وَمَن يَقۡتُلۡ مُؤۡمِنࣰا مُّتَعَمِّدࣰا فَجَزَآؤُهُۥ جَهَنَّمُ خَٰلِدࣰا فِيهَا وَغَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ وَلَعَنَهُۥ وَأَعَدَّ لَهُۥ عَذَابًا عَظِيمࣰا
93
وَمَن يَقۡتُلۡ مُؤۡمِنࣰا مُّتَعَمِّدࣰا فَجَزَآؤُهُۥ جَهَنَّمُ خَٰلِدࣰا فِيهَا وَغَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ وَلَعَنَهُۥ وَأَعَدَّ لَهُۥ عَذَابًا عَظِيمࣰا
93
ابنعبّاس (رحمة الله علیه)- لَمَّا نَزَلَتِ الْآیَهًُْ حَلَفَ أُسَامَهًُْ لَا یَقْتُلُ رَجُلًا قَالَ لَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَ بِهَذَا اعْتَذَرَ الَی عَلِیّ (علیه السلام) لَمَّا تَخَلَّفَ عَنْهُ وَ إِنْ کَانَ عُذْرُهُ غَیْرَ مَقْبُولٍ لِأَنَّهُ قَدْ دَلَّ الدَّلِیلُ عَلَی وُجُوبِ طَاعَهًِْ الْإِمَامِ فِی مُحَارَبَهًِْ مَنْ حَارَبَهُ مِنْ الْبُغَاهًِْ لَا سِیَّمَا.
ابنعبّاس (رحمة الله علیه)- وقتی این آیه نازل شد، اسامه قسم خورد که هیچکس را که لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ گفته است، نکشد و به بهانهی همین قسم خود، برای علی (علیه السلام) بهانه میآورد و از همراهی با او در جنگ سرباز میزد. گرچه عذر او قابل قبول نیست چون دلیل محکمی برای وجوب اطاعت از امام برای جنگ با سرکشان وجود دارد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۷۶ بحرالعرفان، ج۵، ص۲۱۱
ابنعبّاس (رحمة الله علیه)- لَا تَوْبَهًَْ لِقَاتِلِ الْمُؤْمِنِ إِلَّا إِذَا قَتَلَهُ فِی حَالِ الشِّرْکِ ثُمَّ أَسْلَمَ وَ تَابَ.
ابنعبّاس (رحمة الله علیه)- توبهی قاتل شخصِ مؤمن قبول نمیشود مگر آنکه در حالت شرک بوده باشد و سپس اسمان آورده و توبه کرده باشد.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۷۶ بحرالعرفان، ج۵، ص۲۰۸
الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِالْعَظِیمِبْنِعَبْدِاللَّهِ الْحَسَنِیِّ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ سَمِعْتُ أَبِی یَقُولُ سَمِعْتُ أَبِیمُوسَیبْنِجَعْفَرٍ (علیه السلام) یَقُولُ دَخَلَ عَمْرُوبْنُعُبَیْدٍ عَلَی أَبِیعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) ... قال أُحِبُّ أَنْ أَعْرِفَ الْکَبَائِرَ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فَقَالَ نَعَمْ یَا عَمْرُو أَکْبَرُ الْکَبَائِرِ الْإِشْرَاکُ بِاللَّه ... وَ قَتْلُ النَّفْسِ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِیها.
امام صادق (علیه السلام)- عبدالعظیمبنعبدالله حسنی از امام جواد (علیه السلام)، از پدرانش نقل میکند: عمروبنعبید بر امام صادق (علیه السلام) وارد شد و هنگامی که سلام کرد و نشست، ... عرض کرد: دوست دارم گناهان بزرگ را از کتاب خدای عزّوجلّ بشناسم حضرت فرمود: «بلی ای عمرو بزرگترین گناهان شرک به خدای عزّوجلّ است... گناه بزرگ دیگر آدمکشی است که خدا جایگاه آدمکش را دوزخ قرار داده مگر آدمکشی به حق باشد که خدای تعالی میفرماید: فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِیها».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۷۶ الکافی، ج۲، ص۲۸۵/ من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۵۶۳/ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۶/ المناقب، ج۴، ص۲۵۱/ إرشادالقلوب، ج۱، ص۱۷۶/ علل الشرایع، ج۲، ص۳۹۱/ عیون أخبارالرضا (ص۱، ص۲۸۵/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۵، ص۳۱۸
الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ الْکَبَائِرَ سَبْعٌ فِینَا نَزَلَتْ وَ مِنَّا اسْتُحِلَّتْ فَأَوَّلُهَا الشِّرْکُ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الَّتِی حَرَّمَ اللهُ وَ أَکْلُ مَالِ الْیَتِیمِ وَ عُقُوقُ الْوَالِدَیْنِ وَ قَذْفُ الْمُحْصَنَاتِ وَ الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ وَ إِنْکَارُ حَقِّنَا وَ أَمَّا الشِّرْکُ بِاللَّهِ فَقَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ فِینَا مَا أَنْزَلَ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِینَا مَا قَالَ فَکَذَّبُوا اللَّهَ وَ کَذَّبُوا رَسُولَهُ (صلی الله علیه و آله) فَأَشْرَکُوا بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمَّا قَتْلُ النَّفْسِ الَّتِی حَرَّمَ اللهُ فَقَدْ قَتَلُوا الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ أَصْحَابَهُ وَ أَمَّا أَکْلُ مَالِ الْیَتِیمِ فَقَدْ ذَهَبُوا بِفَیْئِنَا الَّذِی جَعَلَهُ اللَّهُ لَنَا فَأَعْطَوْهُ غَیْرَنَا وَ أَمَّا عُقُوقُ الْوَالِدَیْنِ فَقَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی کِتَابِهِ النَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ فَعَقُّوا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی ذُرِّیَّتِهِ وَ عَقُّوا أُمَّهُمْ خَدِیجَهًَْ (سلام الله علیها) فِی ذُرِّیَّتِهَا وَ أَمَّا قَذْفُ الْمُحْصَنَهًِْ فَقَدْ قَذَفُوا فَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها) عَلَی مَنَابِرِهِمْ وَ أَمَّا الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ فَقَدْ أَعْطَوْا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) بَیْعَتَهُمْ طَائِعِینَ غَیْرَ مُکْرَهِینَ فَفَرُّوا عَنْهُ وَ خَذَلُوهُ وَ أَمَّا إِنْکَارُ حَقِّنَا فَهَذَا مِمَّا لَا یَتَنَازَعُونَ فِیهِ.
امام صادق (علیه السلام)- گناهان بزرگ هفت گناه است که درباری ما از جانب خداوند رسید و همه آن گناهان را نسبت به ما روا داشتند .اوّلش برای خدای بزرگ شریک قرار دادن است و دیگر کشتن کسی که خداوند حرامش فرموده و خوردن مال یتیم و پدر و مادر را رنجاندن و به زنان پاک دامن نسبت ناروادادن و از جبههی جنگ گریختن و حقّ خاندان را انکار نمودن. امّا شرک به خدا؛ خداوند دربارهی ما آنچه لازم بود آیاتی نازل فرمود و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دربارهی ما تذکّرات لازم را داد ولی این مردم خدا را تکذیب کردند و فرمایشات پیغمبر (صلی الله علیه و آله) را دروغ پنداشتند و مشرک شدند، و امّا آدمکشی که خداوندش حرام فرموده بود؛ اینان حسینبنعلی (علیه السلام) را با یارانش کشتند و امّا خوردن مال یتیم؛ سهم خمسی را که خداوند برای ما قرار داده بود از ما گرفتند و به دست دیگران سپردند و امّا رنجاندن پدر و مادر؛ خداوند در قرآن خود فرمود: «النَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاتر است و زنانش مادران مؤمنان هستند (احزاب/۶) با این وصف نسبت به فرزندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مردم عاق پیغمبر شدند و نافرمانی مادرشان خدیجه (سلام الله علیها) را دربارهی فرزندان او نمودند و امّا تهمت به زنان پاکدامن؛ فاطمه (سلام الله علیها) را بر فراز منبرهای خود ناسزا گفتند. و امّا فرار از جبههی جنگ؛ اینان با کمال میل و بدون اینکه اجباری بر آنان شده باشد با امیرالمؤمنین (علیه السلام) دست بیعت دادند سپس از گرد او پراکنده شدند و او را خوار شمردند. و امّا حقّ ما را انکارکردن؛ خودشان نیز معترفند و اختلافی در این ندارند که انکار حقّ ما نمودند.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۷۶ الخصال، ج۲، ص۳۶۳
الصّادق (علیه السلام)- قَتْلُ النَّفْسِ مِنَ الْکَبَائِرِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِیها وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِیماً.
امام صادق (علیه السلام)- قتل نفس از گناهان کبیره است، زیرا خداوند میفرماید: وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِیها وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِیماً.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۷۸ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۳۷۱/ علل الشرایع، ج۲، ص۴۷۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۵، ص۳۲۸/ مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۴۲۶
الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِیالسَّفَاتِجِ عَنْ أَبِیعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ قَالَ إِنْ جَازَاهُ.
امام صادق (علیه السلام)- ابوسفاتج نقل میکند: امام صادق (علیه السلام) در مورد: وَ مَن یَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعمِّدًا فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ. فرمود: «اگر او را مجازات کند، مجازاتش جهنّم است».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۷۸ من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۹۸/ تهذیب الأحکام، ج۱۰، ص۱۶۵/ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۳۷۵/ معانی الأخبار، ص۳۸۰/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۵، ص۳۳۴/ البرهان
ابنعبّاس (رحمة الله علیه)- فِی قَوْلِهِ فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ قَالَ: هِیَ جَزَاؤُهُ فَإِنْ شَاءَ عَذَّبَهُ وَ إِنْ شَاءَ غَفَرَ لَهُ.
ابنعبّاس (رحمة الله علیه)- در مورد آنکه فرمود: فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ گوید: «جهنّم جزای اوست امّا اگر خدا بخواهد او را به این جزا، عذاب میکند و اگر بخواهد او را میبخشد».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۷۸ بحرالعرفان، ج۵، ص۲۰۷
الصّادق (علیه السلام)- عَنْ سَمَاعَهًَْ عَنْ أَبِیعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِیها قَالَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً عَلَی دِینِهِ فَذَلِکَ الْمُتَعَمِّدُ الَّذِی قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِیماً قُلْتُ فَالرَّجُلُ یَقَعُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الرَّجُلِ شَیْءٌ فَیَضْرِبُهُ بِسَیْفِهِ فَیَقْتُلُهُ قَالَ لَیْسَ ذَلِکَ الْمُتَعَمِّدَ الَّذِی قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ.
امام صادق (علیه السلام)- سماعه نقل میکند: امام صادق (علیه السلام) دربارهی کلام خداوند: وَ مَن یَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعمِّدًا فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِیهَا وَ غَضِبَ اللهُ علَیْهِ وَ لَعنَهُ وَ أَعدَّ لَهُ عذَابا عظِیمًا فرمود: آن کس که مؤمنی را که هم کیش اوست بکشد، او همان متعمدی (قاتل به عمدی) است که خداوند عزّوجلّ در کتاب خود میفرماید: وَ أَعدَّ لَهُ عذَابا عظِیمًا. گفتم: «منظور، فردی است که حادثهای بین او و دیگری اتّفاق میافتد و او را با شمشیر میزند و میکشد»؟ فرمود: «نه، این، آن متعمدی که خداوند عزّوجلّ میفرماید، نیست».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۷۸ الکافی، ج۷، ص۲۷۵/ من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۹۷/ تهذیب الأحکام، ج۱۰، ص۱۶۴/ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۳۷۹/ العیاشی، ج۱، ص۲۶۷/ فقه القرآن، ج۲، ص۳۹۵/ معانی الأخبار، ص۳۸۰/ عوالی اللآلی، ج۲، ص۱۶۰/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۹، ص۳۱/ البرهان
الصّادق (علیه السلام)- کَفَّارَهًُْ الدَّمِ إِذَا قَتَلَ الرَّجُلُ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَعَلَیْهِ أَنْ یُمَکِّنَ نَفْسَهُ مِنْ أَوْلِیَائِهِ فَإِنْ قَتَلُوهُ فَقَدْ أَدَّی مَا عَلَیْهِ إِذَا کَانَ نَادِماً عَلَی مَا کَانَ مِنْهُ عَازِماً عَلَی تَرْکِ الْعَوْدِ وَ إِنْ عُفِیَ عَنْهُ فَعَلَیْهِ أَنْ یُعْتِقَ رَقَبَهًًْ وَ یَصُومَ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ وَ یُطْعِمَ سِتِّینَ مِسْکِیناً وَ أَنْ یَنْدَم عَلَی مَا کَانَ مِنْهُ وَ یَعْزِمَ عَلَی تَرْکِ الْعَوْدِ وَ یَسْتَغْفِرَ اللَّهَ أَبَداً مَا بَقِیَ وَ إِذَا قَتَلَ خَطَأً أَدَّی دِیَتَهُ إِلَی أَوْلِیَائِهِ ثُمَّ أَعْتَقَ رَقَبَهًًْ فَإِنْ لَمْ یَجِدْ صَامَ شَهْرَیْنِ مُتَتابِعَیْنِ فَإِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ أَطْعَمَ سِتِّینَ مِسْکِیناً مُدّاً مُدّاً وَ کَذَلِکَ إِذَا وُهِبَتْ لَهُ دِیَهًُْ الْمَقْتُولِ فَالْکَفَّارَهًُْ عَلَیْهِ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ رَبِّهِ لَازِمَهًٌْ.
امام صادق (علیه السلام)- کفّارهی خون مؤمنی که فردی را به عمد بکشد، این است که خود را در اختیار ولیّ او بگذارد تا حقّی که به گردنش بوده را ادا نموده باشد؛ البتّه درصورتیکه از کردهی خود پشیمان بوده و تصمیم داشته باشد آن را تکرار نکند؛ اگر از او گذشتند، باید یک برده را آزاد کند و دو ماه پیدرپی روزه گیرد و شصت مسکین را طعام دهد و از کردهی خود پشیمان شود و تصمیم بگیرد که دیگر آن را تکرار نکند و برای همیشه تا زمانیکه زنده است، استغفار کند. اگر به اشتباه کسی را بکشد، باید به اولیای مقتول دیه بپردازد و سپس یک بَرده را آزاد کند و اگر دسترسی به آزادکردن برده را ندارد، باید دو ماه پیدرپی را روزه بگیرد و اگر نتوانست، باید به هریک از شصت مسکین، یک مُد طعام دهد و اگر دیهی مقتول به او بخشیده شد، کفّارهای که باید برای رضای خدا انجام دهد [دو ماه روزهگرفتن و اطعام شصت فقیر] همچنان بر گردن اوست.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۷۸ تهذیب الأحکام، ج۸، ص۳۲۲/ البرهان
الصّادق (علیه السلام)- فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ فِی قِصَّهًِْ أَهْلِ النَّهْرَوَانِ إِلَی أَنْ قَالَ قَالَ لَهُمْ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَأَخْبِرُونِی مَا ذَا أَنْکَرْتُمْ عَلَیَّ قَالُوا أَنَّکَ حَکَمْتَ یَوْمَ الْجَمَلِ فِیهِمْ بِحُکْمٍ خَالَفْتَهُ بِصِفِّینَ فقَالَ لَهُمْ عَلِیٌّ (علیه السلام) أَمَّا حُکْمِی یَوْمَ الْجَمَلِ بِمَا خَالَفْتُهُ یَوْمَ صِفِّینَ فَإِنَّ أَهْلَ الْجَمَلِ أُخِذَتْ عَلَیْهِمْ بَیْعَتِی فَنَکَثُوهَا وَ خَرَجُوا مِنْ حَرَمِ اللَّهِ وَ حَرَمِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَی الْبَصْرَهًِْ وَ لَا إِمَامَ لَهُمْ وَ لَا دَارَ حَرْبٍ تَجْمَعُهُمْ فَإِنَّمَا أَخْرَجُوا عَائِشَهًَْ زَوْجَهًَْ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) مَعَهُمْ لِکَرَاهَتِهَا لِبَیْعَتِی ... وَ طَلْحَهًَْ وَ الزُّبَیْرَ إِلَی الْحَجِّ فَوَاللَّهِ مَا أَرَادُوا حَجَّهًًْ وَ لَا عُمْرَهًًْ وَ مَسِیرُهَا مِنْ مَکَّهًَْ إِلَی الْبَصْرَهًِْ وَ إِشْعَالُهَا حَرْباً قُتِلَ فِیهِ طَلْحَهًُْ وَ الزُّبَیْرُ وَ خَمْسَهًٌْ وَ عِشْرُونَ أَلْفاً مِنَ الْمُسْلِمِینَ وَ قَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِیها ... فَقُلْتُ لَکُمْ لَمَّا أَظْهَرَنَا اللَّهُ عَلَیْهِمْ مَا قُلْتُهُ لِأَنَّهُ لَمْ تَکُنْ لَهُمْ دَارُ حَرْبٍ تَجْمَعُهُمْ وَ لَا إِمَامٌ یُدَاوِی جَرِیحَهُمْ وَ یُعِیدُهُمْ إِلَی قِتَالِکُمْ مَرَّهًًْ أُخْرَی وَ أَحْلَلْتُ لَکُمُ الْکُرَاعَ وَ السِّلَاحَ وَ حَرَّمْتُ الذَّرَارِیَّ.
امام صادق (علیه السلام)- در روایتی طولانی که در مورد داستان اهل نهروان (خوارج) است آمده. علی (علیه السلام) به آنها فرمود: «به من بگویید چه چیزی شما را نسبت به من از منکران قرار داده». گفتند: «تو در جنگ صفین بر حکم به حکمی مخالف با حکمت در جنگ جمل کردی»! علی (علیه السلام) فرمود: «حکم من در جنگ جمل که با حکمم در جنگ صفین مخالف بود، به این خاطر بود که با آنها بیعت کردم امّا آنها بیعت شکستند و از حرم خدا (مکّه) و حرم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) (مدینه) خارج شدند و به بصره آمدند درحالیکه یک پیشوای بر حق نیز نداشتند و هیچ جنگی رخ نداده بود که برای آن جمع شوند و عایشه همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله) را نیز به خاطر کراهتش از بیعت با من با خود از خانهی خود خارج [و همراه] کردند... طلحه و زبیر به قصد حج رفتند ولی به خدا قسم نه قصد حج داشتند و نه قصد عمره بلکه مسیرشان از مکّه به بصره و قصدشان شعلهورکردن آتش جنگی بود که در آن طلحه و زبیر و بیستوپنج هزار مسلمان کشته شدند. شما میدانید که خداوند فرموده: وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِیها و من وقتی بر آنها پیروز شدیم همین حرفها را برای شما زدم چون هیچ معرکهی جنگی پیش نیامده بود که به خاطر آن تجمّع کردند و هیچ پیشوایی نداشتند که زخمهای آنها را مداوا کند. با اینحال آنها مجدّدا برای جنگ با شما بازگشتند بههمین دلیل من جنگ را برای شما مجاز دانستم.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۸۰ مستدرک الوسایل، ج۱۱، ص۵۹
الصّادق (علیه السلام)- عَنْ هِشَامِبْنِسَالِمٍ عَنْ أَبِیعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: لَا یَزَالُ الْمُؤْمِنُ فِی فُسْحَهًٍْ مِنْ دِینِهِ مَا لَمْ یُصِبْ دَماً حَرَاماً وَ قَالَ لَا یُوَفَّقُ قَاتِلُ الْمُؤْمِنِ مُتَعَمِّداً لِلتَّوْبَهًِْ.
امام صادق (علیه السلام)- هشامبنسالم نقل میکند: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «تا هنگامیکه مؤمن دست و دامنش به ریختن خون حرامی آلوده نشده در دینداری خویش در فراخی و آسودگی است». و فرمود: «آن کس که مؤمنی را از روی عمد بکشد توفیق توبه نیابد».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۸۰ الکافی، ج۷، ص۲۷۲
الصّادق (علیه السلام)- الْخَطَأُ أَنْ تَعَمَّدَهُ وَ لَا تُرِیدَ قَتْلَهُ بِمَا لَا یَقْتُلُ مِثْلُهُ وَ الْخَطَأُ لَیْسَ فِیهِ شَکٌّ أَنْ یَعْمِدَ شَیْئاً آخَرَ فَیُصِیبَه.
امام صادق (علیه السلام)- زراره روایت کرده است که امام صادق (علیه السلام) فرمود: خطای غیر عمد یعنی این که قصد انجام آن را داری ولی نمیخواهی به قتل بیانجامد و کفاره آن مقابله به مثل (قصاص) نیست و خطایی که هیچ شکی در آن نیست که خطا بوده است؛ یعنی آن که قصد چیز دیگر را داری، ولی به او برخورد میکند.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۸۰ وسایل الشیعهًْ، ج۲۹، ص۴۰/ البرهان
الباقر (علیه السلام)- کُلُ مَا أُرِیدَ بِهِ فَفِیهِ الْقَوَدُ وَ إِنَّمَا الْخَطَأُ أَنْ تُرِیدَ الشَّیْءَ فَتُصِیبَ غَیْرَه.
امام باقر (علیه السلام)- هر قتلی که در آن ارادهی قتل شده باشد قصاص دارد امّا قتل خطا آن است که قصد قتل با وسیلهای کرده باشد امّا با چیز دیگر هلاک شود.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۸۰ وسایل الشیعهًْ، ج۲۹، ص۴۰
علیبنإبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِیها وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِیماً قَالَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً عَلَی دِینِهِ لَمْ تُقْبَلْ تَوْبَتُهُ وَ مَنْ قَتَلَ نَبِیّاً أَوْ وَصِیَّ نَبِیٍّ (صلی الله علیه و آله) فَلَاتَوْبَهًَْ لَهُ لِأَنَّهُ لَایَکُونُ مِثْلَهُ فَیُقَادَ بِهِ وَ قَدْ یَکُونُ الرَّجُلُ بَیْنَ الْمُشْرِکِینَ وَ الْیَهُودِ وَ النَّصَارَی یَقْتُلُ رَجُلًا مِنَ الْمُسْلِمِینَ عَلَی أَنَّهُ مُسْلِمٌ فَإِذَا دَخَلَ فِی الْإِسْلَامِ مَحَاهُ اللَّهُ عَنْهُ لِقَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) الْإِسْلَامُ یَجُبُّ مَا کَانَ قَبْلَهُ أَیْ یَمْحُو لِأَنَّ أَعْظَمَ الذُّنُوبِ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ الشِّرْکُ بِاللَّهِ فَإِذَا قُبِلَتْ تَوْبَتُهُ فِی الشِّرْکِ قُبِلَتْ فِیمَا سِوَاهُ فَأَمَّا قَوْلُ الصَّادِقِ (علیه السلام) لَیْسَتْ لَهُ تَوْبَهًٌْ فَإِنَّهُ عَنَی مَنْ قَتَلَ نَبِیّاً أَوْ وَصِیّاً فَلَیْسَتْ لَهُ تَوْبَهًٌْ لِأَنَّهُ لَا یُقَادُ أَحَدٌ بِالْأَنْبِیَاءِ (وَ بِالْأَوْصِیَاءِ إِلَّا الْأَوْصِیَاءُ وَ الْأَنْبِیَاءُ (وَ الْأَوْصِیَاءُ لَا یَقْتُلُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَ غَیْرُ النَّبِیِّ وَ الْوَصِیِّ لَا یَکُونُ مِثْلَ النَّبِیِّ وَ الْوَصِیِّ فَیُقَادَ بِهِ وَ قَاتِلُهُمَا لَا یُوَفَّقُ بِالتَّوْبَهًِْ.
علیّبنابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِیها وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِیماً گوید: «هرکس مؤمن هم کیش خود را به قتل برساند، توبهاش پذیرفته نیست، و هرکس پیامبر و یا وصی پیامبری را به قتل برساند نیز توبهاش پذیرفته نمیشود، زیرا در صورت قصاص قاتل هم پایه و همتای مقتول نیست. ممکن است یک مشرک و یا یهودی و یا مسیحی، مسلمانی را به خاطر مسلمان بودنش به قتل برساند، و هنگامی که اسلام آورد، خداوند گناه او را ببخشد. زیرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در این خصوص میفرماید: «اسلام هر آنچه را که پیش از اسلام آوردن باشد، میپوشاند، یعنی پاک میکند؛ زیرا بزرگترین گناهان در پیشگاه الهی، شرک به خداست، و چون توبه از شرک پذیرفته شود، توبه از گناهان پیش از آن نیز پذیرفته میشود». اما اینکه امام صادق (علیه السلام) میفرماید: «هرکس پیامبر و یا وصی پیامبری را به قتل برساند، توبه او پذیرفته نیست، به این دلیل است که هیچکس جز انبیا و اوصیاء (همتای انبیا و اوصیا قرار نمیگیرند، و انبیا و اوصیا همدیگر را به قتل نمیرسانند؛ و هیچکس جز نبی و وصی، همانند نبی و وصی نیست تا قصاص گردد و همپایه ایشان باشد، و قاتل اینان موفق به توبه نمیگردد».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۸۰ بحارالأنوار، ج۶، ص۲۲/ مستدرک الوسایل، ج۱۱، ص۳۶۵/ البرهان
الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِاللَّهِبْنِسِنَانٍ عَنْ أَبِیعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سُئِلَ عَنِ الْمُؤْمِنِ یَقْتُلُ الْمُؤْمِنَ مُتَعَمِّداً أَ لَهُ تَوْبَهًٌْ فَقَالَ إِنْ کَانَ قَتَلَهُ لِإِیمَانِهِ فَلَا تَوْبَهًَْ لَهُ وَ إِنْ کَانَ قَتَلَهُ لِغَضَبٍ أَوْ لِسَبَبِ شَیْءٍ مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا فَإِنَّ تَوْبَتَهُ أَنْ یُقَادَ مِنْهُ وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ عُلِمَ بِهِ انْطَلَقَ إِلَی أَوْلِیَاءِ الْمَقْتُولِ فَأَقَرَّ عِنْدَهُمْ بِقَتْلِ صَاحِبِهِمْ فَإِنْ عَفَوْا عَنْهُ فَلَمْ یَقْتُلُوهُ أَعْطَاهُمُ الدِّیَهًَْ وَ أَعْتَقَ نَسَمَهًًْ وَ صَامَ شَهْرَیْنِ مُتَتابِعَیْنِ وَ أَطْعَمَ سِتِّینَ مِسْکِیناً تَوْبَهًًْ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
امام صادق (علیه السلام)- عبداللهبنسنان روایت کرده است که از امام صادق (علیه السلام) دربارهی مؤمنی که به عمد مؤمنی را میکشد، پرسیدم که توبه دارد؟ فرمود: «اگر او را به خاطر ایمانش کشته باشد، توبهای ندارد، ولی اگر او را روی خشم و یا به خاطر اسباب دنیوی دیگر کشته باشد، توبه او این است که قصاص شود و اگر اَحَدی از موضوع با خبر نباشد، به سوی اولیاء مقتول برود و نزد آنان به قتل اقرار کند و اگر از او گذشتند و او را نکشتند، به آنان دیه بدهد و یک برده آزاد کند و دو ماه پی در پی را روزه بگیرد و شصت مسکین را به منظور توبه به درگاه خدا غذا دهد».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۸۲ الکافی، ج۷، ص۲۷۶/ البرهان
علیبنإبراهیم (رحمة الله علیه)- فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِیها وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِیماً قَالَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً عَلَی دِینِهِ لَمْ تُقْبَلْ تَوْبَتُهُ وَ مَنْ قَتَلَ نَبِیّاً أَوْ وَصِیَّ نَبِیٍّ فَلَا تَوْبَهًَْ لَهُ لِأَنَّهُ لَا یَکُونُ مِثْلَهُ فَیُقَادَ بِهِ وَ قَدْ یَکُونُ الرَّجُلُ بَیْنَ الْمُشْرِکِینَ وَ الْیَهُودِ وَ النَّصَارَی یَقْتُلُ رَجُلًا مِنَ الْمُسْلِمِینَ عَلَی أَنَّهُ مُسْلِمٌ فَإِذَا دَخَلَ فِی الْإِسْلَامِ مَحَاهُ اللَّهُ عَنْهُ.
علیّبنابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِیها وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِیماً؛ هرکس مؤمنی را به خاطر ایمانش بکشد توبهاش پذیرفته نمیشود و توبهی قاتل نبی و وصی پذیرفته نیست چون کسی همطراز آنها نیست تا در مقابل آنان قصاص شود. امّا گاهی ممکن است کسی از مشرکان یا یهودیان و مسیحیان، مسلمانی را [به خاطر اسلامش] بکشد امّا بعدها مسلمان شود که دراینصورت خداوند آن گناه را از او محو میکند».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۸۲ مستدرک الوسایل، ج۱۸، ص۲۲۰/ القمی، ج۱، ص۱۴۷