قَالَ سَـَٔاوِيٓ إِلَىٰ جَبَلٍ يَعۡصِمُنِي مِنَ ٱلۡمَآءِۚ قَالَ لَا عَاصِمَ ٱلۡيَوۡمَ مِنۡ أَمۡرِ ٱللَّهِ إِلَّا مَن رَّحِمَۚ وَحَالَ بَيۡنَهُمَا ٱلۡمَوۡجُ فَكَانَ مِنَ ٱلۡمُغۡرَقِينَ
43
قَالَ سَـَٔاوِيٓ إِلَىٰ جَبَلٍ يَعۡصِمُنِي مِنَ ٱلۡمَآءِۚ قَالَ لَا عَاصِمَ ٱلۡيَوۡمَ مِنۡ أَمۡرِ ٱللَّهِ إِلَّا مَن رَّحِمَۚ وَحَالَ بَيۡنَهُمَا ٱلۡمَوۡجُ فَكَانَ مِنَ ٱلۡمُغۡرَقِينَ
43
اگر قهر خداوند فرا رسد، كوههاى مستحكم و استوار نمىتوانند در مقابل آب نرم و روان، سبب نجات باشند. «جبل یعصمنى من الماء قال لاعاصم الیوم من امراللّه»
آب كه مایهى حیات همهى جانداران است، به امر الهى مایهى هلاك وعذاب مىشود. «لاعاصم الیوم من امراللّه»
حوادث طبیعى تصادف نیست، فرمان حكیمانهى خداوند است.«امراللّه»
از قهر خدا تنها باید به خدا پناه برد.68 «لاعاصم الیوم... الاّ من رحم»
نتیجهى «مع الكافرین» بودن، «مِن المغرقین» شدن است.
در كیفر الهى، روابط خانوادگى وخویشاوندى تأثیرى ندارد. پسرِ ناخلف پیامبر خدا در مقابل پدر غرق مىشود وپدر باید تسلیم باشد. «حال بینهما الموج و كان من المغرقین»
گرچه خداوند رحیم است، امّا حكیم نیز هست. گاهى از رحمت، سینهى مادر را قبل از تولّد فرزند پر از شیر مىكند و گاهى از حكمت، فرزند را در برابر چشم پدر هلاك مىسازد.«من المغرقین »