سابقهى خوب. مثل «قدمٌ فى الحرب، قدم فى الاسلام»، یعنى در مبارزه و در اسلام سابقه دارد.
مقام و منزلتِ صدق و نیكو.
رهبر و پیشواى صدق. در روایات شیعه و سنّى «قَدَم صِدق» را رسول اللَّه صلى الله علیه وآله و على علیه السلام دانستهاند. 198
شفاعت. در روایتى مراد از «قدم صدق» مقام شفاعت معرّفى شده است. 199
كافران در ردّ رسالت پیامبر هیچ گونه دلیل ومنطقى نداشتند، بلكه با بعید دانستن آن، از پذیرش آن شانه خالى مىكردند. چنانكه اصول اعتقادى را نیز فقط با تعجّب انكار مىكردند:
در توحید: «اَجَعل الآلهة الهاً واحداً» 200
در نبوّت: «اهذا الّذى بعث اللَّه رسولاً» 201
در معاد: «من یحیى العظام و هى رمیم» 202
در امامت: «انّى یكون له الملك ولم یؤت سعةً من المال» 203
199) تفسیر نورالثقلین.
سرچشمهى دعوت انبیا، وحى الهى است. «اوحینا الى رجل»
لیاقتهاى معنوى افراد، در ظاهر دیده نمىشود. اگر كسى مورد لطف خاص خدا قرار گرفت، او را تحمّل كنیم. «رجل منهم»
پیامبران به خاطر الگو بودنشان باید از مردم ودرد آشنا باشند. «منهم»
وظیفهى پیامبران، بشارت و انذار است. «اَنذر، بشّر»
هر آنچه نمىفهمیم، آن را رد نكنیم. زیرا كه انكار و تهمت زدن، شیوهى كفّار است. «قال الكافرونَ انّ هذا لساحِرٌ مُبین»
ایمان، زمینهى قدم صدق وجایگاه ویژه نزد خداوند است. «انّ لهم الجنّة»