سوره بقره - آیه 51 جزء 1 - صفحه 8

    وَإِذۡ وَٰعَدۡنَا مُوسَىٰٓ أَرۡبَعِينَ لَيۡلَةࣰ ثُمَّ ٱتَّخَذۡتُمُ ٱلۡعِجۡلَ مِنۢ بَعۡدِهِۦ وَأَنتُمۡ ظَٰلِمُونَ

    51

تفسیر روایی
و (به یاد آورید) هنگامی را که با موسی چهل شب وعده گذاردیم؛ (و او، برای گرفتن فرمانهای الهی، به میعادگاه آمد؛) سپس شما گوساله را بعد از او (معبود خود) انتخاب نمودید؛ در حالی که ستمکار بودید.
1 (بقره/51)

العسکری (علیه السلام)- کَانَ مُوسَی (علیه السلام) یَقُولُ لِبَنِی‌إِسْرَائِیلَ إِذَا فَرَّجَ اللَّهُ عَنْکُمْ وَ أَهْلَکَ أَعْدَاءَکُمْ آتِیکُمْ بِکِتَابٍ مِنْ عِنْدِ رَبِّکُمْ یَشْتَمِلُ عَلَی أَوَامِرِهِ وَ نَوَاهِیهِ وَ مَوَاعِظِهِ وَ عِبَرِهِ وَ أَمْثَالِهِ فَلَمَّا فَرَّجَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَمَرَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ أَنْ یَأْتِیَ لِلْمِیعَادِ وَ یَصُومَ ثَلَاثِینَ یَوْماً عِنْدَ أَصْلِ الْجَبَل.

امام عسکری (علیه السلام) موسی (علیه السلام) به بنی‌اسرائیل می‌فرمود: «وقتی خداوند فرج شما را رسانده و دشمنان شما را هلاک کند، کتابی از جانب پروردگارتان به نزدتان نازل می‌شود که مشتمل بر اوامر، نواهی، مواعظ و عبرت‌ها می‌باشد ...».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۳۵۰ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۲۳۰/ الإمام العسکری، ص۲۴۷/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۲۷۵/ قصص الأنبیاءللراوندی، ص۱۷۰/ البرهان

2 (بقره/51)

العسکری (علیه السلام)- أَمَرَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ أَنْ یَأْتِیَ لِلْمِیعَادِ.

امام عسکری (علیه السلام) خداوند عزّوجلّ به موسی (علیه السلام) فرمان داد که در میعاد او حاضر شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۳۵۰ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۲۳۰/ الإمام العسکری، ص۲۴۷/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۲۷۵ / البرهان

3 (بقره/51)

العسکری (علیه السلام)- أَمَرَهُ اللَّهُ أَنْ ... یَصُومَ ثَلَاثِینَ یَوْماً عِنْدَ أَصْلِ الْجَبَلِ فَظَنَّ مُوسَی (علیه السلام) أَنَّهُ بَعْدَ ذَلِکَ یُعْطِیهِ الْکِتَابَ فَصَامَ ثَلَاثِینَ یَوْماً فَلَمَّا کَانَ آخِرُ الْیَوْمِ اسْتَاکَ قَبْلَ الْفِطْرِ فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَیْهِ یَا مُوسَی (علیه السلام) أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ خَلُوفَ فَمِ الصَّائِمِ أَطْیَبُ عِنْدِی مِنْ رِیحِ الْمِسْکِ صُمْ عَشْراً آخَرَ وَ لَا تَسْتَکْ عِنْدَ الْإِفْطَارِ فَفَعَلَ ذَلِکَ مُوسَی (علیه السلام) وَ کَانَ وَعَدَهُ اللَّهُ أَنْ یُعْطِیَهُ الْکِتَابَ بَعْدَ أَرْبَعِینَ لَیْلَهًًْ فَأَعْطَاهُ إِیَّاهُ.

امام عسکری (علیه السلام) خداوند عزّوجلّ به موسی (علیه السلام) فرمان داد ... در پایه‌ی کوه سی‌روز روزه بگیرد. موسی (علیه السلام) گمان‌کرد بعد از این سی‌روز کتاب الهی بر او نازل می‌شود. پس سی‌روز روزه گرفت؛ در آخرین روز و قبل از افطار، مشغول مسواک‌زدن دندان خود شد که در این هنگام خداوند به او وحی کرد «ای موسی (علیه السلام)! آیا تو می‌دانی که بوی بد دهان روزه‌دار (در اثر روزه) نزد من از بوی خوش مسواک، خوشبوتر است؟ پس ده روز دیگر نیز روزه بگیر و هنگام افطار مسواک مزن». موسی (علیه السلام) نیز چنین کرد. خداوند هم به او وعده داد که کتاب تورات را بعد از چهل شب بر او نازل کند و چنین نیز شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۳۵۰ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۲۳۰/ الإمام العسکری، ص۲۴۷/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۲۷۵/ قصص الأنبیاءللراوندی، ص۱۷۰/ البرهان

4 (بقره/51)

علیّ‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- تَمَّ مِیقَاتُ مُوسَی (علیه السلام) أَرْبَعِینَ لَیْلَهًًْ، فَلَمَّا کَانَ یَوْمُ عَشَرَهًٍْ مِنْ ذِی الْحِجَّهًِْ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیْهِ الْأَلْوَاحَ فِیهَا التَّوْرَاهًُْ وَ مَا یَحْتَاجُونَ إِلَیْهِ مِنْ أَحْکَامِ السِّیَرِ وَ الْقِصَص.

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه) منظور از عبارت [فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعینَ لَیْلَ] این است که روز دهم ذی‌الحجّه الواح تورات بر موسی نازل‌گشت که در میان آن الواح، تمامی احکام و دستورات زندگی و نیز داستان‌های پیشینیان [که مورد نیاز بنی‌اسرائیل بود] وجود داشت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۳۵۰ نورالثقلین/ القمی، ج۲، ص۶۲

5 (بقره/51)

الباقر (علیه السلام)- کَانَ فِی الْعِلْمِ وَ التَّقْدِیرِ ثَلَاثِینَ لَیْلَهًًْ ثُمَّ بَدَا لِلَّهِ فَزَادَ عَشْراً فَتَمَّ مِیقاتُ رَبِّهِ لِلْأَوَّلِ وَ الْآخِرِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً.

امام باقر (علیه السلام) [میزان به طول انجامیدن میقات موسی (علیه السلام) با پروردگارش] در علم و تقدیر الهی، سی‌شب رقم خورده بود؛ سپس خداوند صواب دید حکم خود را تغییر دهد و ده شب بر آن بیفزاید. پس دوره‌ی ملاقات، از اول تا آخر، چهل شب شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۳۵۲ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۲۲۶/ العیاشی، ج۱، ص۴۴/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۲۷۴/ البرهان

6 (بقره/51)

الباقر (علیه السلام)- عَنِ الْفُضَیْلِ‌بْنِ‌یَسَارٍ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ لِهَذَا الْأَمْرِ وَقْتٌ؟ فَقَالَ: کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ! کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ! کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ! إِنَّ مُوسَی (علیه السلام) لَمَّا خَرَجَ وَافِداً إِلَی رَبِّهِ وَاعَدَهُمْ ثَلَاثِینَ یَوْماً فَلَمَّا زَادَهُ اللَّهُ عَلَی الثَّلَاثِینَ عَشْراً قَالَ قَوْمُهُ: قَدْ أَخْلَفَنَا مُوسَی (علیه السلام) فَصَنَعُوا مَا صَنَعُوا فَإِذَا حَدَّثْنَاکُمُ الْحَدِیثَ فَجَاءَ عَلَی مَا حَدَّثْنَاکُمْ بِهِ فَقُولُوا صَدَقَ اللَّهُ وَ إِذَا حَدَّثْنَاکُمُ الْحَدِیثَ فَجَاءَ عَلَی خِلَافِ مَا حَدَّثْنَاکُمْ بِهِ فَقُولُوا صَدَقَ اللَّهُ تُؤْجَرُوا مَرَّتَیْن.

امام باقر (علیه السلام) به امام (علیه السلام) عرض کردند: «آیا این امر (امر ظهور قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف)) وقت معیّنی دارد»؟ فرمود: «کسانی که [برای این امر] وقت معیّن می‌کنند دروغ می‌گویند؛ و این کلام را سه بار تکرار فرمود». پس فرمود: «هنگامی‌که موسی (علیه السلام) به دعوت پروردگار خود بیرون شد، به قومش سی‌روز وعده داد [که پس از آن سی‌روز برایشان کتاب الهی نازل‌شده بیاورد] و هنگامی که خداوند ده‌روز بر آن سی‌روز افزود، قوم او گفتند: «موسی با ما خلف وعده کرد». سپس کردند آنچه کردند. (منظور کارهایی است که بنی‌اسرائیل پس از تأخیر موسی (علیه السلام) مرتکب شدند و در تاریخ و روایات درباره‌ی آن‌ها سخن گفته شده است. مثلاً دست از پرستش خدا برداشته و گوساله‌ی سامری را پرستیدند). پس هرگاه ما حدیثی را برای شما بازگو کردیم و طبق آنچه برای شما گفته‌ایم پیش آمد، شما بگوئید «خداوند راست فرموده است»! و هرگاه حدیثی را برای شما بازگو کردیم امّا خلاف آنچه گفته‌ایم پیش آمد، باز شما بگوئید «خداوند راست فرموده است»! که در این صورت دوبار پاداش داده خواهیدشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۳۵۲ نورالثقلین/ الکافی، ج۱، ص۳۶۹

7 (بقره/51)

العسکری (علیه السلام)- فَجَاءَ السَّامِرِیُّ فَشَبَّهَ عَلَی مُسْتَضْعَفِی بَنِی‌إِسْرَائِیلَ فَقَالَ: وَعَدَکُمْ مُوسَی (علیه السلام) أَنْ یَرْجِعَ إِلَیْکُمْ بَعْدَ أَرْبَعِینَ لَیْلَهًًْ وَ هَذِهِ عِشْرُونَ لَیْلَهًًْ وَ عِشْرُونَ یَوْماً تَمَّتْ أَرْبَعُونَ أَخْطَأَ مُوسَی (علیه السلام) رَبَّهُ وَ قَدْ أَتَاکُمْ رَبُّکُمْ أَرَادَ أَنْ یُرِیَکُمْ أَنَّهُ قَادِرٌ عَلَی أَنْ یَدْعُوَکُمْ إِلَی نَفْسِهِ بِنَفْسِهِ وَ أَنَّهُ لَمْ یَبْعَثْ مُوسَی (علیه السلام) لِحَاجَهًٍْ مِنْهُ إِلَیْهِ فَأَظْهَرَ لَهُمُ الْعِجْلَ الَّذِی کَانَ عَمِلَهُ فَقَالُوا: کَیْفَ یَکُونُ الْعِجْلُ إِلَهَنَا؟ قَالَ: إِنَّمَا هَذَا الْعِجْلُ یُکَلِّمُکُمْ مِنْهُ رَبُّکُمْ کَمَا کَلَّمَ مُوسَی (علیه السلام) مِنَ الشَّجَرَهًِْ فَلَمَّا سَمِعُوا مِنْهُ کَلَاماً. قَالُوا لَهُ: إِنَّهُ فِی الْعِجْلِ کَمَا فِی الشَّجَرَهًِْ فَضَلُّوا بِذَلِکَ وَ أَضَلُّوا فَلَمَّا رَجَعَ مُوسَی (علیه السلام) إِلَی قَوْمِهِ. قَالَ: یَا أَیُّهَا الْعِجْلُ! أَ کَانَ فِیکَ رَبُّنَا کَمَا یَزْعُمُ هَؤُلَاءِ فَنَطَقَ الْعِجْلُ وَ قَالَ: عَزَّ رَبُّنَا مِنْ أَنْ یَکُونَ الْعِجْلُ حَاوِیاً لَهُ أَوْ شَیْءٌ مِنَ الشَّجَرَهًِْ وَ الْأَمْکِنَهًِْ عَلَیْهِ مُشْتَمِلًا لَا وَ اللَّهِ یَا مُوسَی (علیه السلام) وَ لَکِنَّ السَّامِرِیَّ نَصَبَ عِجْلًا مُؤَخَّرُهُ إِلَی حَائِطٍ وَ حَفَرَ فِی الْجَانِبِ الْآخَرِ فِی الْأَرْضِ وَ أَجْلَسَ فِیهِ بَعْضَ مَرَدَتِهِ فَهُوَ الَّذِی وَضَعَ فَاهُ عَلَی دُبُرِهِ وَ تَکَلَّمَ مَا تَکَلَّمَ لَمَّا قَالَ: هذا إِلهُکُمْ وَ إِلهُ مُوسی یَا مُوسَی بْنَ عِمْرَانَ (علیه السلام) مَا خَذَلَ هَؤُلَاءِ بِعِبَادَتِی وَ اتِّخَاذِی إِلَهاً إِلَّا لِتَهَاوُنِهِمْ بِالصَّلَاهًِْ عَلَی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ وَ جُحُودِهِمْ بِمُوَالَاتِهِمْ وَ بِنُبُوَّهًِْ النَّبِیِّ وَ وَصِیَّهًِْ الْوَصِیِّ حَتَّی أَدَّاهُمْ إِلَی أَنِ اتَّخَذُونِی إِلَهاً قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَإِذَا کَانَ اللَّهُ تَعَالَی إِنَّمَا خَذَلَ عَبَدَهًَْ الْعِجْلِ لِتَهَاوُنِهِمْ بِالصَّلَاهًِْ عَلَی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ وَصِیِّهِ عَلِیٍّ (علیه السلام) فَمَا تَخَافُونَ مِنَ الْخِذْلَانِ الْأَکْبَرِ فِی مُعَانَدَتِکُمْ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ قَدْ شَاهَدْتُمُوهُمَا وَ تَبَیَّنْتُمْ آیَاتِهِمَا وَ دَلَائِلَهُمَا.

امام عسکری (علیه السلام) سامری به نزد نادانان و مستضعفین بنی‌اسرائیل رفت و به آن‌ها گفت: «موسی (علیه السلام) به شما وعده داده که بعد از چهل‌روز باز گردد؛ بیست‌شب و بیست‌روز گذشته و چهل‌روز تمام شده و موسی (علیه السلام) باز نگشته است. حتماً موسی (علیه السلام) از امر پروردگار نافرمانی کرده و پروردگارتان اراده کرده تا به شما نشان‌دهد که می‌تواند خودش به تنهایی و بدون واسطه‌ی او شما را دعوت کند و احتیاجی به فرستادن موسی (علیه السلام) ندارد». در آن وقت گوساله‌ای را که خودش ساخته‌بود به آن‌ها نشان داد. آن‌ها گفتند: «چگونه این گوساله می‌تواند معبود ما باشد»؟ سامری گفت: «پروردگارتان به‌واسطه‌ی این گوساله با شما سخن می‌گوید؛ همان‌طور که با موسی از ورای درخت سخن می‌گفت». آن‌ها با شنیدن صدای گوساله [که بر اثر وزش باد در آن ایجاد می‌شد] گفتند: «پروردگار ما در گوساله است؛ همان‌طور که در درخت بود و به این ترتیب هم خود گمراه شدند و هم دیگران را گمراه کردند». زمانی که موسی (علیه السلام) به سوی قومش بازگشت متوجّه گوساله شد و در حضور مردم به آن خطاب کرد: «ای گوساله! آیا همان‌طور که این مردم گمان کرده‌اند، پروردگار ما در تو حلول کرده»؟ گوساله پاسخ داد: «ای موسی (علیه السلام)! به خدا قسم! پروردگار ما از اینکه گوساله یا چیزی مثل درخت یا هر مکان دیگری او را در بر بگیرد و بر او مشتمل شود، منزّه است». امّا سامری گوساله را در کنار دیوار قرارداد و از جانب دیگر از زیر زمین بعضی از پیروان مرتدّ خود را مخفی کرد و آن‌ها دهانشان را بر سوراخ پشت گوساله گذاشته و خود به جای او چنین سخن گفتند «این معبود شما و معبود موسی (علیه السلام) است»! امّا گوساله به سخن آمد و گفت: «ای موسی (علیه السلام)! این بندگان خدا بدبخت و مبتلا نشدند مگر به جهت اینکه در درود فرستادن بر محمّد (و آل محمّد (علیهم السلام) سستی کردند و در دوستی او و وصیّ او انکار ورزیدند تا اینکه کارشان به جایی کشیده شد که مرا به خدایی برگزیدند». امام (علیه السلام) در این هنگام فرمود: «حال که خداوند به‌واسطه‌ی سستی در صلوات بر پیامبر اسلام (و اهل بیت پاکش (علیهم السلام) آن‌ها را به گوساله‌پرستی مبتلا نمود، چگونه شما از بدبختی بزرگتر و دشمنی با محمّد (و علی (علیه السلام) نمی‌ترسید؛ درحالی‌که آیات و دلائل آشکار حقانیّت آن‌ها را مشاهده کرده‌اید»؟!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۳۵۲ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۲۳۰/ الإمام العسکری، ص۲۴۷/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۲۷۵