سوره مائده - آیه 3 جزء 6 - صفحه 107

    حُرِّمَتۡ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَةُ وَٱلدَّمُ وَلَحۡمُ ٱلۡخِنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَّهِ بِهِۦ وَٱلۡمُنۡخَنِقَةُ وَٱلۡمَوۡقُوذَةُ وَٱلۡمُتَرَدِّيَةُ وَٱلنَّطِيحَةُ وَمَآ أَكَلَ ٱلسَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيۡتُمۡ وَمَا ذُبِحَ عَلَى ٱلنُّصُبِ وَأَن تَسۡتَقۡسِمُواْ بِٱلۡأَزۡلَٰمِۚ ذَٰلِكُمۡ فِسۡقٌۗ ٱلۡيَوۡمَ يَئِسَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمۡ فَلَا تَخۡشَوۡهُمۡ وَٱخۡشَوۡنِۚ ٱلۡيَوۡمَ أَكۡمَلۡتُ لَكُمۡ دِينَكُمۡ وَأَتۡمَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ نِعۡمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ ٱلۡإِسۡلَٰمَ دِينࣰاۚ فَمَنِ ٱضۡطُرَّ فِي مَخۡمَصَةٍ غَيۡرَ مُتَجَانِفࣲ لِّإِثۡمࣲ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورࣱ رَّحِيمࣱ

    3

تفسیر روایی
گوشت مردار، و خون، و گوشت خوک، و حیواناتی که به غیر نام خدا ذبح شوند، و حیوانات خفه‌شده، و به زجر کشته شده، و آنها که بر اثر پرت‌شدن از بلندی بمیرند، و آنها که به ضرب شاخ حیوان دیگری مرده باشند، و باقیمانده صید حیوان درنده -مگر آنکه (بموقع به آن حیوان برسید، و) آن را سرببرید- و حیواناتی که روی بتها (یا در برابر آنها) ذبح می‌شوند، (همه) بر شما حرام شده است؛ و (همچنین) قسمت کردن گوشت حیوان به وسیله چوبه‌های تیر مخصوص بخت آزمایی؛ تمام این اعمال، فسق و گناه است -امروز، کافران از (زوال) آیین شما، مأیوس شدند؛ بنابر این، از آنها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم- امّا آنها که در حال گرسنگی، دستشان به غذای دیگری نرسد، و متمایل به گناه نباشند، (مانعی ندارد که از گوشتهای ممنوع بخورند؛) خداوند، آمرزنده و مهربان است.
1 (مائده/3)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- سَأَلُوهُ (علیه السلام) ... إِنَّمَا هَلَکَ النَّاسُ فِی الْمُتَشَابِهِ لِأَنَّهُمْ لَمْ یَقِفُوا عَلَی مَعْنَاهُ وَ لَمْ یَعْرِفُوا حَقِیقَتَهُ فَوَضَعُوا لَهُ تَأْوِیلَاتٍ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ بِآرَائِهِمْ وَ اسْتَغْنَوْا بِذَلِکَ عَنْ مَسْأَلَهًِْ الْأَوْصِیَاءِ وَ نَبَذُوا قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَرَاءَ ظُهُورِهِم وَ الْمُحْکَمُ مِمَّا ذَکَرْتُهُ فِی الْأَقْسَامِ مِمَّا تَأْوِیلُهُ فِی تَنْزِیلِهِ مِنْ تَحْلِیلِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ سُبْحَانَهُ فِی کِتَابِهِ وَ تَحْرِیمِ مَا حَرَّمَ اللَّهُ مِنَ الْمَآکِلِ وَ الْمَشَارِبِ وَ الْمَنَاکِحِ وَ مِنْهُ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مِنَ الصَّلَاهًِْ وَ الزَّکَاهًِْ وَ الصِّیَامِ وَ الْحَجِّ وَ الْجِهَادِ وَ مِمَّا دَلَّهُمْ بِهِ مِمَّا لَا غِنَا بِهِمْ عَنْهُ فِی جَمِیعِ تَصَرُّفَاتِهِمْ مِثْلُ قَوْلِهِ تَعَالَی: حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَیْرِ اللهِ بِهِ فَتَأْوِیلُهُ فِی تَنْزِیلِهِ.

امام علی (علیه السلام)- از امیرالمؤمنین (علیه السلام) سؤال کردند ... فرمود: «همانا مردم در متشابه قرآن دچار هلاکت شدند زیرا به معنای آن واقف نشده و حقیقت آن را نشناخته‌اند، لذا تأویلاتی را از جانب خودشان و با رأی خودشان آورده و بدین طریق از پرسش از اوصیا خود را بی‌نیاز دانستند و سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به پشت سرشان انداختند، آیات محکم که ذکر کردم دارای اقسامی است. گروهی از آن آیاتی است که تأویل آن در تنزیل آن (ظاهر آن) می‌باشد که شامل آیاتی که حلال خداوند سبحان را در کتابش حلال می‌کنند و حرام او در خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها و نکاح‌ها را حرام می‌کنند و برخی از این آیات شامل واجبات الهی در نماز زکات روزه، حج و جهاد و همچنین آیاتی که مردم در تمام رفتارهای خود از هدایت آن‌ها بی‌نیاز نیستند، مانند این سخن خداوند متعال: ... حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَیْرِ الله بِهِ که تأویل آن نیز در ظاهرش است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۶۶ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۲/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۰، ص۴۱۱

2 (مائده/3)

الجواد (علیه السلام)- رَوَی عَبْدُ‌الْعَظِیمِ‌بْنُ‌عَبْدِ‌اللَّهِ الْحَسَنِیُّ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌عَلِیٍّ الرِّضَا (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ سَأَلْتُهُ عَمَّا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ فَقَالَ مَا ذُبِحَ لِصَنَمٍ أَوْ وَثَنٍ أَوْ شَجَرٍ حَرَّمَ اللَّهُ ذَلِکَ کَمَا حَرَّمَ الْمَیْتَهًَْ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِیر ... فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) مَا مَعْنَی َقَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ: وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّیَةُ وَ النَّطِیحَةُ وَ ما أَکَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَکَّیْتُمْ قَالَ الْمُنْخَنِقَةُ الَّتِی انْخَنَقَتْ بِأَخْنَاقِهَا حَتَّی تَمُوتَ وَ الْمَوْقُوذَةُ الَّتِی مَرِضَتْ وَ قَذَفَهَا الْمَرَضُ حَتَّی لَمْ یَکُنْ بِهَا حَرَکَهًٌْ وَ الْمُتَرَدِّیَةُ الَّتِی تَتَرَدَّی مِنْ مَکَانٍ مُرْتَفِعٍ إِلَی أَسْفَلَ أَوْ تَتَرَدَّی مِنْ جَبَلٍ أَوْ فِی بِئْرٍ فَتَمُوتُ وَ النَّطِیحَهًُْ الَّتِی تَنْطَحُهَا بَهِیمَهًٌْ أُخْرَی فَتَمُوتُ وَ مَا أَکَلَ السَّبُعُ مِنْهُ فَمَاتَ وَ مَا ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ عَلَی حَجَرٍ أَوْ صَنَمٍ إِلَّا مَا أُدْرِکَ ذَکَاتُهُ فَیُذَکَّی قُلْتُ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ قَالَ کَانُوا فِی الْجَاهِلِیَّهًِْ یَشْتَرُونَ بَعِیراً فِیمَا بَیْنَ عَشَرَهًِْ أَنْفُسٍ وَ یَسْتَقْسِمُونَ عَلَیْهِ بِالْقِدَاحِ وَ کَانَتْ عَشَرَهًًْ سَبْعَهًٌْ لَهَا أَنْصِبَاءُ وَ ثَلَاثَهًٌْ لَا أَنْصِبَاءَ لَهَا أَمَّا الَّتِی لَهَا أَنْصِبَاءُ فَالْفَذُّ وَ التَّوْأَمُ وَ النَّافِسُ وَ الْحِلْسُ وَ الْمُسْبِلُ وَ الْمُعَلَّی وَ الرَّقِیبُ وَ أَمَّا الَّتِی لَا أَنْصِبَاءَ لَهَا فَالسَّفِیحُ وَ الْمَنِیحُ وَ الْوَغْدُ فَکَانُوا یُجِیلُونَ السِّهَامَ بَیْنَ عَشَرَهًٍْ فَمَنْ خَرَجَ بِاسْمِهِ سَهْمٌ مِنَ الَّتِی لَا أَنْصِبَاءَ لَهَا أُلْزِمَ ثُلُثَ ثَمَنِ الْبَعِیرِ فَلَا یَزَالُونَ بِذَلِکَ حَتَّی تَقَعَ السِّهَامُ الثَّلَاثَهًُْ الَّتِی لَا أَنْصِبَاءَ لَهَا إِلَی ثَلَاثَهًٍْ مِنْهُمْ فَیُلْزِمُونَهُمْ ثَمَنَ الْبَعِیرِ ثُمَّ یَنْحَرُونَهُ وَ یَأْکُلُهُ السَّبْعَهًُْ الَّذِینَ لَمْ یَنْقُدُوا فِی ثَمَنِهِ شَیْئاً وَ لَمْ یَطْعَمُوا مِنْهُ الثَّلَاثَهًَْ الَّذِینَ نَقَدُوا ثَمَنَهُ شَیْئاً فَلَمَّا جَاءَ الْإِسْلَامُ حَرَّمَ اللَّهُ تَعَالَی ذِکْرُهُ ذَلِکَ فِیمَا حَرَّمَ فَقَالَ عَزَّوَجَلَّ: وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِکُمْ فِسْقٌ یَعْنِی حَرَاماً.

امام جواد (علیه السلام)- عبدالعظیم‌بن‌عبدالله حسنی می‌فرماید: از امام جواد (علیه السلام) درباره‌ی: أُهِلَّ لِغَیْرِ الله بِهِ، پرسیدم فرمود: «آنچه برای صنم (بت تراشیده و ساخته شده) یا وثن (بت‌طبیعی نظیر صخره) یا درختی ذبح شده، خداوند آن را به‌مانند مردار و خون و گوشت خوک، حرام کرده است»... گفتم: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! معنای کلام حق تعالی: وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّیَةُ وَ النَّطِیحَةُ وَ ما أَکَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَکَّیْتُمْ چیست»؟ فرمود: «منخنقه آن است که گلویش فشرده شود تا آنکه بمیرد و موقوذه آن است که بیمار گردد و مریضی، آن را بر زمین افکند، به‌گونه‌ای که جنبشی در آن نباشد و متردیه آن حیوانی است که از مکان بلندی به پایین پرتاب شده است یا آنکه از پرتگاه کوهی به زیرافتد یا در چاه بیفتد و بمیرد. و نطیحه آن است که چهارپایی دیگر آن را شاخ زده و مرده باشد. وَمَا أَکَلَ السَّبُعُ و حیوانی که درندگان، بخشی از آن را خورده باشند و مرده باشد. وَمَا ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ و آنچه که برای تندیس‌ها قربانی شده باشد، همچون حیوانی که به پای شمایلهای سنگی یا صنم قربانی کنند؛ جز آنچه که زکات آن داده شده باشد و بدین‌سان پاکیزه گردد». عرض کردم: «[معنای] وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ چیست»؟ فرمود: «در جاهلیّت، یک شتر را ده نفری می‌خریدند و آن را با قداح (تیر قماربازی ناتمام تراشیده و پر و پیکان ننهاده) بین خود تقسیم می‌کردند و این تیرها ده تیر بود که هفت‌تیر، نصیب داشت و سه تیر، هیچ نصیبی نداشت و آن تیرهایی که نصیب داشتند: فَذّ، توأم، نافِس، حِلس، مُسبِل، مُعلّی و رقیب نام داشتند و آن سه تیر بی‌نصیب، سفیح و منیح و وَغد نام داشتند. آن‌ها تیرها را بین خود می‌گرداندند و کسی که تیری به نامش در می‌آمد که نصیبی نداشت، یک سوّم بهای خرید شتر را می‌پرداخت و ده نفر هر یک به بهره‌ی خود تیری را می‌کشید تا آنکه تیرهای بدون نصیب به سه نفر از ایشان می‌افتاد و بهای شتر را به گردن آن‌ها می‌نهادند و آنگاه نحرش می‌کردند و هفت نفری که در پرداخت بهایش هیچ هزینه‌ای نداده بودند، آن را می‌خوردند و به آن سه تن نیز که بهایش را تأمین‌کردند، هیچ نمی‌دادند و زمانی که دین اسلام آمد، خدای تعالی این قمار بازی را نیز در جمله چیزهایی که حرام نمود، حرام کرد. و فرمود: وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِکُمْ فِسْقٌ یعنی حرام است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۶۸ من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۴۳/ تهذیب الأحکام، ج۹، ص۸۳/ بحارالأنوار، ج۶۲، ص۱۴۷/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۴، ص۲۱۷/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۴، ص۲۱۲/ البرهان/ نورالثقلین

3 (مائده/3)

الباقر (علیه السلام)- عَنْ زُرَارَهًَْ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: کُلْ کُلَّ شَیْءٍ مِنَ الْحَیَوَانِ غَیْرَ الْخِنْزِیرِ وَ النَّطِیحَهًِْ وَ الْمُتَرَدِّیَهًِْ وَ مَا أَکَلَ السَّبُعُ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ إِلَّا ما ذَکَّیْتُمْ فَإِنْ أَدْرَکْتَ شَیْئاً مِنْهَا وَ عَیْنٌ تَطْرِفُ أَوْ قَائِمَهًٌْ تَرْکُضُ أَوْ ذَنَبٌ یُمْصَعُ فَقَدْ أَدْرَکْتَ ذَکَاتَهُ فَکُلْهُ قَالَ وَ إِنْ ذَبَحْتَ ذَبِیحَهًًْ فَأَجَدْتَ الذَّبْحَ فَوَقَعَتْ فِی النَّارِ أَوْ فِی الْمَاءِ أَوْ مِنْ فَوْقِ بَیْتِکَ أَوْ جَبَلٍ إِذَا کُنْتَ قَدْ أَجَدْتَ الذَّبْحَ فَکُلْ.

امام باقر (علیه السلام)- زراره نقل می‌کند: امام باقر (علیه السلام) فرمود: «هرچیزی از حیوان به جز خوک و شاخ خورده و پرتاب شده و آنچه حیوان درنده از آن خورده باشد، حلال است و این کلام الهی است: إِلاَّ مَا ذَکَّیْتُمْ پس اگر چیزی از این حیوانات حلال را یافتی درحالی‌که چشمش پلک زند یا پایش در دویدن باشد و یا دمش بجنبد، بدان‌که به مرحله حلال بودن آن رسیدهای، پس [آن را ذبح‌کن و] بخور. و اگر قربانی را سر بریدی و درست ذبح نمودی و آنگاه در آتش افتاد یا در آب افتاد یا از بلندی خانه‌ای یا پرتگاهی سقوط کرد، اگر درست ذبح کرده باشی، خوردن گوشت آن جایز است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۶۸ تهذیب الأحکام، ج۹، ص۵۸/ العیاشی، ج۱، ص۲۹۱/ بحارالأنوار، ج۶۲، ص۳۲۳/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۴، ص۲۱۹/ نورالثقلین/ البرهان

4 (مائده/3)

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَیُوقِ‌بْنِ‌قُرْطٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): فِی قَوْلِ اللَّهِ الْمُنْخَنِقَةُ قَالَ الَّتِی تَخْتَنِقُ فِی رِبَاطِهَا وَ الْمَوْقُوذَةُ الْمَرِیضَهًُْ الَّتِی لَا تَجِدُ أَلَمَ الذَّبْحِ وَ لَا تَضْطَرِبُ وَ لَا یَخْرُجُ لَهَا دَمٌ وَ الْمُتَرَدِّیَةُ الَّتِی تَرَدَّی مِنْ فَوْقِ بَیْتٍ أَوْ نَحْوِهِ وَ النَّطِیحَةُ الَّتِی تَنْطَحُ صَاحِبَهَا.

امام صادق (علیه السلام)- عیوق‌بن‌قرط نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) در مورد الْمُنْخَنِقَةُ فرمود: «چهارپایی است که در طنابش خفه شده باشد. وَالْمَوْقُوذَةُ حیوان بیماری است که درد قربانی‌کردن را در نمی‌یابد و مضطرب نمی‌گردد و خونی از بدنش نمی‌جهد. وَالْمُتَرَدِّیَةُ آن است که از بام خانه یا شبیه آن سقوط کرده و مرده باشد. وَالنَّطِیحَةُ آن است که از همتای خود به ضربه شاخ مرده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۰ العیاشی، ج۱، ص۲۹۲/ بحارالأنوار، ج۶۲، ص۳۲۴/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۴، ص۲۳/ مستدرک الوسایل، ج۱۶، ص۱۳۶/ البرهان

5 (مائده/3)

الباقر (علیه السلام)- أَبَانِ‌بْنِ‌تَغْلِبَ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌عَلِیٍّ الْبَاقِرِ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ فِی قَوْلِهِ عَزَّوَجَلَّ: حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیر ... قَالَ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیرِ مَعْرُوفٌ وَ ما أُهِلَّ لِغَیْرِ اللهِ بِهِ یَعْنِی مَا ذُبِحَ لِلْأَصْنَامِ وَ أَمَّا الْمُنْخَنِقَةُ فَإِنَّ الْمَجُوسَ کَانُوا لَا یَأْکُلُونَ الذَّبَائِحَ وَ یَأْکُلُونَ الْمَیْتَهًَْ وَ کَانُوا یَخْنُقُونَ الْبَقَرَ وَ الْغَنَمَ فَإِذَا اخْتَنَقَتْ وَ مَاتَتْ أَکَلُوهَا وَ الْمُتَرَدِّیَةُ کَانُوا یَشُدُّونَ أَعْیُنَهَا وَ یُلْقُونَهَا مِنَ السَّطْحِ فَإِذَا مَاتَتْ أَکَلُوهَا وَ النَّطِیحَةُ کَانُوا یُنَاطِحُونَ بِالْکِبَاشِ فَإِذَا مَاتَتْ إِحْدَاهَا أَکَلُوهَا وَ ما أَکَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَکَّیْتُمْ فَکَانُوا یَأْکُلُونَ مَا یَقْتُلُهُ الذِّئْبُ وَ الْأَسَدُ فَحَرَّمَ اللَّهُ ذَلِکَ وَ ما ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ کَانُوا یَذْبَحُونَ لِبُیُوتِ النِّیرَانِ وَ قُرَیْشٌ کَانُوا یَعْبُدُونَ الشَّجَرَ وَ الصَّخْرَ فَیَذْبَحُونَ لَهُمَا وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِکُمْ فِسْقٌ قَالَ کَانُوا یَعْمِدُونَ إِلَی الْجَزُورِ فَیُجَزُّونَهُ عَشَرَهًَْ أَجْزَاءٍ ثُمَّ یَجْتَمِعُونَ عَلَیْهِ فَیُخْرِجُونَ السِّهَامَ وَ یَدْفَعُونَهَا إِلَی رَجُلٍ وَ السِّهَامُ عَشَرَهًٌْ سَبْعَهًٌْ لَهَا أَنْصِبَاءُ وَ ثَلَاثَهًٌْ لَا أَنْصِبَاءَ لَهَا فَالَّتِی لَهَا أَنْصِبَاءُ الْفَذُّ وَ التَّوْأَمُ وَ الْمُسْبِلُ وَ النَّافِسُ وَ الْحِلْسُ وَ الرَّقِیبُ وَ الْمُعَلَّی فَالْفَذُّ لَهُ سَهْمٌ وَ التَّوْأَمُ لَهُ سَهْمَانِ وَ الْمُسْبِلُ لَهُ ثَلَاثَهًُْ أَسْهُمٍ وَ النَّافِسُ لَهُ أَرْبَعَهًُْ أَسْهُمٍ وَ الْحِلْسُ لَهُ خَمْسَهًُْ أَسْهُمٍ وَ الرَّقِیبُ لَهُ سِتَّهًُْ أَسْهُمٍ وَ الْمُعَلَّی لَهُ سَبْعَهًُْ أَسْهُمٍ وَ الَّتِی لَا أَنْصِبَاءَ لَهَا السَّفِیحُ وَ الْمَنِیحُ وَ الْوَغْدُ وَ ثَمَنُ الْجَزُورِ عَلَی مَنْ لَمْ یَخْرُجْ لَهُ مِنَ الْأَنْصِبَاءِ شَیْءٌ وَ هُوَ الْقِمَارُ فَحَرَّمَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ.

امام باقر (علیه السلام)- ابان‌بن‌تغلب گوید: امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی آیه: حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَیْرِ الله بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّیَةُ وَ النَّطِیحَةُ وَ ما أَکَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَکَّیْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِکُمْ فِسْقٌ؛ فرمود: «الْمَیْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ که معلوم است. وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ الله بِهِ؛ یعنی آنچه برای بت‌ها قربانی شده است. و امّا الْمُنْخَنِقَةُ مجوسیان، قربانی شده نمی‌خوردند، بلکه مرده می‌خوردند و گاو و گوسفند را خفه می‌کردند و چون خفه می‌شد و می‌مرد، آن را می‌خوردند. الموقوذه، این بود که چشم‌ها و پاهاش را می‌بستند و او را می‌زدند تا می‌مرد و وقتی می‌مرد آن را می‌خوردند. وَالْمُتَرَدِّیَةُ چشم‌های حیوان را می‌بستند و آن را از بامی به پایین می‌انداختند و چون می‌مرد، آن را می‌خوردند. وَالنَّطِیحَةُ قوچ‌ها را به جنگ شاخ زنی می‌انداختند و چون یکی از آن‌ها می‌مرد، آن را می‌خوردند. وَمَا أَکَلَ السَّبُع إِلاَّ مَا ذَکَّیْتُمْ و ایشان آنچه را گرگ و شیر و خرس می‌کشت، می‌خوردند و خداوند این امر را حرام نمود وَمَا ذُبِحَ علَی النُّصُبِ؛ آن‌ها برای آتشکده‌ها قربانی می‌کردند و قریش نیز درخت و صخره‌ها را می‌پرستیدند و برایشان قربانی می‌کردند». وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِکُمْ فِسْقٌ فرمود: «آن‌ها شتری را می‌آوردند و بدن او را به ده بخش تقسیم‌بندی می‌کردند آنگاه گرد آن جمع می‌شدند و تیرهایی را از تیردان خارج می‌کردند و هریک را به یک نفر از ده نفر می‌دادند و تیرها ده عدد بود: هفت تا از تیرها نصیب داشتند و سه تیر نصیبی نداشتند. آن تیرهایی‌که نصیب داشتند: فذّ، توام، نافس، حلس، مسبل، معلّی و رقیب نام داشتند. فذّ یک سهم داشت، توام دو سهم، مسبل سه سهم، نافس چهار سهم، حلس پنج سهم، رقیب شش سهم و معلی نیز هفت سهم می‌برد و آن سه تیر بی‌نصیب، سفیح، منیح و وغد نام داشت و بهای شتر برعهده‌ی کسانی بود که هیچ تیر نصیب داری برایش در نمی‌آمد و این قمار بود و خدای عزّوجلّ آن را حرام نمود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۰ بحارالأنوار، ج۶۲، ص۳۱۹/ الخصال، ج۲، ص۴۵۱/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۴، ص۳۹/ نورالثقلین/ البرهان

6 (مائده/3)

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) لِمَ حَرَّمَ اللَّهُ الْخَمْرَ وَ الْمَیْتَهًَْ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ؟ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَمْ یُحَرِّمْ ذَلِکَ عَلَی عِبَادِهِ وَ أَحَلَّ لَهُمْ مَا سِوَاهُ مِنْ رَغْبَهًٍْ مِنْهُ فِیمَا حَرَّمَ عَلَیْهِمْ وَ لَا زُهْدٍ فِیمَا أَحَلَ لَهُمْ وَ لَکِنَّهُ خَلَقَ الْخَلْقَ وَ عَلِمَ مَا یَقُومُ بِهِ أَبْدَانُهُمْ وَ مَا یُصْلِحُهُمْ فَأَحَلَّ اللَّهُ تَعَالَی لَهُمْ وَ أَبَاحَهُمْ تَفَضُّلًا مِنْهُ عَلَیْهِمْ لِمَصْلَحَتِهِمْ وَ عَلِمَ مَا یَضُرُّهُمْ فَنَهَاهُمْ عَنْهُ وَ حَرَّمَهُ عَلَیْهِمْ ثُمَّ أَبَاحَهُ لِلْمُضْطَرِّ فَأَحَلَّهُ فِی الْوَقْتِ الَّذِی لَا یَقُومُ بَدَنُهُ إِلَّا بِهِ فَأَمَرَهُ أَنْ یَنَالَ مِنْهُ بِقَدْرِ الْبُلْغَهًِْ لَا غَیْرَ ذَلِکَ ثُمَّ قَالَ: وَ أَکْلُ الْمَیْتَهًِْ فَإِنَّهُ لَا یَدْنُو مِنْهَا أَحَدٌ وَ لَا یَأْکُلُ مِنْهَا إِلَّا ضَعُفَ بَدَنُهُ وَ نَحَلَ جِسْمُهُ وَ ذَهَبَتْ قُوَّتُهُ وَ انْقَطَعَ نَسْلُهُ وَ لَا یَمُوتُ آکِلُ الْمَیْتَهًِْ إِلَّا فَجْأَهًًْ وَ أَمَّا الدَّمُ فَإِنَّهُ یُورِثُ الْکَلَبَ وَ قَسْوَهًَْ الْقَلْبِ وَ قِلَّهًَْ الرَّأْفَهًِْ وَ الرَّحْمَهًِْ حَتَّی لَا یُؤْمَنَ أَنْ یَقْتُلَ وَلَدَهُ وَ وَالِدَهُ وَ لَا یُؤْمَنَ عَلَی حَمِیمِهِ وَ لَا یُؤْمَنَ عَلَی مَنْ صَحِبَهُ وَ أَمَّا لَحْمُ الْخِنْزِیرِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مَسَخَ قَوْماً فِی صُوَرٍ شَتَّی شِبْهِ الْخِنْزِیرِ وَ الْقِرْدِ وَ الدُّبِّ وَ مَا کَانَ مِنْ أَمْسَاخٍ ثُمَّ نَهَی عَنْ أَکْلِ مِثْلِهِ لِکَیْ لَا یُنْتَفَعَ بِهَا وَ لَا یُسْتَخَفَّ بِعُقُوبَتِهِ وَ أَمَّا الْخَمْرُ فَإِنَّهُ حَرَّمَهَا لِفِعْلِهَا وَ فَسَادِهَا وَ قَالَ إِنَّ مُدْمِنَ الْخَمْرِ کَعَابِدِ وَثَنٍ وَ یُورِثُهُ ارْتِعَاشاً وَ یَذْهَبُ بِنُورِهِ وَ یَهْدِمُ مُرُوَّتَهُ وَ یَحْمِلُهُ عَلَی أَنْ یَجْسُرَ عَلَی الْمَحَارِمِ مِنْ سَفْکِ الدِّمَاءِ وَ رُکُوبِ الزِّنَی وَ لَا یُؤْمَنُ إِذَا سَکِرَ أَنْ یَثِبَ عَلَی حَرَمِهِ وَ هُوَ لَا یَعْقِلُ ذَلِکَ وَ الْخَمْرُ لَنْ تَزِیدَ شَارِبَهَا إِلَّا کُلَّ شَرٍّ.

امام صادق (علیه السلام)- محمّدبن‌عبدالله از یکی از یارانش نقل می‌کند: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «فدایت شوم! چرا خداوند، گوشت مردار و خون و گوشت خوک را حرام کرده است»؟ فرمود: «همانا خدای تبارک‌وتعالی این چیزها را به‌خاطر رغبت و تمایل خودش به آنچه حرام کرده یا صرف‌نظر و روی‌گردانی خودش از آنچه حلال نموده، بر بندگانش حرام یا حلال نکرده است، بلکه خود موجودات را آفریده و می‌داند که با چه چیزی بدن‌های موجودات استوار می‌گردد و به صلاح است؛ پس آن‌ها را از سر تفضّل خویش بر ایشان و مصلحت آنان حلال نمود و مباح دانست و می‌داند که چه چیز به آن‌ها زیان می‌رساند؛ پس آنان را از آن منع نمود و بر ایشان حرام کرد و آنگاه حرام را برای مضطر، مباح ساخت و در زمانی که بدنش به جز به آن، تاب بقا نداشته، آن را بر ایشان حلال نمود و امر نمود که به هنگام ناچاری، تنها به اندازه‌ی کفایت از آن بخورد نه بیشتر». سپس فرمود: «امّا مردار، کسی به آن نزدیک نشود و از آن نخورد، مگر آنکه بدنش ضعیف گردد و پیکرش فرتوت گردد و قوایش به سستی گراید و نسلش منقطع گردد و مردار خورده جز به مرگ ناگهانی نمی‌میرد. امّا خون، بدانکه کَلَب (بیماری هاری) می‌آورد و سنگدلی و رأفت و رحمت انسان را می‌کاهد و خون خورده ایمن نیست که فرزند یا والدین خود را هم بکشد و دوستان صمیمیاش از وی ایمن نیستند و هرکه با او همنشین باشد، از وی چندان در امان نمی‌باشد. امّا درباره‌ی گوشت خوک، باید بدانی‌که خداوند، قومی را درصورت چیزی شبیه خوک و میمون و خرس، مسخ نمود و البتّه خوک از جمله مسخ شده‌ها نمی‌باشد، ولی خداوند از خوردن شبیه آن مسخ شده‌ها نیز نهی نمود تا از آن‌ها استفاده نجویند و عقوبت آن‌ها نادیده گرفته نشود. امّا خمر را خداوند به‌خاطر تأثیرش بر آدمی و فساد انگیز بودنش حرام نمود». حضرت فرمود: «همانا دائم الخمر، همچون بت‌پرست است و شراب، وی را دچار لرزش می‌کند و نورش را می‌زداید و جوانمردی‌اش را بر باد می‌دهد و او را به جسارت در محارم، از جمله خون‌ریختن و ارتکاب زنا می‌کشاند و ایمن نیست از آنکه چون مست، درحالی‌که خود آگاه نیست بر اندرونی ممنوعه خود تعدّی نماید و میگسار به جز شر، سراغ چیز دیگر نمی‌رود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۰ تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۲۸/ البرهان

7 (مائده/3)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) أَنَّهُ سَمَّی الْجَرَادَ وَ السَّمَکَ مَیْتاً فَقَالَ مَیْتَتَانِ مُبَاحَتَانِ الْجَرَادُ وَ السَّمَکُ.

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- روایت است پیغمبر (صلی الله علیه و آله) ملخ و ماهی را مردار نامیده و فرموده دو مردار مباح، ملخ و ماهی هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۲ بحار الأنوار، ج۶۲، ص۱۰۲

8 (مائده/3)

الرّضا (علیه السلام)- الْمُتَرَدِّیَةُ وَ النَّطِیحَةُ وَ ما أَکَلَ السَّبُعُ إِذَا أَدْرَکْتَ ذَکَاتَهُ فَکُلْهُ.

امام رضا (علیه السلام)- از بلندی افتاده، به ضرب ِشاخ مرده، و آنچه درّنده از آن خورده باشد، اگر آن را زنده یافته و سر بریده‌ای حلال است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۲ بحار الأنوار، ج۶۲، ص۳۲۴/ العیاشی، ج۱، ص۲۹۲/ البرهان

9 (مائده/3)

الرّضا (علیه السلام)- أَنَّ أَدْنَی مَا تُدْرِکُ بِهِ الذَّکَاهًُْ أَنْ تُدْرِکَهُ یَتَحَرَّکُ أُذُنَهُ أَوْ ذَنَبَهُ أَوْ یَطْرِفُ عَیْنَهُ.

امام رضا (علیه السلام)- کمترین نشانه‌ی حیات این است که گوش یا دم بجنبد یا چشمش بچرخد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۲ بحارالأنوار، ج۸۰، ص۲۱۷/ نورالثقلین

10 (مائده/3)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فِی مَجْمَعِ الْبَیَانِ إِلَّا مَا ذَکَّیْتُمْ وَ اخْتُلِفَ فِی الِاسْتِثْنَاءِ إِلَی مَاذَا یَرْجِعُ؟ فَقِیلَ: یَرْجِعُ إِلَی جَمِیعِ مَا تَقَدَّمَ ذِکْرُهُ مِنَ الْمُحَرَّمَاتِ سِوَی مَا لَا یَقْبَلُ الذَّکَاهًَْ مِنَ الْخِنْزِیرِ وَ الدَّمِ.

امام علی (علیه السلام)- در مجمع‌البیان [آمده است] درباره‌ی إِلّا ما ذَکَّیْتُمْ اختلاف شده است که این استثناء به چه چیزی بر می‌گردد [و استثناء از چیست]؟ گفته شده است: «به همه‌ی محرّماتی که [در آیه] پیش‌تر بیان شده بر می‌گردد غیر از مواردی مانند خوک و خون که تذکیه نمی‌پذیرد. [این سخن] از علی (علیه السلام) [نقل‌شده است].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۲ نورالثقلین

11 (مائده/3)

الصّادق (علیه السلام)- لَا تَأْکُلْ مِنْ فَرِیسَهًِْ السَّبُعِ وَ لَا الْمَوْقُوذَهًِْ وَ لَا الْمُتَرَدِّیَهًِْ إِلَّا أَنْ تُدْرِکَهَا حَیَّهًًْ فَتُذَکِّیَ.

امام صادق (علیه السلام)- از گوشت شکاری‌که درّنده‌ای از درندگان وحشی آن را شکارکرده نخور، و نه از آن حیوانی که به چوب و عصا کشته شده، و نه از آنکه از جای بلندی افتاده و مرده مگر آنکه او را زنده یافته و ذبح کنی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۴ الکافی، ج۶، ص۲۳۵/ نورالثقلین

12 (مائده/3)

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- ذلِکُمْ فِسْقٌ مَعْنَاهُ خُرُوجٌ مِنْ طَاعَهًِْ اللَّهِ إِلَی مَعْصِیَتِهِ.

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- ذالِکُم فِسْقٌ معنایش از اطاعت خداوند به‌سوی معصیت او رفتن است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۴ بحرالعرفان، ج۶، ص۱۳

13 (مائده/3)

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- مَعْنَی یَئِسُوا انْقَطَعَ طَمَعُهُمْ مِنْ دِینِکُمْ أَنْ تَتْرُکُوهُ وَ تَرْجِعُوا مِنْهُ إِلَی الشِّرْکِ.

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- معنای [کافران] مأیوس شدند این است که طمع آن‌ها از دین شما که آن را رها کنید و از آن به شرک برگردید قطع شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۴ بحرالعرفان، ج۶، ص۱۳

14 (مائده/3)

الباقر (علیه السلام)- ... یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ یَوْمَ یَقُومُ الْقَائِمُ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یَئِسَ بَنُوأُمَیَّهًَْ فَهُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا یَئِسُوا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (.

امام باقر (علیه السلام)- الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن دِینِکُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ؛ روزی که قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام می‌کند، بنی امیه که همان مأیوسان هستند، نومید می‌شوند؛ از آل محمّد (نومید می‌شوند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۴ بحارالأنوار، ج۵۱، ص۵۵/ العیاشی، ج۱، ص۲۹۲/ نورالثقلین/ البرهان

15 (مائده/3)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أَنَّ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) کَانَ یُخْبِرُ عَنْ وَفَاتِهِ بِمُدَّهًٍْ وَ یَقُولُ قَدْ حَانَ مِنِّی خُفُوقٌ مِنْ بَیْنِ أَظْهُرِکُمْ وَ کَانَتِ الْمُنَافِقُونَ یَقُولُونَ لَئِنْ مَاتَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) لَیَخْرُبُ دِینُهُ فَلَمَّا کَانَ مَوْقِفُ الْغَدِیرِ قَالُوا بَطَلَ کَیْدُنَا فَنَزَلَتْ: الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا ...

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- پیامبر (صلی الله علیه و آله) از زمان وفات خود خبر می‌داد و می‌فرمود: «رفتن من از میان شما نزدیک شد». و منافقان می‌گفتند: «اگر محمّد از دنیا برود، دینش را نابود می‌کنیم» و هنگامی که جریان غدیر واقع شد، گفتند: «مکر و حیله ما باطل شد». پس نازل‌شد: الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا...

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۴ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۶۳/ المناقب، ج۳، ص۴۰

16 (مائده/3)

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- فِی تَفْسِیرِ عَلِیِّ‌بْنِ‌إِبْرَاهِیمَ (رحمة الله علیه) قَوْلُهُ: الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ قَالَ: ذَلِکَ لَمَّا نَزَلَتْ وَلَایَهًُْ أَمِیرِالمُؤْمِنینَ (علیه السلام).

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- آیه: الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ، هنگام ولایت یافتن امیرالمؤمنین (علیه السلام) نازل شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۴ نورالثقلین

17 (مائده/3)

الصّادق (علیه السلام)- الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ بِإِقَامَهًِْ حَافِظِهِ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی بِوَلَایَتِنَا وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً أَیْ تَسْلِیمَ النَّفْسِ لِأَمْرِنَا.

امام صادق (علیه السلام)- الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ، یعنی دین را با منصوب‌کردن حافظ دین کامل کردم. وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی بولایتنا وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً؛ یعنی تسلیم دستور ما باشید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۴ المناقب، ج۳، ص۲۳/ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۵۶

18 (مائده/3)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن الحَسَنِ‌بنِ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) عَن النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) حَدِیثٌ طَوِیلٌ یَقُولُ فِیهِ: حُبُ أَهْلِ بَیْتِی وَ ذُرِّیَّتِی اسْتِکْمَالُ الدِّینِ وَ تَلَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) هَذِهِ الْآیَهًَْ: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً ...

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از امام حسن (علیه السلام) روایت است: پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌فرمود: حبّ و دوستی خانواده من باعث کمال دین می‌شود. و این آیه را تلاوت نمود: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً...

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۴ الأمالی للصدوق، ص۱۹۲/ نورالثقلین

19 (مائده/3)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنِ الحَسَنِ‌بنِ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) جَاءَ نَفَرٌ مِنَ الْیَهُودِ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ ... یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) فَأَخْبِرْنِی عَنْ فَضْلِکُمْ أَهْلَ الْبَیْت قَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) لِی فَضْلٌ عَلَی النَّبِیِّینَ فَمَا مِنْ نَبِیٍّ إِلَّا دَعَا عَلَی قَوْمِهِ بِدَعْوَهًٍْ وَ أَنَا أَخَّرْتُ دَعْوَتِی لِأُمَّتِی لِأَشْفَعَ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ وَ أَمَّا فَضْلُ أَهْلِ بَیْتِی وَ ذُرِّیَّتِی عَلَی غَیْرِهِمْ کَفَضْلِ الْمَاءِ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ وَ بِهِ حَیَاهًُْ کُلِّ شَیْءٍ وَ حُبُّ أَهْلِ بَیْتِی (وَ ذُرِّیَّتِی اسْتِکْمَالُ الدِّینِ وَ تَلَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) هَذِهِ الْآیَهًَْ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً ... قَالَ الْیَهُودِیُّ صَدَقْتَ یَا مُحَمَّد (صلی الله علیه و آله).

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از امام حسن (علیه السلام) روایت است: یک نفر یهودی خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) رسیده گفت: «... ای محمّد، اکنون مرا از فضیلت شما اهل بیت آگاه کنید! پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «فضیلتی که من بر پیامبران دارم این است که هر پیامبری در حق قوم خود دعایی کرده است، امّا من دعای خود را درباره اُمّتم به تأخیر انداختهام تا اینکه در روز قیامت شفاعت ایشان را بکنم؛ و امّا فضیلت اهل بیت و ذرّیۀ من بر دیگران، به فضیلت آب بر هر چیز دیگری میماند و حیات هر چیزی به آب است، و دوست داشتن اهل بیت و ذرّیۀ من کمال دین است و آنگاه رسول خدا صَلی الله علیهِ و آله این آیه را تلاوت فرمود: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً... یهودی گفت: «راست گفتی ای محمّد (صلی الله علیه و آله)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۶ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۹۸/ الأمالی للصدوق، ص۱۹۱

20 (مائده/3)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عن الصّادق جَعْفَرَ‌بْنَ‌مُحَمَّد (علیه السلام) قال: لَمَّا خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَی مَکَّهًَْ فِی حَجَّهًِْ الْوَدَاعِ فَلَمَّا انْصَرَفَ مِنْهَا وَ فِی خَبَرٍ آخَرَ وَ قَدْ شَیَّعَهُ مِنْ مَکَّهًَْ اثْنَا عَشَرَ أَلْفَ رَجُلٍ مِنَ الْیَمَنِ وَ خَمْسَهًُْ أَلْفِ رَجُلٍ مِنَ الْمَدِینَهًِْ جَاءَهُ جَبْرَئِیلُ فِی الطَّرِیقِ فَقَالَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ قَرَأَ هَذِهِ الْآیَهًَْ: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَا جَبْرَئِیلُ إِنَّ النَّاسَ حَدِیثُ و عَهْدٍ بِالْإِسْلَامِ فَأَخْشَی أَنْ یَضْطَرِبُوا وَ لَا یُطِیعُوا فَعَرَجَ جَبْرَئِیلُ إِلَی مَکَانِهِ وَ نَزَلَ عَلَیْهِ فِی یَوْمِ الثَّانِی وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) نَازِلًا بِغَدِیرٍ فَقَالَ لَهُ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ فَقَالَ لَهُ یَا جَبْرَئِیلُ أَخْشَی مِنْ أَصْحَابِی أَنْ یُخَالِفُونِی فَعَرَجَ جَبْرَئِیلُ وَ نَزَلَ عَلَیْهِ فِی الْیَوْمِ الثَّالِثِ وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِمَوْضِعٍ یُقَالُ لَهُ غَدِیرُ‌خُمٍّ وَ قَالَ لَهُ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ فَلَمَّا سَمِعَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) هَذِهِ الْمَقَالَهًَْ قَالَ لِلنَّاسِ أَنِیخُوا نَاقَتِی فَوَ اللَّهِ مَا أَبْرَحُ مِنْ هَذَا الْمَکَانِ حَتَّی أُبَلِّغَ رِسَالَهًَْ رَبِّی وَ أَمَرَ أَنْ یُنْصَبَ لَهُ مِنْبَرٌ مِنْ أَقْتَابِ الْإِبِلِ وَ صَعِدَهَا وَ أَخْرَجَ مَعَهُ عَلِیّاً (علیه السلام) وَ قَامَ قَائِماً وَ خَطَبَ خُطْبَهًًْ بَلِیغَهًًْ وَعَظَ فِیهَا وَ زَجَرَ ثُمَّ قَالَ فِی آخِرِ کَلَامِهِ یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَ لَسْتُ أَوْلَی بِکُمْ مِنْکُمْ فَقَالُوا بَلَی یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ قَالَ قُمْ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) فَقَامَ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَأَخَذَهُ بِیَدِهِ فَرَفَعَهَا حَتَّی رُئِیَ بَیَاضُ إِبْطَیْهِمَا ثُمَّ قَالَ (صلی الله علیه و آله) أَلَا مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ ثُمَّ نَزَلَ مِنَ الْمِنْبَرِ وَ جَاءَ أَصْحَابُهُ إِلَی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ هَنَّئُوهُ بِالْوَلَایَهًِْ وَ أَوَّلُ مَنْ قَالَ لَهُ عُمَرُ‌بْنُ‌الْخَطَّابِ فَقَالَ لَهُ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) أَصْبَحْتَ مَوْلَایَ وَ مَوْلَی کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهًٍْ وَ نَزَلَ جَبْرَئِیلُ بِهَذِهِ الْآیَهًِْ: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً.

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- زراره گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام) فرمود: چون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در حجّۀالوداع عزم مکه کرد و پس از انجام مناسک از آن خارج گشت و در روایتی دیگر: و دوازده هزار نفر یمنی و پنج هزار مرد از مدینه وی را مشایعت کردند جبرئیل در میان راه نزد وی آمده، پس فرمود: «یا رسول الله، خداوند متعال به تو سلام میرساند و سپس این آیه را خواند: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ پس پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «یا جبرئیل، مردم نو مسلمانند، بیم آن دارم که پریشان فکر شوند و سرپیچی کنند». پس جبرئیل (علیه السلام) به جایگاه خود بازگشت و روز بعد که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در غدیر خمّ بود، بر وی نازل گردید، سپس فرمود: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ؛ فرمود: ای جبرئیل؛ بیم آن دارم که صحابهام با من مخالفت کنند. پس جبرئیل به آسمان رفت و روز سوم نزد آن حضرت بازگشت که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مکانی بود که آن را به نام غدیرخمّ میگفتند، پس به آن حضرت گفت: بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ الله یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ چون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این آیه را شنید، به مردم فرمود: شتر مرا بخوابانید که به خدا سوگند تا پیام و رسالت پروردگارم را ابلاغ نکنم، این مکان را ترک نخواهم کرد. آنگاه امر فرمود منبری از جهاز شتران برای وی درست کنند. سپس از آن بالا رفته و علی (علیه السلام) را نیز با خود بالا برد و برپای ایستاده و خطبهای بلیغ ایراد فرمود و در آن هم موعظه فرمود و هم از بدی منع نمود و سپس در پایان سخنش فرمود: «ای مردم، آیا من سزاوارتر از شما به خودتان نیستم»؟ گفتند: «بلی یا رسول الله»! سپس فرمود: «برخیز یا علی»، پس علی (علیه السلام) برخاست، آنگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله) دست وی را گرفته و بالا برد تا جایی که سفیدی زیربغل هر دو نمایان شد، سپس فرمود: «بدانید و آگاه باشید که هر کس من مولای او بودهام، اینک علی مولای اوست. خداوندا، دوست بدار دوستدارش را و دشمن بدار هر که با وی دشمنی کند و یاری رسان آنکه یاریاش نماید و خوار و ذلیل کن آنکه او را واگذارد»! سپس از منبر پایین آمده و صحابه وی نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده و ولایت را به وی تبریک گفتند. و اوّلین شخصی که به وی تبریک گفت، عمربن‌خطاب بود، که گفت: «ای علی، اینک مولای من و مولای هر مرد و زن مؤمن شدی». سپس جبرئیل این آیه را نازل فرمود: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۶ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۶۵/ جامع الأخبار، ص۱۰

21 (مائده/3)

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ (علیه السلام) أَنَّ رَجُلًا قَالَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) إِنَ الْحَسَنَ الْبَصْرِیَ حَدَّثَنَا أَنَ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ إِنَّ اللَّهَ أَرْسَلَنِی بِرِسَالَهًٍْ فَضَاقَ بِهَا صَدْرِی وَ خَشِیتُ أَنْ یُکَذِّبَنِی النَّاسُ فَتَوَاعَدَنِی إِنْ لَمْ أُبَلِّغْهَا أَنْ یُعَذِّبَنِی قَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام) فَهَلْ حَدَّثَکُمْ بِالرِّسَالَهًِْ قَالَ لَا قَالَ أَمَا وَ اللَّهِ إِنَّهُ لَیَعْلَمُ مَا هِیَ وَ لَکِنَّهُ کَتَمَهَا مُتَعَمِّداً قَالَ الرَّجُلُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ وَ مَا هِیَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَمَرَ الْمُؤْمِنِینَ بِالصَّلَاهًِْ فِی کِتَابِهِ فَلَمْ یَدْرُوا مَا الصَّلَاهًُْ وَ لَا کَیْفَ یُصَلُّونَ فَأَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مُحَمَّداً نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) أَنْ یُبَیِّنَ لَهُمْ کَیْفَ یُصَلُّونَ فَأَخْبَرَهُمْ بِکُلِّ مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ الصَّلَاهًِْ مُفَسَّراً وَ فَرَضَ الصَّلَاهًَْ فِی الْقُرْآنِ جُمْلَهًًْ فَفَسَّرَهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی سُنَّتِهِ وَ أَعْلَمَهُمْ بِالَّذِی أَمَرَهُمْ بِهِ مِنَ الصَّلَاهًِْ الَّتِی فَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ أَمَرَ بِالزَّکَاهًِْ فَلَمْ یَدْرُوا مَا هِیَ فَفَسَّرَهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَعْلَمَهُمْ بِمَا یُؤْخَذُ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّهًِْ وَ الْإِبِلِ وَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ وَ الزَّرْعِ وَ لَمْ یَدَعْ شَیْئاً مِمَّا فَرَضَ اللَّهُ مِنَ الزَّکَاهًِْ إِلَّا فَسَّرَهُ لِأُمَّتِهِ وَ بَیَّنَهُ لَهُمْ وَ فَرَضَ عَلَیْهِمُ الصَّوْمَ فَلَمْ یَدْرُوا مَا الصَّوْمُ وَ لَا کَیْفَ یَصُومُونَ فَفَسَّرَهُ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ بَیَّنَ لَهُمْ مَا یَتَّقُونَ فِی الصَّوْمِ وَ کَیْفَ یَصُومُونَ وَ أَمَرَ بِالْحَجِ فَأَمَرَ اللَّهُ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) أَنْ یُفَسِّرَ لَهُمْ کَیْفَ یَحُجُّونَ حَتَّی أَوْضَحَ لَهُمْ ذَلِکَ فِی سُنَّتِهِ وَ أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْوَلَایَهًِْ فَقَالَ: إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ فَفَرَضَ اللَّهُ وَلَایَهًَْ وُلَاهًِْ الْأَمْرِ فَلَمْ یَدْرُوا مَا هِیَ فَأَمَرَ اللَّهُ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) أَنْ یُفَسِّرَ لَهُمْ مَا الْوَلَایَهًُْ مِثْلَ مَا فَسَّرَ لَهُمُ الصَّلَاهًَْ وَ الزَّکَاهًَْ وَ الصَّوْمَ وَ الْحَجَّ فَلَمَّا أَتَاهُ ذَلِکَ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ ضَاقَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ذَرْعاً وَ تَخَوَّفَ أَنْ یَرْتَدُّوا عَنْ دِینِهِ وَ أَنْ یُکَذِّبُوهُ فَضَاقَ صَدْرُهُ وَ رَاجَعَ رَبَّهُ فَأَوْحَی إِلَیْهِ: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ فَصَدَعَ بِأَمْرِ اللَّهِ وَ قَامَ بِوَلَایَهًِْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ وَ نَادَی لِذَلِکَ الصَّلَاهًَْ جَامِعَهًًْ وَ أَمَرَ أَنْ یُبَلِّغَ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ وَ کَانَتِ الْفَرَائِضُ یَنْزِلُ مِنْهَا شَیْءٌ بَعْدَ شَیْءٍ تَنْزِلُ الْفَرِیضَهًُْ ثُمَّ تَنْزِلُ الْفَرِیضَهًُْ الْأُخْرَی وَ کَانَتِ الْوَلَایَهًُْ آخِرَ الْفَرَائِضِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَ: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام) یَقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لَا أُنْزِلُ عَلَیْکُمْ بَعْدَ هَذِهِ الْفَرِیضَهًِْ فَرِیضَهًًْ قَدْ أَکْمَلْتُ لَکُمْ هَذِهِ الْفَرَائِضَ.

امام باقر (علیه السلام)- از امام باقر (علیه السلام) [نقل شده است] که مردی به او عرض کرد: «ای فرزند رسول خدا! حسن بصری برای ما حدیث نقل کرد که رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خداوند مرا به رسالتی مبعوث فرمود و به‌خاطر آن سینه‌ام تنگ شد و ترسیدم که مردم مرا تکذیب کنند؛ پس خداوند به من وعده داد که اگر ابلاغ نکنم مرا عذاب کند». امام باقر (علیه السلام) به او فرمود: «آیا رسالت [پیامبر (صلی الله علیه و آله)] را به شما گفت [که چه بود]»؟ گفت: «نه». فرمود: «به‌خدا سوگند او می‌داند آن [رسالت] چیست ولی عمداً آن را مخفی کرده است». آن مرد عرض کرد: «ای فرزند رسول خدا! فدایت شوم. آن [رسالت] چیست»؟ فرمود: «خدای تبارک‌وتعالی در کتابش به مؤمنین دستور داد که نماز بخوانند و آن‌ها نمی‌دانستند که نماز چیست و چگونه نماز بخوانند؛ پس خدای عزّوجلّ به پیامبرش محمّد (صلی الله علیه و آله) دستور داد برای آن‌ها بیان کند که چگونه نماز بخوانند؛ پس پیامبر (صلی الله علیه و آله) از همه‌ی چیزهایی که خداوند درباره‌ی نماز بر آن‌ها واجب‌کرد خبر داد و تفسیر کرد. خداوند همه‌ی نمازها را در قرآن واجب فرمود و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در سنّت و روش خود آن را تفسیر کرد و آن‌ها را از نمازی که خداوند بر آن‌ها واجب کرد و به آن دستور داد آگاه ساخت. و خداوند دستور داد زکات بدهند و نمی‌دانستند زکات چیست؛ پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن را تفسیر فرمود و آن‌ها را به آنچه از طلا، نقره، شتر، گاو، گوسفند و کشت [به‌عنوان زکات] گرفته می‌شود آگاه ساخت و همه‌ی چیزهایی که خداوند از زکات واجب کرده بود برای امّتش تفسیر کرد و برای آن‌ها بیان فرمود. و خداوند روزه را بر آن‌ها واجب کرد و نمی‌دانستند روزه چیست و چگونه روزه بگیرند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای آن‌ها تفسیر فرمود و بیان فرمود که در روزه از چه چیزی پرهیز کنند و چگونه روزه بگیرند. و خداوند دستور داد حجّ انجام دهند و به پیامبرش (صلی الله علیه و آله) دستور داد برای آن‌ها تفسیر کند که چگونه حجّ به‌جا بیاورند تا اینکه آن را در سنّتش برای آن‌ها آشکار کرد. و خدای عزّوجلّ به ولایت دستور داد و فرمود: إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ؛ پس خداوند ولایت اولوا الأمر را واجب فرمود و آن‌ها نمی‌دانستند آن چیست. سپس خداوند به پیامبرش (صلی الله علیه و آله) دستور داد برای آن‌ها تفسیر کند که ولایت چیست همانگونه که نماز، زکات، روزه و حجّ را برای آن‌ها تفسیر کرد. وقتی که آن [رسالت] از طرف خدای عزّوجلّ برایش آمد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قلبش پریشان گشت و ترسید که از دینش برگردند و او را تکذیب کنند؛ پس سینه‌اش تنگ شد و به پروردگارش مراجعه کرد؛ پس خداوند به او وحی کرد: «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ الله یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ؛ پس دستور خدا را آشکارا بیان کرد و ولایت امیرالمؤمنین علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) را در روز غدیرخم به پا داشت و به‌خاطر آن به نماز جماعت فرا خواند و دستور داد حاضران به غایبان برسانند و واجبات یکی بعد از دیگری نازل می‌شد؛ واجبی نازل می‌شد سپس واجب دیگری نازل می‌شد و ولایت آخرین واجبات بود؛ پس خدای عزّوجلّ نازل فرمود: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً». امام باقر (علیه السلام) فرمود: خدای عزّوجلّ می‌فرماید: «بعد از این واجب، واجبی بر شما نازل نمی‌کنم. این واجبات را برای شما کامل کردم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۷۸ دعایم الإسلام، ج۱، ص۱۴

22 (مائده/3)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مِنَ الْمَدِینَهًِْ وَ قَدْ بَلَّغَ جَمِیعَ الشَّرَائِعِ قَوْمَهُ غَیْرَ الْحَجِ وَ الْوَلَایَهًِْ فَأَتَاهُ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ لَهُ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ اللَّهَ جَلَّ اسْمُهُ یُقْرِؤُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ إِنِّی لَمْ أَقْبِضْ نَبِیّاً مِنْ أَنْبِیَائِی (وَ لَا رَسُولًا مِنْ رُسُلِی إِلَّا مِنْ بَعْدِ کَمَالِ دِینِی وَ تَمَامِ حُجَّتِی وَ قَدْ بَقِیَ عَلَیْکَ مِنْ ذَلِکَ فَرِیضَتَانِ فَرِیضَتَانِ مِمَّا یَحْتَاجُ أَنْ تُبَلِّغَ قَوْمَکَ فَرِیضَهًُْ الْحَجِّ وَ فَرِیضَهًُْ الْوَلَایَهًِْ وَ الْخَلِیفَهًِْ مِنْ بَعْدِکَ فَإِنِّی لَمْ أُخْلِ أَرْضِی مِنْ حُجَّهًٍْ وَ لَنْ أُخَلِّیَهَا أَبَداً وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَأْمُرُکَ أَنْ تُبَلِّغَ قَوْمَکَ الْحَجَّ وَ لْیَحُجَّ مَعَکَ مَنِ اسْتَطَاعَ السَّبِیلَ مِنْ أَهْلِ الْحَضَرِ وَ الْأَطْرَافِ وَ الْأَعْرَابِ فَتُعَلِّمَهُمْ مِنْ حَجِّهِمْ مِثْلَ مَا عَلَّمْتَهُمْ مِنْ صَلَاتِهِمْ وَ زَکَاتِهِمْ وَ صِیَامِهِمْ وَ تُوقِفَهُمْ مِنْ ذَلِکَ عَلَی مِثْلِ الَّذِی أَوْقَفْتَهُمْ عَلَیْهِ مِنْ جَمِیعِ مَا بَلَّغْتَهُمْ مِنَ الشَّرَائِعِ فَنَادَی مُنَادِی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی النَّاسِ أَلَا إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یُرِیدُ الْحَجَّ وَ أَنْ یُعَلِّمَکُمْ مِنْ ذَلِکَ مِثْلَ الَّذِی عَلَّمَکُمْ مِنْ شَرَائِعِ دِینِکُمْ وَ یُوقِفَکُمْ مِنْ ذَلِکَ عَلَی مِثْلِ مَا أَوْقَفَکُمْ قَالَ فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ خَرَجَ مَعَهُ نَاسٌ وَ صَفُّوا لَهُ لِیَنْظُرُوا مَا یَصْنَعُ وَ کَانَ جَمِیعُ مَنْ حَجَّ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مِنْ أَهْلِ الْمَدِینَهًِْ وَ الْأَعْرَابِ سَبْعِینَ أَلْفاً أَوْ یَزِیدُونَ عَلَی نَحْوِ عَدَدِ أَصْحَابِ مُوسَی (علیه السلام) السَّبْعِینَ أَلْفاً الَّذِینَ أَخَذَ عَلَیْهِمْ بِیعَهًَْ هَارُونَ (علیه السلام) فَنَکَثُوا أَوِ اتَّبَعُوا السَّامِرِیَّ وَ الْعِجْلَ وَ کَذَلِکَ أَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) الْبَیْعَهًَْ لِعَلِیٍّ (علیه السلام) بالخلافهًْ بِالْخِلَافَهًِْ عَلَی نَحْوِ عَدَدِ أَصْحَابِ مُوسَی (علیه السلام) سَبْعِینَ أَلْفاً فَنَکَثُوا الْبَیْعَهًَْ وَ اتَّبَعُوا الْعِجْلَ سُنَّهًًْ بِسُنَّهًٍْ وَ مِثْلًا بِمِثْلٍ لَمْ یَخْرِمْ مِنْهُ شَیْءٌ وَ اتَّصَلَتِ التَّلْبِیَهًُْ مَا بَیْنَ مَکَّهًَْ وَ الْمَدِینَهًِْ فَلَمَّا وَقَفَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِالْمَوْقِفِ أَتَاهُ جَبْرَئِیلُ ع عَنْ أَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ اللَّهَ یَقْرَأُ عَلَیْکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ إِنَّهُ قَدْ دَنَا أَجَلُکَ وَ مُدَّتُکَ وَ إِنِّی أَسْتَقِدُمَک عَلَی مَا لَا بُدَّ مِنْهُ وَ لَا عَنْهُ مَحِیصٌ اعْهَدْ عَهْدَکَ وَ تَقَدَّمْ فِی وَصِیَّتِکَ وَ اعْهَدْ إِلَی مَا عِنْدَکَ مِنَ الْعِلْمِ وَ مِیرَاثِ عُلُومِ الْأَنْبِیَاءِ (مِنْ قَبْلِکَ وَ السِّلَاحِ وَ التَّابُوتِ وَ جَمِیعِ مَا عِنْدَکَ مِنْ آیَاتِ الْأَنْبِیَاءِ (فَسَلِّمْهُ إِلَی وَصِیِّکَ وَ خَلِیفَتِکَ مِنْ بَعْدِکَ حُجَّتِی الْبَالِغَهًِْ عَلَی خَلْقِی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) فَأَقِمْهُ لِلنَّاسِ وَ جَدِّدْ عَهْدَکَ وَ مِیثَاقَکَ وَ بَیْعَتَهُ وَ ذَکِّرْهُمْ مَا فِی الذَّرِّ مِنْ بَیْعَتِی وَ مِیثَاقِی الَّذِی أَوْثَقْتُهُمْ بِهِ وَ عَهْدِی الَّذِی عَهِدْتُ إِلَیْهِمْ مِنَ الْوَلَایَهًِْ لِمَوْلَاهُمْ وَ مَوْلَی کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهًٍْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) فَإِنِّی لَمْ أَقْبِضْ نَبِیّاً إِلَّا بَعْدَ إِکْمَالِ دِینِی وَ تَمَامِ نِعْمَتِی بِوَلَایَهًِْ أَوْلِیَائِی وَ مُعَادَاهًِْ أَعْدَائِی وَ ذَلِکَ کَمَالُ تَوْحِیدِی وَ تَمَامُ نِعْمَتِی عَلَی خَلْقِی بِاتِّبَاعِ وَلِیِّی وَ طَاعَتُهُ طَاعَتِی وَ ذَلِکَ أَنِّی لَا أَتْرُکُ أَرْضِی بِغَیْرِ قَیِّمٍ لِیَکُونَ حُجَّهًًْ لِی عَلَی خَلْقِی فَ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً بِوَلِیِّی وَ مَوْلَی کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهًٍْ عَلِیٍّ عَبْدِی وَ وَصِیِّ نَبِیِّی (صلی الله علیه و آله) وَ الْخَلِیفَهًِْ مِنْ بَعْدِهِ وَ حُجَّتِی الْبَالِغَهًِْ عَلَی خَلْقِی مَقْرُونٍ طَاعَتُهُ بِطَاعَهًِْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) نَبِیِّی وَ مَقْرُونٍ طَاعَتُهُ مَعَ طَاعَهًِْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) بِطَاعَتِی.

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از مدینه حج گزارد و تا آن زمان، تمام شریعت‌های الهی به امّتش رسیده بود، مگر حج و ولایت که جبرئیل وحی آورد که: ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! خداوند تو را درود می‌دهد و می‌فرماید که من هیچ نبی از انبیا و رسولانم (را قبض روح نکرده‌ام، مگر پس از تکمیل‌نمودن دین خود و استوارنمودن حجّتم بر خلق، و از این امور دو فریضه که هنوز ابلاغ نگشته، باقی مانده است: فریضه‌ی حج و فریضه‌ی ولایت و جانشینی پس از تو، چرا که تاکنون زمین را از حجّت خالی نکرده و تا ابد نیز نخواهم کرد. خداوند می‌فرماید که حج را به قومت ابلاغ نمایی. تو حج می‌گزاری و هرکس از اهل شهرها و حومه‌ها و بادیه‌نشینان که تواند با تو حج می‌گزارد و درباره‌ی حج، ایشان را به‌مانند آنچه در نماز و روزه و زکاتشان به آنان آموختی، آموزش‌ها خواهی داد و ایشان را درباره‌ی آن به‌مانند آنچه پیش از این درباره‌ی دیگر شرایع بدانها ابلاغ نمودی، آگاه می‌سازی. در این هنگام، منادی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مردمان را ندا داد که هان! رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قصد حج دارد و بر آن است تا شما را همانند آنچه از دیگر شرایع دین آموخته، آموزش دهد و شما را نسبت به آن همچون آگاهی دادنتان بر دیگر امور، آگاه سازد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روانه گشت و مردمان نیز در پی وی، روان گشتند و به او گوش سپردند تا ببینند چه می‌کند تا همچون او عمل کنند و نبی آن‌ها را به حج برد و شمار کسانی که با پیامبر از مدینه و اطراف آن و بادیه‌نشینان به حج آمدند، هفتاد هزار تن یا بیشتر بودند، به‌مانند شمار اصحاب موسی (علیه السلام) که ایشان را با هارون بیعت داد، ولی آن‌ها عهد شکستند و گوساله‌ی سامری را پرستیدند. همچنین بود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نیز از ایشان به‌شمار اصحاب موسی (علیه السلام) برای علی (علیه السلام) بیعت گرفت و آنان نیز بیعت را شکسته و پیروی از گوساله و سامری را همچون سنّتی ناپسند از ایشان گرفتند و نظیر همان داستان را تکرار کردند و حال آنکه لبّیک گویی مردمان به ندای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به درازای فاصله‌ی بین مکّه تا مدینه بود. و آنگاه که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در توقفگاه موعود ایستاد، جبرئیل بر وی نازل گشت و گفت: ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! خداوند عزّوجلّ تو را درود دهد و فرماید: که همانا اجل تو و مدّت حیاتت سر رسیده است و من تو را به امری فرا می‌خوانم که از آن چاره‌ای نیست و لاجرم باید انجام گردد، پس اندرز و زنهارت را بازگو و سفارش‌هایت را بر زبان‌آر و هرآنچه از دانش و میراث علوم انبیای پیشین (و سلاح و صندوق و هرآنچه از نشانه‌های انبیای گذشته داری را به وصی و جانشین پس از خود، حجّت بالغه‌ی من بر خلقم علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام)، تسلیم نما و او را برای مردمان بر پای دار و برایش عهد و پیمان و ولایت بگیر و ایشان را به بیعت و پیمانی که از ایشان گرفتی برای من و من بدان پای گیرشان کردم، و عهدی که درباره‌ی ولایت ولیّ خود و مولای ایشان و مولای همه‌ی زنان و مردان مؤمن علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) با ایشان بستم، یادآور شو؛ چرا که من هیچ یک از انبیا (را قبض روح نکرده‌ام، مگر پس از کامل‌کردن حجّتم و دینم و به نهایت‌رساندن نعمتم با ولایت اولیایم و دشمنی دشمنانم که این کمال توحید من و دین من و نهایت نعمت من بر بندگانم با پیروی و اطاعت از ولی‌ام می‌باشد و این از آن‌جهت که من زمین را بدون سرپرست که حجّت بر خلق باشد، رها نمی‌کنم و الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً. علی (علیه السلام) ولیّ من و مولای هر مرد و زن مؤمن است، علی (علیه السلام) بنده من و وصی نبی من و جانشین پس از وی و حجّت بالغه‌ی من بر مردم است و اطاعت از وی همچون اطاعت از محمّد (صلی الله علیه و آله) نبی من است و اطاعت از محمّد (صلی الله علیه و آله) نیز همپایه اطاعت از من است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۸۰ الیقین، ص۳۴۳

23 (مائده/3)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- رُوِیَ أَنَّهُ لَمَّا نَزَلَ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ أَمَرَ اللَّهُ تَعَالَی أَنْ یُنَادِیَ بِوَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) فَضَاقَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) بِذَلِکَ ذَرْعاً لِمَعْرِفَتِهِ بِفَسَادِ قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ ثُمَّ أَنْزَلَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللهِ عَلَیْکُمْ ثُمَّ نَزَلَ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ.

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هنگامی که [این آیه] نازل شد: إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ؛ خدای تعالی دستور داد که به ولایت علی (علیه السلام) ندا داده شود؛ پس پیامبر (صلی الله علیه و آله) به‌خاطر آن پریشان گشت؛ چون فاسدبودن قلب آن‌ها را می‌دانست؛ پس خداوند نازل فرمود: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ ثم أنزل؛ سپس نازل فرمود: اذْکُرُوا نِعْمَتَ الله عَلَیْکُمْ؛ سپس نازل شد: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۸۲ المناقب، ج۳، ص۲۴

24 (مائده/3)

الباقر (علیه السلام)- أَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ رَسُولَهُ (صلی الله علیه و آله) بِوَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ أَنْزَلَ عَلَیْهِ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ فَرَضَ وَلَایَهًَْ أُولِی الْأَمْرِ فَلَمْ یَدْرُوا مَا هِیَ فَأَمَرَ اللَّهُ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) أَنْ یُفَسِّرَ لَهُمُ الْوَلَایَهًَْ کَمَا فَسَّرَ لَهُمُ الصَّلَاهًَْ وَ الزَّکَاهًَْ وَ الصَّوْمَ وَ الْحَجَّ فَلَمَّا أَتَاهُ ذَلِکَ مِنَ اللَّهِ ضَاقَ بِذَلِکَ صَدْرُ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ تَخَوَّفَ أَنْ یَرْتَدُّوا عَنْ دِینِهِمْ وَ أَنْ یُکَذِّبُوهُ فَضَاقَ صَدْرُهُ وَ رَاجَعَ رَبَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَیْهِ: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ فَصَدَعَ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعَالَی ذِکْرُهُ فَقَامَ بِوَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) یَوْمَ غَدِیرِ‌خُمٍّ فَنَادَی الصَّلَاهًَْ جَامِعَهًًْ وَ أَمَرَ النَّاسَ أَنْ یُبَلِّغَ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ.

امام باقر (علیه السلام)- خداوند عزّوجلّ، پیامبرش را به ولایت علی (علیه السلام) امر کرد و این آیه را بر او نازل فرمود: إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ؛ و ولایت اولوالأمر را واجب گردانید، و آن‌ها نمی‌دانستند که آن چیست! خداوند، محمّد (صلی الله علیه و آله) را امر کرد که ولایت را برای آن‌ها تفسیر کند، آن چنانکه نماز، زکات، روزه و حج را برایشان تفسیر کرده بود. پس زمانی که این حکم از جانب خداوند برای او آمد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) به‌خاطر این حکم، دلگیر شد و ترسید که آن‌ها از دینشان بازگردند و او را تکذیب کنند. او دلگیر شد و به‌سوی پرودگار عزّوجلّ بازگشت [یعنی در این زمینه اقدامی نکرد]. پس خداوند عزیز و بلند مرتبه، این آیه را به او وحی کرد: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ الله یَعصِمُکَ مِنَ النَّاس پس به امر خداوند گردن نهاد. او در روز غدیر خم، ولایت را به علی (علیه السلام) داد، سپس ندا داد: «نماز به جماعت است»، و به مردم امر کرد که شاهدان، این موضوع را به غایبان برسانند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۸۲ الکافی، ج۱، ص۲۸۹

25 (مائده/3)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ سُلَیْمِ‌بْنِ‌قَیْسٍ الْهِلَالِیِّ قَالَ: رَأَیْتُ عَلِیّاً (علیه السلام) فِی مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی خِلَافَهًِْ عُثْمَانَ وَ جَمَاعَهًٌْ یَتَحَدَّثُونَ وَ یَتَذَاکَرُونَ الْعِلْمَ، فَذَکَرُوا قُرَیْشاً وَ فَضْلَهَا وَ سَوَابِقَهَا وَ هِجْرَتَهَا وَ مَا قَالَ فِیهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مِنَ الْفَضْلِ ... وَ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) لَا یَنْطِقُ هُوَ وَ لَا أَحَدٌ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ، فَأَقْبَلَ الْقَوْمُ عَلَیْه، فَقَالُوا یَا أَبَاالْحَسَنِ (علیه السلام) مَا یَمْنَعُکَ أَنْ تَتَکَلَّمَ. فَقَال (علیه السلام) ... فَأَنْشُدُکُمْ بِاللَّهِ، أَتَعْلَمُونَ حَیْثُ نَزَلَتْ: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ وَ حَیْثُ نَزَلَتْ: إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ، وَ حَیْثُ نَزَلْتَ: وَ لَمْ یَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لَا الْمُؤْمِنِینَ وَلِیجَةً. قَالَ النَّاسُ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَخَاصَّهًٌْ فِی بَعْضِ الْمُؤْمِنِینَ أَمْ عَامَّهًٌْ بِجَمِیعِهِمْ فَأَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ نَبِیَّهُ أَنْ یُعْلِمَهُمْ وُلَاهًَْ أَمْرِهِمْ وَ أَنْ یُفَسِّرَ لَهُمْ مِنَ الْوَلَایَهًِْ مَا فَسَّرَ لَهُمْ مِنْ صَلَاتِهِمْ وَ زَکَاتِهِمْ وَ صَوْمِهِمْ وَ حَجِّهِمْ، فَنَصَبَنِی لِلنَّاسِ بِغَدِیرِ‌خُمٍّ، ثُمَّ خَطَبَ فَقَالَ (صلی الله علیه و آله): أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ أَرْسَلَنِی بِرِسَالَهًٍْ ضَاقَ بِهَا صَدْرِی فَظَنَنْتُ أَنَّ النَّاسَ مُکَذِّبُونِی فَأَوْعَدَنِی لَأُبَلِّغُهَا أَوْ لَیُعَذِّبَنِّی، ثُمَّ أَمَرَ فَنُودِیَ بِالصَّلَاهًِْ جَامِعَهًًْ ثُمَّ خَطَبَ، فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) أَیُّهَا النَّاسُ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ مَوْلَایَ وَ أَنَا مَوْلَی الْمُؤْمِنِینَ، وَ أَنَا أَوْلَی بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ. قَالُوا بَلَی یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله). قَالَ قُمْ یَا عَلِیُّ (علیه السلام)، فَقُمْتُ، فَقَالَ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ، فَقَامَ سَلْمَانُ (رحمة الله علیه)، فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَلَاءٌ کَمَا ذَا. قَالَ وَلَاءٌ کَوَلَائِی، مَنْ کُنْتُ أَوْلَی بِهِ مِنْ نَفْسِهِ فَعَلِیٌّ أَوْلَی بِهِ مِنْ نَفْسِهِ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً، فَکَبَّرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)، وَ قَالَ اللَّهُ أَکْبَرُ تَمَامُ نُبُوَّتِی وَ تَمَامُ دِینِ اللَّهِ وَلَایَهًُْ عَلِیٍّ (علیه السلام) بَعْدِی، فَقَامَ أَبُوبَکْرٍ وَ عُمَرُ وَ قَالَا یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) هَذِهِ الْآیَاتُ خَاصَّهًٌْ فِی عَلِیٍّ (علیه السلام). قَالَ بَلَی، فِیهِ وَ فِی أَوْصِیَائِی إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًْ. قَالَا یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بَیِّنْهُمْ لَنَا. قَالَ أَخِی وَ وَزِیرِی وَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی فِی أُمَّتِی وَ وَلِیُّ کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهًٍْ بَعْدِی، ثُمَّ ابْنِیَ‌الْحَسَنُ (علیه السلام) ثُمَّ ابْنِیَ‌الْحُسَیْنُ (علیه السلام) ثُمَّ تِسْعَهًٌْ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ، الْقُرْآنُ مَعَهُمْ وَ هُمْ مَعَ الْقُرْآنِ لَا یُفَارِقُونَهُ وَ لَا یُفَارِقُهُمْ حَتَّی یَرِدُوا عَلَیَّ الْحَوْضَ، فَقَالُوا کُلُّهُمْ اللَّهُمَّ نَعَمْ، قَدْ سَمِعْنَا ذَلِکَ وَ شَهِدْنَا کَمَا قُلْتَ سَوَاءً. وَ قَالَ بَعْضُهُمْ قَدْ حَفِظْنَا جُلَّ مَا قُلْتَ وَ لَمْ نَحْفَظْ کُلَّهُ، وَ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ حَفِظُوا أَخْیَارُنَا وَ أَفَاضِلُنَا، فَقَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) صَدَقْتُمْ، لَیْسَ کُلُّ النَّاسِ یَسْتَوِی فِی الْحِفْظِ. أَنْشُدُکُمْ بِاللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَنْ حَفِظَ ذَلِکَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)، لَمَّا قَامَ وَ أَخْبَرَ بِهِ. فَقَامَ زَیْدُ‌بْنُ‌أَرْقَمَ وَ الْبَرَاءُ‌بْنُ‌عَازِبٍ وَ أَبُوذَرٍّ (رحمة الله علیه)، وَ الْمِقْدَادُ، وَ عَمَّارٌ، فَقَالُوا نَشْهَدُ لَقَدْ حَفِظْنَا قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ هُوَ قَائِمٌ عَلَی الْمِنْبَرِ وَ أَنْتَ إِلَی جَنْبِهِ وَ هُوَ یَقُولُ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِی أَنْ أَنْصِبَ لَکُمْ إِمَامَکُمْ وَ الْقَائِمَ فِیکُمْ بَعْدِی وَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی وَ الَّذِی فَرَضَ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ فِی کِتَابِهِ طَاعَتَهُ وَ قَرَنَهُ بِطَاعَتِهِ وَ طَاعَتِی، وَ أَمَرَکُمْ بِوَلَایَتِهِ، وَ إِنِّی رَاجَعْتُ رَبِّی خَشْیَهًَْ طَعْنِ أَهْلِ النِّفَاقِ وَ تَکْذِیبِهِمْ فَأَوْعَدَنِی رَبِّی لَأُبَلِّغَنَّهَا أَوْ یُعَذِّبُنِی. أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ أَمَرَکُمْ فِی کِتَابِهِ بِالصَّلَاهًِْ فَقَدْ بَیَّنْتُهَا لَکُمْ وَ الزَّکَاهًِْ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ فَبَیَّنْتُهَا لَکُمْ وَ فَسَّرْتُهَا، وَ أَمَرَکُمْ بِالْوَلَایَهًِْ وَ إِنِّی أُشْهِدُکُمْ أَنَّهَا لِهَذَا خَاصَّهًًْ وَ وَضَعَ یَدَهُ عَلَی یَدِ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) ثُمَّ لِابْنَیْهِ مِنْ بَعْدِهِ، ثُمَّ لِلْأَوْصِیَاءِ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ وُلْدِهِمْ (لَا یُفَارِقُونَ الْقُرْآنَ وَ لَا یُفَارِقُهُمْ حَتَّی یَرِدُوا عَلَیَّ الْحَوْضَ. أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ بَیَّنْتُ لَکُمْ مَفْزَعَکُمْ بَعْدِی وَ إِمَامَکُمْ وَ دَلِیلَکُمْ وَ هَادِیَکُمْ، وَ هُوَ أَخِی عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام)، وَ هُوَ فِیکُمْ بِمَنْزِلَتِی فِیکُمْ، فَقَلِّدُوهُ دِینَکُمْ وَ أَطِیعُوهُ فِی جَمِیعِ أُمُورِکُمْ، فَإِنَّ عِنْدَهُ جَمِیعَ مَا عَلَّمَنِیَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مِنْ عِلْمِهِ وَ حِکْمَتِهِ فَاسْأَلُوهُ وَ تَعَلَّمُوا مِنْهُ وَ مِنْ أَوْصِیَائِهِ بَعْدَهُ، وَ لَا تُعَلِّمُوهُمْ وَ لَا تَتَقَدَّمُوهُمْ وَ لَا تَخَلَّفُوا عَنْهُمْ، فَإِنَّهُمْ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُمْ، وَ لَا یُزَایِلُونَهُ وَ لَا یُزَایِلُهُمْ ... ثُمَّ جَلَسُوا.

امام علی (علیه السلام)- سلیم‌بن‌قیس هلالی گوید: در ایّام خلافت عثمان‌بن‌عفّان، گروهی از مهاجرین و انصار را دیدم که در جانبی از مسجد النّبی (صلی الله علیه و آله) نشسته بودند و حضرت علی (علیه السلام) در گوشه‌ای از مسجد جلب توجّه می‌کرد، آن حلقه در فضایل و امتیازات خودشان بحث می‌کردند، تا اینکه به قریش و فضل و سابقه و هجرت آن پرداخته و استناد به‌گوشه‌ای از فرمایشات پیامبر (صلی الله علیه و آله) در فضل آنان نمودند... و علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) تنها به این مذاکرات گوش داده نه او و نه هیچ یک از اهل بیتش سخنی نمی‌گفت، و جمعیّت به جانب آن حضرت متوجّه شده و گفتند: «ای ابوالحسن (علیه السلام) چه چیز شما را از سخن گفتن بازداشته»؟... فرمود: «شما را به خدا سوگند، آیا تصدیق می‌کنید آنجا که آیات: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا اطاعت کنید و از رسول و اولو الامر خویش فرمان برید. (نساء/۵۹). و جز خدا و پیامبرش و مؤمنان را به همرازی نمی‌گزینند، معلوم دارد؟. (توبه/۱۶). نازل شد؛ مردم پرسیدند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، آیا این آیات فقط مخصوص برخی از مؤمنان است یا تعلّق به همه‌ی مردم دارد»؟ خداوند پیامبر (صلی الله علیه و آله) را مأمور فرمود تا ولات امر آنان را معیّن فرماید و همان‌گونه که نماز و زکات و روزه و حجّ را برای آنان گفته است ولایت را نیز بر ایشان تفسیر نماید، و آن حضرت در روز غدیر خمّ مرا نصب فرمود. سپس خطبه‌ای بدین شرح ایراد نمود: «ای مردم خداوند مرا مأمور به انجام کاری فرموده که سینه‌ام تنگ شده و گمان برده‌ام که مردم مرا تکذیب نمایند و پروردگار مرا فرموده که یا ابلاغ رسالت کنم وگرنه مرا عذاب نماید» سپس منادی را امر فرمود که ندا کند «الصّلاة جامعة» (یعنی همه جمع شوند) سپس این خطبه را ایراد فرمود که: «ای مردم آیا تصدیق می‌کنید که خداوند عزّوجلّ مولای من است و من مولای مؤمنین هستم و من از ایشان به خودشان برترم»؟ گفتند: «آری، ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)». فرمود: «ای علی (علیه السلام) برخیز». من نیز برخاستم و فرمود: «هرکه من مولای او می‌باشم همانا علی مولای اوست، خداوندا دوستارش را دوست بدار و دشمنش را دشمن دار». پس سلمان (رحمة الله علیه) برخاسته و گفت: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ولایت او چگونه ولایتی است»؟ فرمود: «ولایت او همچون ولایت من است، پس هرکه من از خودش به او برترم علی (علیه السلام) نیز از نفس او به خودش برتر است»، پس خداوند آیه: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ، وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِینا را نازل فرمود، و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تکبیر فرستاده و فرمود: «اللَّه اکبر بر کمال نبّوت و دین خدا؛ ولایت علی (علیه السلام) پس از من». پس ابوبکر و عمر برخاسته گفتند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، این آیات فقط مخصوص علی (علیه السلام) نازل شده است»؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «آری درباره‌ی او و اوصیای من تا روز قیامت نازل شده است». آن دو گفتند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای ما آنان را بیان بفرما». فرمود: «علی (علیه السلام) برادر و وزیر و وصیّ و جانشین من در امّتم می‌باشد، او مولی و سرپرست همه‌ی مرد و زن مؤمن پس از من است، سپس فرزندش حسن، بعد حسین (علیها السلام)، سپس نه نفر از فرزندان حسین (علیه السلام)، یکی پس از دیگری، قرآن با ایشان است و ایشان با قرآنند، نه ایشان از قرآن جدا شوند و نه قرآن از آنان فارق گردد تا بر حوض نزد من آیند»». اهل مجلس همگی گفتند: «همین‌طور است، همه این‌ها را ما شنیده‌ایم و بر آن شاهد بودیم». و برخی گفتند: «به‌طور کلّی این مطالب به‌خاطر ما هست ولی همه‌اش را به‌خاطر نداریم، و این گروه که به‌خاطر دارند از افراد صالح و فاضل ما می‌باشند». پس امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «راست گفتید، همه‌ی مردم در حفظ مطالب یکسان نیستند. شما را به خدا سوگند هرکه این سخنان را از پیامبر به‌خاطر دارد برخاسته و به آن خبر دهد»!. پس زیدبن‌ارقم، براءبن‌عازب، ابوذر (رحمة الله علیه)، و مقداد و عمّار برخاسته و گفتند: «شهادت می‌دهیم که این سخنان را از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درحالی‌که بر منبر بود و تو در کنار او بودی این‌گونه فرموده که: «ای مردم خداوند مرا مأمور فرموده که امام شما و وصیّ و جانشین خود را برایتان معیّن نمایم، همو که خداوند طاعت او را در کتابش بر اهل ایمان واجب فرموده، و آن را قرین طاعت خود و من ساخته، و شما را امر به ولایت او ساخته، و من از ترس طعن اهل نفاق و تکذیبشان ابتدا مراجعت نمودم ولی خدا مرا فرمود یا ابلاغ کن یا عذابت می‌کنم. ای مردم، خداوند شما را در قرآن امر به نماز نمود و من نیز آن را بیان داشتم، و نیز زکات و روزه و حجّ و من تمام آن‌ها را توضیح داده و برای شما تفسیر نمودم، حال شما را امر به ولایت نموده و شهادت می‌دهم که ولایت مختصّ این فرد و دست مبارکش را بر دست علی (علیه السلام) گذارد است، سپس از آن دو فرزند اوست، سپس از آن اوصیای پس از ایشان از فرزندان اوست، از قرآن جدا نشوند و قرآن نیز از ایشان فارغ نشود تا بر حوض نزد من آیند، ای مردم، امام و هادی و دلیل و راهنما و مفزع و ملجأ شما را مبیّن و معیّن و آشکار گردانیدم، و او برادر من علیّ‌ّّبن‌ابی‌طالب (علیه السلام)؛ و در میان شما به منزله‌ی من است، پس در تمام مسائل دینی از او پیروی نموده و در جمیع کارها از او اطاعت کنید، زیرا نزد او تمام علم و حکمتی است که خداوند به من آموخته است، پس از او پرسش و سؤال کنید و از او و اوصیای پس از او بیاموزید و یاد گیرید، و ایشان را تعلیم مدهید و هیچ کس را بر آنان مقدّم مدارید و از ایشان جا نمانید و تخلّف مکنید، زیرا ایشان پیوسته با حق بوده و حقّ ملزم به ایشان است»، پس از نقل این کلام از پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن گروه نشستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۸۲ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۴۱۰/ الاحتجاج، ج۱، ص۱۴۷/ التحصین لابن طاوس، ص۶۳۲/ کتاب سلیم بن قیس، ص۶۴۳/ کمال الدین، ج۱، ص۲۷۷

26 (مائده/3)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ سُلَیْمٍ أَنَّ مُعَاوِیَهًَْ لَمَّا دَعَا أَبَا الدَّرْدَاءِ وَ أَبَا هُرَیْرَهًَْ وَ نَحْنُ مَعَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیٍّ (علیه السلام) بِصِفِّینَ فَحَمَّلَهُمَا الرِّسَالَهًَْ إِلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ أَدَّیَاهُ إِلَیْهِ قَالَ قَدْ بَلَّغْتُمَانِی مَا أَرْسَلَکُمَا بِهِ مُعَاوِیَهًُْ فَاسْتَمِعَا مِنِّی وَ أَبْلِغَاهُ عَنِّی کَمَا بَلَّغْتُمَانِی قَالا نَعَمْ فَأَجَابَهُ عَلِیٌّ (علیه السلام) الْجَوَابَ بِطُولِهِ حَتَّی إِذَا انْتَهَی إِلَی ذِکْرِ نَصْبِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِیَّاهُ بِغَدِیرِ خُمٍّ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعَالَی ... قَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَنَصَبَنِی رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِغَدِیرِ خُمٍّ وَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْسَلَنِی بِرِسَالَهًٍْ ضَاقَ بِهَا صَدْرِی وَ ظَنَنْتُ أَنَّ النَّاسَ مُکَذِّبُونِی فَأَوْعَدَنِی لَأُبَلِّغَنَّهَا أَوْ لَیُعَذِّبَنِی قُمْ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) ثُمَّ نَادَی بِأَعْلَی صَوْتِهِ بَعْدَ أَنْ أَمَرَ أَنْ یُنَادَی بِ الصَّلَاهًَْ جَامِعَهًًْ فَصَلَّی بِهِمُ الظُّهْرَ ثُمَّ قَالَ (صلی الله علیه و آله) یا یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ مَوْلَایَ وَ أَنَا مَوْلَی الْمُؤْمِنِینَ وَ أَنَا أَوْلَی بِهِمْ مِنْهُمْ بِأَنْفُسِهِمْ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ فَقَامَ إِلَیْهِ سَلْمَانُ الْفَارِسِیُّ (رحمة الله علیه) فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَلَاءُ مَا ذَا فَقَالَ مَنْ کُنْتُ أَوْلَی بِهِ مِنْ نَفْسِهِ فَعَلِیٌّ أَوْلَی بِهِ مِنْ نَفْسِهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً فَقَالَ لَهُ سَلْمَانُ (رحمة الله علیه) یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَ نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَاتُ فِی عَلِیٍّ (علیه السلام) خاصهًْ خَاصَّهًًْ قَالَ بَلْ فِیهِ وَ فِی أَوْصِیَائِی إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بَیِّنْهُمْ لِی قَالَ: عَلِیٌّ (علیه السلام) أَخِی وَ وَصِیِّی وَ وَارِثِی وَ خَلِیفَتِی فِی أُمَّتِی وَ وَلِیُّ کُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِی وَ أَحَدَ عَشَرَ إِمَاماً مِنْ وُلْدِهِ أَوَّلُهُمْ ابْنِی حَسَنٌ (علیه السلام) ثُمَّ ابْنِی حُسَیْنٌ (علیه السلام) ثُمَّ تِسْعَهًٌْ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ هُمْ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ مَعَهُمْ لَا یُفَارِقُونَهُ وَ لَا یُفَارِقُهُمْ حَتَّی یَرِدُوا عَلَیَّ الْحَوْضَ فَقَامَ اثْنَا عَشَرَ رَجُلًا مِنَ الْبَدْرِیِّینَ فَقَالُوا نَشْهَدُ أَنَّا سَمِعْنَا ذَلِکَ مِنْ رَسُول اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) کَمَا قُلْتَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) سَوَاءً لَمْ تُزَدْ وَ لَمْ تُنْقَصْ وَ قَالَ بَقِیَّهًُْ الْبَدْرِیِّینَ الَّذِینَ شَهِدُوا مَعَ عَلِیٍّ صِفِّینَ قَدْ حَفِظْنَا جُلَّ مَا قُلْتَ وَ لَمْ نَحْفَظْ کُلَّهُ وَ هَؤُلَاءِ الِاثْنَا عَشَرَ خِیَارُنَا وَ أَفَاضِلُنَا فَقَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) صَدَقْتُمْ لَیْسَ کُلُّ النَّاسِ یَحْفَظُ وَ بَعْضُهُمْ أَفْضَلُ مِنْ بَعْضٍ وَ قَامَ مِنَ الِاثْنَیْ عَشَرَ أَرْبَعَهًٌْ أَبُو الْهَیْثَمِ بْنُ التَّیِّهَانِ وَ أَبُو أَیُّوبَ وَ عَمَّارٌ وَ خُزَیْمَهًُْ بْنُ ثَابِتٍ ذُو الشَّهَادَتَیْنِ فَقَالُوا نَشْهَدُ أَنَّا قَدْ حَفِظْنَا قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله).

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- سلیم نقل می‌کند: ما با امیرالمؤمنین (علیه السلام) در صفین بودیم. معاویه پیغام خود را به‌وسیله‌ی آن دو نفر (ابودرداء و ابوهریره) رسانید و چون آن دو پیغام رساندند، حضرت (علیه السلام) به آن‌ها فرمود: «آنچه معاویه به‌جهت آن شما را فرستاده بود رساندید اکنون گوش فرا دارید و آنچه را می‌گویم به او برسانید». عرض کردند: «بلی [می‌رسانیم]». علی (علیه السلام) جوابی طولانی برای او فرستاد تا رسید به قصّه‌ی نصب فرمودن او توسّط رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در غدیرخم به امر پروردگار متعال... پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در غدیرخم مرا نصب کرده و فرمود: «خدای عزّوجلّ به رساندن پیغامی مرا فرستاد که سینه‌ام از رساندش تنگ شد و گمان کردم که مردم مرا تکذیب کنند [و ابلاغ آن را تأخیر انداختم] خدای تعالی مرا تهدید فرمود که برسانم و گر نه مرا عذاب خواهد کرد، سپس به من فرمود: «ای علی (علیه السلام) برخیز»، آنگاه بعد از اینکه دستور داد مردم اجتماع کنند و نماز ظهر را با ایشان خواند با صدای بلند فرمود: «ای گروه مردم خداوند مولای من [است]، و من مولای مؤمنین هستم، و من سزاوارترم به ایشان از خودشان، و هرکه من مولای اویم علی (علیه السلام) مولای اوست، پروردگارا دوست دار هرکه او را دوست دارد، و دشمن بدار هر کس او را دشمن دارد». پس سلمان (رحمة الله علیه) به پا خواست و عرض کرد: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دوستی چه چیز را (چگونه ولایتی را) دستور فرمایی»؟ فرمود: «هرکس را که من نسبت به او سزاوارترم، علی (علیه السلام) به او از خودش سزاوارتر است. آنگاه خداوند [این آیه را] نازل فرمود: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً». سلمان (رحمة الله علیه) عرض کرد: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این آیات درباره‌ی علی (علیه السلام) به تنهایی است»؟ فرمود: «بلکه درباره‌ی او و اوصیای من تا روز قیامت می‌باشد». عرض کرد: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نام ایشان را برای من بیان فرما». فرمود: «علی (علیه السلام) برادر و وصی و وارث و خلیفه‌ی من در امّتم، و ولیّ هر مؤمنی پس از من، و یازده امام از فرزندانم که اوّلی ایشان فرزندم حسن، سپس فرزندم حسین (علیها السلام)، سپس نه نفر از فرزندان حسین (علیه السلام) یکی پس از دیگری، ایشان قرین قرآنند و قرآن با ایشان است، از قرآن جدا نشوند تا در کنار حوض بر من وارد شوند»؟ پس در این هنگام دوازده نفر از بدریّین [کسانی که در جنگ بدر در رکاب پیغمبر (صلی الله علیه و آله) حاضر بودند] به پا خواستند و گفتند: «ما گواهی می‌دهیم که همین‌طور که فرمودی بدون کم و زیاد از پیغمبر (صلی الله علیه و آله) شنیدیم». بقیه‌ی هفتاد نفر از بدریّین که با علی (علیه السلام) در جنگ صفین بودند گفتند: «هرچه فرمودی ما هم به یاد داریم، لکن تمامی آن را به یاد نداریم، و این دوازده نفر [که گواهی‌دادند] برگزیدگان و بزرگان ما هستند [و هرچه گفتند مورد گواهی ما است]». حضرت فرمود: «راست گفتید همه‌ی مردم حافظه‌شان قوی نیست؛ بعضی بهتر از بعضی هستند». و از آن دوازده نفر چهار نفر برخاستند که آن‌ها ابوالهیثم‌بن‌تیهان، و ابوایوب، و عمار، و خزیمه‌ذوالشهادتین بودند و گفتند: «گواهی می‌دهیم که ما فرمایش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را به یاد داریم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۸۶ الغیبهًْ للنعمانی، ص۶۸/ کتاب سلیم بن قیس، ص۷۵۷/ البرهان

27 (مائده/3)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ إِنَ بِوَلَایَتِی أَکْمَلَ اللَّهُ لِهَذِهِ الْأُمَّهًِْ دِینَهُمْ وَ أَتَمَّ عَلَیْهِمُ النِّعَمَ وَ رَضِیَ إِسْلَامَهُمْ إِذْ یَقُولُ یَوْمَ الْوَلَایَهًِْ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) أَخْبِرْهُمْ أَنِّی أَکْمَلْتُ لَهُمُ الْیَوْمَ دِینَهُمْ وَ رَضِیتُ لَهُمُ الْإِسْلامَ دِیناً وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْهِمْ نِعْمَتِی کُلُّ ذَلِکَ مِنْ مَنِّ اللَّهِ عَلَیَّ فَلَهُ الْحَمْدُ.

امام علی (علیه السلام)- و خداوند با ولایت من دین این امّت را کامل‌کرد و نعمت‌ها را بر آنان تمام نمود و به اسلام آنان راضی شد، و این هنگامی بود که در روز ولایت (روز غدیر خم) به محمّد (صلی الله علیه و آله) فرمود: «یا محمّد (صلی الله علیه و آله)! از سوی من به آنان خبر بده که امروز دینشان را کامل کردم و به اسلام به‌عنوان دین آنان راضی شدم و نعمت خود را بر آنان تمام کردم». همه‌ی این‌ها نعمت‌هایی است که خداوند آن‌ها را بر من منّت نهاده است، پس خداوند را سپاس.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۸۸ الخصال، ج۲، ص۴۱۴/ نورالثقلین

28 (مائده/3)

الباقر (علیه السلام)- یَقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لَا أُنْزِلُ عَلَیْکُمْ بَعْدَ هَذِهِ الْفَرِیضَهًِْ فَرِیضَهًًْ قَدْ أَکْمَلْتُ لَکُمْ هَذِهِ الْفَرَائِض.

امام باقر (علیه السلام)- خداوند عزّوجلّ می‌فرماید: «بعد از این برای شما فریضه‌ای نمی‌فرستم، فرائض را برای شما تمام کردم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۸۸ دعایم الإسلام، ج۱، ص۱۵

29 (مائده/3)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَی حَجَّهًِْ الْوَدَاعِ ثُمَ صَارَ إِلَی غَدِیرِ خُمٍ فَأَمَرَ فَأُصْلِحَ لَهُ شِبْهُ الْمِنْبَرِ ثُمَ عَلَاهُ وَ أَخَذَ بِعَضُدِی حَتَّی رُئِیَ بَیَاضُ إِبْطَیْهِ رَافِعاً صَوْتَهُ قَائِلًا فِی مَحْفِلِهِ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ. فَکَانَتْ عَلَی وَلَایَتِی وَلَایَهًُْ اللَّهِ وَ عَلَی عَدَاوَتِی عَدَاوَهًُْ اللَّهِ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً. فَکَانَتْ وَلَایَتِی کَمَالَ الدِّینِ وَ رِضَا الرَّبِّ جَلَّ ذِکْرُهُ.

امام علی (علیه السلام)- سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به حجّهًْ‌الوداع آمد، تا جایی که به غدیرخم رسید و دستور داد که برایش چیزی شبیه یک منبر درست شود. سپس بالای منبر رفت و بازوان مرا گرفت، تا حدّی که سفیدی زیر بغل من دیده شد، و صدایش را بالا برد و در آن محفل فرمود: «هرکس من مولای اویم، علی (علیه السلام) نیز مولای اوست، خداوندا! دوستان او را دوست و دشمنان او را دشمن بدار، پس دوستی با خدا در گرو دوستی با من و دشمنی با من، برابر با دشمنی با خداوند قرار گرفت، سپس خداوند در آن روز این آیه را نازل کرد: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا بدین ترتیب ولایت من مایه‌ی کمال دین و رضایت پروردگار گشت».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۸۸ الکافی، ج۸، ص۲۷/ نورالثقلین

30 (مائده/3)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَمَّا عُرِجَ بِی إِلَی السَّمَاءِ رَأَیْتُ عَلَی بَابِ الْجَنَّهًِْ مَکْتُوباً لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) رَسُولُ اللَّهِ عَلِیٌّ (علیه السلام) وَلِیُّ اللَّهِ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ (سِبْطَا رَسُولِ اللَّهِ وَ فَاطِمَهًُْ الزَّهْرَاءُ (سلام الله علیها) صَفْوَهًُْ اللَّهِ وَ عَلَی نَاکِرِهِمْ وَ بَاغِضِهِمْ لَعْنَهًُْ اللَّهِ تَعَالَی قِیلَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) کَانَ جَالِساً ذَاتَ یَوْمٍ وَ عِنْدَهُ الْإِمَامُ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) إِذْ دَخَلَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ (علیه السلام) فَأَخَذَهُ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) وَ أَجْلَسَهُ فِی حَجْرِهِ وَ قَبَّلَ بَیْنَ عَیْنَیْهِ وَ قَبَّلَ شَفَتَیْهِ وَ کَانَ لِلْحُسَیْنِ (علیه السلام) سِتُّ سِنِینَ فَقَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَ تُحِبُّ وَلَدِیَ الْحُسَیْنَ (علیه السلام) قَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) وَ کَیْفَ لَا أُحِبُّهُ وَ هُوَ عُضْوٌ مِنْ أَعْضَائِی فَقَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَیُّمَا أَحَبُّ إِلَیْکَ أَنَا أَمِ الْحُسَیْنُ (علیه السلام) فَقَالَ الْحُسَیْنُ (علیه السلام): یَا أَبَتَا مَنْ کَانَ أَعْلَی شَرَفاً کَانَ أَحَبَّ إِلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) و وَ أَقْرَبَ إِلَیْهِ مَنْزِلَهًًْ قَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) لِوَلَدِهِ: أَ تُفَاخِرُنِی یَا حُسَیْنُ (علیه السلام) قَالَ نَعَمْ یَا أَبَتَاهْ إِنْ شِئْتَ فَقَالَ لَهُ الْإِمَامُ عَلِیٌّ (علیه السلام) یَا حُسَیْنُ (علیه السلام) أَنَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ أَنَا لِسَانُ الصَّادِقِینَ أَنَا وَزِیرُ الْمُصْطَفَی ... أَنَا الَّذِی قَالَ اللَّهُ تَعَالَی فِیَّ وَ فِی حَقِّی الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً فَمَنْ أَحَبَّنِی کَانَ مُسْلِماً مُؤْمِناً کَامِلَ الدِّینِِ.

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هنگامی که مرا به آسمان بردند، دیدم که بر در بهشت نوشته شده است: «معبودی جز الله نیست؛ محمّد فرستاده‌ی خداست؛ علی ولیّ خدا است و حسن و حسین (علیها السلام) دو نوه‌ی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) برگزیده‌ی خدا است. لعنت خدای تعالی بر کسی که آن‌ها را نشناسد و دشمن بدارد». گفته شده است: «روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نشسته بود و امام علی (علیه السلام) نزد او بود که حسین‌بن‌علی (علیه السلام) وارد شد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) او را گرفت و در دامن خود نشاند و پیشانی‌اش را بوسید و لب‌هایش را بوسید و حسین (علیه السلام) شش سال داشت. علی (علیه السلام) عرض کرد: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! آیا فرزندم حسین (علیه السلام) را دوست داری»؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «چگونه او را دوست نداشته باشم درحالی‌که او عضوی از اعضای من است». علی (علیه السلام) گفت: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! کدام یک نزد تو محبوب‌تریم من یا حسین (علیه السلام)»؟ حسین (علیه السلام) گفت: «پدر جان! هرکس نسبت برتری داشته باشد، نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) محبوب‌تر و در منزلت به او نزدیک‌تر است». علی (علیه السلام) به فرزندش فرمود: «آیا بر من مباهات می‌کنی ای حسین (علیه السلام)»؟! عرض کرد: «اگر خواستی، بله ای پدر جان»! امام علی (علیه السلام) به او فرمود: «ای حسین (علیه السلام)! من امیرمؤمنانم، من زبان راستگویانم، من وزیر مصطفی (صلی الله علیه و آله) هستم... من کسی هستم که خدای تعالی درباره‌ی من و در حقّ من فرمود: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً؛ پس هرکس مرا دوست داشته باشد، مسلمان و مؤمنی است که دینش کامل است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۸۸ الفضایل، ص۸۳

31 (مائده/3)

الرّضا (علیه السلام)- إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ زُفَّتْ أَرْبَعَهًُْ أَیَّامٍ إِلَی اللَّهِ کَمَا تُزَفُ الْعَرُوسُ إِلَی خِدْرِهَا قِیلَ مَا هَذِهِ الْأَیَّامُ قَالَ یَوْمُ الْأَضْحَی وَ یَوْمُ الْفِطْرِ وَ یَوْمُ الْجُمُعَهًِْ وَ یَوْمُ الْغَدِیرِ وَ إِنَّ یَوْمَ الْغَدِیرِ بَیْنَ الْأَضْحَی وَ الْفِطْرِ وَ الْجُمُعَهًِْ کَالْقَمَرِ بَیْنَ الْکَوَاکِبِ وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی نَجَا فِیهِ إِبْرَاهِیمُ الْخَلِیلُ (علیه السلام) مِنَ النَّارِ فَصَامَهُ شُکْراً لِلَّهِ ... وَ مَثَلُ مَنْ أَبَی وَلَایَهًَْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فِی یَوْمِ الْغَدِیرِ مَثَلُ إِبْلِیسَ وَ فِی هَذَا الْیَوْمِ أُنْزِلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً إِلَّا وَ کَانَ یَوْمُ بَعْثِهِ مِثْلَ یَوْمِ الْغَدِیرِ عِنْدَهُ وَ عَرَفَ حُرْمَتَهُ إِذْ نَصَبَ لِأُمَّتِهِ وَصِیّاً وَ خَلِیفَهًًْ مِنْ بَعْدِهِ فِی ذَلِکَ الْیَوْم‌ِ.

امام رضا (علیه السلام)- وقتی روز قیامت واقع شود، چهار روز با سرعت به‌سوی خدا آورده می‌شوند همانگونه که عروس به‌سوی اتاقش فرستاده می‌شود. سؤال شد: «این روزها کدام است»؟ فرمود: «روز قربان، روز فطر، روز جمعه و روز غدیر و روز غدیر بین قربان، فطر و جمعه مانند ماه در میان ستارگان است و آن روزی است که در آن ابراهیم خلیل (علیه السلام) از آتش نجات یافت؛ پس برای سپاس از خدا آن روز را روزه گرفت... مَثَل کسی که ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در روز غدیر انکار کند، مثل ابلیس است و در این روز این آیه نازل شد: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ و خداوند پیامبری را مبعوث نکرد جز اینکه روز بعثتش نزد او مثل روز غدیر بود و احترام آن روز را شناخت زمانی‌که در آن روز برای امّتش وصیّ و جانشینی برای بعد از خودش نصب کرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۹۰ إقبال الأعمال، ص۴۶۴

32 (مائده/3)

الصّادق (علیه السلام)- ذَکَرَ (علیه السلام) قِیَامَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِالْوَلَایَهًِْ بِغَدِیرِ‌خُمٍّ ثُمَّ قَالَ وَ نَزَلَ جَبْرَئِیلُ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً بِعَلِیٍّ (علیه السلام) أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فِی هَذَا الْیَوْمِ أَکْمَلَ لَکُمْ مَعَاشِرَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ دِینَکُمْ وَ أَتَمَّ عَلَیْکُمْ نِعْمَتَهُ وَ رَضِیَ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِیناً فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِیعُوا تَفُوزُوا وَ تَغْنَمُوا.

امام صادق (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) ماجرای منصوب کردن علی (علیه السلام) را به ولایت در غدیرخُم نقل نموده و فرمود: «و جبرئیل با کلام خداوند عزّوجلّ نازل گردید: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً. ای گروه مهاجران و انصار! به‌وسیله‌ی علی امیرمؤمنان (علیه السلام) در این روز دینتان را برای شما کامل کرد و نعمتش را بر شما تمام نمود و راضی گشت که اسلام دین شما باشد، پس به سخنش گوش فرا دهید و از وی اطاعت کنید تا پیروز شوید و غنیمت به دست آورید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۹۰ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۳۷/ الیقین، ص۲۱۲

33 (مائده/3)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن مُحَمَّدِ بنِ إسحَاق عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام)، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ جَدِّهِ، قَالَ: لَمَّا انْصَرَفَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) مِنْ حَجَّهًِْ الْوَدَاعِ نَزَلَ أَرْضاً یُقَالُ لَهَا ضَوْجَانُ. فَنَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما انْزِلْ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ فَلَمَّا نَزَلَتْ عِصْمَتُهُ مِنَ النَّاسِ نَادَی الصَّلَاهًَْ جَامِعَهًًْ. فَاجْتَمَعَ النَّاسُ إِلَیْهِ وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ أَوْلَی مِنْکُمْ بِأَنْفُسِکُمْ؟ فَضَجُّوا بِأَجْمَعِهِمْ وَ قَالُوا: اللَّهُ وَ رَسُولُهُ (صلی الله علیه و آله) فَأَخَذَ بِیَدِ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) وَ قَالَ: مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیُّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ فَإِنَّهُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْهُ وَ هُوَ مِنِّی بِمَنْزِلَهًِْ هَارُونَ (علیه السلام) مِنْ مُوسَی (علیه السلام) إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی. وَ کَانَتْ آخِرَ فَرِیضَهًٍْ فَرَضَهَا اللَّهُ تَعَالِی عَلَی أُمَّهًِْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالِی عَلَی نَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِیناً. قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام): فَقَبِلُوا مِنْ رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله) کُلَّ مَا أَمَرَهُمُ اللَّهُ مِنَ الْفَرَائِضِ فِی الصَّلَاهًِْ وَ الصَّوْمِ وَ الزَّکَاهًِْ وَ الْحَجِّ وَ صَدَّقُوهُ عَلَی ذَلِکَ. قَالَ ابْنُ إِسْحَاقَ: قُلْتُ لِأَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام): مَتَی کَانَ ذَلِکَ؟ قَالَ: لِسَبْعَ عَشْرَهًَْ لَیْلَهًًْ خَلَتْ مِنْ ذِی‌الْحَجَّهًِْ سَنَهًَْ عَشْرٍ عِنْدَ مُنْصَرَفِهِ مِنْ حَجَّهًِْ الْوَدَاعِ وَ کانَ بَیْنَ ذَلِکَ وَ بَیْنَ وَفَاهًِْ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) مِائَهًُْ یَوْمٍ وَ کَانَ سَمِعَ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) بِغَدِیرِخُمٍّ اثْنَا عَشَرَ رَجُلًا.

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- محمدبن‌اسحاق گوید: امام باقر (علیه السلام) از پدرانش روایت فرمود: «آنگاه که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از حجّهًْ الوداع بازگشت، به سرزمینی به نام ضوجان رسید که این آیه نازل شد: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَالله یَعصِمُکَ مِنَ النَّاسِ و چون در پناه‌بودن وی از شرّ مردمان نازل گردید، فریاد برآورد: نماز جماعت. مردم گرد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جمع شدند و حضرت فرمود: «چه کسی از شما بر شما اولی‌تر است»؟ و همگی ایشان با صدای همهمه و فریادی گفتند: «خدا و رسول خدا (صلی الله علیه و آله)». و آنگاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دست علی (علیه السلام) را گرفت و فرمود: «هرکه من مولای اویم، علی (علیه السلام) نیز مولای اوست، خداوندا! با دوستدار او دوست باش و با دشمنان او دشمن! و آنکه او را یاری نمود، یاری نما و بی‌کس گذار آن که تنهایش گذارد؛ همانا او از من است و من از اویم و او نسبت به من، همچون هارون است به موسی (علیه السلام)؛ با این تفاوت که بعد از من پیامبری نیست». این آخرین فریضه‌ای بود که خداوند بر امّت محمّد (فرض نمود و آنگاه خداوند تعالی این آیه را بر نبی خود نازل کرد: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ علَیْکُمْ نِعمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا. مردم هرآنچه را که خدای تعالی از نماز و روزه و زکات و حج فرمود، پذیرفتند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را در این باره، تصدیق نمودند». به امام باقر (علیه السلام) گفتم: «این امر چه زمان رخ داد»؟ فرمود: «هفده روز از ذی‌الحجه گذشته و در سال دهم هجرت به‌هنگام بازگشت از حجهًْ الوداع بود که تا زمان رحلت رسول (صلی الله علیه و آله) یکصد روز فاصله داشت و در روز غدیرخم نیز دوازده نفر از راویان از پیامبر (صلی الله علیه و آله) شنیده بودند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۹۰ البرهان

34 (مائده/3)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنَ عَلِیٍّ (علیه السلام) عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ بَعَثَ جَبْرَئِیلَ (علیه السلام) إِلَی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) أَنْ یَشْهَدَ لِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) بِالْوَلَایَهًِْ فِی حَیَاتِهِ وَ یُسَمِّیَهُ بِإِمْرَهًِْ الْمُؤْمِنِینَ قَبْلَ وَفَاتِهِ فَدَعَا نَبِیُّ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) تِسْعَهًَْ رَهْطٍ فَقَالَ إِنَّمَا دَعَوْتُکُمْ لِتَکُونُوا شُهَدَاءَ اللَّهِ فِی الْأَرْضِ أَقَمْتُمْ أَمْ کَتَمْتُمْ ثُمَّ قَالَ یَا أَبَا بَکْرٍ قُمْ فَسَلِّمْ عَلَی عَلِیٍّ (علیه السلام) بِإِمْرَهًِْ الْمُؤْمِنِینَ فَقَالَ أَ عَنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ قَالَ نَعَمْ فَقَامَ فَسَلَّمَ عَلَیْهِ بِإِمْرَهًِْ الْمُؤْمِنِینَ ثُمَّ قَالَ قُمْ یَا عُمَرُ فَسَلِّمْ عَلَی عَلِیٍّ (علیه السلام) بِإِمْرَهًِْ الْمُؤْمِنِینَ فَقَالَ أَ عَنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) نُسَمِّیهِ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ؟ قَالَ نَعَمْ فَقَامَ فَسَلَّمَ عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ لِلْمِقْدَادِ بْنِ الْأَسْوَدِ الْکِنْدِیِّ قُمْ فَسَلِّمْ عَلَی عَلِیٍّ (علیه السلام) بِإِمْرَهًِْ الْمُؤْمِنِینَ فَقَامَ فَسَلَّمَ وَ لَمْ یَقُلْ مِثْلَ مَا قَالَ الرَّجُلَانِ مِنْ قَبْلِهِ ثُمَّ قَالَ لِأَبِی ذَرٍّ الْغِفَارِیِّ (رحمة الله علیه) قُمْ فَسَلِّمْ عَلَی عَلِیٍّ (علیه السلام) بِإِمْرَهًِْ الْمُؤْمِنِینَ فَقَامَ فَسَلَّمَ عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ لِحُذَیْفَهًَْ الْیَمَانِیِّ قُمْ فَسَلِّمْ عَلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فَقَامَ فَسَلَّمَ عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ لِعَمَّارِ بْنِ یَاسِرٍ قُمْ فَسَلِّمْ عَلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَقَامَ فَسَلَّمَ عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ قُمْ فَسَلِّمْ عَلَی عَلِیٍّ (علیه السلام) بِإِمْرَهًِْ الْمُؤْمِنِینَ فَقَامَ فَسَلَّمَ عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ لِبُرَیْدَهًَْ قُمْ فَسَلِّمْ عَلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ کَانَ بُرَیْدَهًُْ أَصْغَرَ الْقَوْمِ سِنّاً فَقَامَ فَسَلَّمَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّمَا دَعَوْتُکُمْ لِهَذَا الْأَمْرِ لِتَکُونُوا شُهَدَاءَ اللَّهِ أَقَمْتُمْ أَمْ تَرَکْتُمْ.

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- امام باقر (علیه السلام) از پدرانش روایت فرمود: خداوند تبارک‌وتعالی جبرئیل را نزد محمّد (صلی الله علیه و آله) فرستاد تا به ولایت علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) در حیات خویش شهادت دهد و او را پیش از رحلتش امیرالمؤمنین نامد، پس پیامبر (صلی الله علیه و آله) نُه گروه را فرا خواند و فرمود: «شما را فرا خواندم تا شاهدان خدا بر روی زمین باشید؛ [با خودتان است] چه شهادت اقامه نمایید و چه پنهان نمایید». آنگاه فرمود: «ای ابابکر! برخیز و علی (علیه السلام) را به امیری مؤمنین سلام ده». گفت: «از جانب خدا و پیغمبرش»؟ فرمود: «آری»، و او برخاست و علی (علیه السلام) را به امیری مؤمنان سلام داد. آنگاه فرمود: «ای عمر! برخیز و علی را به امیری مؤمنین سلام ده». گفت: «آیا به دستور خدا و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) او را امیرالمؤمنین می‌نامی»؟ فرمود: «آری»، و او برخاست و به علی (علیه السلام) سلام داد. آنگاه به مقدادبن‌اسودکندی فرمود: «برخیز و علی (علیه السلام) را به امیری مؤمنین سلام ده»، و او برخاست و سلام داد و مثل آن دو سلام دهنده‌ی دیگر، چیزی نگفت و نپرسید. آنگاه فرمود: «ای سلمان (رحمة الله علیه)! برخیز و علی (علیه السلام) را به امیری مؤمنین سلام ده». برخاست و سلام داد. آنگاه به ابی‌ذر غفاری (رحمة الله علیه) فرمود: «برخیز و علی (علیه السلام) را به امیری مؤمنین سلام ده». برخاست و سلام داد. آنگاه به حذیفهًْ‌بن‌یمان فرمود: «برخیز و علی را به امیری مؤمنین سلام ده». برخاست و سلام داد. آن گاه به عمّاربن‌یاسر فرمود: «برخیز و علی را به امیری مؤمنین سلام ده». برخاست و سلام داد. آنگاه به عبدالله‌بن‌مسعود فرمود: «برخیز و علی را به امیری مؤمنین سلام ده». برخاست و سلام داد. آنگاه به بریده فرمود: «برخیز و علی را به امیری مؤمنین سلام ده». او که جوانترین فرد گروه‌ها بود برخاست و سلام داد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «شما را دعوت نکردم، مگر برای این امر، تا شاهدان خداوند باشید؛ چه شهادت اقامه کنید و چه ترک کنید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۹۲ الأمالی للمفید، ص۱۸/ البرهان

35 (مائده/3)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- ... وَ نَحْنُ أَهْلُ بَیْتِ الرَّحْمَهًِْ بِنَا هَدَاکُمُ اللَّهُ وَ بِنَا اسْتَنْقَذَکُمْ مِنَ الضَّلَالَهًِْ وَ أَنَا صَاحِبُ یَوْمِ الدَّوْحِ وَ فِیَّ نَزَلَتْ سُورَهًٌْ مِنَ الْقُرْآنِ وَ أَنَا الْوَصِیُّ عَلَی الْأَمْوَاتِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ (وَ أَنَا بَقِیَّتُهُ عَلَی الْأَحْیَاءِ مِنْ أُمَّتِهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ یُثَبِّتْ أَقْدامَکُمْ وَ یُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ.

امام علی (علیه السلام)- ... ما اهل بیت رحمت هستیم. خداوند تنها به‌وسیله‌ی ما شما را هدایت کرد و تنها به‌وسیله‌ی ما شما را از گمراهی نجات داد و من صاحب روز دَوح هستم و سوره‌ای از قرآن، در شأن من نازل شده است و من وصیّ مردگان از اهل بیتش (هستم، و من مورد اعتماد او هستم که مرا کفیل و امین زندگان امّت خویش قرار داد. پس تقوای خداوند را پیشه کنید تا شما را ثابت قدم گرداند و نعمتش را بر شما کامل سازد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۹۲ بحارالأنوار، ج۲۸، ص۲۴۷

36 (مائده/3)

الباقر (علیه السلام)- وَ کَانَتِ الْفَرِیضَهًُْ تَنْزِلُ بَعْدَ الْفَرِیضَهًِْ الْأُخْرَی وَ کَانَتِ الْوَلَایَهًُْ آخِرَ الْفَرَائِضِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) یَقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لَا أُنْزِلُ عَلَیْکُمْ بَعْدَ هَذِهِ فَرِیضَهًًْ قَدْ أَکْمَلْتُ لَکُمُ الْفَرَائِضَ.

امام باقر (علیه السلام)- هر فریضه بعد از فریضه دیگری نازل می‌شد و ولایت، آخرین فریضه بود. پس خداوند این آیه را نازل فرمود: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ علَیْکُمْ نِعمَتِی. خداوند عزّوجلّ می‌فرماید: «بعد از این برای شما فریضه‌ای نمی‌فرستم، فرائض را برای شما تمام کردم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۹۲ الکافی، ج۱، ص۲۸۹/ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۳۸/ العیاشی، ج۱، ص۲۹۳/ نورالثقلین/ البرهان

37 (مائده/3)

الباقر (علیه السلام)- آخِرُ فَرِیضَهًٍْ أَنْزَلَهَا اللَّهُ الْوَلَایَهًُْ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً فَلَمْ یُنْزِلْ مِنَ الْفَرَائِضِ شَیْئاً بَعْدَهَا حَتَّی قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ (صلی الله علیه و آله).

امام باقر (علیه السلام)- آخرین فریضه‌ای که خداوند نازل فرمود، ولایت بود؛ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ علَیْکُمْ نِعمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا. و هیچ فریضه دیگری پس از آن نازل نشد تا آنکه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رحلت فرمود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۹۴ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۳۸/ العیاشی، ج۱، ص۲۹۲/ البرهان

38 (مائده/3)

الباقر (علیه السلام)- آخِرُ فَرِیضَهًٍْ أَنْزَلَهَا اللَّهُ تَعَالَی الْوَلَایَهًُْ ثُمَّ لَمْ یُنْزِلْ بَعْدَهَا فَرِیضَهًًْ ثُمَّ نَزَّلَ: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ بِکُرَاعِ الْغَمِیمِ فَأَقَامَهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِالْجُحْفَهًِْ فَلَمْ یُنْزِلْ بَعْدَهَا فَرِیضَهًًْ.

امام باقر (علیه السلام)- آخرین فریضهای که خدای متعال نازل فرمود، فریضه «ولایت» بود و پس از آن هیچ فریضهای نازل نشد، و بعد از آن آیه: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ در «کراع الغمیم» نازل گردید. پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن را در جحفه به جای آورد و پس از آن دیگر فریضهای نازل نگشت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۹۴ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۱۲/ القمی، ج۱، ص۱۶۲/ البرهان/ نورالثقلین

39 (مائده/3)

الباقر (علیه السلام)- إِنَّهُ أَنَّمَا أُنْزِلَ بَعْدَ أَنْ نَصَبَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) عَلِیّاَ (علیه السلام) عَلَماً لِلْأَنَامِ یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ مُنْصَرَفَهُ عَنْ حَجَّهًِْ الْوَدَاعِ. قَالَ: وَ هِیَ آخِرُ فَرِیضَهًٍْ أَنْزَلَهَا اللَّهُ تَعَالِی ثُمَّ لَمْ یُنْزِلْ بَعْدَهَا فَرِیضَهًًْ.

امام باقر (علیه السلام)- همانا این آیه پس از آن نازل شد که پیامبر (صلی الله علیه و آله)، علی (علیه السلام) را در روز غدیرخم به‌هنگام بازگشت از حجّهًْ‌الوداع به‌عنوان پیشوا و علامت راه بندگان قرارداد و این آخرین فریضه‌ای بود که خداوند نازل نمود و پس از آن فریضه‌ای نازل نگشت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۹۴ البرهان

40 (مائده/3)

الباقر (علیه السلام)- حِینَ أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی قَالَ فَکَانَ کَمَالُ الدِّینِ بِوَلَایَهًِْ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام).

امام باقر (علیه السلام)- هنگامی که خداوند متعال نازل کرد: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ علَیْکُمْ نِعمَتِی فرمود: «و کمال دین با ولایت علیّ‌بن‌ابیطالب (علیه السلام) بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۹۴ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱۳۱/ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۷۱/ فرات الکوفی، ص۱۱۹

41 (مائده/3)

الصّادق (علیه السلام)- الْحُسَیْنُ‌بْنُ‌سَعِیدٍ مُعَنْعَناً عن جَعفَرٍ (علیه السلام) الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی قَالَ بِعَلِیِ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام).

امام صادق (علیه السلام)- حسین‌بن‌سعید نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) فرمود: امروز دین شما را به‌وسیله‌ی [ولایت] علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) به کمال رسانیدم و نعمت خود را بر شما تمام کردم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۹۴ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۷۰/ فرات الکوفی، ص۱۱۷

42 (مائده/3)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام)، قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَقُولُ: بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَی خَمْسِ خِصَالٍ عَلَی الشَّهَادَتَیْنِ وَ الْقَرِینَتَیْنِ قِیلَ لَهُ أَمَّا الشَّهَادَتَانِ فَقَدْ عَرَفْنَاهُمَا فَمَا الْقَرِینَتَانِ قَالَ الصَّلَاهًُْ وَ الزَّکَاهًُْ فَإِنَّهُ لَا یُقْبَلُ أَحَدُهُمَا إِلَّا بِالْأُخْرَی وَ الصِّیَامِ وَ حِجِّ بَیْتِ اللَّهِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا وَ خُتِمَ ذَلِکَ بِالْوَلَایَهًِْ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً.

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- امام علی (علیه السلام) فرمود: شنیدم پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اسلام بر پنج خصلت بنیان شده: بر دو شهادت، و دو قرین (همراه)». گفتند: «دو شهادت را می‌دانیم، امّا دو قرین چیست»؟ فرمود: «نماز و زکات [این هر دو همراه یکدیگرند] هرکدام از این دو پذیرفته نگردد مگر به دیگری، و روزه و زیارت خانه‌ی خدا برای آن کس که توانایی داشته باشد، و پایان آن ولایت است، که خداوند [درباره‌ی آن] می‌فرماید: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۹۴ نورالثقلین

43 (مائده/3)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ أَبِی‌الْجَارُودِ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) یَقُول: فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ عَلَی الْعِبَادِ خَمْساً أَخَذُوا أَرْبَعاً وَ تَرَکُوا وَاحِداً قُلْتُ أَ تُسَمِّیهِنَّ لِی جُعِلْتُ فِدَاکَ فَقَالَ الصَّلَاهًُْ وَ کَانَ النَّاسُ لَا یَدْرُونَ کَیْفَ یُصَلُّونَ فَنَزَلَ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) أَخْبِرْهُمْ بِمَوَاقِیتِ صَلَاتِهِمْ ثُمَّ نَزَلَتِ الزَّکَاهًُْ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) أَخْبِرْهُمْ مِنْ زَکَاتِهِمْ مَا أَخْبَرْتَهُمْ مِنْ صَلَاتِهِمْ ثُمَّ نَزَلَ الصَّوْمُ فَکَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِذَا کَانَ یَوْمُ عَاشُورَاءَ بَعَثَ إِلَی مَا حَوْلَهُ مِنَ الْقُرَی فَصَامُوا ذَلِکَ الْیَوْمَ فَنَزَلَ شَهْرُ رَمَضَانَ بَیْنَ شَعْبَانَ وَ شَوَّالٍ ثُمَّ نَزَلَ الْحَجُّ فَنَزَلَ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ أَخْبِرْهُمْ مِنْ حَجِّهِمْ مَا أَخْبَرْتَهُمْ مِنْ صَلَاتِهِمْ وَ زَکَاتِهِمْ وَ صَوْمِهِمْ ثُمَّ نَزَلَتِ الْوَلَایَهًُْ وَ إِنَّمَا أَتَاهُ ذَلِکَ فِی یَوْمِ الْجُمُعَهًِْ بِعَرَفَهًَْ أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَکَانَ کَمَالُ الدِّینِ بِوَلَایَهًِْ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام).

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابوجارود گوید: شنیدم امام باقر (علیه السلام) فرمود: «خدای عزّوجلّ پنج چیز بر بندگان واجب ساخت و آن‌ها چهار چیزش را گرفتند و یکی را رها کردند»، عرض کردم: «فدایت شوم! آن‌ها را برای من نام می‌بری»؟ فرمود: «۱ نماز؛ و مردم نمی‌دانستند چگونه نماز بگزارند تا اینکه جبرئیل فرود آمد. و گفت: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! اوقات نماز را به مردم خبرده». ۲ زکات؛ پس از نماز نازل شد، جبرئیل‌گفت: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله) درباره‌ی زکات، آن‌ها را خبرده چنانکه راجع به نماز خبردادی. ۳ روزه بعد از زکات نازل شد، چون روز عاشورا می‌آمد، پیغمبر (صلی الله علیه و آله) افرادی را به اطراف مکه می‌فرستاد تا خبر دهد آن روز را روزه بدارند، سپس روزه ماه رمضان، میان شعبان و شوال نازل شد. ۴ سپس امر به حج رسید، و جبرئیل فرود آمد و گفت: «چنان‌که درباره‌ی نماز و زکات و روزه به مردم خبر دادی، درباره‌ی حج هم خبر ده». ۵ سپس امر به ولایت رسید، و آن امر روز جمعه در عرفه رسید، و خدای عزّوجلّ آیه: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی را نازل کرد، و کمال دین به‌سبب ولایت علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۹۴ الکافی، ج۱، ص۲۹۰

44 (مائده/3)

الصّادق (علیه السلام)- مُحَمَّدِ‌بْنِ‌جَرِیرٍ الطَّبَرِیِّ الْإِمَامِیِّ بِإِسْنَادِه عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَال ... فَلَمَّا دَخَلْنَا وَ أَبِی (علیه السلام) أَمَامِی وَ أَنَا خَلْفَهَُ علی هِشَامُ‌بْنُ‌عَبْدِ‌الْمَلِکِ‌بْنِ‌مَرْوَانَ فَنَادَی أَبِی (علیه السلام) وَ قَالَ یَا مُحَمَّدُ (علیه السلام) ارْمِ مَعَ أَشْیَاخِ قَوْمِکَ الْغَرَضَ فَقَالَ لَهُ إِنِّی قَدْ کَبِرْتُ عَنِ الرَّمْیِ فَهَلْ رَأَیْتَ أَنْ تُعْفِیَنِی فَقَالَ وَ حَقِّ مَنْ أَعَزَّنَا بِدِینِهِ وَ نَبِیِّهِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) لَا أُعْفِیکَ ثُمَّ أَوْمَأَ إِلَی شَیْخٍ مِنْ بَنِی‌أُمَیَّهًَْ أَنْ أَعْطِهِ قَوْسَکَ فَتَنَاوَلَ أَبِی (علیه السلام) عِنْدَ ذَلِکَ قَوْسَ الشَّیْخِ ثُمَّ تَنَاوَلَ مِنْهُ سَهْماً فَوَضَعَهُ فِی کَبِدِ الْقَوْسِ ثُمَّ انْتَزَعَ وَ رَمَی وَسَطَ الْغَرَضِ فَنَصَبَهُ فِیهِ ثُمَّ رَمَی فِیهِ الثَّانِیَهًَْ فَشَقَّ فُوَاقَ سَهْمِهِ إِلَی نَصْلِهِ ثُمَّ تَابَعَ الرَّمْیَ حَتَّی شَقَّ تِسْعَهًَْ أَسْهُمٍ بَعْضُهَا فِی جَوْفِ بَعْضٍ وَ هِشَامٌ یَضْطَرِبُ فِی مَجْلِسِهِ فَلَمْ یَتَمَالَکْ إِلَّا أَنْ قَالَ أَجَدْتَ یَا أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) وَ أَنْتَ أَرْمَی الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ هَلَّا زَعَمْتَ أَنَّکَ کَبِرْتَ عَنِ الرَّمْیِ ثُمَّ أَدْرَکَتْهُ نَدَامَهًٌْ عَلَی مَا قَالَ ... ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَی أَبِی (علیه السلام) بِوَجْهِهِ فَقَالَ لَهُ یَا مُحَمَّدُ (علیه السلام) لَا تَزَالُ الْعَرَبُ وَ الْعَجَمُ تَسُودُهَا قُرَیْشٌ مَادَامَ فِیهِمْ مِثْلُکَ لِلَّهِ دَرُّکَ مَنْ عَلَّمَکَ هَذَا الرَّمْیَ وَ فِی کَمْ تَعَلَّمْتَهُ فَقَالَ أَبِی (علیه السلام) قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ أَهْلَ الْمَدِینَهًِْ یَتَعَاطَوْنَهُ فَتَعَاطَیْتُهُ أَیَّامَ حَدَاثَتِی ثُمَّ تَرَکْتُهُ فَلَمَّا أَرَادَ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ مِنِّی ذَلِکَ عُدْتُ فِیهِ فَقَالَ لَهُ مَا رَأَیْتُ مِثْلَ هَذَا الرَّمْیِ قَطُّ مُذْ عَقَلْتُ وَ مَا ظَنَنْتُ أَنَّ فِی الْأَرْضِ أَحَداً یَرْمِی مِثْلَ هَذَا الرَّمْیِ أَ یَرْمِی جَعْفَرٌ (علیه السلام) مِثْلَ رَمْیِکَ فَقَالَ إِنَّا نَحْنُ نَتَوَارَثُ الْکَمَالَ وَ التَّمَامَ اللَّذَیْنِ أَنْزَلَهُمَا اللَّهُ عَلَی نَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی قَوْلِهِ: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً وَ الْأَرْضُ لَا تَخْلُو مِمَّنْ یُکْمِلُ هَذِهِ الْأُمُورَ الَّتِی یَقْصُرُ غَیْرُنَا عَنْهَا.

امام صادق (علیه السلام)- محمّدبن‌جریر طبری امامی با سندش از امام صادق (علیه السلام) روایت می‌کند که فرمود... وارد قصر شدیم. پدرم جلوی من بود و من پشت سرش قرار داشتم. چون نزدیک هشام رسیدیم، به پدرم خطاب‌کرد: «ای محمّد! شما هم در این مسابقه‌ی تیراندازی با بزرگان قوم خود شرکت کن و تیری به آماج بینداز». پدرم فرمود: «من دیگر پیر شده‌ام و از سنّ تیراندازی گذشته‌ام؛ اگر معافم داری بهتر است». هشام [که فکر می‌کرد فرصت خوبی جهت اهانت به امام به دست آورده است، اصرار ورزید و] سوگند یاد کرد: «به حقّ آن خداوندی که ما را به دین و پیغمبر خود عزّت بخشید، تو را معاف نمی‌کنم». سپس به یکی از سران اموی اشاره کرد که تیر و کمانت را به او بده. پدرم که وضع را چنین دید کمان را با تیری از آن مرد گرفت، تیر را در چلّه‌ی کمان نهاد و هدف‌گیری نمود. زه کمان را کشید و تیر را رها کرد. تیر درست بر میانه‌ی هدف نشست. سپس تیر دیگری گرفت و بر دهانه‌ی تیر اوّل زد؛ به‌طوری‌که آن را تا پیکان به دو نیم کرد و در آن جای گرفت و تا نُه تیر پشت‌سر هم انداخت؛ هریک به‌دهانه‌ی تیر قبل می‌خورد و در میانش جای می‌گرفت. هرتیری که چنین به هدف می‌رسید، هشام را که در جایگاه خود نشسته بود پریشان‌تر می‌ساخت؛ به‌گونه‌ای که دیگر نتوانست خودداری کند و بی‌اختیار فریاد زد: «آفرین بر تو ای ابوجعفر! خوب تیرانداختی و از تمامی عرب و عجم در این کار ماهرتری. چرا می‌گفتی پیر شده‌ام و موقع تیراندازی من گذشته است»؟ سپس از گفته‌ی خود پشیمان شد... آنگاه رو به‌سوی پدرم کرد و گفت: «ای محمّد، قریش مادام که شخصی مثل تو در میانش هست باید بر عرب و عجم سروری و افتخار کند. خدا خیرت دهد! بگو بدانم این تیراندازی را چه کسی به تو آموزش داده است و در چه مدّت آن را فرا گرفته‌ای»؟ پدرم فرمود: «تو خود می‌دانی که در میان مردم مدینه این کار رواج دارد و در کودکی تمرین کرده بودم؛ ولی از آن زمان تاکنون آن را رها کرده و به آن نپرداخته بودم. اکنون چون تو اصرار ورزیدی و سوگند خوردی، ناگزیر پذیرفتم و بار دیگر تیر و کمان به دست گرفتم». هشام گفت: «هرگز چنین مهارتی در تیراندازی از کسی ندیده بودم و گمان ندارم بر روی زمین کسی در این فن از تو چیره‌دست‌تر باشد. آیا جعفر هم در این حرفه مانند توست»؟ پدرم فرمود: «ما، خاندان رسالت، علم و کمالات ظاهری و باطنی و تمام نعمت را که خداوند اعطای آن را به ما در قرآن بیان فرموده است از یکدیگر به ارث می‌بریم: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً و هرگز زمین از یکی از ما که در آنچه دیگران در آن قاصرند، از هر جهت کامل باشد خالی نمی‌گردد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۹۶ بحارالأنوار، ج۴۶، ص۳۰۶/ بحارالأنوار، ج۶۹، ص۱۸۳/ دلایل الإمامهًْ، ص۱۰۵/ الأمان، ص۶۶

45 (مائده/3)

الصّادق (علیه السلام)- لَمَّا نَزَلَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَرَفَاتٍ یَوْمَ الْجُمُعَهًِْ أَتَاهُ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ لَهُ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ اللَّهَ یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ قُلْ لِأُمَّتِکَ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ بِوَلَایَهًِْ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً وَ لَسْتُ أُنْزِلُ عَلَیْکُمْ بَعْدَ هَذَا قَدْ أَنْزَلْتُ عَلَیْکُمُ الصَّلَاهًَْ وَ الزَّکَاهًَْ وَ الصَّوْمَ وَ الْحَجَّ وَ هِیَ الْخَامِسَهًُْ وَ لَسْتُ أَقْبَلُ هَذِهِ الْأَرْبَعَهًَْ إِلَّا بِهَا.

امام صادق (علیه السلام)- زمانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روز جمعه به عرفات آمد، جبرئیل نزد وی آمد و گفت: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! خداوند، به تو سلام می‌رساند و می‌فرماید: «به امّتت بگو: امروز دین شما را به‌وسیله‌ی ولایت امیرالمؤمنین علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) به کمال رسانیدم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را دین شما برگزیدم. و آیه‌ی دیگری پس از این بر شما نازل نخواهم کرد. نماز و زکات و روزه و حج را بر شما فرو فرستاده‌ام و این پنجمین است و چهار فریضه‌ی دیگر را، مگر به‌وسیله‌ی آن نمی‌پذیرم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۹۶ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۳۸/ العیاشی، ج۱، ص۲۹۳/ البرهان

46 (مائده/3)

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌أُسَامَهًَْ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ عِنْدَهُ رَجُلٌ مِنَ الْمُغِیرِیَّهًِْ فَسُئِلَ عَنْ شَیْءٍ مِنَ السُّنَنِ فقال: مَا مِنْ شَیْءٍ یَحْتَاجُ إِلَیْهِ وُلْدُ آدَمَ (علیه السلام) إِلَّا وَ قَدْ خَرَجَتْ فِیهِ السُّنَّهًُْ مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ رَسُولِهِ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ مَا احْتَجَّ عَلَیْنَا بِمَا احْتَجَّ فَقَالَ الْمُغِیرِیُّ وَ بِمَا احْتَجَّ فَقَالَ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَوْلُهُ: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی حَتَّی فَرَغَ مِنَ الْآیَهًِْ فَلَوْ لَمْ یُکْمِلْ سُنَّتَهُ وَ فَرَائِضَهُ وَ مَا یَحْتَاجُ إِلَیْهِ النَّاسُ مَا احْتَجَّ بِهِ.

امام صادق (علیه السلام)- ابواسامه گوید: نزد امام صادق (علیه السلام) بودم و شخصی از گروه مغیریّه نیز وجود داشت و درباره بعضی از سنّت‌ها سؤال کرد. امام فرمود: «تمام احتیاجات بنی آدم در سنّت خدا و رسول بیان گشته است، اگر چنین نبود، خداوند بر ما احتجاج نمی‌کرد». مغیری گفت: «احتجاج خدا کدام است»؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «قول خدای متعال: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ علَیْکُمْ نِعمَتِی... که اگر سنّت و فریضه‌اش را بر ما تمام نکرده بود، هرگز بدان حجّت اقامه نمی‌نمود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۹۸ بحارالأنوار، ج۲، ص۱۶۹/ بصایرالدرجات، ص۵۱۷/ البرهان

47 (مائده/3)

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (علیه السلام) أَنَّهُ سُئِلَ عَمَّا یَقْضِی بِهِ الْقَاضِی قَالَ بِالْکِتَابِ قِیلَ فَمَا لَمْ یَکُنْ فِی الْکِتَابِ قَالَ بِالسُّنَّهًِْ قِیلَ فَمَا لَمْ یَکُنْ فِی الْکِتَابِ وَ لَا فِی السَّنَهًِْ قَالَ لَیْسَ شَیْءٌ مِنْ دِینِ اللَّهِ إِلَّا وَ هُوَ فِی الْکِتَابِ وَ السُّنَّهًِْ قَدْ أَکْمَلَ اللَّهُ الدِّینَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ ... ثُمَّ قَالَ (علیه السلام) یُوَفِّقُ اللَّهُ وَ یُسَدِّدُ لِذَلِکَ مَنْ یَشَاءُ مِنْ خَلْقِهِ وَ لَیْسَ کَمَا تَظُنُّونَ.

امام صادق (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی آنچه قاضی بدان قضاوت می‌کند، سؤال شد. حضرت فرمود: «به کتاب خدا». گفتند: «پس آنچه در کتاب نیست»؟ حضرت فرمود: «به سنّت». سؤال شد: «پس آنچه در کتاب و سنّت نیست»؟ حضرت فرمود: «چیزی مربوط به دین خدا نیست مگر اینکه در کتاب و سنّت هست. خداوند دین را کامل ساخته است. خداوند متعال فرمود: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ... خداوند به هر آن کس که از خلقش بخواهد، توفیق می‌دهد و تأیید می‌کند و آن‌گونه که شما می‌پندارید، نیست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۹۸ دعایم الإسلام، ج۲، ص۵۳۵/ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۲۵۲

48 (مائده/3)

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ الْعَزِیزِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ قَالَ: کُنَّا مَعَ الرِّضَا (علیه السلام) بِمَرْوَ فَاجْتَمَعْنَا فِی الْجَامِعِ یَوْمَ الْجُمُعَهًِْ فِی بَدْءِ مَقْدَمِنَا فَأَدَارُوا أَمْرَ الْإِمَامَهًِْ وَ ذَکَرُوا کَثْرَهًَْ اخْتِلَافِ النَّاسِ فِیهَا فَدَخَلْتُ عَلَی سَیِّدِی (علیه السلام) فَأَعْلَمْتُهُ خَوْضَ النَّاسِ فِیهِ فَتَبَسَّمَ (علیه السلام) ثُمَّ قَالَ یَا عَبْدَ‌الْعَزِیزِ جَهِلَ الْقَوْمُ وَ خُدِعُوا عَنْ آرَائِهِمْ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ لَمْ یَقْبِضْ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) حَتَّی أَکْمَلَ لَهُ الدِّینَ وَ أَنْزَلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنَ فِیهِ تِبْیَانُ کُلِّ شَیْءٍ بَیَّنَ فِیهِ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ الْحُدُودَ وَ الْأَحْکَامَ وَ جَمِیعَ مَا یَحْتَاجُ إِلَیْهِ النَّاسُ کَمَلًا فَقَالَ عَزَّوَجَلَّ ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ وَ أَنْزَلَ فِی حَجَّهًِْ الْوَدَاعِ وَ هِیَ آخِرُ عُمُرِهِ (صلی الله علیه و آله) الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً وَ أَمْرُ الْإِمَامَهًِْ مِنْ تَمَامِ الدِّینِ وَ لَمْ یَمْضِ (صلی الله علیه و آله) حَتَّی بَیَّنَ لِأُمَّتِهِ مَعَالِمَ دِینِهِمْ وَ أَوْضَحَ لَهُمْ سَبِیلَهُمْ وَ تَرَکَهُمْ عَلَی قَصْدِ سَبِیلِ الْحَقِّ وَ أَقَامَ لَهُمْ عَلِیّاً (علیه السلام) عَلَماً وَ إِمَاماً وَ مَا تَرَکَ لَهُمْ شَیْئاً یَحْتَاجُ إِلَیْهِ الْأُمَّهًُْ إِلَّا بَیَّنَهُ فَمَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ لَمْ یُکْمِلْ دِینَهُ فَقَدْ رَدَّ کِتَابَ اللَّهِ وَ مَنْ رَدَّ کِتَابَ اللَّهِ فَهُوَ کَافِرٌ بِهِ هَلْ یَعْرِفُونَ قَدْرَ الْإِمَامَهًِْ وَ مَحَلَّهَا مِنَ الْأُمَّهًِْ فَیَجُوزَ فِیهَا اخْتِیَارُهُمْ إِنَّ الْإِمَامَهًَْ أَجَلُّ قَدْراً وَ أَعْظَمُ شَأْناً وَ أَعْلَی مَکَاناً وَ أَمْنَعُ جَانِباً وَ أَبْعَدُ غَوْراً مِنْ أَنْ یَبْلُغَهَا النَّاسُ بِعُقُولِهِمْ أَوْ یَنَالُوهَا بِآرَائِهِمْ أَوْ یُقِیمُوا إِمَاماً بِاخْتِیَارِهِمْ إِنَّ الْإِمَامَهًَْ خَصَّ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهَا إِبْرَاهِیمَ الْخَلِیلَ (علیه السلام) بَعْدَ النُّبُوَّهًِْ وَ الْخُلَّهًِْ مَرْتَبَهًًْ ثَالِثَهًًْ وَ فَضِیلَهًًْ شَرَّفَهُ بِهَا وَ أَشَادَ بِهَا ذِکْرَهُ فَقَالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً فَقَالَ الْخَلِیلُ (علیه السلام) سُرُوراً بِهَا وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: لایَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ فَأَبْطَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ إِمَامَهًَْ کُلِّ ظَالِمٍ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًْ.

امام رضا (علیه السلام)- عبدالعزیزبن‌مسلم گوید: با امام رضا (علیه السلام) در مرو بودیم و در روز جمعه، پس از ورودمان به شهر در مسجد جمع شده بودیم که مردم، سخن از امر امامت بر زبان می‌راندند و از کثرت اختلاف درباره‌ی آن می‌گفتند. من خدمت مولا و سرورم امام رضا (علیه السلام) رسیدم و از افتادن مردم به دل این معرکه خبر دادم و ایشان تبسّم کرده و فرمود: «ای عبدالعزیز! مردم در جهل ماندند و از دینشان (نظراتشان) فریفته گشتند، خداوند عزّوجلّ رسول (صلی الله علیه و آله) را به جوار خویش نبرد، مگر پس از تکمیل دین مردم. و قرآن را بر ایشان نازل کرد که تفصیل هرچیز است و حلال و حرام و حدود و احکام و هر آن چیزی را که مردم به آن نیاز دارند، به کمال در آن مشخص نمود و حق تعالی خود می‌فرماید: ما در این کتاب هیچ چیزی را فروگذار نکرده‌ایم. (انعام/۳۸). و در حجّهًْ‌الوداع که آخرین سال عمر شریف نبی‌اسلام (صلی الله علیه و آله) بود، این آیه را نازل‌کرد: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ علَیْکُمْ نِعمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا و امر امامت از جمله مقوله‌ی تمام و تکمیل دین است و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دعوت حق را لبّیک نگفت مگر پس از آنکه برای امّت خود، چهارگوشه دینشان را تبیین کرد و راهشان را به روشنی به ایشان بیان نمود و آنان را بر مسیر حق ترک گفت. و علی (علیه السلام) را برای ایشان علامت و امام قرار داد و همه‌ی نیازهای امّت را تبیین نمود. هرکس ادّعا کند که خدای تعالی دین خود را تکمیل نکرده است، به‌واقع، کتاب خدا را رد کرده است و هرکه کتاب خدا را رد کند، کافر است. آیا آن‌ها ارزش امامت و جایگاه آن را در میان امّت می‌دانند؟ آیا آن‌ها گمان می‌کنند می‌تواند امام را برگزینند؟ امامت امری ارجمندتر، عظیم‌الشأن‌تر، عالی‌مقام‌تر، دشوارتر و عمیق‌تر از آن است که مردم با عقول خود کنه آن را دریابند یا با نظرات و آرای خویش بدان دست یابند یا اینکه به اختیار خود امامی را برگزینند. خداوند متعال پس از مقام نبّوت و خلیل الله بودن، مقام امامت را به ابراهیم (علیه السلام) عطا فرمود و او را بدین فضیلت، شرافت بخشید و آن را در کتاب خود نیز بیان فرمود: خدا گفت: من تو را پیشوای مردم گردانیدم. (بقره/۱۲۴) پس ابراهیم خلیل (علیه السلام) شادمانه گفت: از دودمان من. (بقره/۱۲۴) و خداوند تبارک‌وتعالی پاسخ داد: پیمان من ستمکاران را در بر نگیرد. (بقره/۱۲۴) و بدین ترتیب این آیه امامت هر ظالمی را تا روز قیامت باطل کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۵۹۸ الکافی، ج۱، ص۱۹۸/ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۲۰/ تحف العقول، ص۴۳۶/ الاحتجاج، ج۲، ص۴۳۳/ الأمالی للصدوق، ص۶۷۴/ عیون أخبارالرضا (ج۱، ص۲۱۶/ الغیبهًْ للنعمانی، ص۲۱۶/ معانی الأخبار، ص۹۶/ کمال الدین، ج۲، ص۶۷۵/ البرهان/ نورالثقلین

49 (مائده/3)

الباقر (علیه السلام)- إِنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) خَطَبَ النَّاسَ بِالْمَدِینَهًِْ بَعْدَ سَبْعَهًِْ أَیَّامٍ مِنْ وَفَاهًِْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ... فَقَالَ ... خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَی حَجَّهًِْ الْوَدَاعِ ثُمَّ صَارَ إِلَی غَدِیرِ‌خُمٍّ فَأَمَرَ فَأُصْلِحَ لَهُ شِبْهُ الْمِنْبَرِ ثُمَّ عَلَاهُ وَ أَخَذَ بِعَضُدِی حَتَّی رُئِیَ بَیَاضُ إِبْطَیْهِ رَافِعاً صَوْتَهُ قَائِلًا فِی مَحْفِلِهِ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ فَکَانَتْ عَلَی وَلَایَتِی وَلَایَهًُْ اللَّهِ وَ عَلَی عَدَاوَتِی عَدَاوَهًُْ اللَّهِ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً فَکَانَتْ وَلَایَتِی کَمَالَ الدِّینِ وَ رِضَا الرَّبِّ جَلَّ ذِکْرُهُ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی اخْتِصَاصاً لِی وَ تَکَرُّماً نَحَلَنِیهِ وَ إِعْظَاماً وَ تَفْصِیلًا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَنَحَنِیه.

امام باقر (علیه السلام)- امام علی (علیه السلام) پس از گذشت هفت روز از وفات پیامبر (صلی الله علیه و آله)، در خطبه‌ای به مردم مدینه فرمود: ... سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به حجّهًْ‌الوداع آمد، تا جایی‌که به غدیرخم رسید و دستور داد که برایش چیزی شبیه یک منبر درست شود. سپس بالای منبر رفت و بازوان مرا گرفت، تا حدّی که سفیدی زیر بغل من دیده شد، و صدایش را بالا برد و در آن محفل فرمود: «هرکس من مولای اویم، علی (علیه السلام) نیز مولای اوست، خداوندا! دوستان او را دوست و دشمنان او را دشمن بدار، پس دوستی با خدا در گرو دوستی با من و دشمنی با من، برابر با دشمنی با خداوند قرار گرفت»، سپس خداوند در آن روز این آیه را نازل کرد: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا بدین ترتیب ولایت من مایه‌ی کمال دین و رضایت پروردگار گشت. سپس خداوند تبارک‌وتعالی آیه‌ای مخصوص من نازل کرد و آن را به منزله‌ی گرامی‌داشتی برای من بیان نمود و آن را بزرگداشت و تفضیلی از جانب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای من قرار داد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۶۰۰ الکافی، ج۸، ص۲۷

50 (مائده/3)

الحسن (علیه السلام)- أَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ بِمَنِّهِ وَ رَحْمَتِهِ لَمَّا فَرَضَ عَلَیْکُمُ الْفَرَائِضَ لَمْ یَفْرِضْ عَلَیْکُمْ لِحَاجَهًٍْ مِنْهُ إِلَیْهِ بَلْ رَحْمَهًًْ مِنْهُ إِلَیْکُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لِیَمِیزَ ... الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ وَ لِیَبْتَلِیَ ... ما فِی صُدُورِکُمْ وَ لِیُمَحِّصَ ما فِی قُلُوبِکُمْ وَ لِتَتَسَابَقُوا إِلَی رَحْمَتِهِ وَ لِتَتَفَاضَلَ مَنَازِلُکُمْ فِی جَنَّتِهِ فَفَرَضَ عَلَیْکُمُ الْحَجَّ وَ الْعُمْرَهًَْ وَ إِقَامَ الصَّلَاهًِْ وَ إِیتَاءَ الزَّکَاهًِْ وَ الصَّوْمَ وَ الْوَلَایَهًَْ وَ جَعَلَ لَکُمْ بَاباً لِتَفْتَحُوا بِهِ أَبْوَابَ الْفَرَائِضِ وَ مِفْتَاحاً إِلَی سَبِیلِهِ وَ لَوْ لَا مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) وَ الْأَوْصِیَاءُ مِنْ وُلْدِهِ کُنْتُمْ حَیَارَی کَالْبَهَائِمِ لَا تَعْرِفُونَ فَرْضاً مِنَ الْفَرَائِضِ وَ هَلْ یَدْخُلُ قَرْیَهًًْ إِلَّا مِنْ بَابِهَا فَلَمَّا مَنَّ اللَّهُ عَلَیْکُمْ بِإِقَامَهًِْ الْأَوْلِیَاءِ بَعْدَ نَبِیِّکُمْ (صلی الله علیه و آله) قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً وَ فَرَضَ عَلَیْکُمْ لِأَوْلِیَائِهِ حُقُوقاً أَمَرَکُمْ بِأَدَائِهَا لِیَحِلَّ لَکُمْ مَا وَرَاءَ ظُهُورِکُمْ مِنْ أَزْوَاجِکُمْ وَ أَمْوَالِکُمْ وَ مَأْکَلِکُمْ وَ مَشْرَبِکُمْ وَ یُعَرِّفَکُمْ بِذَلِکَ الْبَرَکَهًَْ وَ النَّمَاءَ وَ الثَّرْوَهًَْ وَ لِیَعْلَمَ مَنْ یُطِیعُهُ مِنْکُمْ بِالْغَیْبِ وَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.

امام حسن (علیه السلام)- خداوند عزّوجلّ به امتنان و رحمت خویش، زمانی‌که فرایض را بر شما واجب گرداند، این فرایض را به‌خاطر نیاز خود به آن‌ها واجب ننمود، بلکه از سر رحمت ذات پاکش که خدایی جز او نیست واجب نمود تا بین پلید و نیک تمیز داده شود و آنچه در سینه‌های شماست را بیازماید و آنچه در دل‌های شماست را به‌خوبی تصفیه و پاک گرداند و تا به‌سوی رحمت او از یکدیگر پیشی جویید و جایگاه‌های شما در بهشت بر یکدیگر برتری جوید و از این رو حج و عمره و برپا کردن نماز و پرداخت زکات و روزه‌داری و ولایت را فرض نمود و برای شما دری قرارداده تا از طریق آن همچون کلیدی به‌سوی وی، دروازه‌های فرایض را بگشایید و اگر محمّد (صلی الله علیه و آله) و اوصیای وی از فرزندانش (نبودند، شما همچون چهارپایان سردرگم بودید و به‌سوی هیچ فریضه‌ای از فرایض روی نمی‌گرداندید و آیا به هیچ شهری جز از دروازه‌ی آن وارد شوند؟ و زمانی‌که با گماردن اولیای پس از نبی (صلی الله علیه و آله) بر شما منّت نهاد، فرمود: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ علَیْکُمْ نِعمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا و بر شما برای اولیای خود حقوقی را واجب نمود و فرمود تا آن را به‌جای آورید تا دارایی‌هایتان از زنان و اموال و خوردنی‌ها و نوشیدنی‌هاتان بر شما حلال شود و خداوند به‌واسطه‌ی آن برکت و فزونی نعمت و ثروت را بر شما نمایان کند تا بداند کدام یک از شما در خلوت از وی فرمان می‌پذیرید. آنگاه خدای عزّوجلّ فرمود: بگو: بر این رسالت مزدی از شما، جز دوست داشتن خویشاوندان، نمی‌خواهم. (شوری/۲۳)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۶۰۰ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۹۹/ بحارالأنوار، ج۵۰، ص۳۲۱/ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۳۷۴/ الأمالی للطوسی، ص۶۵۴/ تحف العقول، ص۴۸۴/ رجال الکشی، ص۵۷۵/ علل الشرایع، ج۱، ص۲۴۹/ نورالثقلین/ البرهان

51 (مائده/3)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَمَّا أُسْرِیَ بِهِ إِلَی السَّمَاءِ ... فَتَقَدَّمَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ یَتَقَدَّمَ حَتَّی سَمِعَ مَا قَالَ الرَّبُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَنَا الْمَحْمُودُ وَ أَنْتَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) شَقَقْتُ اسْمَکَ مِنِ اسْمِی فَمَنْ وَصَلَکَ وَصَلْتُهُ وَ مَنْ قَطَعَکَ بَتَکْتُهُ انْزِلْ إِلَی عِبَادِی فَأَخْبِرْهُمْ بِکَرَامَتِی إِیَّاکَ وَ أَنِّی لَمْ أَبْعَثْ نَبِیّاً إِلَّا جَعَلْتُ لَهُ وَزِیراً وَ أَنَّکَ رَسُولِی (صلی الله علیه و آله) وَ أَنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) وَزِیرُکَ فَهَبَطَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَکَرِهَ أَنْ یُحَدِّثَ النَّاسَ بِشَیْءٍ کَرَاهِیَهًَْ أَنْ یَتَّهِمُوهُ لِأَنَّهُمْ کَانُوا حَدِیثِی عَهْدٍ بِالْجَاهِلِیَّهًِْ حَتَّی مَضَی لِذَلِکَ سِتَّهًُْ أَیَّامٍ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: فَلَعَلَّکَ تارِکٌ بَعْضَ ما یُوحی إِلَیْکَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُکَ فَاحْتَمَلَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ذَلِکَ حَتَّی کَانَ یَوْمُ الثَّامِنِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَیْهِ: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) تَهْدِیدٌ بَعْدَ وَعِیدٍ لَأَمْضِیَنَّ أَمْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَنْ یَتَّهِمُونِی وَ یُکَذِّبُونِی فَهُوَ أَهْوَنُ عَلَیَّ مِنْ أَنْ یُعَاقِبَنِی الْعُقُوبَهًَْ الْمُوجِعَهًَْ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهًِْ قَالَ وَ سَلَّمَ جَبْرَئِیلُ عَلَی عَلِیٍّ (علیه السلام) بِإِمْرَهًِْ الْمُؤْمِنِینَ فَقَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَسْمَعُ الْکَلَامَ وَ لَا أَحُسُّ الرُّؤْیَهًَْ فَقَالَ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) هَذَا جَبْرَئِیلُ أَتَانِی مِنْ قِبَلِ رَبِّی بِتَصْدِیقِ مَا وَعَدَنِی ثُمَّ أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) رَجُلًا فَرَجُلًا مِنْ أَصْحَابِهِ حَتَّی سَلَّمُوا عَلَیْهِ بِإِمْرَهًِْ الْمُؤْمِنِینَ ثُمَّ قَالَ یَا بِلَالُ نَادِ فِی النَّاسِ أَنْ لَا یَبْقَی غَداً أَحَدٌ إِلَّا عَلِیلٌ إِلَّا خَرَجَ إِلَی غَدِیرِ خُمٍّ فَلَمَّا کَانَ مِنَ الْغَدِ خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِجَمَاعَهًِْ أَصْحَابِهِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَرْسَلَنِی عَلَیْکُمْ بِرِسَالَهًٍْ وَ إِنِّی ضِقْتُ بِهَا ذَرْعاً مَخَافَهًَْ أَنْ تَتَّهِمُونِی وَ تُکَذِّبُونِی حَتَّی أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیَّ وَعِیداً بَعْدَ وَعِیدٍ فَکَانَ تَکْذِیبُکُمْ إِیَّایَ أَیْسَرَ عَلَیَّ مِنْ عُقُوبَهًِْ اللَّهِ إِیَّایَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَسْرَی بِی وَ أَسْمَعَنِی وَ قَالَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) أَنَا الْمَحْمُودُ وَ أَنْتَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) شَقَقْتُ اسْمَکَ مِنِ اسْمِی فَمَنْ وَصَلَکَ وَصَلْتُهُ وَ مَنْ قَطَعَکَ بَتَکْتُهُ انْزِلْ إِلَی عِبَادِی فَأَخْبِرْهُمْ بِکَرَامَتِی إِیَّاکَ وَ أَنِّی لَمْ أَبْعَثْ نَبِیّاً إِلَّا جَعَلْتُ لَهُ وَزِیراً وَ أَنَّکَ رَسُولِی (صلی الله علیه و آله) وَ أَنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) وَزِیرُکَ ثُمَّ أَخَذَ (صلی الله علیه و آله) بِیَدَی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) فَرَفَعَهُمَا حَتَّی نَظَرَ النَّاسُ إِلَی بَیَاضِ إِبْطَیْهِمَا وَ لَمْ یُرَ قَبْلَ ذَلِکَ ثُمَّ قَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مَوْلَایَ وَ أَنَا مَوْلَی الْمُؤْمِنِینَ فَمَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ فَقَالَ الشُّکَّاکُ وَ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ زَیْغٌ نَبْرَأُ إِلَی اللَّهِ مِنْ مَقَالَتِهِ لَیْسَ بِحَتْمٍ وَ لَا نَرْضَی أَنْ یَکُونَ عَلِیٌّ وَزِیرَهُ هَذِهِ مِنْهُ عَصَبِیَّهًٌْ فَقَالَ سَلْمَانُ (رحمة الله علیه) وَ الْمِقْدَادُ (رحمة الله علیه) وَ أَبُو ذَرٍّ (رحمة الله علیه) وَ عَمَّارُ بْنُ یَاسِرٍ (رحمة الله علیه) وَ اللَّهِ مَا بَرِحْنَا الْعَرْصَهًَْ حَتَّی نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً فَکَرَّرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ذَلِکَ ثَلَاثاً ثُمَّ قَالَ إِنَّ کَمَالَ الدِّینِ وَ تَمَامَ النِّعْمَهًِْ وَ رِضَی الرَّبِّ بِإِرْسَالِی إِلَیْکُمْ بِالْوَلَایَهًِْ بَعْدِی لِعَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام).

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه) گوید: وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از معراج بازگشت، دوست نداشت چیزی از آن موضوع را با مردم در میان بگذارد، مبادا او را متّهم سازند؛ چرا که عربها تازه از جاهلیّت فاصله گرفته بودند. از آن موضوع شش روز گذشت و خداوند آیه: شاید [ابلاغ] بعض آیاتی را که به تو وحی می‌شود، [بخاطر عدم پذیرش آن‌ها] ترک کنی [و به تأخیر اندازی] و سینه‌ات از این‌جهت تنگ [و ناراحت] شود. (هود/۱۲). را نازل کرد. باز رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن را بروز نداد و صبر کرد تا هشت روز از آن ماجرا گذشت و پروردگار متعال آیه: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَالله یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ را نازل کرد. پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «این پیام تهدیدی است همراه با ترساندن؛ بنابراین باید دستور خدا را اجرا کنم. پس اگر مردم مرا متّهم کنند و تکذیبم نمایند، بهتر از آن است که خداوند، مرا در دنیا و آخرت به گونه‌ای دردناک مجازات کند. جبرئیل به علی (علیه السلام) به عنوان امیرمؤمنان سلام کرد. علی (علیه السلام) خطاب به رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) گفت: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! گفتاری را می‌شنوم امّا کسی را نمی‌بینم». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ای علی! این جبرئیل است. از طرف خداوند آمده است تا به آنچه که به من وعده فرموده، عمل نماید». سپس حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) به تک تک یارانش دستور داد به علی (علیه السلام) به عنوان امیرمؤمنان درود بگویند. سپس فرمود: «ای بلال! فردا همه‌ی مردم را صدا بزن و بگو جز افراد مریض هیچ کس حق ندارد در منزل بماند و همه در غدیرخم جمع شوند». وقتی روز بعد فرا رسید، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همراه با گروهی از یاران به‌سوی غدیر رفت و حمد خداوند را به جای آورد و او را ستود. سپس فرمود: «ای مردم! پروردگار، مرا برای انجام رسالت و مسئولیّتی به‌سوی شما فرستاد و من از ترس اینکه شما مرا متّهم کنید و دروغگو بدانید، آن را در سینه پنهان‌کردم و درمانده شدم تا آنکه خداوند با فرستادن آیات، پیاپی مرا ترسانید. به‌همین‌خاطر تکذیب شما را بسی آسان‌تر از مجازات و عقوبت الهی دانستم. خداوند متعال مرا به معراج برد و سخنانی با من در میان گذاشت و به من فرمود: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! من محمودم و تو محمّد. نامت را از اسم خودم برگرفتم. پس هرکه به تو بپیوند، من نیز به او می‌پیوندم و هرکه از تو جدا شود، من نیز از او جدا خواهم شد. بر بندگانم فرودآی و بزرگواری و کرامت مرا نسبت به خودت به اطّلاع آنان برسان و اینکه من کسی را به پیامبری مبعوث نگردانیدم، مگر آنکه برای او وزیری انتخاب نمودم؛ تو پیامبر من هستی و علی (علیه السلام) وزیر توست». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دست علی (علیه السلام) را گرفت و آن را بالا برد، به‌طوری‌که مردم سفیدی زیر بغل آن دو را که قبلاً دیده نشده بود، مشاهده کردند. سپس فرمود: «خداوند تبارک‌وتعالی، مولای من است و من مولای مؤمنانم. پس هرکه من مولای او هستم، علی (علیه السلام) نیز مولای اوست. خدایا! هرکس ولایت علی (علیه السلام) را پذیرفت، تو نیز مولای او باش و هرکس با علی (علیه السلام) دشمنی ورزید، تو نیز دشمن او باش و هرکه او را یاری کرد، یاورش باش و هرکه ترک یاوری او نمود، تو نیز رهایش کن». سپس شکّاکان و منافقان و آنان‌که در دلشان بیماری و دروغ بود، گفتند: «به درگاه خدا نسبت به آنچه محمّد گفت؛ برائت و بیزاری می‌جوییم. این سخنان، قطعی و جدّی نیست و ما راضی نیستیم که علی، وزیر او باشد. چنین انتخابی از سر تعصّب انجام شده است». پس سلمان و مقداد و ابوذر و عمّاربن‌یاسر (گفتند: «ما آن منطقه را ترک نکرده بودیم که آیه: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا نازل شد و حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) سه بار آن را تلاوت نموده و سپس فرمود: «کامل‌شدن دین و تمام‌شدن نعمت و خشنودی خداوند، با مبعوث‌گشتن و ارسال من به‌سوی شما با ولایت پس از خودم، یعنی علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) تکمیل گشت».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۶۰۲ الأمالی للصدوق، ص۳۵۴/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۱۶۲/ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۵۶

52 (مائده/3)

الباقر (علیه السلام)- نَزَلَ جَبْرَئِیلُ عَلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) بِعَرَفَاتٍ یَوْمَ الْجُمُعَهًِْ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ اللَّهَ یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ: قُلْ لِأُمَّتِکَ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی بِوَلَایَهًِْ أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) فَذَکَرَ کَلَاماً فِیهِ طُولٌ فَقَالَ بَعْضُ الْمُنَافِقِینَ لِبَعْضٍ مَا تَرَوْنَ عَیْنَاهُ تَدُورَانِ یَعْنُونَ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) کَأَنَّهُ مَجْنُونٌ وَ قَدِ افْتُتِنَ بِابْنِ‌عَمِّهِ مَا یَأْلُو رَفَعَ بِضَبْعِهِ لَوْ قَدَرَ أَنْ یَجْعَلَهُ مِثْلَ کِسْرَی وَ قَیْصَرَ لَفَعَلَ فَقَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ فَعَلِمَ النَّاسُ أَنَّ الْقُرْآنَ قَدْ نَزَلَ عَلَیْهِ فَأَنْصَتُوا فَقَرَأَ: ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ یَعْنِی قَوْلَ مَنْ قَالَ مِنَ الْمُنَافِقِینَ وَ إِنَّ لَکَ لَأَجْراً غَیْرَ مَمْنُونٍ بِتَبْلِیغِکَ مَا بَلَّغْتَ فِی عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ فَسَتُبْصِرُ وَیُبْصِرُونَ بِأَیِّکُمُ الْمَفْتُونُ قَالَ وَ هَکَذَا نَزَلَتْ.

امام باقر (علیه السلام)- روز جمعه جبرئیل در عرفات بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شد و گفت: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! خداوند به تو سلام می‌رساند و می‌فرماید: «به امّتت بگو: امروز دین شما را به‌وسیله‌ی ولایت امیرالمؤمنین علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) به کمال رسانیدم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را دین شما برگزیدم». سپس [پیامبر (صلی الله علیه و آله)] سخنی طولانی [برای مردم] بیان فرمود و بعضی از منافقین به بعضی دیگر گفتند: «چشمانش را نمی‌بینید که می‌چرخد [منافقان از این سخن] پیامبر (صلی الله علیه و آله) را قصد می‌کردند گویا او دیوانه است و به‌وسیله‌ی پسر عمویش دچار جنون شده است. او را چه شده است که دستش را بالا برده است. اگر بتواند او را مثل کسری و قیصر قرار دهد، این کار را می‌کند». [بعد از سخنان منافقان] پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ؛ پس مردم فهمیدند که قرآن بر او نازل شده است و ساکت شدند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) قرائت فرمود: ن، سوگند به قلم و آنچه می‌نویسند* که به لطف و نعمت پروردگارت تو مجنون نیستی. (قلم/۲۱)، منظور سخن منافقانی است که [علیه پیامبر (صلی الله علیه و آله) سخنانی] گفتند. و برای تو پاداشی بزرگ و همیشگی است؛ به‌خاطر ابلاغ آنچه در مورد علی (علیه السلام) ابلاغ نمودی. و تو اخلاق عظیم و برجسته‌ای داری. و بزودی تو می‌بینی و آنان نیز می‌بینند، که کدام یک از شما مجنونید. (قلم/۶۵)». این‌گونه نازل شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۶۰۴ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۷۳/ فرات الکوفی، ص۴۹۷

53 (مائده/3)

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ فُرَاتِ‌بْنِ‌أَحْنَفَ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ لِلْمُسْلِمِینَ عِیدٌ أَفْضَلُ مِنَ الْفِطْرِ وَ الْأَضْحَی وَ یَوْمِ‌الْجُمُعَهًِْ وَ یَوْمِ‌عَرَفَهًَْ قَالَ فَقَالَ لِی نَعَمْ أَفْضَلُهَا وَ أَعْظَمُهَا وَ أَشْرَفُهَا عِنْدَ اللَّهِ مَنْزِلَهًًْ وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَکْمَلَ اللَّهُ فِیهِ الدِّینَ وَ أَنْزَلَ عَلَی نَبِیِّهِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً قَالَ: قُلْتُ وَ أَیُّ یَوْمٍ هُوَ قَالَ فَقَالَ لِی إِنَّ أَنْبِیَاءَ (بَنِی‌إِسْرَائِیلَ کَانُوا إِذَا أَرَادَ أَحَدُهُمْ أَنْ یَعْقِدَ الْوَصِیَّهًَْ وَ الْإِمَامَهًَْ مِنْ بَعْدِهِ فَفَعَلَ ذَلِکَ جَعَلُوا ذَلِکَ الْیَوْمَ عِیداً وَ إِنَّهُ الْیَوْمُ الَّذِی نَصَبَ فِیهِ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَلِیّاً (علیه السلام) لِلنَّاسِ عَلَماً وَ أُنْزِلَ فِیهِ مَا أُنْزِلَ وَ کَمَلَ فِیهِ الدِّینُ وَ تَمَّتْ فِیهِ النِّعْمَهًُْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ قَالَ قُلْتُ وَ أَیُّ یَوْمٍ هُوَ فِی السَّنَهًِْ قَالَ فَقَالَ لِی إِنَّ الْأَیَّامَ تَتَقَدَّمُ وَ تَتَأَخَّرُ وَ رُبَّمَا کَانَ یَوْمَ السَّبْتِ وَ الْأَحَدِ وَ الإثْنَیْنِ إِلَی آخِرِ أَیَّامِ السَّبْعَهًِْ قَالَ قُلْتُ فَمَا یَنْبَغِی لَنَا أَنْ نَعْمَلَ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ قَالَ هُوَ یَوْمُ عِبَادَهًٍْ وَ صَلَاهًٍْ وَ شُکْرٍ لِلَّهِ وَ حَمْدٍ لَهُ وَ سُرُورٍ لِمَا مَنَّ اللَّهُ بِهِ عَلَیْکُمْ مِنْ وَلَایَتِنَا وَ إِنِّی أُحِبُّ لَکُمْ أَنْ تَصُومُوهُ.

امام صادق (علیه السلام)- فرات‌بن‌احنف گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «فدایت شوم، مسلمانان عیدی برتر از فطر، قربان، روز جمعه و روز عرفه دارند». امام (علیه السلام) به من فرمود: «بله بزرگترین آن‌ها در مقام و منزلت و با شرافت‌ترین آن‌ها نزد خداوند است و آن روزی است که خداوند در آن دین را کامل کرد و بر پیامبرش محمّد (صلی الله علیه و آله) نازل فرمود: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً». عرض کردم: «آن‌چه روزی است»؟ به من فرمود: «وقتی یکی از پیامبران بنی‌اسرائیل می‌خواست [از امّتش] وصیّت و امامت را [برای وصیّ] بعد از خودش پیمان بگیرد و این کار را انجام می‌داد، آن روز را عید قرار می‌دادند و آن روزی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در آن علی (علیه السلام) را برای مردم نشانه و علامت [هدایت] نصب فرمود و در آن روز نازل شد آنچه نازل شد و در آن روز دین کامل شد و نعمت بر مؤمنین تمام شد». عرض کردم: «آن چه روزی از سال است»؟ امام (علیه السلام) به من فرمود: «روزها پس و پیش می‌شود؛ ممکن است روز شنبه، یکشنبه، دوشنبه و... باشد». عرض کردم: «چه کاری سزاوار است که در آن روز انجام دهیم»؟ فرمود: «آن، روز عبادت، نماز، سپاس از خدا، حمد برای او و شادی به‌خاطر ولایت ما است که خداوند با آن بر شما منّت نهاد و نعمت فراوان داد و من دوست دارم که شما آن روز را روزه بگیرید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۶۰۴ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۶۹/ فرات الکوفی، ص۱۱۷/ مستدرک الوسایل، ج۶، ص۲۷۷

54 (مائده/3)

الصّادق (علیه السلام)- صِیَامُ یَوْمِ غَدِیرِخُمٍّ یَعْدِلُ صِیَامَ عُمُرِ الدُّنْیَا لَوْ عَاشَ إِنْسَانٌ ثُمَّ صَامَ مَا عَمَرَتِ الدُّنْیَا لَکَانَ لَهُ ثَوَابُ ذَلِکَ وَ صِیَامُهُ یَعْدِلُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فِی کُلِّ عَامٍ مِائَهًَْ حَجَّهًٍْ وَ مِائَهًَْ عُمْرَهًٍْ مَبْرُورَاتٍ مُتَقَبَّلَاتٍ وَ هُوَ عِیدُ اللَّهِ الْأَکْبَرُ وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ نَبِیّاً قَطُّ إِلَّا وَ تَعَیَّدَ فِی هَذَا الْیَوْمِ وَ عَرَفَ حُرْمَتَهُ وَ اسْمُهُ فِی السَّمَاءِ یَوْمُ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ وَ فِی الْأَرْضِ یَوْمُ الْمِیثَاقِ الْمَأْخُوذِ وَ الْجَمْعِ الْمَشْهُودِ فصَلَّی فِیهِ رَکْعَتَیْنِ ... وَ لْیَکُنْ مِنْ دُعَائِکَ فِی دُبُرِ هَاتَیْنِ الرَّکْعَتَیْنِ أَنْ تَقُول ... أَنْتَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ وَ أَنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) عَبْدُکَ وَ رَسُولُکَ وَ عَلِیّاً أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ أَنَّ الْإِقْرَارَ بِوَلَایَتِهِ تَمَامُ تَوْحِیدِکَ وَ الْإِخْلَاصُ بِوَحْدَانِیَّتِکَ وَ کَمَالُ دِینِکَ وَ تَمَامُ نِعْمَتِکَ وَ فَضْلِکَ عَلَی جَمِیعِ خَلْقِکَ وَ بَرِیَّتِکَ فَإِنَّکَ قُلْتَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً اللَّهُمَّ فَلَکَ الْحَمْدُ عَلَی مَا مَنَنْتَ بِهِ عَلَیْنَا مِنَ الْإِخْلَاصِ لَکَ بِوَحْدَانِیَّتِکَ إِذْ هَدَیْتَنَا لِمُوَالَاهًِْ وَلِیِّکَ الْهَادِی مِنْ بَعْدِ نَبِیِّکَ الْمُنْذِرِ وَ رَضِیتَ لَنَا الْإِسْلَامَ دِیناً بِمُوَالَاتِهِ وَ أَتْمَمْتَ عَلَیْنَا نِعْمَتَکَ الَّتِی جَدَّدْتَ لَنَا عَهْدَکَ وَ مِیثَاقَکَ.

امام صادق (علیه السلام)- روزه روز غدیر خم با روزه عمر دنیا برابری می‌کند. اگر انسانی زندگی‌کند و سپس تا دنیا عمر دارد روزه بگیرد، ثواب آن برای او خواهد بود و روزه آن نزد خدای عزّوجلّ در هر سالی با صد حجّ و صد عمره پذیرفته شده و مقبول برابری می‌کند و آن بزرگترین عید خداوند است و خدای عزّوجلّ هرگز پیامبری را نفرستاده مگر آنکه این روز را عید قرار داد و احترام آن را شناخت و اسم آن در آسمان، روزِ عهدِ معهود (پیمان شناخته شده) و در زمین روزِ میثاقِ مأخوذ (پیمان گرفته شده) و روز جمع مشهود (جمع حاضر شده) است. هرکس در آن روز دو رکعت نماز بخواند... از جمله دعای تو بعد از این دو رکعت این باشد که بگویی:... تو خدایی هستی که معبودی جز تو نیست و محمّد (صلی الله علیه و آله) بنده‌ی تو و رسول تو و علی (علیه السلام) امیرمؤمنان است و اقرار به ولایت او تمامیّت توحید تو، اخلاص به یگانگی تو، کامل‌شدن دین تو و تمامیّت نعمت و فضل تو بر همه‌ی بندگان و خلق تو است و تو فرمودی و سخن تو حق است: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً. خداوندا! ستایش مخصوص تو است به‌خاطر اخلاص به وحدانیّتت که با آن بر ما منّت نهادی، زمانی‌که بعد از پیامبرِ انذارکننده‌ات ما را به دوستی با ولیّ هدایت کننده‌ات راهنمایی فرمودی و با دوستی او اسلام را به‌عنوان آیین [جاویدان] ما پذیرفتی و نعمتت را که عهد و پیمانت را [درباره‌ی او] بر ما تازه فرمودی بر ما تمام کردی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۶۰۶ تهذیب الأحکام، ج۳، ص۱۴۵/ بحارالأنوار، ج۹۵، ص۳۰۴/ إقبال الأعمال، ص۴۷۷/ البلدالأمین، ص۲۵۹/ کتاب المزار، ص۹۰/ المصباح للکفعمی، ص۶۸۳/ إقبال الأعمال، ص۳۱۵/ مصباح المتهجد، ص۷۴۸/ نورالثقلین

55 (مائده/3)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍ أَفْضَلُ أَعْیَادِ أُمَّتِی وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَمَرَنِی اللَّهُ تَعَالَی ذِکْرُهُ فِیهِ بِنَصْبِ أَخِی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) عَلَماً لِأُمَّتِی یَهْتَدُونَ بِهِ مِنْ بَعْدِی وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَکْمَلَ اللَّهُ فِیهِ الدِّینَ وَ أَتَمَّ عَلَی أُمَّتِی فِیهِ النِّعْمَهًَْ وَ رَضِیَ لَهُمُ الْإِسْلَامَ دِیناً.

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- روز غدیر خم بهترین اعیاد و جشن‌های امّت من است و آن روزی است که خداوند متعال به من فرمان داد که برادرم علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) را برای امّت خود منصوب کنم که پس از من به‌وسیله‌ی او رهنمون شوند و آن روزی است که خداوند دین را کامل و نعمت خویش را بر امّت من تمام فرمود و برای آنان اسلام را برگزید و به آن خشنود گردید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۶۰۶ الأمالی للصدوق، ص۱۲۵/ نورالثقلین

56 (مائده/3)

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- عَن ابْنِ‌عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) قَالَ: بَیْنَا نَحْنُ مَعَ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) بِعَرَفَاتٍ إِذْ قَالَ أَ فِیکُمْ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) قُلْنَا بَلَی یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَرَّبَهُ مِنْهُ وَ ضَرَبَ یَدَهُ عَلَی مَنْکِبِهِ ثُمَّ قَالَ طُوبَی لَکَ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) نَزَلَتْ عَلَیَّ آیَهًٌْ ذَکَرَنِی وَ إِیَّاکَ فِیهَا سَوَاءً فَقَالَ: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً هَذَا جَبْرَئِیلُ یُخْبِرُنِی عَنِ اللَّهِ إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ جِئْتَ أَنْتَ وَ شِیعَتُکَ رُکْبَاناً عَلَی نُوقٍ مِنْ نُورِ الْبَرْقِ یُطِیرُهُمْ فِی أَرْجَاءِ الْهَوَاءِ یُنَادُونَ فِی عَرْصَهًِْ الْقِیَامَهًِْ نَحْنُ الْعَلَوِیُّونَ فَیَأْتِیهِمُ النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ أَنْتُمُ الْمُقَرَّبُونَ الَّذِینَ لاخَوْفٌ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ.

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه) گوید: زمانی ما با پیامبر (صلی الله علیه و آله) در عرفات بودیم که فرمود: «آیا علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) در میان شما است»؟ عرض کردیم: «بله! ای رسول خدا»! او را به خود نزدیک ساخت و دستش را بر شانه او زد سپس فرمود: «ای علی (علیه السلام)! پاکیزه‌ترین [زندگی] نصیب تو است؛ آیه‌ای بر من نازل شده که در آن من و تو را مساوی ذکر کرده و فرموده: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً. این جبرئیل است؛ از طرف خداوند به من خبر می‌دهد که وقتی روز قیامت شود تو و شیعیانت سوار بر شترانی می‌آیید که از نور برق هستند و آن‌ها را در اطراف فضا پرواز می‌دهند. [شیعیان تو] در عرصه‌ی قیامت فریاد می‌زنند: «ما علوّیان هستیم». سپس ندایی از طرف خداوند به‌سوی آن‌ها می‌آید که شما مقرّبانی هستید که امروز نه ترسی برشماست و نه اندوهگین می‌شوید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۶۰۶ بحارالأنوار، ج۷، ص۲۳۶/ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱۳۳/ فرات الکوفی، ص۱۱۹/ فرات الکوفی، ص۱۲۰/ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۰۷/ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۰۸

57 (مائده/3)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ سَمُرَهًَْ قُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَرْشِدْنِی إِلَی النَّجَاهًِْ قَالَ یَا ابْنَ سَمُرَهًَْ إِذَا اخْتَلَفَتِ الْأَهْوَاءُ وَ تَفَرَّقَتِ الْآرَاءُ فَعَلَیْکَ بِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) فَإِنَّهُ إِمَامُ أُمَّتِی وَ خَلِیفَتِی عَلَیْهِمْ مِنْ بَعْدِی وَ هُوَ الْفَارُوقُ الَّذِی یَمِیزُ بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ مَنْ سَأَلَهُ أَجَابَهُ وَ مَنِ اسْتَرْشَدَهُ أَرْشَدَهُ وَ مَنْ طَلَبَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِهِ وَجَدَهُ وَ مَنِ الْتَمَسَ الْهُدَی وَجَدَهُ لَدَیْهِ وَ مَنْ لَجَأَ إِلَیْهِ آمَنَهُ وَ مَنِ اسْتَمْسَکَ بِهِ نَجَّاهُ وَ مَنِ اقْتَدَی بِهِ هَدَاهُ یَا ابْنَ سَمُرَهًَْ سَلِمَ مَنْ سَلَّمَ لَهُ وَ وَالاهُ وَ هَلَکَ مَنْ رَدَّ عَلَیْهِ وَ عَادَاهُ یَا ابْنَ سَمُرَهًَْ إِنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) مِنِّی رُوحُهُ مِنْ رُوحِی وَ طِینَتُهُ مِنْ طِینَتِی وَ هُوَ أَخِی وَ أَنَا أَخُوهُ وَ هُوَ زَوْجُ ابْنَتِی فَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها) سَیِّدَهًِْ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ إِنَّ مِنْهُ إِمَامَیْ أُمَّتِی وَ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهًِْ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ (وَ تِسْعَهًًْ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) تَاسِعُهُمْ قَائِمُ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) أُمَّتِی یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً.

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- عبدالرّحمن‌بن‌سمره نقل می‌کند: گفتم: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! مرا به راه نجات هدایت فرما». فرمود: «ای ابن‌سمره! چون هواخواهی مردمان، مختلف گردید و رأی و نظرها به چند دستگی گرایید، تو از علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) پیروی کن که او امام امّت من و جانشین من پس از من است و او فاروق است که حق را از باطل تمییز خواهد داد، هرکه بپرسد، پاسخش گوید و هرکه راه هدایت جوید، رهنمایش باشد و هرکه حق را نزد وی بخواهد، خواهد یافت و هرکه خواهشمند رهیافتگی باشد، در وی به دست آورد و هرکه به او پناه برد، امنیّتش بخشد و هرکه به دامان وی چنگ زند، نجاتش دهد و هرکه پیرو او گردد، راه نشانش دهد. ای ابن‌سمره! هرکه خود را به وی واگذار کند و با او دوستی نماید، بی‌گزند باشد و هرکه او را نپذیرد و به دشمنی‌اش برخیزد، هلاک گردد. ای ابن‌سمره! همانا علی (علیه السلام) از من است و روحش از روح من و سرشت او از سرشت من است و او برادر من است و من برادر او و همسر دختر من، فاطمه، بانوی زنان جهان از آغاز تا انجام است و از نسل او دو امام امّت من و دو سرور جوانان بهشت؛ حسن و حسین (علیها السلام) و نه فرزند از نسل حسین (علیه السلام) هستند که آخرین ایشان قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) امّت من است و جهان را چون از جور و ستم لبریز گردد، سراسر قسط و عدل خواهد نمود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۶۰۸ روضهًْ الواعظین، ج۱، ص۱۰۰/ البرهان

58 (مائده/3)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ یَذْکُرُ فِیهِ إِتْیَانَ رَجُلٍ مِنَ الزَّنَادِقَهًِْ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ سُؤَالَهُ عَمَّا اشْتَبَهَ عَلَیْهِ مِنْ آیَاتِ الْقُرْآنِ وَ ظَنَ التَّنَاقُضَ فِیهَا فَأَجَابَهُ (علیه السلام) وَ أَسْلَمَ فَکَانَ مِمَّا سَأَلَهُ قَوْلُهُ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ فَقَالَ فَمَا هَذِهِ الْوَاحِدَهًُْ؟ ... فَقَالَ (علیه السلام) وَ أَمَّا قَوْلُهُ: إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ فَإِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِکْرُهُ نَزَّلَ عَزَائِمَ الشَّرَائِعِ وَ آیَاتِ الْفَرَائِضِ فِی أَوْقَاتٍ مُخْتَلِفَهًٍْ کَمَا خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّهًِْ أَیَّامٍ وَ لَوْ شَاءَ لَخَلَقَهَا فِی أَقَلَّ مِنْ لَمْحِ الْبَصَرِ وَ لَکِنَّهُ جَعَلَ الْأَنَاهًَْ وَ الْمُدَارَاهًَْ أَمْثَالًا لِأُمَنَائِهِ وَ إِیجَاباً لِلْحُجَّهًِْ عَلَی خَلْقِهِ فَکَانَ أَوَّلُ مَا قَیَّدَهُمْ بِهِ الْإِقْرَارَ بِالْوَحْدَانِیَّهًِْ وَ الرُّبُوبِیَّهًِْ وَ الشَّهَادَهًَْ بِأَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَلَمَّا أَقَرُّوا بِذَلِکَ تَلَاهُ بِالْإِقْرَارِ لِنَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) بِالنُّبُوَّهًِْ وَ الشَّهَادَهًِْ لَهُ بِالرِّسَالَهًِْ فَلَمَّا انْقَادُوا لِذَلِکَ فَرَضَ عَلَیْهِمُ الصَّلَاهًَْ ثُمَّ الصَّوْمَ ثُمَّ الْحَجَّ ثُمَّ الْجِهَادَ ثُمَّ الزَّکَاهًَْ ثُمَّ الصَّدَقَات وَ مَا یَجْرِی مَجْرَاهَا مِنْ مَالِ الْفَیْءِ فَقَالَ الْمُنَافِقُونَ هَلْ بَقِیَ لِرَبِّکَ عَلَیْنَا بَعْدَ الَّذِی فَرَضَهُ شَیْءٌ آخَرُ یَفْتَرِضُهُ فَتَذْکُرَهُ لِتَسْکُنَ أَنْفُسُنَا إِلَی أَنَّهُ لَمْ یَبْقَ غَیْرُهُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ فِی ذَلِکَ: قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ یَعْنِی الْوَلَایَهًَْ وَ أَنْزَلَ: إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ وَ لَیْسَ بَیْنَ الْأُمَّهًِْ خِلَافٌ أَنَّهُ لَمْ یُؤْتِ الزَّکَاهًَْ یَوْمَئِذٍ أَحَدٌ وَ هُوَ رَاکِعٌ غَیْرُ رَجُلٍ وَ لَوْ ذَکَرَ اسْمَهُ فِی الْکِتَابِ لَأُسْقِطَ مَعَ مَا أُسْقِطَ مِنْ ذِکْرِهِ وَ هَذَا وَ مَا أَشْبَهَهُ مِنَ الرُّمُوزِ الَّتِی ذَکَرْتُ لَکَ ثُبُوتَهَا فِی الْکِتَابِ لِیَجْهَلَ مَعْنَاهَا الْمُحَرِّفُونَ فَیَبْلُغَ إِلَیْکَ وَ إِلَی أَمْثَالِکَ وَ عِنْدَ ذَلِکَ قَالَ اللَّهُ: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِینا.

امام علی (علیه السلام)- در کتاب الاحتجاج آمده است: در یک روایت مفصّل که ذکر می‌کند مردی از کفّار خدمت امیرالمؤمنین (علیه السلام) رسید و سؤال‌هایی را از آیات قرآن که برایش مشکل بود، نمود و خیال می‌کرد این آیات تناقض دارد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) جوابش را داد تا بالأخره مسلمان شد از جمله سؤال‌هایی‌که کرد این بود که گفت در قرآن هست: شما را به یک چیز اندرز می‌دهم. (سبأ/۴۶). این واحده کدام است؟... و امّا کلام حق تعالی: من فقط به شما یک اندرز می‌دهم. (سبأ/۴۶). خداوند تبارک‌وتعالی، احکام شریعتها و نشانههای واجبات را در زمانهای گوناگونی نازل فرمود، همان‌گونه که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید و اگر خواسته بود آنان را در کمتر از چشم برهم زدنی بیافریند، هرآینه آفریده بود. امّا او بردباری و حوصله را مثالی از برای امنای خود و حجّتی برای آفریدگانش قرار داد. پس نخستین چیزی که بر آنان واجب کرد، اقرار به یگانگی و ربوبیّت و گواهی به این بود که هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست. چون آنان بدین اقرار کردند، اقرار به پیامبری پیامبرش (صلی الله علیه و آله) و گواهی به رسالت او را درپی اقرار نخست آورد. چون آنان بدین امر گردن نهادند، نماز و سپس روزه و سپس حج و سپس جهاد و سپس زکات و سپس صدقه و همانند آن یعنی فَیء را بر آنان واجب ساخت. منافقان گفتند: «اگر پس از آنچه پروردگارت بر ما واجب ساخت، چیز دیگری نیز باقی مانده که از واجبات او باشد، آن را برایمان بازگو تا مطمئن شویم چیز دیگری باقی نمانده است. آنگاه خداوند در این‌باره نازل فرمود: من فقط به شما یک اندرز می‌دهم. (سبأ/۴۶). یعنی ولایت. و نازل فرمود: إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ الله وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ؛ میان این امّت هیچ اختلافی نیست که در آن روز، تنها یک مرد درحالی‌که رکوع میگذاشت، زکات داد. اگر نام او در کتاب ذکر میشد، بی‌شک به همراه آنچه که درباره‌ی او بود و آنان آن را حذف کردند، از میان می‌رفت. این آیه و رموز همانند آن که برایت ذکر کردم، از آن رو استوار شد که تحریف‌کنندگان معنایش را در نیابند و به تو و همانندان تو برسد. در آن هنگام خداوند عزّوجلّ فرمود: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۶۰۸ الاحتجاج، ج۱، ص۲۵۴

59 (مائده/3)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَعَاشِرَ النَّاسِ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ قِیلًا وَ أَصْدَقُ مِنْهُ حَدِیثاً مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَ رَبَّکُمْ جَلَ جَلَالُهُ أَمَرَنِی أَنْ أُقِیمَ عَلِیّاً (علیه السلام) عَلَماً وَ إِمَاماً وَ خَلِیفَهًًْ وَ وَصِیّاً وَ أَنْ أَتَّخِذَهُ أَخاً وَ وَزِیراً مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) بَابُ الْهُدَی بَعْدِی وَ الدَّاعِی إِلَی رَبِّی وَ هُوَ صالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَی اللهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) مِنِّی وَ وُلْدَهُ وُلْدِی وَ هُوَ زَوْجُ حَبِیبَتِی أَمْرُهُ أَمْرِی وَ نَهْیُهُ نَهْیِی. مَعَاشِرَ النَّاسِ عَلَیْکُمْ بِطَاعَتِهِ وَ اجْتِنَابِ مَعْصِیَتِهِ فَإِنَّ طَاعَتَهُ طَاعَتِی وَ مَعْصِیَتَهُ مَعْصِیَتِی مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) صِدِّیقُ هَذِهِ الْأُمَّهًِْ وَ فَارُوقُهَا وَ مُحَدَّثُهَا إِنَّهُ هَارُونُهَا وَ یُوشَعُهَا وَ آصِفُهَا وَ شَمْعُونُهَا إِنَّهُ بَابُ حِطَّتِهَا وَ سَفِینَهًُْ نَجَاتِهَا إِنَّهُ طَالُوتُهَا وَ ذُو قَرْنَیْهَا مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّهُ مِحْنَهًُْ الْوَرَی وَ الْحُجَّهًُْ الْعُظْمَی وَ الْآیَهًُْ الْکُبْرَی وَ إِمَامُ أَهْلِ الدُّنْیَا وَ الْعُرْوَهًُْ الْوُثْقَی مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُ وَ عَلَی لِسَانِهِ مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) قَسِیمُ النَّارِ لَا یَدْخُلُ النَّارَ وَلِیٌّ لَهُ وَ لَا یَنْجُو مِنْهَا عَدُوٌّ لَهُ إِنَّهُ قَسِیمُ الْجَنَّهًِْ لَا یَدْخُلُهَا عَدُوٌّ لَهُ وَ لَا یُزَحْزَحُ عَنْهَا وَلِیٌّ لَهُ مَعَاشِرَ النَّاسِ أَصْحَابِی قَدْ نَصَحْتُ لَکُمْ وَ لکِنْ لا تُحِبُّونَ النَّاصِحِینَ.

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ای مردم! چه کسی از خداوند نیکو گفتارتر است و از وی راستگوتر؟ ای مردم! همانا خدای شما به من امر فرمود تا علی (علیه السلام) را پیشوای مردمان و جانشین و امام و وصی خود قرار دهم و او را چون برادر و وزیر خودگیرم. ای مردمان! علی (علیه السلام) پس از من، باب هدایت است و فراخواننده به‌سوی پروردگار، که او صالح مؤمنان است، چه کسی خوش گفتارتر است از آن کس که دعوت به‌سوی خدا می‌کند و عمل صالح انجام می‌دهد و می‌گوید: «من از مسلمانانم؟!. (فصلت/۳۳). هان ای مردمان! همانا علی (علیه السلام) از من است و فرزندان او فرزندان من می‌باشند و او همسر دختر و ریحانه من است، فرمان او فرمان من است و بازداری او بازداری من است؛ بر شما باد اطاعت از او و پرهیز از نافرمانی او، چرا که اطاعت از او، پیروی از من است و نافرمانی او، عصیان بر من. ای مردمان! همانا علی (علیه السلام) راستگوی این امّت است و جداکننده حق از باطل و راستین اندیشه‌ی ایشان و به راستی او هارون و یوشع و آصف و شمعون این قوم است و همانا او دروازه حطهًْ و کشتی نجات ایشان است و او طالوت این امّت و ذوالقرنین آن است. ای مردمان! همانا او [مایه] رنجش مردمانِ سست نهاد است و حجّت عظمی و آیه‌ی کبری است و امام اهل این دنیاست و عروه وثقی. هان ای مردمان! همانا علی با حق است و حق با علی (علیه السلام) است و بر زبانش. ای مردم! علی تقسیم‌کننده‌ی آتش است دوست او وارد آن نشود و دشمنش از آن نجات نیابد او تقسیم‌کننده‌ی بهشت است دشمنش وارد آن نگردد و دوستش از آن منصرف نشود.. ای اصحاب من، شما را نصیحت نمودم ولی شما نصیحت‌کنندگان را دوست نمی‌دارید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۶۱۰ روضهًْ الواعظین، ج۱، ص۱۰۰/ البرهان

60 (مائده/3)

الصّادق (علیه السلام)- وَ قَالَ مَوْلَانَا وَ إِمَامُنَا الصَّادِقُ (علیه السلام): إِنَّ حُقُوقَ النَّاسِ تُعْطَی بِشَهَادَهًِْ شَاهِدَیْنِ وَ مَا أُعْطِیَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) حَقَّهُ بِشَهَادَهًِْ عَشَرَهًِْ آلَافِ نَفْسٍ یَعْنِی یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ إِنْ هَذَا الَّا ضَلَالٌ عَنِ الْحَقِّ الْمُبِینِ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ فَأَنَّی تُصْرَفُونَ کَذلِکَ حَقَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ عَلَی الَّذِینَ فَسَقُوا أَنَّهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ.

امام صادق (علیه السلام)- در برهان آمده است: سرور و امام ما امام صادق (علیه السلام) فرمود: «همانا حقوق مردمان، به گواهی دو شاهد داده می‌شود ولی حقّ امام علی (علیه السلام) به شهادت ده هزار نفر داده نشد. و منظورش روز غدیرخم بود و این نیست مگر گمراهی از راه حقّ آشکار و بعد از حقیقت جز گمراهی چیست؟ پس به کجا روی می‌آورید؛ پس سخن پروردگار تو درباره‌ی عصیانگران که گفت: اینان ایمان نمی‌آورند، به‌حقیقت پیوست؟. (یونس/۳۳۳۲)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۶۱۰ البرهان

61 (مائده/3)

الصّادق (علیه السلام)- تَمَامُ النِّعْمَهًِْ دُخُولُ الْجَنَّهًِْ.

امام صادق (علیه السلام)- کمال نعمت، ورود به بهشت است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۶۱۲ بحار الأنوار، ج۳۷، ص۱۳۸/ البرهان

62 (مائده/3)

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ أمًَّا قَولُهُ: فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَهُوَ رخصهًْ لِلْمُضْطَرِّ أَنْ یَأْکُلَ المیته وَ الدَّمِ وَ لَحْمِ الْخِنْزِیرِ، وَ المخمصه الْجُوعِ.

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- این آیه: فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ رخصتی است برای مضطرّ تا بتواند مردار، خون و گوشت خوک بخورد و مخمصه به‌معنای گرسنگی است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۶۱۲ القمی، ج۱، ص۱۶۲/ البرهان

63 (مائده/3)

الباقر (علیه السلام)- فِی رِوَایَهًِْ أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ: غَیْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ، قَالَ یَقُولُ غَیْرَ مُتَعَمِّدٍ لِإِثْمٍ.

امام باقر (علیه السلام)- در روایت ابوجارود از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی آیه: غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ آمده است که فرمود: «یعنی بدون تعمّد در ارتکاب این گناه».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۶۱۲ القمی، ج۱، ص۱۶۲/ البرهان

64 (مائده/3)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ أَمَّا الرُّخْصَهًُْ الَّتِی ظَاهِرُهَا خِلَافُ بَاطِنِهَا وَ الْمُنْقَطِعُ الْمَعْطُوفُ فِی التَّنْزِیلِ هُوَ أَنَّ الْآیَهًَْ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ کَانَتْ تَجِیءُ بِشَیْءٍ مَا ثُمَّ تَجِیءُ مُنْقَطِعَهًَْ الْمَعْنَی بَعْدَ ذَلِکَ وَ تَجِیءُ بِمَعْنَی غَیْرِهِ ثُمَّ تَعْطِفُ بِالْخِطَابِ عَلَی الْأَوَّل مِثْلُ قَوْلِهِ تَعَالَی فِی سُورَهًِْ الْمَائِدَهًِْ: وَ ما أَکَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَکَّیْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِکُمْ فِسْقٌ ثُمَّ قَطَعَ الْکَلَامَ بِمَعْنًی لَیْسَ یُشْبِهُ هَذَا الْخَطَّابَ فَقَالَ تَعَالَی: الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً ثُمَّ عَطَفَ عَلَی الْمَعْنَی الْأَوَّلِ وَ التَّحْرِیمِ الْأَوَّلِ فَقَالَ سُبْحَانَهُ: فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ.

امام علی (علیه السلام)- و امّا رخصتی که ظاهر آن بر خلاف باطن آن است و در نزول قرآن [جمله مستقل و] بریده شده [از جملات قبلی که به ما قبل خود] عطف شده، آن است که آیه‌ی کتاب خدای عزّوجلّ مطلبی را می‌آورد سپس بعد از آن با معنای [مستقل و] جداگانه‌ای می‌آید و معنایی غیر آن [معنای اوّل] می‌آورد سپس در سخن‌گفتن بر اوّلی عطف می‌کند؛ مانند کلام خداوند تعالی در سوره‌ی مائده: وَ ما أَکَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَکَّیْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِکُمْ فِسْقٌ. سپس کلام را با معنایی‌که شبیه این سخن نیست قطع کرد و فرمود: الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً. سپس بر معنای اوّل و تحریم اوّل عطف کرد و فرمود: فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ الله غَفُورٌ رَحِیمٌ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۶۱۲ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۱

65 (مائده/3)

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- غَیْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ أیْ غَیْرَ مَائِلٍ فِی الْإثْْمِ فَلَا یَأکُلِ الْمِیتَهًَْ إذَا اضْطُرَّ إلَیْهَا إذَا کَانَ فِی سَفَرٍ غَیْرِ حَقٍّ، وَ کَذَلِکَ إنْ کانَ فِی قَطْعِ الطَّریقِ أوْ ظُلْمٍ أوْ جَوْرٍ.

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- غَیْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ، یعنی به گناه تمایل نداشته باشد؛ بنابراین اگر در سفر غیر حق بود، چنانچه به خوردن مردار ناچار شد، آن را نمی‌خورد و همین‌طور است اگر درحال راهزنی، یا ظلم و ستم باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۶۱۲ القمی، ج۱، ص۱۶۲

66 (مائده/3)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَنَ امْرَأَهًًْ شَهِدَ عَلَیْهَا الشُّهُودُ أَنَّهُمْ وَجَدُوهَا فِی بَعْضِ مِیَاهِ الْعَرَبِ مَعَ رَجُلٍ یَطَؤُهَا لَیْسَ بِبَعْلٍ لَهَا فَأَمَرَ عُمَرُ بِرَجْمِهَا فَقَالَتْ اللَّهُمَّ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنِّی بَرِیئَهًٌْ فَغَضِبَ عُمَرُ وَ قَالَ وَ تَجْرَحِی الشُّهُودَ أَیْضاً فَأَمَرَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) أَنْ یَسْأَلُوهَا فَقَالَتْ کَانَ لِأَهْلِی إِبِلٌ فَخَرَجْتُ فِی إِبِلِ أَهْلِی وَ حَمَلْتُ مَعِی مَاءً وَ لَمْ یَکُنْ فِی إِبِلِی لَبَنٌ وَ خَرَجَ مَعِی خَلِیطٌ وَ کَانَ فِی إِبِلِهِ لَبَنٌ فَنَفِدَ مَائِی فَاسْتَسْقَیْتُهُ فَأَبَی أَنْ یَسْقِیَنِی حَتَّی أُمَکِّنَهُ مِنْ نَفْسِی فَأَبَیْتُ فَلَمَّا کَادَتْ نَفْسِی تَخْرُجُ أَمْکَنْتُهُ مِنْ نَفْسِی فَقَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) اللَّهُ أَکْبَرُ: فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَلَا إِثْمَ عَلَیْه.

امام علی (علیه السلام)- در کتاب الارشاد روایت‌شده که گواهان درباره‌ی زنی گواهی دادند که او را در برخی از آبادی‌ها و بلاد عرب دیده‌اند مردی‌که شوهر او نبوده با او نزدیک شده و با او زنا کرده است و آن زن شوهردار بود، پس عمر دستور داد سنگسارش کنند، زن گفت: «بارخدایا تو می‌دانی‌که من گناهی نکرده‌ام»، عمر خشمناک شده گفت: «[گذشته از اینکه گناه کرده‌ای] گواهان را هم به دروغ نسبت دهی»؟ امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «این زن را بیاورید و از او بپرسید [جریان چه بوده] شاید در این کار عذری داشته است»؟ پس زن را آوردند و از حال او پرسیدند. گفت: «خاندان ما شتران چندی دارند که من [برای چراندن یا سفر] با آن شتران از خانه بیرون رفتم و قدری آب نیز با خود برداشتم و شتران شیر نداشتند، مردی نیز با من همراه شد و شترهای او شیر داشت، پس آب من تمام شد و از آن مرد خواستم که مرا سیراب کند، او از سیراب‌کردن من امتناع ورزید مگر اینکه من خود را در اختیار او گذارم، من از این کار سر باز زدم [و به تشنگی تن دادم] تا آنگاه که نزدیک بود [از تشنگی] بمیرم به‌ناچار به آنچه او می‌خواست تن دادم [و او به من نزدیک شد]» امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «اللَّه اکبر؛ پس هر که در گرسنگی بی‌چاره ماند بی آنکه قصد گناه داشته باشد گناهی بر او نیست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۶۱۲ المناقب، ج۲، ص۳۶۹