سوره آل عمران - آیه 7 جزء 3 - صفحه 50

    هُوَ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ مِنۡهُ ءَايَٰتࣱ مُّحۡكَمَٰتٌ هُنَّ أُمُّ ٱلۡكِتَٰبِ وَأُخَرُ مُتَشَٰبِهَٰتࣱۖ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمۡ زَيۡغࣱ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَٰبَهَ مِنۡهُ ٱبۡتِغَآءَ ٱلۡفِتۡنَةِ وَٱبۡتِغَآءَ تَأۡوِيلِهِۦۖ وَمَا يَعۡلَمُ تَأۡوِيلَهُۥٓ إِلَّا ٱللَّهُۗ وَٱلرَّٰسِخُونَ فِي ٱلۡعِلۡمِ يَقُولُونَ ءَامَنَّا بِهِۦ كُلࣱّ مِّنۡ عِندِ رَبِّنَاۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّآ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ

    7

تفسیر روایی
او کسی است که این کتاب (آسمانی) را بر تو نازل کرد، که قسمتی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن‌] است؛ که اساس این کتاب می‌باشد؛ (و هر گونه پیچیدگی در آیات دیگر، با مراجعه به اینها، برطرف می‌گردد.) و قسمتی از آن، «متشابه» است [= آیاتی که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفی در آن می‌رود؛ ولی با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار می‌گردد.] اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‌انگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسیر (نادرستی) برای آن می‌طلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمی‌دانند. (آنها که به دنبال فهم و درکِ اسرارِ همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهی) می‌گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمی‌شوند (و این حقیقت را درک نمی‌کنند).
1 (آل عمران/7)

الصّادق (علیه السلام)- أَنَّهُ سُئِلَ (علیه السلام) عَنِ الْمُحْکَمِ وَ الْمُتَشَابِهِ؟ فَقَالَ: الْمُحْکَمُ مَا یُعْمَلُ بِهِ وَ الْمُتَشَابِهُ مَا اشْتَبَهَ عَلَی جَاهِلِهِ.

امام صادق (علیه السلام) از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی محکم و متشابه سؤال شد. ایشان در جواب فرمود: «محکم آن است که به آن عمل شود و متشابه آن است که امر آن بر کسی که آن را نمی‌داند، مشتبه می‌شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۶۴ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۹۳/ البرهان

2 (آل عمران/7)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ عَمِلَ بِالْمَقَایِیسِ فَقَدْ هَلَکَ وَ أَهْلَکَ وَ مَنْ أَفْتَی النَّاسَ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ هُوَ لَا یَعْلَمُ النَّاسِخَ مِنَ الْمَنْسُوخِ وَ الْمُحْکَمَ مِنَ الْمُتَشَابِهِ فَقَدْ هَلَکَ وَ أَهْلَک.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) هرکس عمل به قیاس کند هلاک است و هلاک کرده است و هرکس به مردم فتوی دهد و ناسخ از منسوخ و محکم از متشابه را نشناسد هلاک است و هلاک کرده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۶۴ الکافی، ج۱، ص۴۳/ نورالثقلین

3 (آل عمران/7)

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّ الْقُرْآنَ زَاجِرٌ وَ آمِرٌ یَأْمُرُ بِالْجَنَّهًِْ وَ یَزْجُرُ عَنِ النَّارِ وَ فِیهِ مُحْکَمٌ وَ مُتَشَابِهٌ فَأَمَّا الْمُحْکَمُ فَیُؤْمِنُ بِهِ وَ یَعْمَلُ بِهِ وَ یَدِینُ بِهِ وَ أما الْمُتَشَابِهُ فَیُؤْمِنُ بِهِ وَ لَا یَعْمَلُ بِهِ.

امام صادق (علیه السلام) ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می‌فرمود: «قرآن، بازدارنده و امرکننده است؛ به رفتن به بهشت امر می‌کند، از آتش جهنّم بازمی‌دارد و در آن آیات محکم و متشابه وجود دارد؛ محکمات، آیاتی است که بدان ایمان آورده و عمل می‌شود و از آن‌ها پند و عبرت گرفته می‌شود و آیات متشابه، آیاتی است که به آن‌ها ایمان آورده می‌شود ولی به آن‌ها عمل نمی‌شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۶۴ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۱۹۱/ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۳۸۲ و وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۱۹۸ و بحارالأنوار، ج۲۳، ص۱۹۸ و بحارالأنوار، ج۲، ص۲۳۷ و مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۳۲۶ و بصایرالدرجات، ص۲۰۳ و العیاشی، ج۱، ص۱۶۲؛ فیهم: «زاجر و آمر یأمر بالجنّهًْ و یزجر عن النّار» محذوفٌ / القمی، ج۲، ص۴۵۱/ نورالثقلین/ البرهان

4 (آل عمران/7)

الصّادق (علیه السلام)- سَأَلُوا عَنْ الصَّادِقِ (علیه السلام) عَنْ تَفْسِیرِ الْمُحْکَمِ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ. فَقَالَ: أما الْمُحْکَمُ الَّذِی لَمْ یَنْسَخْهُ شَیْءٌ فَقَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ الْآیَهًَْ وَ إِنَّمَا هَلَکَ النَّاسُ فِی الْمُتَشَابِهِ لِأَنَّهُمْ لَمْ یَقِفُوا عَلَی مَعْنَاهُ وَ لَمْ یَعْرِفُوا حَقِیقَتَهُ فَوَضَعُوا لَهُ تَأْوِیلًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ بِآرَائِهِمْ وَ اسْتَغْنَوْا بِذَلِکَ عَنْ مَسْأَلَهًِْ الْأَوْصِیَاءِ وَ نَبَذُوا قَوْلَ رسول‌الله (صلی الله علیه و آله) وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ.

امام صادق (علیه السلام) از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی تفسیر آیات محکم کتاب خدا سؤال کردند. فرمود: «آیه‌ی محکمی که چیزی آن را نسخ نکرده سخن خدای عزّوجلّ است: هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ ... و مردم درباره‌ی متشابه هلاک شدند؛ چون آن‌ها معنای آن را نفهمیدند و حقیقت آن را ندانستند و در نتیجه از پیش خودشان و با نظر خودشان برای آن معنایی قرار دادند و با این کار خود را از سؤال کردن از جانشینان پیامبر (صلی الله علیه و آله) بی‌نیاز دانستند و سخن رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) را پشت سر انداختند و [به آن عمل نکردند]».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۶۴ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۲۰۰

5 (آل عمران/7)

الباقر (علیه السلام)- إِنَّ أُنَاساً تَکَلَّمُوا فِی هَذَا الْقُرْآنِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ ذَلِکَ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یَقُولُ هُوَ الَّذِی ... الْآیَهًَْ فَالْمَنْسُوخَاتُ مِنَ الْمُتَشَابِهَاتِ وَ الْمُحْکَمَاتُ مِنَ النَّاسِخَاتِ.

امام باقر (علیه السلام) بعضی از مردم درباره‌ی قرآن بدون هیچ علم و دانشی سخن می‌گویند و این درحالی است که خداوند تبارک‌وتعالی می‌فرماید: هُوَ الَّذی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْویلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْویلَهُ إِلَّا اللهُ با توجّه به این آیه آیات منسوخ، جزء متشابهات و آیات ناسخ، جزء محکمات هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۶۴ الکافی، ج۲، ص۲۸/ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۸۵/ نورالثقلین/ البرهان/ بحرالعرفان، ج۳، ص۳۴/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۱۸۲/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۱۸۲؛ فیه: «و النّاسخات عن المحکمات» بدلٌ «و المحکمات من النّاسخات»

6 (آل عمران/7)

علیّ‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- فَأَمَّا الْمُحْکَمُ مِنَ الْقُرْآنِ فَهُوَ مَا تَأْوِیلُهُ فِی تَنْزِیلِهِ وَ أَمَّا الْمُتَشَابِهُ فَمَا کَانَ فِی الْقُرْآنِ مِمَّا لَفْظُهُ وَاحِدٌ وَ مَعَانِیهِ مُخْتَلِفَهًٌْ.

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه) آیات محکم قرآن، آیاتی است که معنایش در آیاتِ نازل شده، آمده ولی آیات متشابه آیاتی در قرآن است که لفظش یکی و معانیش مختلف است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۶۴ القمی، ج۱، ص۹۶/ البرهان/ نورالثقلین

7 (آل عمران/7)

الصّادق (علیه السلام)- کِتَابُ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ عَلَی أَرْبَعَهًِْ أَشْیَاءَ عَلَی الْعِبَارَهًِْ وَ الْإِشَارَهًِْ وَ اللَّطَائِفِ وَ الْحَقَائِقِ فَالْعِبَارَهًُْ لِلْعَوَامِّ وَ الْإِشَارَهًُْ لِلْخَوَاصِ وَ اللَّطَائِفُ لِلْأَوْلِیَاءِ وَ الْحَقَائِقُ لِلْأَنْبِیَاء.

امام صادق (علیه السلام) کتاب خدا (قرآن) به چهار صورت است. عبارت و اشاره و لطیفه‌ها و حقایق؛ عبارت مخصوص عوام است و اشاره مربوط به خواص است و لطایف مخصوص اولیا و حقایق مخصوص انبیاء (علیهم السلام) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۶۶ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۲۷۸

8 (آل عمران/7)

العسکری (علیه السلام)- لَیْسَ کُلُّ آیَهًٍْ مُشْتَبِهَهًًْ فِی الْقُرْآنِ کَانَتِ الْآیَهًُْ حُجَّهًًْ عَلَی حُکْمِ الْآیَاتِ اللَّاتِی أُمِرَ بِالْأَخْذِ بِهَا وَ تَقْلِیدِهَا.

امام عسکری (علیه السلام) و این‌طور نیست که هر آیه‌ی متشابه و مبهمی بتواند بر آیاتی محکم که مأمور به تحصیل و تقلید آن‌ها هستیم حجّت و دلیل باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۶۶ بحارالأنوار، ج۵، ص۲۴/ الاحتجاج، ج۲، ص۴۵۳/ تحف العقول، ص۴۷۴؛ فیه: «کلما وردت» بدلٌ «کل آیهًْ» و «محکم» بدلٌ «حکم» و «تقلیدها» محذوفٌ

9 (آل عمران/7)

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ أَبِی حَیُّونٍ مَوْلَی الرِّضَا (علیه السلام) قَالَ مَنْ رَدَّ مُتَشَابِهَ الْقُرْآنِ إِلَی مُحْکَمِهِ هُدِیَ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ ثُمَّ قَالَ: إِنَّ فِی أَخْبَارِنَا مُتَشَابِهاً کَمُتَشَابِهِ الْقُرْآنِ وَ مُحْکَماً کَمُحْکَمِ الْقُرْآنِ فَرُدُّوا مُتَشَابِهَهَا إِلَی مُحْکَمِهَا وَ لَا تَتَّبِعُوا مُتَشَابِهَهَا دُونَ مُحْکَمِهَا فَتَضِلُّوا.

امام رضا (علیه السلام) ابوحیّون گوید: امام رضا (علیه السلام) می‌فرماید: این بهتر است هرکه متشابهات قرآن را به محکمات آن ارجاع دهد به راه راست هدایت شده است. سپس فرمود: «در اخبار ما نیز همانند قرآن محکم و متشابه وجود دارد لذا متشابهات آن را به محکمات آن ارجاع دهید و صرفاً به‌دنبال متشابهات آن نروید که گمراه می‌شوید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۶۶ نورالثقلین

10 (آل عمران/7)

علیّ‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- زَیْغٌ أَی شَکٌّ.

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه) منظور از زَیْغٌ شک است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۶۶ القمی، ج۱، ص۹۶/ البرهان/ نورالثقلین

11 (آل عمران/7)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أَنَا مَدِینَهًُْ الْعِلْمِ وَ فِی مَوْضِعٍ أَنَا مَدِینَهًُْ الْحِکْمَهًِْ وَ عَلِیٌّ (علیه السلام) بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْحِکْمَهًَْ فَلْیَأْتِهَا مِنْ بَابِهَا وَ کُلُّ هَذَا مَنْصُوصٌ فِی کِتَابِهِ تَعَالَی إِلَّا أَنَّ لَهُ أَهْلًا یَعْلَمُونَ تَأْوِیلَهُ فَمَنْ عَدَلَ عَنْهُمْ إِلَی الَّذِینَ یَنْتَحِلُونَ مَا لَیْسَ لَهُمْ وَ یَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِیلِهِ وَ هُوَ تَأْوِیلُهُ بِلَا بُرْهَانٍ وَ لَا دَلِیلٍ وَ لَا هُدًی هَلَکَ وَ أَهْلَکَ وَ خَسِرَتْ صَفْقَتُهُ وَ ضَلَّ سَعْیُهُ.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) من شهر علم هستم و درجای دیگری گفت: «من شهر حکمت می‌باشم و علی (علیه السلام) هم در آن شهر می‌باشد اکنون هرکس طالب حکمت و یا علم هست باید از آن در وارد گردد و علم و حکمت فراگیرد». تمام این مطالبی که ذکر شد در کتاب خدا به آن تصریح شده است و کسانی هستند که تأویل آن را می‌دانند اکنون هرکس از آن‌ها عدول کند و به‌طرف کسانی که خود را عالم می‌دانند بروند و از آن‌ها که قلوبشان منحرف است، به دنبال آیات متشابه‌اند تا فتنه‌انگیزی کنند و تفسیر [نادرست] برای آن می‌طلبند پیروی کنند گرفتار شبهه می‌شوند و بدون برهان و دلیل خود را هلاک می‌کنند و دیگران را هم به هلاکت می‌رسانند. آن‌ها زیان می‌کنند و از کوشش خود استفاده‌ای نمی‌برند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۶۶ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۵۷

12 (آل عمران/7)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ مَا آمَنَ بِی مَنْ فَسَّرَ بِرَأْیِهِ کَلَامِی.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) خداوند عزّوجلّ فرموده است: «هرکه کلام مرا با رأی و نظر خود تفسیر کند به من ایمان نیاورده است»!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۶۶ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۴۵/ نورالثقلین

13 (آل عمران/7)

الباقر (علیه السلام)- {قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی یَومِ الغَدِیرِ} مَعَاشِرَ النَّاسِ تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آیَاتِهِ وَ انْظُرُوا إِلَی مُحْکَمَاتِهِ وَ لَا تَتَّبِعُوا مُتَشَابِهَهُ فَوَ اللَّهِ لَنْ یُبَیِّنَ لَکُمْ زَوَاجِرَهُ وَ لَا یُوَضِّحُ لَکُمْ تَفْسِیرَهُ إِلَّا الَّذِی أَنَا آخِذٌ بِیَدِهِ وَ مُصْعِدُهُ إِلَیَّ وَ شَائِلٌ بِعَضُدِهِ وَ مُعْلِمُکُمْ أَنَّ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ وَ هُوَ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) أَخِی وَ وَصِیِّی وَ مُوَالاتُهُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ أَنْزَلَهَا عَلَی.

امام باقر (علیه السلام) ای گروه مردم! درباره‌ی قرآن تدبّر کنید و آیات محکم آن را نیکو بفهمید و از آیات متشابه پیروی مکنید و به خدا سوگند هرگز کسی دشواری‌ها و تفسیر آن را برای شما روشن نمی‌کند، جز همین‌کس که من دست او را می‌گیرم و به‌سوی خود برمی‌آورم و بازویش را برمی‌افرازم و به شما اعلام می‌کنم که هرکس من مولای اویم این علی (علیه السلام) مولای اوست، یعنی علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) که برادر و وصیّ من است و ولایت او از سوی خداوند متعال بر من نازل شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۶۶ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۲۰۲/ نورالثقلین

14 (آل عمران/7)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- مَا نَزَلَتْ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) آیَهًٌْ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا أَقْرَأَنِیهَا وَ أَمْلَاهَا عَلَیَّ فَکَتَبْتُهَا بِخَطِّی وَ عَلَّمَنِی تَأْوِیلَهَا وَ تَفْسِیرَهَا وَ نَاسِخَهَا وَ مَنْسُوخَهَا وَ مُحْکَمَهَا وَ مُتَشَابِهَهَا.

امام علی (علیه السلام) آیه‌ای بر رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) نازل نشد جز اینکه برای من خواند و املاء فرمود و من به خط خود نوشتم و تأویل و تفسیر و ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه و خاصّ و عام آن را به من آموخت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۶۸ الکافی، ج۱، ص۶۴/ نورالثقلین

15 (آل عمران/7)

الصّادق (علیه السلام)- وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ آلُ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله).

امام صادق (علیه السلام) وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ، همان خاندان محمّد (صلی الله علیه و آله) می‌باشند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۶۸ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۱۹۱/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۱۹۸/ بحارالأنوار، ج۲، ص۲۳۷ و مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۳۲۶ و بصایرالدرجات، ص۲۰۳؛ فیهم: «هم آل محمّد» محذوفٌ / العیاشی، ج۱، ص۱۶۲/ القمی، ج۲، ص۴۵۱/ نورالثقلین/ البرهان

16 (آل عمران/7)

الصّادق (علیه السلام)- وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام).

امام صادق (علیه السلام) وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ منظور، علی (علیه السلام) و دیگر ائمّه (علیهم السلام) می‌باشند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۶۸ الکافی، ج۱، ص۴۱۴/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۰۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۱۷۹/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۱۰۶/ الصراط المستقیم، ج۱، ص۲۹۲/ العیاشی، ج۱، ص۱۶۲/ المناقب، ج۴، ص۴۲۱/ نورالثقلین/ البرهان

17 (آل عمران/7)

الباقر (علیه السلام)- نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ.

امام باقر (علیه السلام) ما وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ هستیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۶۸ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۱۸۹/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۱۸۴/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۹۱/ نورالثقلین/ البرهان

18 (آل عمران/7)

الصّادق (علیه السلام)- نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ وَ نَحْنُ نَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ.

امام صادق (علیه السلام) ما وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ هستیم و ما تأویل آن را می‌دانیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۶۸ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۱۹۸/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۱۹۸/ البرهان/ نورالثقلین

19 (آل عمران/7)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَیْنَ الَّذِینَ زَعَمُوا أَنَّهُمُ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ دُونَنَا کَذِباً وَ بَغْیاً عَلَیْنَا وَ حَسَداً لَنَا.

امام علی (علیه السلام) کجا هستند کسانی که خیال می‌کنند وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ غیر از ما هستند به‌خاطر دروغ و ستمگری و حسادتی که به ما دارند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۶۸ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۰۵/ نورالثقلین؛ فیه: «و حسد آلنا» محذوفٌ

20 (آل عمران/7)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَیْسَ مِنَ الْقُرْآنِ آیَهًٌْ إِلَّا وَ لَهَا ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ وَ مَا مِنْ حَرْفٍ إِلَّا وَ لَهُ تَأْوِیلٌ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ وَ فِی رِوَایَهًٍْ أُخْرَی وَ مَا مِنْهُ حَرْفٌ إِلَّا وَ لَهُ حَدُّ مُطَّلِعٌ عَلَی ظَهْرِ الْقُرْآنِ وَ بَطْنِهِ وَ تَأْوِیلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ نَحْنُ آلَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله).

پیامبر (صلی الله علیه و آله) در قرآن آیه‌ای وجود ندارد، مگر اینکه دارای ظاهر و باطنی است و هیچ حرفی از قرآن نیست که دارای حدّ و حدود نباشد و هر حدّی سرآغازی در ظاهر و باطن قرآن و تأویل آن دارد وَ ما یَعْلَمُ تَأْویلَهُ إِلَّا اللهُ وَ الرّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ ما آل‌محمّد (صلی الله علیه و آله) هستیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۶۸ بحارالأنوار، ج۳۳، ص۱۵۵/ کتاب سلیم بن قیس، ص۷۶۹؛ فیه: «و ما منه حرفٌ الا و له ... و تأویله» محذوفٌ / البرهان؛ فیه: و ما منه ... و فی روایهًْ اخری» محذوفٌ

21 (آل عمران/7)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- النُّورُ فِی مَوَاضِعَ مِنَ التَّوْرَاهًِْ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الْقُرْآنِ حُجَّهًُْ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی عِبَادِهِ وَ هُوَ الْمَعْصُومُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا و جَمِیعَ الْأَوْصِیَاءِ الْمَعْصُومِینَ حَمَلَهًَْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ خَزَنَتَهُ وَ تَرَاجِمَتَهُ الَّذِینَ نَعَتَهُمُ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ فَقَالَ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ هُمُ الْمَنْعُوتُونَ الَّذِینَ أَنَارَ اللَّهُ بِهِمُ الْبِلَادَ وَ هَدَی بِهِمُ الْعِبَادَ.

امام علی (علیه السلام) نور در جاهایی از تورات، انجیل و قرآن به‌معنای حجّت خدای عزّوجلّ بر بندگانش آمده است و حجّت خدا همان معصوم است وَ الرّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا همه‌ی امامان معصوم حامل کتاب خدای عزّوجلّ حافظ و مفسّران آن می‌باشند. کسانی که خداوند آن‌ها را در کتابش توصیف کرده و فرموده: وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا و آن‌ها توصیف‌شدگانی هستند که خداوند به‌وسیله‌ی آن‌ها سرزمین‌ها را روشن کرد و به‌وسیله‌ی آن‌ها بندگان را هدایت فرمود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۶۸ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۰

22 (آل عمران/7)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ سُلَیْمِ‌بْنِ‌قَیْسٍ قَالَ: ... ثُمَّ أَقْبَلَ إِلَیْنَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ قَال وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ لَیْسَ بِوَاحِدٍ رسول‌الله (صلی الله علیه و آله) مِنْهُمْ أَعْلَمَهُ اللَّهُ إِیَّاهُ فَعَلَّمَنِیهِ رسول‌الله (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ لَا تَزَالُ فِی عَقِبِنَا إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ ثُمَّ قَرَأَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) بَقِیَّهًٌْ مِمَّا تَرَکَ آلُ مُوسی وَ آلُ هارُونَ وَ أَنَا مِنْ رسول‌الله (صلی الله علیه و آله) بِمَنْزِلَهًِْ هَارُونَ (علیه السلام) مِنْ مُوسَی (علیه السلام) وَ الْعِلْمُ فِی عَقِبِنَا إِلَی أَنْ تَقُومَ السَّاعَهًُْ.

امام علی (علیه السلام) سلیم‌بن‌قیس گوید: امام علی (علیه السلام) به سوی ما آمد و فرمود: وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ آن‌ها یک نفر نیستند رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) یکی از آن‌هاست خدا به او تعلیم داده و او مرا آموخته است پیوسته این اطّلاعات در نژاد ماست تا روز قیامت؛ سپس این آیه را قرائت نمود: و یادگارهای خاندان موسی و هارون قرار دارد. (بقره/۲۴۸) من نسبت به پیامبر (صلی الله علیه و آله) همچون هارون (علیه السلام) نسبت به موسی (علیه السلام) هستم دانش در نژاد ما تا روز قیامت است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۶۸ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۶۳/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۷۹؛ فیه: «ثم قال انّ بن ابی طالب ... علم غیره» محذوفٌ/ فرات الکوفی، ص۶۷/ کتاب سلیم بن قیس، ص۹۴۱؛ فیه: «ثم قرأ امیرالمؤمنین ... السّاعهًْ» محذوفٌ

23 (آل عمران/7)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فَرَضَ عَلَی الْأُمَّهًِْ طَاعَهًَْ وُلَاهًِْ أَمْرِهِ الْقُوَّامِ بِدِینِهِ کَمَا فَرَضَ عَلَیْهِمْ طَاعَهًَْ رسول‌الله (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ: أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم ثُمَّ بَیَّنَ مَحَلَّ وُلَاهًِْ أَمْرِهِ مِنْ أَهْلِ الْعِلْمِ بِتَأْوِیلِ کِتَابِهِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ عَجَزَ کُلُّ أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ عَنْ مَعْرِفَهًِْ تَأْوِیلِ کِتَابِهِ غَیْرَهُمْ لِأَنَّهُمْ هُمُ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ الْمَأْمُونُونَ عَلَی تَأْوِیلِ التَّنْزِیلِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی: وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ إِلَی آخِرِ الْآیَهًِْ وَ قَالَ سُبْحَانَهُ: بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ طَلَبُ الْعِلْمِ أَفْضَلُ مِنَ الْعِبَادَهًِْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: إِنَّما یَخْشَی اللهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ وَ بِالْعِلْمِ اسْتَحَقُّوا عِنْدَ اللَّهِ اسْمَ الصِّدْقِ وَ سَمَّاهُمْ بِهِ صَادِقِینَ وَ فَرَضَ طَاعَتَهُمْ عَلَی جَمِیعِ الْعِبَاد.

امام علی (علیه السلام) بعد از آن طاعت والیان امر که نگهبانان دین او هستند را بر مردم واجب کرد همان‌گونه که طاعت رسول (صلی الله علیه و آله) را واجب کرده بود و فرمود: اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولوالأمر [اوصیای پیامبر] را!. (نساء/۵۹) بعد از این ولاة ‍امر که از اهل علم هستند را بیان کرد و مقام آن‌ها را روشن ساخت و در کتاب خود فرمود: درحالی‌که اگر آن را به پیامبر و پیشوایان که قدرت تشخیص کافی دارند بازگردانند، از ریشه‌های مسائل آگاه خواهند شد. (نساء/۸۳) از اینجا معلوم است که مردم از تأویل کتاب عاجز می‌باشند و فقط صاحبان امر می‌توانند آن را استنباط کنند زیرا آن‌ها راسخ در علم هستند و محلّ اطمینان در تأویل قرآن می‌باشند و در قرآن فرمود: وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ و در جای دیگر فرمود: ولی این آیات روشنی است که در سینه دانشوران جای دارد. (عنکبوت/۴۹) طلب علم و فضیلت از عبادت بهتر است. و خداوند می‌فرماید: [آری] حقیقت چنین است: از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او می‌ترسند. (فاطر/۲۸) و به‌وسیله‌ی علم در نزد خداوند شایسته‌ی اسم صدیق می‌باشند خدا آن‌ها را راستگو نامیده و اطاعت آن‌ها را بر همه‌ی بندگان واجب کرده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۷۰ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۸۰

24 (آل عمران/7)

الجواد (علیه السلام)- عَنِ الْحَسَنِ‌بْنِ‌الْعَبَّاسِ بْنِ الْحَرِیشِ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ‌الثَّانِی (علیه السلام) قَالَ: قَالَ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام): ... فَإِنْ قَالُوا مَنِ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ؟ فَقُلْ: مَنْ لَا یُخْتَلَفُ فِی عِلْمِهِ. فَإِنْ قَالُوا: فَمَنْ هُوَ ذَاکَ؟ فَقُلْ: کَانَ رسول‌الله (صلی الله علیه و آله) صَاحِبَ ذَلِکَ.

امام جواد (علیه السلام) حسن‌بن‌عبّاس‌بن حریش از امام جواد (علیه السلام) نقل می‌کند که فرمود: امام صادق (علیه السلام) فرموده است: «اگر بگویند: الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ چه کسانی‌ند؟ بگو: «کسی که در علمش اختلاف نیست». اگر بگویند: «او کیست»؟ بگو: «پیغمبر (صلی الله علیه و آله) دارای این علم بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۷۰ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۷۶/ نورالثقلین

25 (آل عمران/7)

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عُبَیْدَهًَْ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ الم* غُلِبَتِ الرُّومُ فِی أَدْنَی الْأَرْضِ قَالَ: یَا بَا عُبَیْدَهًَْ! إِنَّ لِهَذَا تَأْوِیلًا لَا یَعْلَمُهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ مِنَ الْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام).

امام باقر (علیه السلام) ابوعبیده گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی این آیه: الم، رومیان مغلوب شدند!، در سرزمین نزدیکی رخ داد. (روم/۳۱) پرسیدم. امام (علیه السلام) فرمود: «ای اباعبیده! این سخن تأویلی دارد که جز خدا و الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ از خاندان محمّد (صلی الله علیه و آله) آن را ندارند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۷۰ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۲۰۶/ نورالثقلین

26 (آل عمران/7)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَّ الرَّاسِخَ مَنِ اسْتَقَامَ قَلْبُهُ وَ صَدَقَ لِسَانُهُ وَ بُرَّتْ یَمِینُهُ وَ عَفَّ بَطْنُهُ وَ فَرْجُهُ.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) راسخ در علم کسی است که قلبش استقامت کند و زبانش راست گوید و سوگندش راست و محکم و عورتش عفیف باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۷۰ مستدرک الوسایل، ج۱۴، ص۳۵۸

27 (آل عمران/7)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ (علیه السلام) فِی بَعْضِ خُطَبِه: وَ اعْلَمْ أَنَّ الرَّاسِخِینَ فِی الْعِلْمِ هُمُ الَّذِینَ أَغْنَاهُمُ اللَّهُ عَنِ الِاقْتِحَامِ فِی السُّدَدِ الْمَضْرُوبَهًِْ دُونَ الْغُیُوبِ فَلَزِمُوا الْإِقْرَارَ بِجُمْلَهًِْ مَا جَهِلُوا تَفْسِیرَهُ مِنَ الْغَیْبِ الْمَحْجُوبِ فَقَالُوا آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا فَمَدَحَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اعْتِرَافَهُمْ بِالْعَجْزِ عَنْ تَنَاوُلِ مَا لَمْ یُحِیطُوا بِهِ عِلْماً وَ سَمَّی تَرْکَهُمُ التَّعَمُّقَ فِیمَا لَمْ یُکَلِّفْهُمُ الْبَحْثَ عَنْهُ مِنْهُمْ رُسُوخاً فَاقْتَصِرْ عَلَی ذَلِکَ وَ لَا تُقَدِّرْ عَظَمَهًَْ اللَّهِ سُبْحَانَهُ عَلَی قَدْرِ عَقْلِکَ فَتَکُونَ مِنَ الْهَالِکِینَ.

امام علی (علیه السلام) [در خطبه‌ای فرمود:] بدانکه راسخان در علم آنانند که خدا ایشان را از در رفتن به زور در درها و پیشگاه‌ها که در نزد غیب‌ها زده شد بی‌نیاز گردانیده است. پس ملازم اقرار و اعتراف به جمله‌ی آنچه تفسیر و بیانش را ندانستند از غیب و نهانی که محجوب است گردیدند و گفتند که: آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا؛ پس خدای عزّوجلّ اعتراف ایشان را به عجز و درماندگی از فراگرفتن آنچه به آن احاطه نکرده‌اند از روی دانش مدح و ثنا کرده و ترک ایشان تعمّق را در آنچه بحث و کاوش از آن را تکلیف نکرده از ایشان رسوخ نامیده و رسوخ به معنی استوار و ثابت و پابرجای بودن است پس بر این اقتصار کن و عظمت خدا را بر اندازه‌ی عقلت اندازه مکن که از جمله هلاک‌شوندگان خواهی بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۷۰ بحارالأنوار، ج۴، ص۲۷۶/ التوحید، ص۵۳/ البرهان؛ فیه: «و اقرّوا بجهل» بدلٌ «فلزموا الإقرار بجملهًْ» و «اقتصر علی ... الهالکین» محذوفٌ/ نورالثقلین

28 (آل عمران/7)

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌الصَّلْتِ الْهَرَوِیِّ قَال: لَمَّا جَمَعَ الْمَأْمُونُ لِعَلِیِّ‌بْنِ‌مُوسَی‌الرِّضَا (علیه السلام) أَهْلَ الْمَقَالَاتِ مِنْ أَهْلِ الْإِسْلَامِ وَ الدِّیَانَاتِ مِنَ الْیَهُودِ وَ النَّصَارَی وَ الْمَجُوسِ وَ الصَّابِئِینَ وَ سَائِرِ أَهْلِ الْمَقَالَاتِ فَلَمْ یَقُمْ أَحَدٌ إِلَّا وَ قَدْ أُلْزِمَ حُجَّتَهُ کَأَنَّهُ قَدْ أُلْقِمَ حَجَراً فَقَامَ إِلَیْهِ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْجَهْمِ فَقَالَ لَهُ: یَا ابْنَ رسول‌الله (صلی الله علیه و آله)! أَ تَقُولُ بِعِصْمَهًِْ الْأَنْبِیَاءِ؟ قَالَ: بَلَی! قَالَ: فَمَا تَعْمَلُ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عَصی آدَمُ رَبَّهُ فَغَوی وَ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ وَ قَوْلِهِ فِی یُوسُفَ وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها وَ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی دَاوُدَ وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ وَ قَوْلِهِ فِی نَبِیِّهِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ تُخْفِی فِی نَفْسِکَ مَا اللهُ مُبْدِیهِ وَ تَخْشَی النَّاسَ وَ اللهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ فَقَالَ مَوْلَانَا الرِّضَا (علیه السلام): وَیْحَکَ یَا عَلِیُّ! اتَّقِ اللَّهَ وَ لَا تَنْسُبْ إِلَی أَنْبِیَاءِ اللَّهِ الْفَوَاحِشَ وَ لَا تَتَأَوَّلْ کِتَابَ اللَّهِ بِرَأْیِکَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ.

امام رضا (علیه السلام) اباصلت هروی گوید: وقتی مأمون صاحب نظران اهل اسلام و دین‌مداران یهود و نصاری و مجوس و صابئین و دیگران را جمع کرد تا با علیِّ‌بن‌موسی‌الرّضا (علیه السلام) مباحثه کنند هرکس قیام کرد او را محکوم ساخت و گویا سنگ در دهانش نهادند. علیّ‌بن‌محمّدبن‌جهم پیش آمد و عرض کرد: «ای پسر رسول‌خدا (علیه السلام) شما معتقد به عصمت انبیایید»؟! فرمود: «آری»! گفت: «چه می‌کنی با گفته‌ی خدای عزّوجلّ: [آری] آدم پروردگارش را نافرمانی کرد، و از پاداش او محروم شد!. (طه/۱۲۱) و گفته‌ی خدا: و ذاالنون [یونس] را [به یاد آور] در آن هنگام که خشمگین [از میان قوم خود] رفت و چنین می‌پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت (انبیاء/۸۷) و قول خداوند درباره‌ی یوسف (علیه السلام): آن زن به وی همت گماشت و یوسف هم بدو همت گماشت: (یوسف/۲۴) و گفته‌اش درباره‌ی داود (علیه السلام): ما او را [با این ماجرا] آزموده‌ایم. (ص/۲۴) گفتارش درباره‌ی پیغمبر (صلی الله علیه و آله): در دل چیزی را پنهان می‌داشتی که خداوند آن را آشکار می‌کند و از مردم می‌ترسیدی درحالی‌که خداوند سزاوارتر است که از او بترسی. (احزاب/۳۷) مولای ما امام رضا (علیه السلام) فرمود: «وای بر تو ای علی! از خدا بپرهیز! و پیغمبران خدا را به هرزگی نسبت مده وکتاب خدای عزّوجلّ را به رأی خود دریافت مکن! خدای عزّوجلّ فرموده: وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۷۲ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۷۲/ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۱۰۷؛ فیه: «لما جمع المأمون ... الفواحش» محذوفٌ / الأمالی للصدوق، ص۹۰/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۱۱/ عیون أخبارالرضا (ج۱، ص۱۹۱/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۱۸۷؛ فیه: «لما جمع المأمون ... یا علی» محذوفٌ / نورالثقلین؛ فیه: «لما جمع المأمون ... ان تخشاه» محذوفٌ

29 (آل عمران/7)

الباقر (علیه السلام)- وَ الْقُرْآنُ خَاصٌّ وَ عَامٌّ وَ مُحْکَمٌ وَ مُتَشَابِهٌ وَ نَاسِخٌ وَ مَنْسُوخٌ فَالرَّاسِخُونُ فِی الْعِلْمِ یَعْلَمُونَهُ.

امام باقر (علیه السلام) قرآن خاص و عام و محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ دارد و راسخان در علم آن را می‌دانند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۷۲ الکافی، ج۱، ص۲۱۳/ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۱۳۰/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۱۷۹/ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۹۲/ دعایم الإسلام، ج۱، ص۲۰/ بشارهًْ المصطفی، ص۱۹۳/ العیاشی، ج۱، ص۱۶۴/ نورالثقلین/ البرهان/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۱۰۷

30 (آل عمران/7)

الباقر (علیه السلام)- فَرسول‌الله (صلی الله علیه و آله) أَفْضَلُ الرَّاسِخِینَ فِی الْعِلْمِ قَدْ عَلَّمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَمِیعَ مَا أَنْزَلَ عَلَیْهِ مِنَ التَّنْزِیلِ وَ التَّأْوِیلِ وَ مَا کَانَ اللَّهُ لِیُنْزِلَ عَلَیْهِ شَیْئاً لَمْ یُعَلِّمْهُ تَأْوِیلَهُ وَ أَوْصِیَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ یَعْلَمُونَهُ کُلَّهُ.

امام باقر (علیه السلام) رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) از بهترین راسخان در علم می‌باشد. خداوند عزّوجلّ، تمامی تنزیل و تأویلی را که بر او فرستاد به او آموخته است. چیزی نیست که خداوند بر او فرستاده باشد ولی تأویل آن را به او نیاموخته باشد. جانشینان او نیز پس از او همه‌ی آن‌ها را می‌دانند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۷۲ الکافی، ج۱، ص۲۱۳/ بشارهًْ المصطفی، ص۱۹۳/ بصایرالدرجات، ص۲۰۳/ بصایرالدرجات، ص۲۰۴/ العیاشی، ج۱، ص۱۶۴/ نورالثقلین/ البرهان/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۱۰۷/ القمی، ج۱، ص۹۶

31 (آل عمران/7)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فِی احْتِجَاجِهِ عَلَی زِنْدِیقٍ سَأَلَهُ عَنْ آیَاتٍ مُتَشَابِهَهًٍْ مِنَ الْقُرْآنِ فَأَجَابَهُ إِلَی أَنْ قَالَ (علیه السلام) وَ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِلْعِلْمِ أَهْلًا وَ فَرَضَ عَلَی الْعِبَادِ طَاعَتَهُمْ بِقَوْلِهِ أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ وَ بِقَوْلِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ بِقَوْلِهِ اتَّقُوا اللهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ وَ بِقَوْلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ وَ بِقَوْلِهِ وَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها وَ الْبُیُوتُ هِیَ بُیُوتُ الْعِلْمِ الَّتِی اسْتَوْدَعَهَا الْأَنْبِیَاءُ وَ أَبْوَابُهَا أَوْصِیَاؤُهُمْ فَکُلُّ عَمَلٍ مِنْ أَعْمَالِ الْخَیْرِ یَجْرِی عَلَی غَیْرِ أَیْدِی الْأَوْصِیَاءِ وَ عُهُودِهِمْ وَ حُدُودِهِمْ وَ شَرَائِعِهِمْ وَ سُنَنِهِمْ وَ مَعَالِمِ دِینِهِمْ مَرْدُودٌ غَیْرُ مَقْبُولٍ وَ أَهْلُهُ بِمَحَلِّ کُفْرٍ وَ إِنْ شَمِلَهُمْ صِفَهًُْ الْإِیمَانِ ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ قَسَمَ کَلَامَهُ ثَلَاثَهًَْ أَقْسَامٍ فَجَعَلَ قِسْماً مِنْهُ یَعْرِفُهُ الْعَالِمُ وَ الْجَاهِلُ وَ قِسْماً لَا یَعْرِفُهُ إِلَّا مَنْ صَفَا ذِهْنُهُ وَ لَطُفَ حِسُّهُ وَ صَحَّ تَمْیِیزُهُ مِمَّنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَ قِسْماً لَا یَعْلَمُهُ إِلَّا اللَّهُ وَ مَلَائِکَتُهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ وَ إِنَّمَا فَعَلَ ذَلِکَ لِئَلَّا یَدَّعِیَ أَهْلُ الْبَاطِلِ الْمُسْتَوْلِینَ عَلَی مِیرَاثِ رسول‌الله (صلی الله علیه و آله) مِنْ عِلْمِ الْکِتَابِ مَا لَمْ یَجْعَلْهُ اللَّهُ لَهُمْ وَ لِیَقُودَهُمُ الِاضْطِرَارُ إِلَی الِائْتِمَامِ بِمَنْ وُلِّیَ أَمْرَهُمْ فَاسْتَکْبَرُوا عَنْ طَاعَتِهِ.

امام علی (علیه السلام) در استدلالش بر کافری که از او درباره‌ی آیات متشابه قرآن پرسید، آمده است: «[امام علی (علیه السلام)] به او پاسخ داد: ... خداوند برای علم شایستگانی قرار داده و با این سخنش اطاعت از آن‌ها را بر بندگان واجب نموده است: اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبرخدا و اولوالأمر (اوصیای پیامبر) را!. (نساء/۵۹) و با این سخنش: درحالی‌که اگر آن را به پیامبر و پیشوایان که قدرت تشخیص کافی دارند بازگردانند از ریشه‌های مسائل آگاه خواهند شد. (نساء/۸۳) و با این سخنش: از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید، و با صادقان باشید! (توبه/۱۱۹) و با این ۵#سخنش: وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا الله وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ و با این سخنش: و از درِ خانه‌ها وارد شوید. (بقره/۱۸۹) و این خانه‌ها، خانه‌های علمی است که پیامبران (علیهم السلام) آن را به ودیعه گذاردند و درهای آن، جانشینان ایشان هستند؛ پس هر عملی از اعمال خیر که به دست غیر اوصیاء اجرا شود و بر اساس پیمان‌ها، حدود، شریعت‌ها، روش‌ها و نشانه‌های دینِ آن‌ها انجام نگیرد مردود و غیر قابل قبول است و اهل آن هرچند مشخّصات ایمان شامل آن‌ها بشود در جایگاه کفر هستند. سپس خداوند سخنش را به سه قسمت تقسیم کرده است. قسمتی از آن را به‌صورتی قرار داده است که عالم و جاهل آن را می‌دانند و قسمتی را نمی‌داند جز کسی که ذهنش صاف و پاک، حس و درکش دقیق و قدرت تشخیصش درست باشد و این‌ها از کسانی هستند که خداوند قلبش را برای اسلام گشاده ساخته است و قسمتی را جز خدا، فرشتگانش و راسخان در علم نمی‌دانند و خداوند قسمتی از علم کتاب را مخصوص این گروه قرار داده است تا اهل باطلی که بر میراث رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) که علم کتاب خداست چنگ انداخته‌اند، نتوانند چیزی را که خداوند برایشان قرار نداده ادّعا کنند و مجبور شوند به کسی که ولیّ امرشان است اقتدا کنند ولی آن‌ها از روی تکبّر از او اطاعت نکردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۷۲ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۱۹۴/ نورالثقلین؛ فیه: «فی احتجاجه علی ... الایمان» محذوفٌ و «یعرفه» بدلٌ «یعلمه»/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۷۴ و بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۶۴؛ فیهما: «ثم ان الله قسم ... عن طاعته» محذوفٌ / الاحتجاج، ج۱، ص۲۴۸؛ فیه: «اهل الإصطفاء» بدلٌ «اوصیاء» و «ثم ان الله قسم ... عن طاعته» محذوفٌ/ نورالثقلین

32 (آل عمران/7)

الباقر (علیه السلام)- عَنِ الْفُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ هَذِهِ الرِّوَایَهًِْ مَا فِی الْقُرْآنِ آیَهًٌْ إِلَّا وَ لَهَا ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ وَ مَا فِیهِ حَرْفٌ إِلَّا وَ لَهُ حَدٌّ وَ لِکُلِّ حَدٍّ مَطْلَعٌ مَا یَعْنِی بِقَوْلِهِ لَهَا ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ؟ قَالَ: ظَهْرُهُ وَ بَطْنُهُ تَأْوِیلُهُ مِنْهُ مَا مَضَی وَ مِنْهُ مَا لَمْ یَکُنْ بَعْدُ یَجْرِی کَمَا تَجْرِی الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ کُلَّمَا جَاءَ مِنْهُ شَیْءٌ وَقَعَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی: وَما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ نَحْنُ نَعْلَمُهُ.

امام باقر (علیه السلام) فضیل‌بن‌یسار گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی این روایت: «در قرآن آیه‌ای نیست مگر اینکه ظاهری دارد و باطنی و در آن حرفی نیست مگر اینکه تعریفی دارد و هر تعریفی، مدخلی دارد». پرسیدم: «منظورش از این سخن که «آیات قرآن ظاهری و باطنی دارد چیست»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «منظور از ظاهر و باطنِ آن، تأویل آن است. بعضی از آن‌ها اتّفاق افتاده و بعضی از آن‌ها هنوز اتّفاق نیفتاده است قرآن جریان پیدا می‌کند همان‌گونه‌که خورشید و ماه جریان دارند. زمان هر مقداری از آن برسد اتّفاق می‌افتد». خدای تعالی فرمود: وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ؛ ما آن را می‌دانیم و از راسخان در علم هستیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۷۴ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۹۴/ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۹۲/ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۳۳۱/ بصایرالدرجات، ص۱۹۶/ العیاشی، ج۱، ص۱۶۴

33 (آل عمران/7)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- ... بَیْنَمَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) مَارٌّ بِفِنَاءِ بَیْتِ اللَّهِ الْحَرَامِ إِذْ نَظَرَ إِلَی رَجُلٍ یُصَلِّی فَاسْتَحْسَنَ صَلَاتَهُ فَقَالَ: یَا هَذَا الرَّجُلُ تَعْرِفُ تَأْوِیلَ صَلَاتِکَ؟ قَالَ الرَّجُلُ: یَا ابْنَ عَمِّ خَیْرِ خَلْقِ اللَّهِ وَ هَلْ لِلصَّلَاهًِْ تَأْوِیلٌ غَیْرُ التَّعَبُّدِ؟ قَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام): اعْلَمْ یَا هَذَا الرَّجُلُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مَا بَعَثَ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) بِأَمْرٍ مِنَ الْأُمُورِ إِلَّا وَ لَهُ مُتَشَابِهٌ وَ تَأْوِیلٌ وَ تَنْزِیلٌ وَ کُلُّ ذَلِکَ عَلَی التَّعَبُّدِ فَمَنْ لَمْ یَعْرِفْ تَأْوِیلَ صَلَاتِهِ فَصَلَاتُهُ کُلُّهَا خِدَاعٌ نَاقِصَهًٌْ غَیْرُ تَامَّهًْ.

امام علی (علیه السلام) علی‌بن‌حاتم از ابراهیم بن‌علی، از احمدبن‌محمّد انصاری، از حسن‌بن‌علی علوی از ابوحکیم زاهد در مصر از احمدبن‌عبداللَّه نقل می‌کند: امیرالمؤمنین (علیه السلام) به آستانه‌ی بیت‌اللَّه‌الحرام عبور کرد در این هنگام مردی را دید که نمازش را نیکو می‌خواند، حضرت (علیه السلام) فرمود: «ای فلان تأویل نمازت را می‌دانی»؟! آن مرد گفت: «ای پسر عموی بهترین خلق خدا! آیا برای نماز غیر از تعبّد تأویلی هست»؟ علی (علیه السلام) فرمود: «ای مرد! بدانکه خداوند تبارک‌وتعالی نبی‌اکرم (صلی الله علیه و آله) را به امری از امور نفرستاده مگر آنکه آن امر متشابه و تأویل و تنزیل دارد و تمام تعبّدی است پس کسی که تأویل نمازش را نداند، نمازش خدعه و نیرنگ بوده و علاوه بر آن ناقص و غیر تام می‌باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۷۴ علل الشرایع، ج۲، ص۵۹۸/ نورالثقلین

34 (آل عمران/7)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ انْقَطَعَ دُونَ الرُّسُوخِ فِی عِلْمِهِ جَوَامِعُ التَّفْسِیر.

امام علی (علیه السلام) جوامع تفسیر و بیان که مجمع و جامع آنند بدون آنکه در علم او که عین ذات است رسوخ به هم رسانند و در آن فرو روند منقطع گردیده‌اند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۷۶ الکافی، ج۱، ص۱۳۴/ نورالثقلین

35 (آل عمران/7)

الباقر (علیه السلام)- وَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ تَأْوِیلَهُ إِذَا قَالَ الْعَالِمُ فِیهِمْ بِعِلْمٍ فَأَجَابَهُمُ اللَّهُ بِقَوْلِهِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا.

امام باقر (علیه السلام) وَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ تَأْوِیلَهُ اگر در میان آن‌ها کسی ادّعای عالم بودن بکند خداوند در جواب آن‌ها فرموده است: یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۷۶ الکافی، ج۱، ص۲۱۳/ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۱۳۰/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۱۹۹/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۱۷۹/ بشارهًْ المصطفی، ص۱۹۳/ بصایرالدرجات، ص۲۰۳/ بصایرالدرجات، ص۲۰۴/ العیاشی، ج۱، ص۱۶۴/ نورالثقلین/ البرهان/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۱۰۷

36 (آل عمران/7)

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ هِشَامِ‌بْنِ‌الْحَکَمِ قَالَ: قَالَ لِی أَبُوالْحَسَنِ مُوسَی‌بْنُ‌جَعْفَرٍ (علیه السلام): یَا هِشَامُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بَشَّرَ أَهْلَ الْعَقْلِ وَ الْفَهْمِ فِی کِتَابِهِ ... وَ ذَکَرَ أُولِی الْأَلْبَابِ بِأَحْسَنِ الذِّکْرِ وَ حَلَّاهُمْ بِأَحْسَنِ الْحِلْیَهًِْ فَقَالَ: یُؤْتِی الْحِکْمَةَ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً وَ ما یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ وَ قَالَ: وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ.

امام کاظم (علیه السلام) ای هشام! همانا خداوند تبارک‌وتعالی صاحبان عقل و فهم را در کتابش بشارت داده است ... و صاحبان عقل را با بهترین بیان یاد فرموده و آن‌ها را به بهترین زینت آراسته و فرموده است: خدا دانش و حکمت را به هرکس بخواهد و شایسته بداند، می‌دهد و به هرکس دانش داده شود خیر فراوانی داده شده است و جز خردمندان این حقایق را درک نمی‌کنند و متذکر نمی‌گردند. (بقره/۲۶۹) و فرمود: وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۷۶ الکافی، ج۱، ص۱۵/ نورالثقلین؛ فیه: «ان الله تبارک و تعالی ... فی کتابه» و «یؤتی الحکمهًْ ... اولوالباب» محذوفتان