و اگر خداوند (براى آزمایش یا هدف دیگر بخواهد) زیانى به تو برساند، جز خود او كسى توان برطرف كردن آن را ندارد واگر براى تو خیرى بخواهد، هیچ كس مانع فضل او نخواهد شد. خیر را به هر كس از بندگانش كه بخواهد مىرساند و او بس آمرزنده و مهربان است.
نکتهها
اینكه در برطرف كردن ضرر، تعبیر «
الاّ هو» آمده، امّا در برطرف كردن خیر نیامده، به خاطر آن است كه خداوند ضررى را كه به انسان برسد برطرف مىكند، امّا فضلى را كه به انسان برسد او بر نمىدارد، مگر آنكه اعمال ما آن را تغییر دهد.
369 چنانكه در قرآن آمده است: «
انّ اللَّه لایغیّر ما بقومٍ حتى یغیّروا ما بأنفسهم»
370 یعنى تغییر نعمت، بستگى به عملكرد خود انسان دارد.
371
369) تفسیر روحالمعانى.
370) رعد، 11.
371) در دعاى كمیل نیز مىخوانیم: «اللّهم اغفر لى الذنوب الّتى تغیّر النعم»
پیامها

خیر و شرّ تنها به دست خداست.«
ان یمسسك اللّه بضرّ، یردك بخیر»
هر تلخى و ضررى شرّ نیست، گاهى حوادث تلخ براى بیدارى فطرت یا آزمودن انسان است. «بُضّرٍ» و نه «بشرٍّ»
مقصود خدا، خیر رساندن است. از این رو در مورد خیر، «یردك» و اراده به كار رفته و در ضرر، تعبیر «یمسسك» آمده است. 372
خیرى كه به انسان مىرسد، فضل الهى است، نه استحقاق انسان. «لفضله»
خواست خدا، بر اساس حكمت است و مشیّتهاى او در كنار حكیم بودن او معنى مىشود.«یصیب به من یشاء»
372) تفسیر روح المعانى.