لِإِيلَـٰفِ قُرَيۡشٍ
1
لِإِيلَـٰفِ قُرَيۡشٍ
1
إِۦلَـٰفِهِمۡ رِحۡلَةَ ٱلشِّتَآءِ وَٱلصَّيۡفِ
2
فَلۡيَعۡبُدُواْ رَبَّ هَـٰذَا ٱلۡبَيۡتِ
3
ٱلَّذِيٓ أَطۡعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَءَامَنَهُم مِّنۡ خَوۡفِۭ
4
«رِحلة» پیمودن راه بر روى راحلة و مركب است. قریش سالى دو بار سفر تجارى داشتند، یكى در زمستان به منطقه یمن و یكى در تابستان به منطقه شام.
در برابر رسم جاهلیّت كه خونریزى و جنگ را ارزش مىدانست، تكرار كلمه ایلاف و الفت، بیانگر لطف و رحمت الهى به قریش است.
سفرهاى تجارى موجب رونق صادرات و واردات مىشود و بهبود زندگى و تبادل فرهنگ را به دنبال دارد.
پس از انهدام اصحاب فیل، مردم براى اهل حرم، حریم خاص قائل بودند.
وحدت و الفت میان اقشار جامعه، از نعمتهاى الهى است. «لایلاف قریش»
تا مسائل اقتصادى و امنیّتى جامعه حل نشود، نمىتوان آنان را به عبادت دعوت كرد. «فلیعبدوا... الّذى اطعمهم... و آمنهم»
یكى از فلسفههاى عبادت، شكر مُنعم است. «فلیعبدوا ربّ هذا البیت»
خداوند امور مكّه و كعبه را تدبیر مىكند. «ربّ هذا البیت»
تأمین معیشت و امنیّت جامعه، باید در مسیر بندگى و عبادت خدا باشد. «فلیعبدوا... الّذى اطعمهم... و آمنهم»
گرسنگى و نیاز به غذا، ویژگى بشر است و تأمین این نیاز، نشانه لطف و رحمت خداوند است. «اطعمهم من جوع»
برقرارى امنیّت و برطرف كردن عوامل ترس، كار خدایى است. «آمنهم من خوف»
سفر براى كسب درآمد، مورد پذیرش اسلام است. «رحلة الشتاء و الصیف»