سوره یونس - آیه 2 جزء 11 - صفحه 208
  • أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنۡ أَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ رَجُلٍ مِّنۡهُمۡ أَنۡ أَنذِرِ ٱلنَّاسَ وَبَشِّرِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَنَّ لَهُمۡ قَدَمَ صِدۡقٍ عِندَ رَبِّهِمۡ‌ قَالَ ٱلۡكَـٰفِرُونَ إِنَّ هَـٰذَا لَسَـٰحِرٌ مُّبِينٌ
    2
تفسیر نور
آیا براى مردم شگفت‌آور است كه به مردى از خود آنان وحى كردیم كه مردم را بیم و هشدار بده و به مؤمنان بشارت بده كه براى آنان نزد پروردگارشان جایگاه نیكویى است؟ كافران گفتند: همانا این مرد جادوگرى آشكار است!

نکته‌ها
«قَدم صِدق» چند معنى دارد:

سابقه‌ى خوب. مثل «قدمٌ فى الحرب، قدم فى الاسلام»، یعنى در مبارزه و در اسلام سابقه دارد.

مقام و منزلتِ صدق و نیكو.

رهبر و پیشواى صدق. در روایات شیعه و سنّى «قَدَم صِدق» را رسول اللَّه صلى الله علیه وآله و على علیه السلام دانسته‌اند. 198

شفاعت. در روایتى مراد از «قدم صدق» مقام شفاعت معرّفى شده است. 199

كافران در ردّ رسالت پیامبر هیچ گونه دلیل ومنطقى نداشتند، بلكه با بعید دانستن آن، از پذیرش آن شانه خالى مى‌كردند. چنانكه اصول اعتقادى را نیز فقط با تعجّب انكار مى‌كردند:

در توحید: «اَجَعل الآلهة الهاً واحداً» 200

در نبوّت: «اهذا الّذى بعث اللَّه رسولاً» 201

در معاد: «من یحیى العظام و هى رمیم» 202

در امامت: «انّى یكون له الملك ولم یؤت سعةً من المال» 203


198) تفاسیر قرطبى وبرهان.

199) تفسیر نورالثقلین.

200) ص، 5.

201) فرقان، 41.

202) یس، 78.

203) بقره، 247.

پیام‌ها
ریشه‌ى كفر، غالباً استبعاد و تعجّب از وحى است. «عجبا ان اوحینا»

سرچشمه‌ى دعوت انبیا، وحى الهى است. «اوحینا الى رجل»

لیاقت‌هاى معنوى افراد، در ظاهر دیده نمى‌شود. اگر كسى مورد لطف خاص خدا قرار گرفت، او را تحمّل كنیم. «رجل منهم»

پیامبران به خاطر الگو بودنشان باید از مردم ودرد آشنا باشند. «منهم»

وظیفه‌ى پیامبران، بشارت و انذار است. «اَنذر، بشّر»

هر آنچه نمى‌فهمیم، آن را رد نكنیم. زیرا كه انكار و تهمت زدن، شیوه‌ى كفّار است. «قال الكافرونَ انّ هذا لساحِرٌ مُبین»

ایمان، زمینه‌ى قدم صدق وجایگاه ویژه نزد خداوند است. «انّ لهم الجنّة»