سوره انعام - آیه 109 جزء 7 - صفحه 141

    وَأَقۡسَمُواْ بِٱللَّهِ جَهۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡ لَئِن جَآءَتۡهُمۡ ءَايَةࣱ لَّيُؤۡمِنُنَّ بِهَاۚ قُلۡ إِنَّمَا ٱلۡأٓيَٰتُ عِندَ ٱللَّهِۖ وَمَا يُشۡعِرُكُمۡ أَنَّهَآ إِذَا جَآءَتۡ لَا يُؤۡمِنُونَ

    109

تفسیر روایی
با نهایت اصرار، به خدا سوگند یاد کردند که اگر نشانه‌ای [= معجزه‌ای‌] برای آنان بیاید، حتماً به آن ایمان می‌آورند؛ بگو: «معجزات فقط از سوی خداست (و در اختیار من نیست که به میل شما معجزه‌ای بیاورم)؛ و شما از کجا می‌دانید که هرگاه معجزه‌ای بیاید (ایمان می‌آورند؟ خیر،) ایمان نمی‌آورند!»
1 (انعام/109)

علی‎بن‎إبراهیم (رحمة الله علیه)- أَنَّها إِذا جاءَتْ لا یُؤْمِنُونَ یَعْنِی قُرَیْشاً.

علی‎بن‎إبراهیم (علیه السلام)- أَنَّهَا إِذَا جَاءتْ لاَ یُؤْمِنُونَ یعنی قریش.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۹۰

2 (انعام/109)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- الْکَلْبِیُ: قَالَتْ قُرَیْشٌ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) تُخْبِرُنَا أَنَّ مُوسَی (علیه السلام) کَانَتْ مَعَهُ عَصًی یَضْرِبُ بِهَا الْحَجَرَ فَتَنْفَجِرُ مِنْهُ اثنَتَا عَشْرَهًَْ عَیناً وَ تُخْبِرُنَا أَنَّ عِیسَی (علیه السلام) کَانَ یُحْیِی الْمَوتَی وَ تُخْبِرُنا أَنَّ ثَمُودَ کَانَتْ لَهُ نَاقَهًٌْ فَأْتِنَا بِآیَهًٍْ مِنَ الْآیَاتِ حَتَّی نُصَدِّقَکَ فَقَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) أَیَّ شَیْءٍ تُحِبُّونَ أَنْ آتِیَکُمْ بِهِ قَالُوا اجْعَلْ لَنَا الصَّفَا ذَهَباً وَ ابْعَثْ لَنَا بَعْضَ مَوْتَانَا حَتَّی نَسْأَلَهُمْ عَنْکَ أَ حَقٌّ مَا تَقُولُ أَمْ بَاطِلٌ وَ أَرِنَا الْمَلَائِکَهًَْ (علیهم السلام) یَشْهَدُونَ لَکَ أَوْ ائْتِنَا بِاللهِ وَ الْمَلائِکَةِ قَبِیلًا فَقَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) فَإِنْ فَعَلْتُ بَعْضَ مَا تَقُولُونَ أَ تُصَدِّقُونَنِی قَالُوا نَعَم وَ اللَّهِ لَوْ فَعَلْتَ لَنَتْبَعَنَّکَ أَجْمَعِینَ وَ سَأَلَ المُسْلِمُونَ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) أَنْ یُنَزِّلَهَا عَلَیْهِمْ حَتَّی یُوْمِنُوا فَقَامَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) یَدْعُو أَنْ یَجْعَلَ الصَّفَا ذَهَباً فَجَاءَ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ إِنْ شِئْتَ أَصْبَحَ الصَّفَا ذَهَباً وَ لَکِنْ إِنْ لَمْ یُصَدِّقُوا عَذَّبْتُهُمْ وَ إِنْ شِئْتَ تَرَکْتُهُمْ حَتَّی یَتُوبَ تَائِبُهُمْ فَقَالَ (علیه السلام) بَلْ یَتُوبَ تَائِبُهُمْ فَأَنزَلَ اللهُ تَعَالَی هَذِهِ الآیَهًَْ.

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از کلبی روایت است: قریش به پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفتند: «تو می‌گویی: «موسی (علیه السلام) را عصایی بود که به سنگ می‌زد و دوازده چشمه از آن آشکار می‌شد». تو می‌گویی: «عیسی (علیه السلام) مردگان را زنده می‌کرد». تو می‌گویی: «قوم ثمود شتری داشتند». تو هم معجزه‌ای نظیر آن‌ها بیاور، تا تو را تصدیق کنیم». در پاسخ فرمود: «چه می‌خواهید برای شما بیاورم»؟ گفتند: «کوه صفا را طلا کن و بعضی از مردگان ما را به دنیا برگردان تا از آن‌ها سؤال کنیم که تو بر حقّی یا بر باطل؟ فرشتگان را به ما نشان ده تا به رسالت تو گواهی دهند. یا اینکه خدا و فرشتگان را دسته‌دسته نزد ما بیاور». پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اگر بعضی از این کارها را انجام دهم، مرا تصدیق خواهید کرد»؟ گفتند: «آری، به خدا همه‌ی ما از تو پیروی خواهیم کرد». مسلمانان از پیامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست کردند که این آیات را نازل کند تا آن‌ها ایمان بیاورند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) به پای خاست و دعا کرد که خداوند کوه صفا را طلا کند. جبرئیل نازل شده، عرض کرد: «اگر بخواهی صفا را طلا می‌کنم. لکن اگر ایمان نیاوردند، آن‌ها را عذاب می‌کنم. و اگر بخواهی آن‌ها را به حال خود وامی‌گذارم، تا هرکس که اهل توبه است، توبه کند». پیامبر (صلی الله علیه و آله) پیشنهاد دوّم را پذیرفت و خداوند این آیه را نازل کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴۲ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۶/ القمی، ج۱، ص۲۱۳؛ فیه: «و إنّهم منافقون» محذوفٌ/ نورالثقلین/ البرهان؛ فیهم «کما لم یؤمنوا ... منافقون» محذوفٌ