرام خارج نشود تا اینکه قربانی به قربانگاه برسد و چون قربانی به قربانگاه رسید [میتواند] از احرام خارج شود و هرگاه بخواهد حج یا عمره کند این کار، بر او واجب میشود.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۶ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۳۴۹
41 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَامَ الْحُدَیْبِیَهًِْ وَ مَعَهُ {مِنْ} أَصْحَابِهِ أَزْیَدُ مِنْ أَلْفِ رَجُلٍ (یُرِیدُ الْعُمْرَهًَْ) فَلَمَّا صَارَ بِذِی الْحُلَیْفَهًِْ أَحْرَمَ وَ أَحْرَمُوا وَ قَلَّدَ وَ قَلَّدُوا الْهَدْیَ وَ أَشْعَرُوهُ وَ ذَلِکَ قَبْلَ فَتْحِ مَکَّهًَْ (وَ بَلَغَ قُرَیْشاً) فَجَمَعُوا لَهُ جُمُوعاً فَلَمَّا کَانَ قَرِیباً مِنْ عُسْفَانَ أَتَاهُ خَبَرُهُمْ فَقَالَ (رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)) إِنَّا لَمْ نَأْتِ عُسْفَانَ لِقِتَالِ أَحَدٍ وَ إِنَّمَا جِئْنَا مُعْتَمِرِینَ فَإِنْ شَاءَتْ قُرَیْشٌ هَادَنْتُهَا مُدَّهًًْ وَ خَلَّتْ بَیْنِی وَ بَیْنَ النَّاسِ فَإِنْ شَاءُوا أَنْ یَدْخُلُوا فِیمَا دَخَلَ فِیهِ النَّاسُ دَخَلُوا وَ إِنْ أَبَوْا قَاتَلْتُهُمْ حَتَّی یَحْکُمَ اللَّهُ بَیْنَنَا وَ هُوَ خَیْرُ الْحَاکِمِینَ وَ مَشَتِ الرُّسُلُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ قُرَیْشٍ فَوَادَعَهُمْ مُدَّهًًْ عَلَی أَنْ یَنْصَرِفَ مِنْ عَامِهِ وَ یَعْتَمِرَ إِنْ شَاءَ مِنْ قَابِلٍ وَ قَالَتْ قُرَیْشٌ لَنْ تَرَی الْعَرَبُ أَنَّهُ دَخَلَ عَلَیْنَا قَسْراً فَأَجَابَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَی ذَلِکَ وَ نَحَرَ الْبُدْنَ الَّتِی سَاقَهَا {مَکَانَهُ} وَ قَصَّرَ وَ انْصَرَفَ وَ انْصَرَفَ الْمُسْلِمُونَ وَ هَذَا حُکْمُ مَنْ صُدَّ عَنِ الْبَیْتِ مِنْ بَعْدِ أَنْ فَرَضَ الْحَجَّ أَوِ الْعُمْرَهًَْ أَوْ فَرَضَهُمَا جَمِیعاً یُقَصِّرُ وَ یَنْصَرِفُ وَ لَا یَحْلِقُ إِنْ کَانَ مَعَهُ هَدْیٌ لِأَنَّ اللَّهَ یَقُولُ وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ.
امام صادق (علیه السلام) رسولخدا (صلی الله علیه و آله) در سالی که صلح حدیبیّه اتّفاق افتاد با بیش از هزار نفر از یارانش به قصد حجّ عمره از [مدینه] خارج شدند و چون به سرزمین ذوالحلیفه رسیدند، او و همراهانش محرم شده و بر گردن قربانی، چیزی بستند تا مشخّص شود که قربانی حرم است و این ماجرا قبل از فتح مکّه اتّفاق افتاد. قریش مطّلع شدند، پس با یکدیگر اجتماع کردند و [به راه افتادند]؛ وقتی به نزدیکی عسفان رسیدند، خبر به پیامبر (صلی الله علیه و آله) رسید. حضرت فرمود: «ما برای جنگ با کسی به عسفان نیامدیم بلکه به قصد انجام عمره آمدهایم. اگر قریش بخواهد، مدّتی با ایشان مصالحه میکنم [به شرط آنکه] مانعی بین من و مردم بوجود نیاورند [و مرا آزاد بگذارند]، در این صورت میتوانند آزادانه به هرجایی که باقی مردم [آزادند و] میروند بروند، امّا اگر قریش [این آزادی را از ما بگیرند و] ممانعت کنند با ایشان مقابله [و جنگ] میکنم تا خداوند که بهترین حکمکننده است، بین ما حکم کند». بین او و قریش پیغامگزاران و رسولانی رفت و آمد کردند و پس از مدّتی با ایشان مصالحه کردند و قرار شد آن سال بازگردند و سال دیگر اگر خواستند همانند قبل، عمره بهجای آورند. قریش گفت: «عرب ندیده است که کسی ما را به انجام کاری مجبور کند». پس رسولخدا (صلی الله علیه و آله) خواستهی آنان را اجابت کرد و قربانیهایی (شترهایی) را که به قصد قربانیکردن، آوردهبود، در همانجا ذبح کرده و تقصیر نمود و از آنجا به همراه مسلمانان بازگشتند و این حکم کسی است که انجام حج یا عمره و یا هر دو را بر خود واجب کرد، امّا از ورود به خانهی کعبه بازداشته شده است چنین فردی [باید] تقصیر کرده و بازگردد و اگر با خود قربانی آوردهباشد تراشیدن سر بر او واجب نیست زیرا خداوند فرمود: وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۸ مستدرک الوسایل، ج۹، ص۳۰۷
42 (بقره/196)
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- الشَّیْخُ الْمُفِیدُ فِی الْإِرْشَاد: لَمَّا أَرَادَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) التَّوَجُّهَ إِلَی الْحَجِّ وَ أَدَاءَ مَا فَرَضَ اللَّهُ تَعَالَی فِیهِ أَذَّنَ فِی النَّاسِ بِهِ وَ بَلَغَتْ دَعْوَتُهُ إِلَی أَقَاصِی بِلَادِ الْإِسْلَامِ فَتَجَهَّزَ النَّاسُ لِلْخُرُوجِ مَعَهُ وَ حَضَرَ الْمَدِینَهًَْ وَ مِنْ نَوَاحِیهَا وَ مِنْ حَوْلِهَا وَ یَقْرُبُ مِنْهَا خَلْقٌ کَثِیرٌ وَ تَهَیَّئُوا لِلْخُرُوجِ مَعَهُ فَخَرَجَ (صلی الله علیه و آله) بِهِمْ لِخَمْسٍ بَقِینَ مِنْ ذِی الْقَعْدَهًِْ وَ کَاتَبَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) بِالتَّوَجُّهِ إِلَی الْحَجِّ مِنَ الْیَمَنِ وَ لَمْ یَذْکُرْ لَهُ نَوْعَ الْحَجِّ الَّذِی قَدْ عَزَمَ عَلَیْهِ وَ خَرَجَ (صلی الله علیه و آله) قَارِناً لِلْحَجِّ بِسِیَاقِ الْهَدْیِ وَ أَحْرَمَ مِنْ ذِی الْحُلَیْفَهًِْ وَ أَحْرَمَ النَّاسُ مَعَهُ إِلَی أَنْ قَالَ وَ کَانَ قَدْ خَرَجَ مَعَ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) کَثِیرٌ مِنَ الْمُسْلِمِینَ بِغَیْرِ سِیَاقِ هَدْیٍ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): دَخَلَتِ الْعُمْرَهًُْ فِی الْحَجِّ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ وَ شَبَّکَ إِحْدَی أَصَابِعِ یَدَیْهِ عَلَی الْأُخْرَی ثُمَّ قَالَ (صلی الله علیه و آله): لَوِ اسْتَقْبَلْتُ مِنْ أَمْرِی مَا اسْتَدْبَرْتُهُ مَا سُقْتُ الْهَدْیَ ثُمَّ أَمَرَ مُنَادِیَهُ أَنْ یُنَادِیَ مَنْ لَمْ یَسُقْ مِنْکُمْ هَدْیاً فَلْیُحِلَّ وَ لْیَجْعَلْهَا عُمْرَهًًْ وَ مَنْ سَاقَ مِنْکُمْ هَدْیاً فَلْیَقُمْ عَلَی إِحْرَامِهِ فَأَطَاعَ فِی ذَلِکَ بَعْضُ النَّاسِ وَ خَالَفَ بَعْضٌ وَ جَرَتْ خُطُوبٌ بَیْنَهُمْ فِیهِ.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) شیخ مفید در کتاب الإرشاد آورده است: وقتی رسولخدا (صلی الله علیه و آله) برای انجام فریضهی الهی عازم حج شد، به مردم اعلام فرمود و خبر دعوت ایشان به حج به تمام نقاط کشورهای اسلامی رسید. مردم نیز برای انجام حج به همراه ایشان مجهّز شده و از اطراف و اکناف بلاد اسلامی به مدینه آمدند. مردمان زیادی در مدینه جای گرفتند و برای بیرونرفتن به همراه حضرت، آماده شدند. رسولخدا (صلی الله علیه و آله) با مردم، پنج روز باقیمانده به آخر ذیالقعده، از شهر خارج شد و به امیرالمؤمنین (علیه السلام) در نامهای نوشت که از یمن به قصد حج حرکت کند ولی نوع حجّی که میخواست بهجای آورد را ذکر نکرد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) راهی حج شده و حیوانی برای قربانیکردن با خود برد. ایشان از مکان ذوالحلیفه مُحرم شد و مردم نیز به همراه او از ذوالحلیفه مُحرم شدند ... عدّهای از مسلمانان، بدون همراهداشتن قربانی، در کنار پیامبر (صلی الله علیه و آله) خارج شدند و خداوند متعال آیه فرستاد که: وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلهِ و رسولخدا (صلی الله علیه و آله) درحالیکه انگشتان دستش در هم گره کرده بود و میفشرد فرمود: [از این پس] عمره تا قیامت جزئی از حج است». سپس فرمود: «اگر آنچه در آخر کار میبینم را اوّلش میدیدم، قربانی را با خود نمیآوردم». سپس به منادیش دستور داد تا ندا دهد: «هرکسی از شما که قربانی نیاورده است از احرام خارج شود و حجّ واجبش را به صورت حجّ عمره قراردهد و کسانی که قربانی پیش فرستادند، در احرام باقی بمانند». برخی از مردم، از آن اطاعت کرده و برخی مخالفت نمودند و گفتگو و جرّ و بحث دربارهی آن بین مردم، زیاد شد و به طول انجامید.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۰ مستدرک الوسایل، ج۸، ص۸۴
43 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- عَنْ فُضَیْلِبْنِعِیَاضٍ قَال: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ اخْتِلَافِ النَّاسِ فِی الْحَجِّ فَبَعْضُهُمْ یَقُولُ خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مُهِلًّا بِالْحَجِّ وَ قَالَ بَعْضُهُمْ مُهِلًّا بِالْعُمْرَهًِْ وَ قَالَ بَعْضُهُمْ خَرَجَ قَارِناً وَ قَالَ بَعْضُهُمْ خَرَجَ یَنْتَظِرُ أَمْرَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): عَلِمَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ أَنَّهَا حَجَّهًٌْ لَا یَحُجُّ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بَعْدَهَا أَبَداً فَجَمَعَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ ذَلِکَ کُلَّهُ فِی سَفْرَهًٍْ وَاحِدَهًٍْ لِیَکُونَ جَمِیعُ ذَلِکَ سُنَّهًًْ لِأُمَّتِهِ فَلَمَّا طَافَ بِالْبَیْتِ وَ بِالصَّفَا وَ الْمَرْوَهًِْ أَمَرَهُ جَبْرَئِیلُ (علیه السلام) أَنْ یَجْعَلَهَا عُمْرَهًًْ إِلَّا مَنْ کَانَ مَعَهُ هَدْیٌ فَهُوَ مَحْبُوسٌ عَلَی هَدْیِهِ لَا یَحِلُّ لِقَوْلِهِ عَزَّوَجَلَّ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَجُمِعَتْ لَهُ الْعُمْرَهًُْ وَ الْحَجُّ وَ کَانَ خَرَجَ خُرُوجَ الْعَرَبِ الْأَوَّلِ لِأَنَّ الْعَرَبِ کَانَتْ لَا تَعْرِفُ إِلَّا الْحَجَّ وَ هُوَ فِی ذَلِکَ یَنْتَظِرُ أَمْرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ یَقُولُ (علیه السلام) النَّاسُ عَلَی أَمْرِ جَاهِلِیَّتِهِمْ إِلَّا مَا غَیَّرَهُ الْإِسْلَامُ کَانُوا لَا یَرَوْنَ الْعُمْرَهًَْ فِی أَشْهُرِ الْحَجِّ فَشَقَّ عَلَی أَصْحَابِهِ حِینَ قَالَ اجْعَلُوهَا عُمْرَهًًْ لِأَنَّهُمْ کَانُوا لَا یَعْرِفُونَ الْعُمْرَهًَْ فِی أَشْهُرِ الْحَجِّ وَ هَذَا الْکَلَامُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّمَا کَانَ فِی الْوَقْتِ الَّذِی أَمَرَهُمْ فِیهِ بِفَسْخِ الْحَجِّ فَقَالَ: أُدْخِلَتِ الْعُمْرَهًُْ فِی الْحَجِّ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ وَ شَبَّکَ بَیْنَ أَصَابِعِهِ یَعْنِی فِی أَشْهُرِ الْحَجِّ. قُلْتُ: أَ فَیُعْتَدُّ بِشَیْءٍ مِنْ أَمْرِ الْجَاهِلِیَّهًِْ؟ فَقَالَ: إِنَّ أَهْلَ الْجَاهِلِیَّهًِْ ضَیَّعُوا کُلَّ شَیْءٍ مِنْ دِینِ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) إِلَّا الْخِتَانَ وَ التَّزْوِیجَ وَ الْحَجَّ فَإِنَّهُمْ تَمَسَّکُوا بِهَا وَ لَمْ یُضَیِّعُوهَا.
امام صادق (علیه السلام) فضیلبنعیاض گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: مردم در حجّ رسولخدا (صلی الله علیه و آله) اختلاف دارند بعضی میگویند: «رسولخدا (صلی الله علیه و آله) به احرام حجّ تمتّع محرم شد». برخی دیگر میگویند: «ایشان به احرام عمره محرم شد». گروهی دیگر میگویند: «حضرت با احرام حجّ قران خارج شد». جماعتی دیگر میگویند: «آن جناب خارج شد و منتظر فرمان خدای عزّوجلّ بود که چه دستوری میرسد». امام صادق (علیه السلام) فرمود: خداوند عزّوجلّ میدانست که آن احرام پیامبر (صلی الله علیه و آله)، آخرین احرامش است و بعد از آن حضرتش دیگر حجّی بهجای نمیآورد. پس خداوند عزّوجلّ تمام مناسک و اعمال را در همان یک سفر برای پیامبرش جمع فرمود تا تمام انواع حج برای امّتش سنّت شود لذا بعد از آنکه پیامبر طواف بیت را انجام داد و سعی بین صفا و مروه را به اتمام رساند، جبرئیل (علیه السلام) امر نمود تا آن را عمره قرار دهد. بنابراین تمام کسانی که با حضرت محرم شدند، احرامشان را به عمره تبدیل کردند؛ مگر آنکس که قربانی با خود آوردهبود زیرا آنها بهخاطر قربانی و کلام خدا که فرمود: حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ نمیتوانستند از احرام خارج شوند و محبوس بودند حقتعالی عمره و حجّ را برای پیامبر (صلی الله علیه و آله) جمع فرمود؛ چه آنکه او بر طبق آداب عرب و شناخت آنها که غیر از حج به چیز دیگری (عمره) آشنا نبودند، ابتدا با احرام حج خارج گشت و در عین حال منتظر و مترصّد فرمان خدا بود که چه دستوری میرسد. امام صادق (علیه السلام) ادامه داد: مردم در آن زمان به همان آیین جاهلیّت عمل میکردند مگر آنچه را که اسلام تغییر دادهبود بنابراین آنها انجام عمره را در ماههای حج روا نمیدانستند و برای آن وقت دیگری قائل بودند. از این رو وقتی نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله) به آنها فرمود: «احرام حج را که در ماههای حج واقع ساختهاید به عمره مبدّل نمایید»، بر آنها بسیار گران و سخت آمد زیرا اصلاً نمیدانستند که عمره را میتوان در ماههای حج نیز انجام داد و این کلام پیامبر (صلی الله علیه و آله) در وقتی بود که به آنها امر فرمود: «حج را فسخ نمایید و تمتّع را به عمره تبدیل کنید» و همچنین فرمود: «از این تاریخ تا روز قیامت، عمره در حج داخل گشت». و درحالیکه این سخن را بیان مینمود، انگشتان دستش را در هم گره کردهبود. و مقصود پیامبر (صلی الله علیه و آله)، ماههای حج بود محضر مبارک امام (علیه السلام) عرض کردم: «آیا به آئینی از آیینهای عصر جاهلیّت میتوان اعتماد کرد»؟ حضرت فرمود: «اهل جاهلیّت تمام شرایع و احکام دین حضرت ابراهیم (علیه السلام) را ضایع نمودند؛ مگر سه چیز: ختنهکردن، تزویج و حج. آنان این سه را نگهداشته و ضایع ننمودند ولی باقی احکام را محو و نابود ساختند.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۰ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۹۰/ علل الشرایع، ج۲، ص۴۱۴/ نورالثقلین
44 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ الْحَجَّ مُتَّصِلٌ بِالْعُمْرَهًِْ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ فَإِذا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَلَیْسَ یَنْبَغِی لِأَحَدٍ إِلَّا أَنْ یَتَمَتَّعَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ أَنْزَلَ ذَلِکَ فِی کِتَابِهِ وَ سَنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله).
امام صادق (علیه السلام) حجّ به عمره متّصل است؛ به دلیل فرمودهی حقّ تبارکوتعالی فَإِذا أَمِنْتُمْ، فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ بنابراین برای احدی هیچ نوع حجّی جایز نیست مگر آنکه تمتّع بهجای آورد. زیرا حق عزّوجلّ آن را در کتابش نازل نموده و در سنّت رسولخدا (صلی الله علیه و آله) آمده است.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۲ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۹۱/ علل الشرایع، ج۲، ص۴۱۱/ نورالثقلین/ فقه القرآن، ج۱، ص۲۶۸؛ فیه: «الا حاضری المسجد الحرام» زیادهًْ/ البرهان؛ فیه: «دخلت العمرهًْ ... القیامهًْ» بدلٌ «ان الحج ... بالعمرهًْ»
45 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- سُئِلَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) عَنْ رَجُلٍ بَعَثَ بِهَدْیٍ مَعَ قَوْمٍ یُسَاقُ فَوَاعَدَهُمْ یَوْمَ یُقَلِّدُونَ فِیهِ هَدْیَهُمْ وَ یُحْرِمُونَ فِیهِ قَالَ: یَحْرُمُ عَلَیْهِ مَا یَحْرُمُ عَلَی الْمُحْرِمِ فِی الْیَوْمِ الَّذِی وَاعَدَهُمْ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّه.
امام صادق (علیه السلام) [از امام] دربارهی [حکم] مردی سؤال شد که قربانی خود را به همراه گروهی میفرستد و با آنان در روزی که قلّاده بر گردن آن قربانی میافکنند (که نشان دهند آن چهارپایان برای قربانی حج هستند) و مُحرم میشوند، قرار میگذارد. حضرت پاسخ داد: «در روزی که با آنها قرار گذاشت، اعمالی که بر مُحرم، حرام میشود، بر او نیز حرام میشود تا اینکه قربانی به محل خود (قربانگاه) برسد».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۲ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۳۲۹/ البرهان
46 (بقره/196)
امیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَنَّهُ قَالَ فِی الْمُحْرِمِ تَکُونُ لَهُ عِلَّهًٌْ یَخَافُ أَنْ یَتَجَرَّدَ قَالَ: یُحْرِمُ فِی ثِیَابِهِ وَ یَفْتَدِی بِمَا قَالَ اللَّهُ مِنْ صِیامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ.
امام علی (علیه السلام) امام (علیه السلام) در مورد شخص محرمی که به علّت بیماری، از برهنهشدن [برای پوشیدن لباس احرام] میترسد. فرمودند: «او با لباس تنش محرم شود و آنچه خداوند از روزه یا صدقه یا قربانی، به عنوان فدیه بر او واجب کرده است را بپردازد».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۲ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۷۶/ مستدرک الوسایل، ج۹، ص۳۰۰/ دعایم الإسلام، ج۱، ص۳۰۵؛ فیه: «شالء» بدلٌ «قال» و «و فدیهًْ» زیادهًْ
47 (بقره/196)
امیرالمؤمنین (علیه السلام)- المَرِیضُ إِذَا أَرَادَ الْإِحْرَامَ وَ هُوَ مُتَخَوِّفٌ عَلَی نَفْسِهِ مِنَ الْبَرْدِ فَلْیُحْرِمْ وَ عَلَیْهِ ثِیَابُهُ مِنَ الثِّیَابِ وَ لْیُکَفِّرْ بِمَا سَمَّاهُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِی کِتَابِهِ فَفِدْیَهًٌْ مِنْ صِیامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ.
امام علی (علیه السلام) اگر شخص بیمار خواست محرم شود در حالیکه میترسد به دلیل سرما بر بدنش ضرری وارد شود، بر او واجب است، لباس احرام را بر روی لباسش بپوشد و محرم شود و به آنچه که خداوند در کتابش از روزه یا صدقه یا قربانی به عنوان فدیه نام برده، کفّاره دهد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۲ مستدرک الوسایل، ج۹، ص۳۰۰/ الجعفریات، ص۶۸
48 (بقره/196)
السّجّاد (علیه السلام)- سُئِلَ عَنِ الْأَقْرَعِ وَ الْأَصْلَعِ وَ مَنْ یَتَخَوَّفُ الْبَرْدَ عَلَی رَأْسِهِ إِذَا هُوَ أَحْرَمَ وَ مَنْ بِهِ قُرُوحٌ فِی رَأْسِهِ فَیَتَخَوَّفُ عَلَیْهِ الْبَرْدَ قَالَ لَهُ: فَلْیُکَفِّرْ بِمَا سَمَّاهُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِی کِتَابِهِ قَوْلُهُ تَعَالَی فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ بِهِ أَذیً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ صِیَامِ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامٍ أَوْ صَدَقَهًِْ ثَلَاثَهًِْ أَصْوُعٍ عَلَی سِتَّهًِْ مَسَاکِینَ أَوْ نُسُکٍ وَ هِیَ شَاهًٌْ لِیَضَعَ الْقَلَنْسُوَهًَْ عَلَی رَأْسِهِ أَوِ الْعِمَامَهًْ.
امام سجاد (علیه السلام) [از امام (علیه السلام)] دربارهی شخصی که کاملاً طاس و شخصی که بخشی از سرش طاس است مُحرم شود، از اثر سوء سرما در سرش بترسد و کسی که در سرش زخمهایی است که در اثر مُحرمشدن، از سرما خوف دارد، سؤال شد. حضرت فرمود: او باید با آنچه که خداوند متعال در کتابش نام برده، کفّاره دهد سخن الهی است که: فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ بِهِ أَذیً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ سه روز روزه گرفته یا سه صاع به شش مسکین صدقه دهد و یا گوسفندی قربانی کند تا اینکه [بتواند] کلاه (عرقچین حجاج) یا عمامه بر سرش قرار دهد. (یعنی از احرام خارج شود).
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۲ مستدرک الوسایل، ج۹، ص۲۲۹/ الجعفریات، ص۶۸؛ فیه: «اربع» زیادهًْ
49 (بقره/196)
علیبنابراهیم (رحمة الله علیه)- فَإِنَّهُ إِذَا عَقَدَ الرَّجُلُ الْإِحْرَامَ بِالتَّمَتُّعِ بِالْعُمْرَهًِْ إِلَی الْحَجِّ وَ أَحْرَمَ ثُمَّ أَصَابَتْهُ عِلَّهًٌْ فِی طَرِیقِهِ قَبْلَ أَنْ یَبْلُغَ إِلَی مَکَّهًَْ وَ لَا یَسْتَطِیعُ أَنْ یَمْضِیَ فَإِنَّهُ یُقِیمُ فِی مَکَانِهِ الَّذِی أُحْصِرَ فِیهِ وَ یَبْعَثُ مِنْ عِنْدِهِ هَدْیاً إِنْ کَانَ غَنِیّاً فَبَدَنَهًًْ وَ إِنْ کَانَ بَیْنَ ذَلِکَ فَبَقَرَهًًْ وَ إِنْ کَانَ فَقِیراً فَشَاهًًْ لَا بُدَّ مِنْهَا وَ لَا یَزَالُ مُقِیماً عَلَی إِحْرَامِهِ وَ إِنْ کَانَ فِی رَأْسِهِ وَجَعٌ أَوْ قُرُوحٌ حَلَقَ شَعْرَهُ وَ أَحَلَّ وَ لَبِسَ ثِیَابَهُ وَ یَفْدِی فَإِمَّا أَنْ یَصُومَ سِتَّهًَْ أَیَّامٍ أَوْ یَتَصَدَّقَ عَلَی عَشَرَهًِْ مَسَاکِینَ أَوْ نَسَکَ وَ هُوَ الدَّمُ یَعْنِی ذَبَحَ شَاهًًْ.
علیبنابراهیم (رحمة الله علیه) اگر کسی مصمّم شد که حجّ عمرهاش را به حجّ تمتّع وصل کند و محرم شد، سپس در بین راه، پیش از آنکه به مکّه برسد، دچار بیماریای شد که نمیتوانست بقیّهی راه را سپری کند، باید در همان مکانی که برایش عذر پیش آمده، بماند و از جانب خود قربانی بفرستد. اگر ثروتمند است، شتر و اگر در سطح متوسّط مالی قرار دارد، گاو و اگر فقیر است، گوسفند قربانی کند که جز این چارهای نیست و همچنان در حالت احرام باقی بماند و اگر در سرش، مرض یا زخمی وجود دارد [که نمیتواند در حالت احرام باقی بماند]، موهای سرش را بتراشد و از احرام خارج شود و لباسش را بر تن کند و فدیه بپردازد یا اینکه شش روز روزه بدارد یا ده مسکین را صدقه دهد یا برای رضای خدا قربانی کند یعنی خونی بریزد که همان ذبحکردن گوسفند است.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۴ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۳۲۷
50 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- فَمَنْ عَرَضَ لَهُ أَذًی أَوْ وَجَعٌ فَتَعَاطَی مَا لَا یَنْبَغِی لِلْمُحْرِمِ إِذَا کَانَ صَحِیحاً فَالصِّیَامُ ثَلَاثَهًُْ أَیَّامٍ وَ الصَّدَقَهًُْ عَلَی عَشَرَهًِْ مَسَاکِینَ یُشْبِعُهُمْ مِنَ الطَّعَامِ وَ النُّسُکُ شَاهًٌْ یَذْبَحُهَا فَیَأْکُلُ وَ یُطْعِمُ وَ إِنَّمَا عَلَیْهِ وَاحِدٌ مِنْ ذَلِکَ.
امام صادق (علیه السلام) بر هر [شخص محرم] که به ناراحتی یا مرضی گرفتار شده و [بدان سبب مجبور میشود] به کاری دست زند که انجام آن برای محرم در هنگام سلامت، شایسته نیست، یکی از این سه کار واجب میشود: سه روز روزه، به ده مسکین صدقهدادن طوریکه آن غذا آنها را سیر کند و قربانیکردن گوسفند که [خود] بخورد و [به دیگران نیز] اطعام دهد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۴ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۳۳۳/ الإستبصار، ج۲، ص۱۹۵/ وسایل الشیعه، ج۱۳، ص۱۶۶/ البرهان
51 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- مَرَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَلَی کَعْبِ بْنِ عُجْرَهًَْ الْأَنْصَارِیِّ وَ الْقَمْلُ یَتَنَاثَرُ مِنْ رَأْسِهِ فَقَالَ: أَ تُؤْذِیکَ هَوَامُّکَ؟ فَقَالَ: نَعَمْ! قَالَ: فَأُنْزِلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ بِهِ أَذیً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ فَأَمَرَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِحَلْقِ رَأْسِهِ وَ جَعَلَ عَلَیْهِ الصِّیَامَ ثَلَاثَهًَْ أَیَّامٍ وَ الصَّدَقَهًَْ عَلَی سِتَّهًِْ مَسَاکِینَ لِکُلِّ مِسْکِینٍ مُدَّانِ وَ النُّسُکَ شَاهًًْ قَالَ وَ قَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) وَ کُلُّ شَیْءٍ فِی الْقُرْآنِ أَوِ فَصَاحِبُهُ بِالْخِیَارِ یَخْتَارُ مَا شَاءَ وَ کُلُّ شَیْءٍ فِی الْقُرْآنِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَعَلَیْهِ کَذَا فَالْأَوَّلُ بِالْخِیَارِ.
امام صادق (علیه السلام) رسولخدا (صلی الله علیه و آله) از کنار کعببنعُجره که مُحرم بود میگذشت که مشاهده نمود سر او پر از شپش است. حضرت به او فرمود: «آیا این حشرات، سبب آزار تو هستند»؟ کعب پاسخ داد: «آری»! و این آیه نازل شد: فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ بِه أَذًی مِّن رَّأْسِه فَفِدْیةٌ مِّن صِیامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ رسولخدا (صلی الله علیه و آله) به او امر فرمود تا موی سر خود را بتراشد و در کفّارهی خارج شدن از احرام، سه روز روزه بگیرد یا به شش مسکین هر کدام دو مدّ، طعام دهد یا یک گوسفند، قربانی نماید. هرجا در قرآن حرف «أَوْ» آمده، به معنای اختیار است و انسان میتواند یکی از دو گزینه را انتخاب کند و هرجا در قرآن چنین تعبیری آمد که: «سپس هرکس چنین نیافت باید چنان را برگزیند». در این صورت، بین دو گزینه اختیار دارد گرچه اوّلی بهتر است.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۴ وسایل الشیعه، ج۱۳، ص۱۶۵/ مستدرک الوسایل، ج۹، ص۳۰۲/ من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۳۵۸/ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۳۳۳/ الإستبصار، ج۲، ص۱۹۵/ نورالثقلین/ البرهان
52 (بقره/196)
السّجّاد (علیه السلام)- صَوْمُ الْإِذْنِ عَلَی ثَلَاثَهًِْ أَوْجُهٍ وَ صَوْمُ التَّأْدِیبِ وَ صَوْمُ الْإِبَاحَهًِْ وَ صَوْمُ السَّفَرِ وَ الْمَرَضِ قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ فَسِّرْهُنَّ لِی. قَالَ ... وَ صِیَامُ أَذَی حَلْقِ الرَّأْسِ وَاجِبٌ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ بِهِ أَذیً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیامٍ أَوْ صَدَقَةً أَوْ نُسُکٍ فَصَاحِبُهَا فِیهَا بِالْخِیَارِ فَإِنْ صَامَ صَامَ ثَلَاثَهًَْ أَیَّامٍ.
امام سجاد (علیه السلام) زهری از امام سجاد (علیه السلام) نقل کرده است: روزهی مجاز (روزهای که در پی اجازهی شارع گرفتهمیشود) بر سه صورت است: روزه جهت تربیت، روزهی مباح و روزهی مسافر و مریض. عرض کردم: «فدایتان شوم! آنها را برای من بازگو کنید». فرمود ... و روزهی کسیکه به جهت ناراحتی در سرش نمیتواند (در اعمال حج) سر را بتراشد، واجب میباشد بنابر قول خداوند عزّوجلّ: فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ بِهِ أَذیً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ پس آن فرد مختار است که یکی از این سه فدیه را بپردازد، امّا اگر روزه را انتخاب کرد، سه روز باید روزه بگیرد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۴ الکافی، ج۴، ص۸۳/ تهذیب الأحکام، ج۴، ص۲۹۴/ من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۷۷/ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۲۵۹/ القمی، ج۱، ص۱۸۵/ الخصال، ج۲، ص۵۳۴؛ فیه: «ایام» محذوفٌ
53 (بقره/196)
الرّضا (علیه السلام)- عن زهری: فَإِنْ قَالَ فَلِمَ إِذَا مَرِضَ الرَّجُلُ أَوْ سَافَرَ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ فَلَمْ یَخْرُجْ مِنْ سَفَرِهِ أَوْ لَمْ یُفِقْ مِنْ مَرَضِهِ حَتَّی یَدْخُلَ عَلَیْهِ شَهْرُ رَمَضَانٍ آخَرُ وَجَبَ عَلَیْهِ الْفِدَاءُ لِلْأَوَّلِ وَ سَقَطَ الْقَضَاءُ فَإِذَا أَفَاقَ بَیْنَهُمَا أَوْ أَقَامَ وَ لَمْ یَقْضِهِ وَجَبَ عَلَیْهِ الْقَضَاءُ وَ الْفِدَاءُ قِیلَ لِأَنَّ ذَلِکَ الصَّوْمَ إِنَّمَا وَجَبَ عَلَیْهِ فِی تِلْکَ السَّنَهًِْ فِی ذَلِکَ الشَّهْرِ فَأَمَّا الَّذِی لَمْ یُفِقْ فَإِنَّهُ لَمَّا أَنْ مَرَّ عَلَیْهِ السَّنَهًُْ کُلُّهَا وَ قَدْ غَلَبَ اللَّهُ عَلَیْهِ فَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ السَّبِیلَ إِلَی أَدَائِهِ سَقَطَ عَنْهُ وَ کَذَلِکَ کُلُّ مَا غَلَبَ اللَّهُ تَعَالَی عَلَیْهِ مِثْلَ الْمُغْمَی الَّذِی یُغْمَی عَلَیْهِ یَوْماً وَ لَیْلَهًًْ فَلَا یَجِبُ عَلَیْهِ قَضَاءُ الصَّلَاهًِْ کَمَا قَالَ الصّادق (علیه السلام): کُلُّ مَا غَلَبَ اللَّهُ عَلَی الْعَبْدِ فَهُوَ أَعْذَرُ لَهُ لِأَنَّهُ دَخَلَ الشَّهْرَ وَ هُوَ مَرِیضٌ فَلَمْ یَجِبْ عَلَیْهِ الصَّوْمُ فِی شَهْرِهِ وَ لَا سَنَتِهِ لِلْمَرَضِ الَّذِی کَانَ فِیهِ وَ وَجَبَ عَلَیْهِ الْفِدَاءُ لِأَنَّهُ بِمَنْزِلَهًِْ مَنْ وَجَبَ عَلَیْهِ صَوْمٌ فَلَمْ یَسْتَطِعْ أَدَاءَهُ فَوَجَبَ عَلَیْهِ الْفِدَاءُ کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَصِیامُ شَهْرَیْنِ مُتَتابِعَیْنِ ... فَمَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَإِطْعامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً وَ کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَفِدْیَهًٌْ مِنْ صِیامٍ أَوْ صَدَقَهًٍْ أَوْ نُسُکٍ فَأَقَامَ الصَّدَقَهًَْ مَقَامَ الصِّیَامِ إِذَا عَسُرَ عَلَیْه.
امام رضا (علیه السلام) اگر گفتهشود: «چرا هرگاه شخص در ماه رمضان مریض شده یا مسافرت کند و تا ماه رمضان آینده از سفرش دست نکشیده یا مرضش بهبودی نیابد، بر او فدیه واجب است و قضای روزه ساقط میشود امّا اگر بین این دو رمضان مرضش خوب شده یا در وطن و یا جای دیگر اقامت گزید و سفرش اتمام یافت ولی [با این حال] قضای روزهی رمضان گذشته را نگرفت تا ماه رمضان آینده فرا رسید، بر او هم قضای روزه و هم فدیه لازم میشود؟ در جواب گفتهمیشود: «جهتش آن است که روزهی رمضان در همان سال و در همان ماه بر آن شخص واجب بوده؛ حال وقتی او در طول سال بیمار بوده بهطوریکه نتوانسته روزه را ادا و قضای آن را بهجا آورد، روزه از وی ساقط میشود و همچنین است حکم هرکسی که مغلوب تقدیر الهی واقع شود. نظیر کسیکه به اغما رفته که در طول روز و شب مبتلا به اغما شدهباشد که بر وی قضای نمازهای فوت شده لازم نیست چنانچه امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هرچه را که حقتعالی بر بندهاش غالب نماید و بنده مغلوب آن واقع گردد نزد خداوند متعال معذور بوده و تکالیفی را که بهواسطهی آن نتوانسته انجام دهد از عهدهاش ساقط هستند؛ چه آنکه ماه رمضان در حالی فرا رسیده که شخص مریض بوده و در نتیجه روزه بر وی در آن ماه واجب نبوده (و چون فرض این است که بعد از ماه تا سال آینده مرضش ادامه پیدا کرده و نتوانسته قضای آن را بهجای آورد) لذا باید فدیهی آن را بدهد چون او در حکم، شبیه کسی است که روزه بر او واجب است ولی توان ادای آن را ندارد. پسدادن فدیه بر او واجب است. چنانچه حقتعالی در قرآن فرموده: فَصِیامُ شَهْرَیْنِ مُتَتابِعَیْنِ ... کسی که نتوانست روزه بگیرد باید شصت مسکین را طعام دهد و نیز در جای دیگر فرموده: فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیامٍ أَوْ صَدَقَةٍ اَو نُسک که حقتعالی در این آیه صدقه را در صورت سختی به جای روزه قرار داده است».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۴ بحارالأنوار، ج۶، ص۸۰/ وسایل الشیعه، ج۱۰، ص۳۳۷؛ فیه: «یقو» بدلٌ «یفق»/ علل الشرایع، ج۱، ص۲۷۱/ عیون أخبارالرضا (ج۲، ص۱۱۷
54 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- وَ إِذَا أَرَدْتَ الْمُتْعَهًَْ فِی الْحَجِّ فَأَحْرِمْ مِنَ الْعَقِیقِ وَ اجْعَلْهَا مُتْعَهًًْ فَمَتَی مَا قَدِمْتَ طُفْتَ بِالْبَیْتِ وَ اسْتَلَمْتَ الْحَجَرَ الْأَسْوَدَ وَ فَتَحْتَ بِهِ وَ خَتَمْتَ سَبْعَهًَْ أَشْوَاطٍ ثُمَّ تُصَلِّی رَکْعَتَیْنِ عِنْدَ مَقَامِ إِبْرَاهِیمَ ثُمَّ اخْرُجْ مِنَ الْبَیْتِ فَاسْعَ بَیْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَهًِْ سَبْعَهًَْ أَشْوَاطٍ تَفْتَحُ بِالصَّفَا وَ تَخْتِمُ بِالْمَرْوَهًِْ فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِکَ قَصَّرْتَ حَتَّی إِذَا کَانَ یَوْمُ التَّرْوِیَهًِْ صَنَعْتَ مَا صَنَعْتَ بِالْعَقِیقِ ثُمَّ أَحْرِمْ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ بِالْحَجِّ فَلَمْ تَزَلْ مُحْرِماً حَتَّی تَقِفَ بِالْمَوْقِفِ ثُمَّ تَرْمِی الْجَمَرَاتِ وَ تَذْبَحُ وَ تَحْلِقُ وَ تُحِلُّ وَ تَغْتَسِلُ ثُمَّ تَزُورُ الْبَیْتَ فَإِذَا أَنْتَ فَعَلْتَ ذَلِکَ فَقَدْ أَحْلَلْتَ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ أَنْ تَذْبَحَ.
امام صادق (علیه السلام) اگر خواستی حجّ تمتّع [همراه با عمره] انجام دهی از [محلّ] عقیق احرام ببند و نیّت تمتّع کن. هر وقت وارد مکّه شدی خانه را طواف میکنی و استلام حجرالأسود مینمایی و با هفت دور تمام، طواف میکنی. پس دو رکعت نماز در مقام ابراهیم (علیه السلام) میگذاری و بعد، از خانهی خدا خارج میشوی و هفت مرتبه سعی بین صفا و مروه انجام میدهی. [به این صورت که] از صفا شروع و به مروه ختم مینمایی. پس از انجام این کار تقصیر مینمایی؛ تا روز هشتم. آنگاه همان کاری که در عقیق انجام دادی تکرار میکنی. بعد بین رکن و مقام احرام حج میبندی. همینطور محرم هستی تا به موقف برسی. سپس رمیجمره و قربانی میکنی و سر میتراشی. آنگاه از احرام خارج شده و سپس غسل میکنی و به زیارت خانه خدا میروی. وقتی چنین کردی از احرام خارجشدهای این است: آیهی: فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ هرکس تمتّع به عمره نمود بهجانب حج هرچه برایش ممکن بود قربانی کند.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۶ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۹۴/ بصایرالدرجات، ج۱، ص۵۳۴
55 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- ... فَحَجٌّ مُفْرَدٌ وَ عُمْرَهًٌْ مُفْرَدَهًٌْ أَیَّهُمَا شَاءَ قَدَّمَ وَ حَجٌّ وَ عُمْرَهًٌْ مَقْرُونَانِ لَا فَصْلَ بَیْنَهُمَا وَ ذَلِکَ لِمَنْ سَاقَ الْهَدْیَ یَدْخُلُ مَکَّهًَْ فَیَعْتَمِرُ وَ یَبْقَی عَلَی إِحْرَامِهِ حَتَّی یَخْرُجَ إِلَی الْحَجِّ مِنْ مَکَّهًَْ فَیَحُجَّ وَ عُمْرَهًٌْ یَتَمَتَّعُ بِهَا إِلَی الْحَجِّ وَ ذَلِکَ أَفْضَلُ الْوُجُوهِ وَ لَا یَکُونُ ذَلِکَ إِلَّا لِمَنْ کَانَ مَعَهُ هَدْیٌ لِقَوْلِ اللَّهِ وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ وَ الْمُتَمَتِّعُ یَدْخُلُ مُحْرِماً فَیَطُوفُ بِالْبَیْتِ وَ یَسْعَی بَیْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَهًِْ فَإِذَا فَعَلَ ذَلِکَ یَحِلُّ مِنْ إِحْرَامِهِ وَ أَخَذَ شَیْئاً مِنْ شَعْرِهِ وَ أَظْفَارِهِ وَ أَبْقَی مِنْ ذَلِکَ لِحَجِّهِ وَ حَلَّ ثُمَّ یُجَدِّدُ إِحْرَاماً لِلْحَجِّ مِنْ مَکَّهًَْ ثُمَّ یُهْدِی مَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ.
امام صادق (علیه السلام) [حج انواعی دارد:] حجّ مفرده، عمرهی مفرده، که میتواند هرکدام را بخواهد زودتر انجام دهد، [نوع دیگر] حج و عمرهای است که با هم و بدون فاصله انجام میشود که این برای کسی است که قربانی به مکّه میآورد. بعد از آن عمره بهجای آورده و در همان حال احرام باقی میماند تا اینکه برای انجام حج از مکّه، خارج شود. بعد حج کرده و عمره را به حج پیوست میدهد. و این بهترین صورت حج است که با توجّه به سخن خداوند: وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فقط مختص کسی است که قربانی با خود آوردهباشد. [نوع دیگر، حجّ کسی است که] تمتّع بهجای میآورد و در حال احرام وارد مکّه شده، خانهی کعبه را طواف کرده و سعی صفا و مروه را انجام میدهد و پس از انجام این کارها، از احرام خارج شده و قسمتی از موی و ناخن خود را کوتاه میکند و در آنجا برای انجام حج، درحالیکه از احرام خارج شده، باقی میماند. سپس دوباره برای انجام حج احرام میبندد. آنگاه همانطور که خداوند فرموده، قربانی را به میزان توان خود، برای رضای خداوند ذبح میکند.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۶ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۸۷/ دعایم الإسلام، ج۱، ص۲۹۰
56 (بقره/196)
ابنعباس (رحمة الله علیه)- أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ مُتْعَهًِْ الْحَجِّ، فَقَالَ أَهَلَّ الْمُهَاجِرُونَ وَ الْأَنْصَارُ وَ أَزْوَاجُ النَّبِیِّ فِی حَجَّهًِْ الْوَدَاعِ وَ أَهْلَلْنَا، فَلَمَّا قَدِمْنَا مَکَّهًَْ، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) اجْعَلُوا إِهْلَالَکُمْ بِالْحَجِّ عُمْرَهًًْ إِلَّا مَنْ قَلَّدَ الْهَدْیَ، طُفْنَا بِالْبَیْتِ وَ بِالصَّفَا وَ الْمَرْوَهًِْ وَ أَتَیْنَا النِّسَاءَ وَ لَبِسْنَا الثِّیَابَ، وَ قَالَ: مَنْ قَلَّدَ الْهَدْیَ فَإِنَّهُ لَا یُحِلُّ حَتَّی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ، ثُمَّ أَمَرَنَا عَشِیَّهًَْ التَّرْوِیَهًِْ أَنْ نُهِلَّ بِالْحَجِّ، فَإِذَا فَرَغْنَا مِنَ الْمَنَاسِکِ جِئْنَا فَطُفْنَا بِالْبَیْتِ وَ بِالصَّفَا وَ الْمَرْوَهًِْ فَقَدْ تَمَّ حَجُّنَا وَ عَلَیْنَا الْهَدْیُ، کَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَی فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ إِلَی أَمْصَارِکُمْ الشَّاهًُْ تُجْزِی، فَجَمَعُوا نُسُکَیْنِ فِی عَامٍ بَیْنَ الْحَجِّ وَ الْعُمْرَهًِْ، فَإِنَّ اللَّهَ أَنْزَلَهُ فِی کِتَابِهِ وَ سُنَّهًِْ نَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَبَاحَهُ نَاسٌ غَیْرَ أَهْلِ مَکَّهًَْ، قَالَ اللَّهُ ذلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ أَشْهُرُ الْحَجِّ الَّذِی ذَکَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ شَوَّالٌ، وَ ذُو الْقَعْدَهًِْ، وَ ذُو الْحِجَّهًِْ، فَمَنْ تَمَتَّعَ فِی هَذِهِ الْأَشْهُرِ فَعَلَیْهِ دَمٌ أَوْ صَوْمٌ وَ الرَّفَثُ الْجِمَاعُ وَ الْفُسُوقُ الْمَعَاصِی وَ الْجِدَالُ الْمِرَاءُ.
ابنعباس (رحمة الله علیه) از وی [ابنعباس (رحمة الله علیه)] دربارهی حجّ تمتّع سؤال شد. او گفت: ما به همراه انصار، مهاجر و همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) که در حجّهًْالوداع حضور داشتند، درحالیکه تهلیل میگفتیم، به مکّه رسیدیم. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «به نیّت حجّ عمره تهلیل بگویید؛ مگر کسانیکه قربانی به همراه دارند». ما طواف کرده، سعی صفا و مروه بهجای آورده و به نزد زنانمان رفتیم و لباس خود را پوشیدیم (از احرام خارج شدیم) و امّا پیامبر (صلی الله علیه و آله) به کسانی که قربانی همراه داشتند، فرمود تا قربانی به قربانگاه نرسیده، از احرام خارج نشوند. سپس شب ترویه به ما امر فرمود که برای حجّ واجب، تهلیل بگوییم و چون مناسک را به پایان رساندیم. و طواف کعبه و سعی صفا و مروه را بهجای آوردیم، در آن هنگام حج ما به پایان رسیده بود و قربانی بر ما واجب شد. چراکه خداوند فرمود: فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ که معنای آن این است که پس از بازگشت به شهرهایتان، ذبح گوسفند، شما را کفایت میکند. لذا در یک سال هر دو مناسک عمره و حجّ تمتّع را با هم بهجای میآوریم. خداوند در کتاب خود و سیرهی پیامبرش حکم آن را فرستادهبود و آن را برای مردمی که اهل مکّه نبودند، مباح گرداند و فرمود: ذلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرامِ و ماههای حج که خداوند بیان کرده است، عبارتند از: شوّال، ذیالقعده و ذیالحجّه. پس بر کسی که در این ماهها حجّ تمتّع بهجای میآورد، قربانیکردن گوسفند یا روزهگرفتن، ترک نزدیکی با زنان، ترک فسق و گناه و جدالنکردن با مردم بر او واجب میشود.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۸ بحارالأنوار، ج۳۰، ص۶۱۱/ مستدرک الوسایل، ج۸، ص۸۲ / عوالی اللآلی، ج۱، ص۱۹۲؛ فیه: «و معنا» بدلٌ «قدمنا»
57 (بقره/196)
الرّضا (علیه السلام)- عَنِ الْبَزَنْطِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا (علیه السلام) عَنِ الْمُتَمَتِّعِ یَکُونُ لَهُ فُضُولٌ مِنَ الْکِسْوَهًِْ بَعْدَ الَّذِی یَحْتَاجُ إِلَیْهِ فَلَتَسْوَی تِلْکَ الْفُضُولُ مِائَهًَْ دِرْهَمٍ یَکُونُ مِمَّنْ یَجِدُ فَقَالَ لَهُ بُدٌّ مِنْ کِرًی وَ نَفَقَهًٍْ فَقُلْتُ لَهُ إِنَّ لَهُ کِرًی وَ نَفَقَهًًْ وَ مَا یَحْتَاجُ بَعْدُ إِلَیْهِ مِنْ هَذَا الْفُضُولِ مِنْ کِسْوَتِهِ فَقَالَ: وَ أَیُّ شَیْءٍ کِسْوَهًٌْ بِمِائَهًِْ دِرْهَمٍ هَذَا مِمَّنْ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ.
امام رضا (علیه السلام) از بزنطی نقل شده است: از امام رضا (علیه السلام) در مورد شخصی پرسیدم که حج تمتّع میکند و لباسهای گرانبهای اضافهای دارد [که با خود به حج آورده]؛ بعد از آنکه دیگر به آن لباسها نیازی ندارد آنها را به قیمت صد درهم معاوضه میکند [و این کلّ پولی است که به همراه دارد. آیا میتواند با این پول برای قربانیکردن، چهارپایانی بخرد یا باید به جای آن و به عنوان فدیه، روزه بگیرد]؟ امام (علیه السلام) فرمود: «آیا خرجی و خورد و خوراک دارد»؟ گفتم: «آری! خرجی و خورد و خوراک دارد و این پول را از فروش لباسهای مازاد و گرانبهای خود به دست آورده است». امام (علیه السلام) فرمود: آن چه لباسی است که صد درهم میارزد؟! [با پول لباس تجملّی نمیتوان برای قربانیکردن، حیوان خرید] و این شخص از مصادیق این آیه است [و باید روزه بگیرد]: فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۸ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۲۹۰/ قرب الإسناد، ص۱۷۲/ وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۲۰۱ و نورالثقلین و تهذیب الأحکام، ج۵، ص۴۸۶؛ فیهم: «یجب» بدل «یجد»
58 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- عَنْ رِفَاعَهًْبْنِمُوسَی قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) عَنْ مُتَمَتِّعٍ لَا یَجِدُ هَدْیاً قَالَ یَصُومُ یَوْماً قَبْلَ التَّرْوِیَهًِْ وَ یَوْمَ التَّرْوِیَهًِْ وَ یَوْمَ عَرَفَهًَْ قُلْتُ: فَإِنَّهُ قَدِمَ یَوْمَ التَّرْوِیَهًِْ فَخَرَجَ إِلَی عَرَفَاتٍ قَالَ یَصُومُ ثَلَاثَهًَْ أَیَّامٍ بَعْدَ یَوْمِ النَّفْرِ یَوْماً بَعْدَ التَّرْوِیَهًِْ وَ یَوْمَ النَّفْرِ قُلْتُ: فَإِنْ جَمَّالُهُ لَمْ یُقِمْ عَلَیْهِ. قَالَ: یَصُومُ یَوْمَ الْحَصْبَهًِْ وَ بَعْدَهُ یَوْمَیْنِ. قُلْتُ: یَصُومُ وَ هُوَ مُسَافِرٌ؟ قَالَ: نَعَمْ! أَ لَیْسَ هُوَ یَوْمَ عَرَفَهًَْ مُسَافِراً فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ قَالَ: قُلْتُ أَعَزَّکَ اللَّهُ تَعَالَی یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی فِی ذِی الْحِجَّهًِْ. قَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام): وَ نَحْنُ أَهْلَالْبَیْتِ (نَقُولُ فِی ذِی الْحِجَّهًِْ.
امام صادق (علیه السلام) رفاعهًْبنموسی گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: «حکم مردی که در حجّ تمتّع، قربانی برای ذبح نمییابد، چیست»؟ حضرت پاسخ داد: «باید یک روز پیش از یومالتّرویه (هشتم ذیالحجّه)، خودِ یومالتّرویه و روز عرفه را روزه بگیرد». به حضرت عرض کردم: «اگر یومالتّرویه سپری شده و آن مرد، به عرفات رفتهباشد، حکم او چیست»؟ حضرت پاسخ داد: «باید سه روز را روزه بگیرید: روز بازگشت حاجیان از منی، روز پس از آن و روز بعد از یومالتّرویه». گفتم: «اگر ساربان و کاروان در جایی نایستاد [و دائماً در سفر بود که روزه در سفر باطل است] چه کند»؟ فرمود: «روز حصبه (سیزده ذیالحجّه) و دو روز بعد از آن را روزه بگیرد». به حضرت عرض کردم: «یعنی در حالی که مسافر است، روزه بگیرد»؟ حضرت پاسخ داد: «آری! آیا او در روز عرفه، مسافر نبوده است»؟! خداوند نیز میفرماید: ثَلاثَةِ أَیامٍ فِی الْحَجِّ به حضرت عرض کردم: خداوند به عزّت شما بیفزاید! آیا خدا [در کلام خود ثَلاثَةِ أَیامٍ فِی الْحَجِّ]، ذیالحجّه را قصد کرده [و روزه را در آن جایز دانسته است]»؟ حضرت فرمود: «ما، اهلبیت (علیهم السلام) معتقدیم که منظور از [کلمهی الْحَجِّ]، ذیالحجّه است».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۰ الإستبصار، ج۲، ص۲۸۰/ وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۱۷۸؛ فیه: «فخرج الی عرفات» محذوفٌ و «التشریق» بدل «نفر یوم الترویهًْ و الیوم النفر»/ نورالثقلین و البرهان؛ فیهما: «فخرج الی عرفات» محذوفٌ و «قال قلت ... نفره» محذوفٌ/ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۲۳۲؛ فیه: «یوما بعد ... النفر» محذوفٌ
59 (بقره/196)
الباقر (علیه السلام)- مَنْ لَمْ یَجِدْ هَدْیاً وَ أَحَبَ أَنْ یُقَدِّمَ الثَّلَاثَهًَْ الْأَیَّامِ فِی أَوَّلِ الْعَشْرِ فَلَا بَأْس.
امام باقر (علیه السلام) کسیکه قربانی نیافته ولی دوست دارد که سه روز اوّل دهه (دههی اوّل ذیالحجّه) را به حج بیاید، جایز است.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۰ الکافی، ج۴، ص۵۰۷/نورالثقلین
60 (بقره/196)
الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِیبَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ تَمَتَّعَ فَلَمْ یَجِدْ هَدْیاً فَصَامَ الثَّلَاثَهًَْ الْأَیَّامِ فَلَمَّا قَضَی نُسُکَهُ بَدَا لَهُ أَنْ یُقِیمَ بِمَکَّهًَْ. قَالَ: یَنْتَظِرُ مَقْدَمَ أَهْلِ بِلَادِهِ فَإِذَا ظَنَّ أَنَّهُمْ قَدْ دَخَلُوا فَلْیَصُمِ السَّبْعَهًَْ الْأَیَّام.
امام باقر (علیه السلام) أبوبصیر گوید: از او دربارهی شخصی سؤال کردم که در حجّ تمتّع قربانی نیافته است. آن سه روز را روزه گرفت و پس از پایان مناسکش، برای او مشخّص شد که در مکّه اقامت خواهد کرد. [او هفت روز دیگر را چه زمانی باید روزه بگیرد؟] امام (علیه السلام) فرمود: «[هر چند که خودش در مکّه است،] به حرکت کاروان همشهریانش بنگرد. پس اگر حدس زد که آنها وارد شهرشان شدند، پس او آن هفت روز را روزه بگیرد».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۰ الکافی، ج۴، ص۵۰۹/نورالثقلین
61 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- فَإِنْ لَمْ تَقْدِرْ فَعَلَیْکَ الصِّیَامُ.
امام صادق (علیه السلام) و اگر توانایی قربانیکردن را نداشتی، باید روزه بگیری.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۰ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۲۷۸/ العیاشی، ج۱، ص۹۰/ البرهان
62 (بقره/196)
السّجّاد (علیه السلام)- صَوْمُ الْمُتْعَهًِْ وَاجِبٌ لِمَنْ لَمْ یَجِدِ الْهَدْیَ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کامِلَةٌ.
امام سجاد (علیه السلام) روزهی حجّ تمتّع بر کسی که قربانی نیابد، واجب میباشد. خداوند عزّوجلّ فرمود: فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کامِلَةٌ.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۰ الکافی، ج۴، ص۸۳/کشف الغمهًْ، ج۲، ص۱۰۳؛ فیه: «واجب» محذوفٌ/ وسایل الشیعه، ج۱۰، ص۳۶۷/ مستدرک الوسایل، ج۷، ص۴۸۷؛ فیه: «فمن تمتع ... من الهدی» محذوفٌ/ نورالثقلین
63 (بقره/196)
الرّضا (علیه السلام)- عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْکَرْخِیِّ قَال: قُلْتُ لِلرِّضَا (علیه السلام) الْمُتَمَتِّعُ یَقْدَمُ وَ لَیْسَ مَعَهُ هَدْیٌ أَ یَصُومُ مَا لَمْ یَجِبْ عَلَیْهِ؟ قَالَ: یَصْبِرُ إِلَی یَوْمِ النَّحْرِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْ فَهُوَ مِمَّنْ لَا یَجِدُ.
امام رضا (علیه السلام) احمدبنعبدالله کرخی گوید: به امام رضا (علیه السلام) عرض کردم: «حجکنندهای که بدون همراهداشتن قربانی پیش میآید، آیا باید بهخاطر چیزی که هنوز بر او واجب نیست، روزه بگیرد»؟ (منظور این است که آیا لازم است از حالا بهخاطر نداشتن قربانی، روزه بگیرد) حضرت فرمود: «تا روز قربانی صبر کند؛ اگر قربانیای را پیدا نکرد، پس از جمله کسانی است که قربانی نیافته است [و باید روزه بگیرد]».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۰ وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۱۸۰/ نورالثقلین
64 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عُقْبَهًَْبْنِخَالِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) عَنْ رَجُلٍ تَمَتَّعَ وَ لَیْسَ مَعَهُ مَا یَشْتَرِی بِهِ هَدْیاً فَلَمَّا أَنْ صَامَ ثَلَاثَهًَْ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ أَیْسَرَ أَ یَشْتَرِی هَدْیاً فَیَنْحَرَهُ أَوْ یَدَعُ ذَلِکَ وَ یَصُومُ سَبْعَهًَْ أَیَّامٍ إِذَا رَجَعَ إِلَی أَهْلِهِ؟ قَالَ: یَشْتَرِی هَدْیاً فَیَنْحَرُهُ وَ یَکُونُ صِیَامُهُ الَّذِی صَامَهُ نَافِلَهًًْ لَهُ.
امام صادق (علیه السلام) [از امام] دربارهی حاجیای سؤال شد که در ابتدا، بهایی برای خرید قربانی به همراه نداشت امّا پس از اینکه سه روز در ایّام حج روزه گرفت، امکان خرید قربانی برایش میّسر شد؛ که «آیا او قربانی خریده و ذبحش کند و یا آن کار را رها کرده و پس از مراجعه به منزلش، هفت روز را روزه بگیرد»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «قربانی بخرد و ذبح کند و روزههایی را که گرفته است، برای او حکم نافله [و مستحبّی] دارد».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۰ وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۱۷۸/ نورالثقلین
65 (بقره/196)
الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِیبَصِیرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ تَمَتَّعَ فَلَمْ یَجِدْ مَا یُهْدِی بِهِ حَتَّی إِذَا کَانَ یَوْمُ النَّفْرِ وَجَدَ ثَمَنَ شَاهًٍْ أَ یَذْبَحُ أَوْ یَصُومُ؟ قَالَ: بَلْ یَصُومُ فَإِنَّ أَیَّامَ الذَّبْحِ قَدْ مَضَتْ.
امام باقر (علیه السلام) از ایشان دربارهی حاجیای که تا روز سیزدهم ذیالحجّه [که روز بازگشت از منی است]، قربانی نیافته و در آن روز بهای یک گوسفند را بهدست آورده، سؤال کردم که «کدام عمل بر او واجب است؛ قربانیکردن و یا روزهگرفتن»؟ حضرت فرمود: «با توجّه به اینکه ایّام قربانیکردن، سپری شده است، پس روزهگرفتن بر او واجب میباشد».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۲ الکافی، ج۴، ص۵۰۹/ نورالثقلین
66 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ یَتَمَتَّعُ بِالْعُمْرَهًِْ إِلَی الْحَجِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ هَدْیٌ فَصَامَ ثَلَاثَهًَْ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ ثُمَّ مَاتَ بَعْدَ مَا رَجَعَ إِلَی أَهْلِهِ قَبْلَ أَنْ یَصُومَ السَّبْعَهًَْ الْأَیَّامِ أَ عَلَی وَلِیِّهِ أَنْ یَقْضِیَ عَنْهُ؟ قَالَ: مَا أَرَی عَلَیْهِ قَضَاء.
امام صادق (علیه السلام) از ایشان دربارهی حاجیای سؤال شد که در حجّ تمتّع قربانی نیافت؛ پس سه روز در ایّام حج روزه گرفت و پس از بازگشت به خانهاش، پیش از آنکه آن هفت روز را روزه بگیرد از دنیا رفت که «آیا قضای آن، برعهدهی ولیّ اوست»؟ فرمود: «من قضا را بر ذمّهی ولیّ او نمیبینم».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۲ الکافی، ج۴، ص۵۰۹/ نورالثقلین
67 (بقره/196)
الکاظم (علیه السلام)- عَنْ یَحْیَی الْأَزْرَقِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ (علیه السلام) عَنْ مُتَمَتِّعٍ کَانَ مَعَهُ ثَمَنُ هَدْیٍ وَ هُوَ یَجِدُ بِمِثْلِ ذَلِکَ الَّذِی مَعَهُ هَدْیاً فَلَمْ یَزَلْ یَتَوَانَی وَ یُؤَخِّرُ ذَلِکَ حَتَّی إِذَا کَانَ آخِرُ النَّهَارِ غَلَتِ الْغَنَمُ فَلَمْ یَقْدِرْ بِأَنْ یَشْتَرِیَ بِالَّذِی مَعَهُ هَدْیاً قَالَ یَصُومُ ثَلَاثَهًَْ أَیَّامٍ بَعْدَ أَیَّامِ التَّشْرِیقِ.
امام کاظم (علیه السلام) یحیی ارزق گوید: از امام کاظم (علیه السلام) دربارهی شخصی در حجّ تمتّع سؤال کردم که مبلغ خرید قربانی را به همراه داشته و قربانیای برابر با آن مبلغ مییافته امّا با این وجود همچنان سستی و تعلّل کرده و کار را تا آخر روز به تأخیر افکنده تا اینکه گوسفندان گران شدهاند و از این رو نتوانسته است با مبلغی که با خود داشته قربانی بخرد. امام (علیه السلام) فرمود: «بعد از ایّام تشریق سه روز روزه بگیرد».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۲ وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۱۹۴/ نورالثقلین
68 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- عَنْ حَرِیزٍ عَنْ أَبِیعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) فِی مُتَمَتِّعٍ یَجِدُ الثَّمَنَ وَ لَا یَجِدُ الْغَنَمَ. قَالَ: یُخَلِّفُ الثَّمَنَ عِنْدَ بَعْضِ أَهْلِ مَکَّهًَْ وَ یَأْمُرُ مَنْ یَشْتَرِی لَهُ وَ یَذْبَحُ عَنْهُ وَ هُوَ یُجْزِئُ عَنْهُ فَإِنْ مَضَی ذُو الْحِجَّهًِْ أَخَّرَ ذَلِکَ إِلَی قَابِلٍ مِنْ ذِی الْحِجَّهًْ.
امام صادق (علیه السلام) حمّادبن عیسی از حریز از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است: «[وظیفهی] حاجیای که پول بهدست میآورد ولی گوسفندی برای قربانیکردن نمییابد چیست»؟ فرمود: «پول را به نزد برخی از اهالی مکّه قرار دهد و به کسی امر کند که از جانب او گوسفندی بخرد و ذبح کند و آن از سوی او پذیرفته میشود؛ هرچند که آن ذیالحجّه به پایان رسیده و ذیالحجّه دیگر باشد».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۲ الکافی، ج۴، ص۵۰۸/ نورالثقلین
69 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- عَنْ حَمَّادِبْنِعُثْمَانَ قَال سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) عَنْ مُتَمَتِّعٍ صَامَ ثَلَاثَهًَْ أَیَّامٍ فِی الْحَجِ ثُمَ أَصَابَ هَدْیاً یَوْمَ خَرَجَ مِنْ مِنًی قَالَ أَجْزَأَهُ صِیَامُه.
امام صادق (علیه السلام) حمّادبنعثمان گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارهی حاجیای که [قربانی نداشته و بنابراین] سه روز در مکّه روزه گرفته، سپس در روز بیرونآمدن از منی قربانی پیدا کرده، سؤال کردم؟ فرمود: «او با گرفتن روزه، پاداش دادهمیشود [و نیازی به قربانی ندارد]».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۲ وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۱۷۷/ نورالثقلین
70 (بقره/196)
الکاظم (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَال ... فَجَاءَ عَبَّادٌ الْبَصْرِیُّ فَسَلَّمَ عَلَیْهِ وَ جَلَسَ قَالَ: یَا أَبَا الْحَسَن (علیه السلام)! مَا تَقُولُ فِی رَجُلٍ تَمَتَّعَ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ هَدْیٌ؟ قَالَ: یَصُومُ الْأَیَّامَ الَّتِی قَالَ اللَّهُ تَعَالَی فَجَعَلْتُ سَمْعِی إِلَیْهِمَا قَالَ عَبَّادٌ وَ أَیُّ أَیَّامٍ هِیَ؟ قَالَ: قَبْلَ التَّرْوِیَهًِْ وَ یَوْمُ التَّرْوِیَهًِْ وَ یَوْمُ عَرَفَهًَْ. قَالَ: فَإِنْ فَاتَهُ قَالَ: یَصُومُ صَبِیحَهًَْ الْحَصْبَهًِْ وَ یَوْمَیْنِ بَعْدَهُ. قَالَ: أَ فَلَا تَقُولُ کَمَا قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْحَسَنِ؟ قَالَ: وَ أَیَّ شَیْءٍ قَالَ؟ قَالَ: یَصُومُ أَیَّامَ التَّشْرِیقِ. قَالَ: إِنَّ جَعْفَراً (علیه السلام) کَانَ یَقُولُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَمَرَ بِلَالًا یُنَادِی أَنَّ هَذِهِ أَیَّامُ أَکْلٍ وَ شُرْبٍ فَلَا یَصُومَنَّ أَحَدٌ. فَقَالَ یَا أَبَا الْحَسَنِ (علیه السلام) إِنَّ اللَّهَ قَالَ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ قَالَ کَانَ جَعْفَرٌ (علیه السلام) یَقُولُ: ذُو الْقَعْدَهًِْ وَ ذُو الْحِجَّهًِْ کِلْتَیْنِ {کِلْتَانِ} أَشْهُرُ الْحَجِّ.
امام کاظم (علیه السلام) [عبدالرحمانبنحجاج نقل کرده است ... عبّاد بصری نزد امام کاظم (علیه السلام) آمد سلام کرد، نشست و عرض کرد: ای اباالحسن (علیه السلام)] «حکم مردی که در حجّ تمتّع، توانایی قربانیکردن نداشته باشد، چیست؟ حضرت فرمود: «باید در روزهایی که خداوند امر فرموده، روزه بگیرد». راوی میگوید: من [در حال نماز،] به سخنان آن دو گوش میدادم که عبّاد به حضرت عرض کرد: «آن روزها، چه هستند»؟ حضرت فرمود: «یک روز قبل از یوم التّرویه، خود یوم التّرویه و روز عرفه». عبّاد عرض کرد: «اگر آن روزها، سپری شدهباشد، حکم چیست»؟ حضرت پاسخ داد: «باید روز حصبه (سیزده ذیالحجّه) و دو روز بعد از آن، روزه بگیرد». عبّاد، عرض کرد: «آیا شما، قائل به آنچه عبداللهبنحسن میگوید، نیستید»؟ حضرت فرمود: «مگر او چه میگوید»؟ عبّاد، پاسخ داد: «او میگوید: در این صورت، باید در ایّام تشریق (سه روز بعد از عید قربان) روزه بگیرد». حضرت فرمود: امام صادق (علیه السلام) میفرمود: «رسولخدا (صلی الله علیه و آله) به بلال امر فرمود که ندا سر دهد که این سه روز، به خوردن و آشامیدن اختصاص دارد و هیچ کسی نباید در این روزها، روزه بگیرد». عبّاد، عرض کرد: «یا اباالحسن (علیه السلام)، پس معنای آیهی فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ چیست»؟ حضرت پاسخ داد: امام صادق (علیه السلام) میفرمود: «تمام روزهای ذیالقعده و ذیالحجّه، از ماههای حج، به شمار میآید».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۲ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۲۹۱/ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۲۳۰؛ فیه: «اصغی» بدل «سمعی» و «بیوم» زیادهًْ و «ذوالقعده» محذوفٌ/ الإستبصار، ج۲، ص۲۷۸/ العیاشی، ج۱، ص۹۱/ البرهان؛ فیه: «اصغی» بدلٌ «سمعی»
71 (بقره/196)
امیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام)یَقُولُ قَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام)فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ قَبْلَ التَّرْوِیَهًِْ وَ یَوْمَ التَّرْوِیَهًِْ وَ یَوْمَ عَرَفَهًَْ فَمَنْ فَاتَتْهُ هَذِهِ الْأَیَّامُ فَلْیُنْشِئْ یَوْمَ الْحَصْبَهًِْ وَ هِیَ لَیْلَهًُْ النَّفْرِ.
امام علی (علیه السلام) حمّادبنعیسی گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام) میفرمود: امام علی (علیه السلام) در سخن خدای تبارک و تعالی فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ فرمود: آن سه روز عبارت است از روز هفتم، روز هشتم و روز عرفه؛ کسیکه این ایّام را از دست داد باید سه روز پس از عید قربان که همان شب ایّام تشریق است را روزه بگیرد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۴ وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۱۸۲/ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۲۹۰ و قرب الإسناد، ص۱۰ و البرهان؛ فیهم: «بیوم» زیادهًْ و «فلیتسحّر لیلهًْ الحصبهًْ» بدل «فلینشی یوم الحصبهًْ»
72 (بقره/196)
الکاظم (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْجَارُودِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ (علیه السلام)قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ قَالَ: قَبْلَ التَّرْوِیَهًِْ یَصُومُ وَ یَوْمَ التَّرْوِیَهًِْ وَ یَوْمَ عَرَفَهًَْ فَمَنْ فَاتَهُ ذَلِکَ فَلْیَقْضِ ذَلِکَ فِی بَقِیَّهًِْ ذِی الْحِجَّهًِْ فَإِنَّ اللَّهَ یَقُولُ فِی کِتَابِهِ الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ.
امام کاظم (علیه السلام) عبداللهبنجارود گوید: از امام کاظم (علیه السلام) تفسیر آیهی فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیامٍ فِی الْحَجِّ را پرسیدم. حضرت پاسخ داد: منظور این است که باید یک روز پیش از یوم التّرویه، خود یومالتّرویه و روز عرفه را روزه بگیرد؛ و اگر آن روزها سپری شدهباشد، باید قضای آن روزهها را در روزهایی که از ذیالحجّه باقیمانده، بهجای آورد؛ زیرا خداوند در قرآن میفرماید: الْحَجُّ أَشْهرٌ مَّعْلُومَاتٌ.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۴ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۲۹۲/ وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۱۸۳/ العیاشی، ج۱، ص۹۲/ البرهان/ مستدرک الوسایل، ج۱۰، ص۱۱۸؛فیه: «سبعهًْ ایام» زیادهًْ و «فاته ... معلومات» محذوفٌ
73 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَهًِْ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ یَصُومُ یَوْماً قَبْلَ التَّرْوِیَهًِْ وَ یَوْمَ التَّرْوِیَهًِْ وَ یَوْمَ عَرَفَهًَْ وَ سَبْعَهًَْ أَیَّامٍ إِذَا رَجَعَ إِلَی أَهْلِهِ وَ لَهُ أَنْ یَصُومَ مَتَی شَاءَ إِذَا دَخَلَ فِی الْحَجِّ وَ إِنْ قَدَّمَ صَوْمَ الثَّلَاثَهًِْ الْأَیَّامِ فِی أَوَّلِ الْعَشْرِ فَحَسَنٌ وَ إِنْ لَمْ یَصُمْ فِی الْحَجِّ فَلْیَصُمْ فِی الطَّرِیقِ فَإِنْ لَمْ یَصُمْ وَ جَهِلَ ذَلِکَ فَلْیَصُمْ عَشَرَهًَْ أَیَّامٍ إِذَا رَجَعَ إِلَی أَهْلِهِ.
امام صادق (علیه السلام) روز هفتم و هشتم و نهم ذیالحجّه که روز عرفه است و هفت روز پس از بازگشت به منزلش را روزه بگیرد. و بر او واجب است هر وقت که خواست وارد حج شود، روزه بگیرد. و بهتر است سه روز اوّل آن را در ده روز اوّل ماه ذیالحجّه روزه بگیرد و اگر در حج روزه نگرفت، در راه بازگشت از حج روزه بگیرد و اگراز روی جهالت، آن زمان هم روزه نگرفت، پس ده روز را پس از بازگشت به منزلش روزه بگیرد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۴ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۹۹/ دعایم الإسلام، ج۱، ص۳۱۸/ مستدرک الوسایل، ج۱۰، ص۱۱۸؛ فیه: «و ان قدّم ... أهله» محذوفٌ
74 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ قَالَ إِذَا رَجَعْتَ إِلَی أَهْلِکَ.
امام صادق (علیه السلام) وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ منظور، زمانی است که بهسوی خانوادهی خود بازگشتید.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۴ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۲۹۲/ العیاشی، ج۱، ص۹۲/ وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۱۸۳/ البرهان
75 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِیمَنْ لَمْ یَصُمِ الثَّلَاثَهًَْ الْأَیَّامِ فِی ذِی الْحِجَّهًِْ حَتَّی یُهِلَّ الْهِلَالُ. قَالَ: عَلَیْهِ دَمٌ لِأَنَّ اللَّهَ یَقُولُ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ فِی ذِی الْحِجَّهًِْ. قَالَ ابْنُ أَبِی عُمَیْرٍ: وَ سَقَطَ عَنْهُ السَّبْعَهًُْ الْأَیَّامِ.
امام صادق (علیه السلام) حفصبنبَختری گوید: از امام صادق (علیه السلام) حکم کسی که سه روز، روزهی کفّاره را در ماه ذیالحجّه به جا نیاورده و ذیالحجّه سپری شده است، [چیست]؟ حضرت پاسخ داد: «باید قربانی کند؛ زیرا خداوند میفرماید: فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیامٍ فِی الْحَجِّ که منظور، ماه ذیالحجّه است».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۴ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۲۹۲/ العیاشی، ج۱، ص۹۲ / وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۱۸۷/ البرهان
76 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- مَنْ لَمْ یَصُمْ فِی ذِی الْحِجَّهًِْ حَتَّی یُهَلَ هِلَالُ الْمُحَرَّمِ فَعَلَیْهِ دَمُ شَاهًٍْ وَ لَیْسَ لَهُ صَوْمٌ وَ یَذْبَحُهُ بِمِنًی.
امام صادق (علیه السلام) کسی که در ماه ذیالحجّه روزه نگرفت و ماه محرم فرا رسید، پس گوسفند قربانیکردن برعهدهی اوست و روزه بر ذمّهی او نیست و باید در منی قربانی کند.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۶ الکافی، ج۴، ص۵۰۹/ نورالثقلین
77 (بقره/196)
علیبنابراهیم (رحمة الله علیه)- فَإِذَا أَصْبَحَ قَامَ عَلَی الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَ دَعَا وَ هَلَّلَ اللَّهَ وَ سَبَّحَهُ وَ کَبَّرَهُ ثُمَّ ازْدَلَفَ مِنْهَا إِلَی مِنًی وَ رَمَی الْجِمَارَ وَ ذَبَحَ وَ حَلَقَ وَ إِنْ کَانَ غَنِیّاً فَعَلَیْهِ بَدَنَهًٌْ وَ إِنْ کَانَ بَیْنَ ذَلِکَ فَعَلَیْهِ بَقَرَهًٌْ وَ إِنْ کَانَ فَقِیراً فَعَلَیْهِ شَاهًٌْ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ ذَلِکَ فَعَلَیْهِ أَنْ یَصُومَ بِمَکَّهًَْ ثَلَاثَهًَْ أَیَّامٍ فَإِذَا رَجَعَ إِلَی مَنْزِلِهِ صَامَ سَبْعَهًَْ أَیَّامٍ فَتَقُومُ هَذِهِ الْعَشَرَهًُْ أَیَّامٍ مَقَامَ الْهَدْیِ الَّذِی کَانَ عَلَیْهِ وَ هُوَ قَوْلُهُ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کامِلَةٌ وَ ذَلِکَ لِمَنْ لَیْسَ هُوَ مُقِیمٌ بِمَکَّهًَْ.
علیبنابراهیم (رحمة الله علیه) [لازم است حاجی در انجام اعمال حج] صبحهنگام به مشعرالحرام عزیمت و دعا کند و خداوند را تهلیل و تسبیح و تکبیر نماید سپس از آنجا بهسوی منی رود و رمی جمره، قربانی و سر تراشیدن را بهجای آورد و اگر ثروتمند است، شتر و اگر در سطح متوسّط مالی قرار دارد، گاو و اگر فقیر است، گوسفند قربانی کند و هرکه قربانی نیافت، باید سه روز در مکّه و هفت روز پس از بازگشت به منزلش، روزه بگیرد و این ده روز را بهجای قربانی که بر عهدهی او بوده، قرار دهد و این همان سخن خداوند است: فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کامِلَةٌ و این در مورد کسانی است که اهل مکّه نباشند.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۶ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۹۳
78 (بقره/196)
الکاظم (علیه السلام)- عَنْ عَلِیِّبْنِجَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَیبْنِجَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ صِیَامِ الثَّلَاثَهًِْ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَ السَّبْعَهًِْ أَ یَصُومُهَا مُتَوَالِیَهًًْ أَمْ یُفَرِّقُ بَیْنَهُمَا؟ قَالَ: یَصُومُ الثَّلَاثَهًَْ لَا یُفَرِّقُ بَیْنَهَا وَ السَّبْعَهًَْ لَا یُفَرِّقُ بَیْنَهَا وَ لَا یَجْمَعُ السَّبْعَهًَْ وَ الثَّلَاثَهًَْ جَمِیعاً.
امام کاظم (علیه السلام) علیّبنجعفر از برادرش امام کاظم (علیه السلام) نقل کرده است: پرسیدم: آیا باید سه روز، روزه در حج و هفت روز روزه [در منزل]، پشت سر هم گرفته شود یا اینکه باید میان آنها فاصله باشد؟ حضرت پاسخ داد: «در بین خودِ آن سه روز و در بین خودِ آن هفت روز نباید هیچ فاصلهای بیفتد، ولی آن سه روز و آن هفت روز را نباید پشت سر هم روزه گرفت».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۶ وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۱۸۴/ البرهان
79 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- السَّبْعَهًُْ الْأَیَّامِ وَ الثَّلَاثَهًُْ الْأَیَّامِ فِی الْحَجِ لَا تُفَرَّقُ إِنَّمَا هِیَ بِمَنْزِلَهًِْ الثَّلَاثَهًِْ الْأَیَّامِ فِی الْیَمِینِ.
امام صادق (علیه السلام) هفت روز و سه روز در حج فرقی نمیکند و مانند سه روز کفّارهی شکستن قسم، باید متوالی و بدون فاصله باشد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۶ نورالثقلین
80 (بقره/196)
علیبنإبراهیم (رحمة الله علیه)- قَالَ: کَمَالُهَا کَمَالُ الْأُضْحِیَّهًِْ.
علیبنابراهیم (رحمة الله علیه) کاملشدن آن ده روز، به معنای کاملشدن [کفّارهی آن] قربانی است.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۶ الکافی، ج۴، ص۵۱۰/ وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۱۸۰/ نورالثقلین/ البرهان
81 (بقره/196)
الباقر (علیه السلام)- أَنَ الْمَعْنَی کَامِلَهًٌْ مِنَ الْهَدْیِ إِذَا وَقَعَتْ بَدَلًا مِنْهُ اسْتَکْمَلَتْ ثَوَابَهُ.
امام باقر (علیه السلام) معنای کامِلَةٌ در مورد قربانی، آن است که اگر [انسان] بهجای قربانی، ده روز روزه را بگیرد، از ثواب کامل قربانیکردن برخوردار میشود.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۶ فقه القرآن، ج۱، ص۲۷۹
82 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- أَیَّ شَیْءٍ یَعْنِی بِکَامِلَهًٍْ؟ قَالَ: سَبْعَهًًْ وَ ثَلَاثَهًًْ. قَالَ: وَ یَخْتَلُّ ذَا عَلَی ذِی حِجاً إِنَّ سَبْعَهًًْ وَ ثَلَاثَهًًْ عَشَرَهًٌْ. قَالَ: فَأَیُّ شَیْءٍ هُوَ أَصْلَحَکَ اللَّهُ؟ قَالَ: انْظُرْ قَالَ لَا عِلْمَ لِی فَأَیُّ شَیْءٍ هُوَ أَصْلَحَکَ اللَّهُ؟ قَالَ: الْکَامِلُ کَمَالُهَا کَمَالُ الْأُضْحِیَّهًِْ سَوَاءٌ أَتَیْتَ بِهَا أَوْ أَتَیْتَ بِالْأُضْحِیَّهًِْ تَمَامُهَا کَمَالُ الْأُضْحِیَّهًِْ.
امام صادق (علیه السلام) [از امام (علیه السلام) سؤال شد] «چه چیزی کامل میشود»؟ فرمود: «[کاملشدن عدد ده روزکامل] به معنی هفت روز بهعلاوهی سه روز است». پرسیده شد در این صورت اگر هفتروز و سه روز پس از آن که ده روز را کامل میکند [به عهدهی حاجی باشد] که به اعمال حاجی خللی ایجاد میکند. فرمود: «نگاه کن و ببین! خداوند چه چیزی را برای تو مناسب و مفید دانست»؟ گفت: «من نمیدانم که خداوند چه چیزی را مناسب و مفید دانسته». فرمود: مراد از الکامل، کاملکردن آن ده روز است و به تعبیر دیگر، کاملکردن قربانی است زیرا قربانیکردن یا با ذبح قربانی و یا با ده روز روزه گرفتن تکمیل میشود و [اینها] هیچ فرقی ندارد؛ کاملکردن آن ده روز، تکمیلکردن قربانی میباشد».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۶ نورالثقلین/ البرهان؛ فیه: «یخفی» بدلٌ «یختلّ»/ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۴۰/ وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۱۸۱
83 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- لَیْسَ لِأَهْلِ سَرِفٍ وَ لَا لِأَهْلِ مَرٍّ وَ لَا لِأَهْلِ مَکَّهًَْ مُتْعَهًٌْ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ ذلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرامِ.
امام صادق (علیه السلام) ساکنین سَرِف، مَرّ (دو شهر در نزدیکی مکّه) و مکّه، حجّ تمتّع ندارند؛ چراکه خداوند متعال میفرماید: ذَلِکَ لِمَن لَّمْ یکُنْ أَهلُه حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۸ الکافی، ج۴، ص۲۹۹/ الإستبصار، ج۲، ص۱۵۷/ العیاشی، ج۱، ص۹۴/ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۴۹۲/ نورالثقلین/ البرهان
84 (بقره/196)
الکاظم (علیه السلام)- عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ أَهْلِ مَکَّهًَْ هَلْ یَصْلُحُ لَهُمْ أَنْ یَتَمَتَّعُوا فِی الْعُمْرَهًِْ إِلَی الْحَجِّ قَالَ: لَا یَصْلُحُ لِأَهْلِ مَکَّهًَْ الْمُتْعَهًُْ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ ذلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرامِ.
امام کاظم (علیه السلام) علیّبنجعفر برادر امام کاظم (علیه السلام) گوید: پرسیدم: «آیا ساکنین مکّه میتوانند پس از عمره، به انجام اعمال حجّ تمتّع بپردازند»؟ حضرت پاسخ داد: «ساکنین مکه، [با چنین شرایطی] شرایط انجام حجّ تمتّع را ندارند؛ زیرا خداوند میفرماید: ذَلِکَ لِمَن لَّمْ یکُنْ أَهلُه حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۸ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۸۷/ الإستبصار، ج۲، ص۱۵۷/ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۳۲/ العیاشی، ج۱، ص۹۴/ وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۲۵۹/ مستدرک الوسایل، ج۸، ص۸۹/ البرهان
85 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- یَعْنِی أَهْلَ مَکَّهًَْ لَیْسَ عَلَیْهِمْ مُتْعَهًٌْ کُلُّ مَنْ کَانَ أَهْلُهُ دُونَ ثَمَانِیَهًٍْ وَ أَرْبَعِینَ مِیلًا ذَاتَ عِرْقٍ وَ عُسْفَانَ کَمَا یَدُورُ حَوْلَ مَکَّهًَْ فَهُوَ مِمَّنْ دَخَلَ فِی هَذِهِ الْآیَهًِْ وَ کُلُّ مَنْ کَانَ أَهْلُهُ وَرَاءَ ذَلِکَ فَعَلَیْهِ الْمُتْعَهًُْ.
امام صادق (علیه السلام) منظور از آیه، ساکنین مکّه میباشد، که حجّ تمتّع بر آنها واجب نیست. همچنین این حکم، شامل کسانی میشود که فاصلهی منزلشان تا مسجدالحرام کمتر از چهل و هشت مایل (تقریبا هفتادوهفت کیلومتر) است؛ مانند: ساکنین ذات عِرق و عُسفان که حوالی مکّه زندگی میکنند و حجّ تمتّع بر آنها واجب نیست. ولی کسانیکه فاصلهی منزلشان تا مسجدالحرام از این مقدار بیشتر است، باید حجّ تمتّع بهجای آورند.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۸ الإستبصار، ج۲، ص۱۵۷/ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۳۳/ عوالی اللآلی، ج۲، ص۹۱/ وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۲۵۹/ البرهان
86 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- مَنْ کَانَ مَنْزِلُهُ عَلَی ثَمَانِیَهًَْ عَشَرَ مِیلًا مِنْ بَیْنِ یَدَیْهَا وَ ثَمَانِیَهًَْ عَشَرَ مِیلًا مِنْ خَلْفِهَا وَ ثَمَانِیَهًَْ عَشَرَ مِیلًا عَنْ یَمِینِهَا وَ ثَمَانِیَهًَْ عَشَرَ مِیلًا عَنْ یَسَارِهَا فَلَا مُتْعَهًَْ لَهُ مِثْلَ مَرٍّ وَ أَشْبَاهِهَا.
امام صادق (علیه السلام) کسانیکه در هیجده مایلی (تقریباً بیستونه کیلومتر) مکّه زندگی میکنند، میتوانند حجّ تمتّع بهجا بیاورند؛ خواه در سمت مقابل حرم باشند و یا در سمت پشت و یا دست راست و یا دست چپ؛ مانند درّهی «مرّ» (که تا مکّه یک روز راه فاصله دارد) و امثال آن.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۸ الکافی، ج۴، ص۳۰۰/ وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۲۶۱/ نورالثقلین/ البرهان
87 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- لَیْسَ لِأَهْلِ مَکَّهًَْ أَنْ یَتَمَتَّعُوا وَ لَا لِمَنْ أَقَامَ بِمَکَّهًَْ مُجَاوِراً مِنْ غَیْرِ أَهْلِهَا وَ مَنْ دَخَلَ مَکَّهًَْ بِالْعُمْرَهًِْ فِی شُهُورِ الْحَجِّ ثُمَّ أَقَامَ بِهَا إِلَی أَنْ یَحُجَّ فَهُوَ مُتَمَتِّعٌ وَ إِنِ انْصَرَفَ فَلَا شَیْءَ عَلَیْهِ فَهِیَ عُمْرَهًٌْ مُفْرَدَهًٌْ.
امام صادق (علیه السلام) بر اهل مکّه و کسیکه اهل مکّه نیست ولی در جوار مکّه، اقامت کرده، حجّ تمتّع واجب نیست امّا کسیکه در ماههای حج، جهت بهجایآوردن عمره وارد مکّه شده و تا برگزاری و بهجایآوردن حج، در آنجا اقامت کرده است، حجّ واجب بر عهده دارد و حاجی میباشد و چنانچه منصرف شد، چیزی بر ذمّهی او نیست و حجّ عمرهی مفرده بهجای آورده است.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۸ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۹۹/ دعایم الإسلام، ج۱، ص۳۱۸/ مستدرک الوسایل، ج۸، ص۹۰؛ فیه: «و من دخل ... مفردهًْ» محذوفٌ
88 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِیعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) فِی حاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرامِ قَالَ: دُونَ الْمَوَاقِیتِ إِلَی مَکَّهًَْ فَهُوَ مِنْ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ لَیْسَ لَهُمْ مُتْعَهًٌْ.
امام صادق (علیه السلام) از امام صادق (علیه السلام) پیرامون تفسیر آیهی: حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ روایت است که فرمود: منظور از: حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ کسانی هستند که فاصلهی منزلشان تا مکّه، کمتر از حدّ میقات (محل احرامبستن حجّاج) میباشد و حجّ تمتّع بر آنها، واجب نیست.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۸ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۸۷/ العیاشی، ج۱، ص۹۴/ وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۲۶۰/ وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۲۶۰؛ فیه: «الأرقات» بدل «مواقیت» و «فهو من حاضری ... متعهًْ» محذوفٌ/ البرهان
89 (بقره/196)
الصّادق (علیه السلام)- لَا یَجُوزُ الْقِرَانُ وَ الْإِفْرَادُ إِلَّا لِمَنْ کَانَ أَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ.
امام صادق (علیه السلام) نباید حجّ قران (مخصوص ساکنان مکّه و حوالی آن است که حاجی در هنگام بستن احرام، باید قربانی را همراه خود بیاورد) و اِفراد (همان حجّ قران است امّا نیاز به همراهداشتن قربانی نیست) بهجای آورَد؛ مگر کسی که اهل و عیالش در مکّه باشد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۸ وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۲۳۳/ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۹۲/ نورالثقلین/ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۲۲۴/ الخصال، ج۲، ص۶۰۵
90 (بقره/196)
الرّضا (علیه السلام)- لَا یَجُوزُ لِأَهْلِ مَکَّهًَْ وَ حَاضِرِیهَا التَّمَتُّعُ بِالْعُمْرَهًِْ إِلَی الْحَجِّ وَ لَیْسَ لَهُمَا إِلَّا الْقِرَانُ وَ الْإِفْرَادُ لِقَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ ثُمَّ قَالَ عَزَّوَجَلَّ ذلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرامِ مَکَّهًَْ وَ مِنْ حَوْلِهَا عَلَی ثَمَانِیَهًٍْ وَ أَرْبَعِینَ مِیلًا.
امام رضا (علیه السلام) اهل مکّه و کسانی که در مکّه ساکن هستند نباید پس از حجّ عمره به تمتّع بپردازند و برای ایشان فقط حجّ قران و اِفراد جایز است، این کلام الهی است: فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ سپس خدای عزّوجلّ فرمود: ذلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرامِ یعنی مکّه؛ و منظور از وَ مِنْ حَوْلِهَا فاصلهی چهلوهشت مایلی مکّه است.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۷۰ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۹۴/ فقه الرضا (ص۲۱۴/ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۸۷/ مستدرک الوسایل، ج۸، ص۸۹
91 (بقره/196)
الرّضا (علیه السلام)- إِذَا کَانَ الرَّجُلُ مِنْ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَفْرَدَ بِالْحَجِّ وَ إِنْ شَاءَ سَاقَ الْهَدْیَ وَ یَکُونُ عَلَی إِحْرَامِهِ حَتَّی یَقْضِیَ الْمَنَاسِکَ کُلَّهَا.
امام رضا (علیه السلام) اگر مردی از ساکنان مسجدالحرام، حجّ مفرده بهجای آورده و بخواهد قربانی دهد، باید تا پایان تمام مناسک، صبر کند.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۷۰ مستدرک الوسایل، ج۸، ص۸۹