سوره هود - آیه 69 جزء 12 - صفحه 229
  • وَلَقَدۡ جَآءَتۡ رُسُلُنَآ إِبۡرَٰهِيمَ بِٱلۡبُشۡرَىٰ قَالُواْ سَلَـٰمًا‌ قَالَ سَلَـٰمٌ‌ فَمَا لَبِثَ أَن جَآءَ بِعِجۡلٍ حَنِيذٍ
    69
تفسیر نور
و همانا فرستادگان ما (كه فرشتگانى به صورت انسان بودند)، ابراهیم را مژده آورده گفتند: سلام، (ابراهیم نیز) گفت: سلام. پس زمانى نگذشت كه گوساله‌ى بریانى را (براى پذیرایى) نزد آنان آورد.

پیام‌ها
فرشتگان، به اذن الهى به صورت وشكل انسان در مى‌آیند. «جاءت‌رسلناابراهیم»

سخن را باید با سلام آغاز كرد. «قالوا سلاماً»

سلام،یك شعار آسمانى و شیوه‌اى ملكوتى است. «قالوا سلاماً»

سلام را به نحو بهتر باید جواب داد. (جمله‌ى «سلامٌ» جمله‌ى اسمیّه است كه دوام وثبوت آن از جمله‌ى فعلیّه‌ى «قالوا سلاماً» بیشتر است)

در پذیرایى باید تسریع نمود. «فما لبث»

پذیرایى از میهمان یك ارزش است، اگر چه ناشناس باشد. «جاء بعجل حنیذٍ»

ابراهیم‌علیه السلام، میهمان دوست و سخاوتمند بود. «جاء بعجل حنیذٍ»

از میهمان در مورد غذا سؤال نكنیم. (آیا غذا میل دارید؟ آیا غذا خورده‌اید؟ چه غذایى مى‌خواهید؟) «جاء بعِجل»

در پذیرایى، خودمان مباشر باشیم. «جاء بعِجل»

غذا را نزد میهمان ببریم، نه میهمان را به طرف غذا. «جاء بعجل»

پذیرایى از میهمان، مطلوب و ویژه باشد.92 «بعجل حنیذ»


92) در سوره‌ى ذاریات مى‌خوانیم كه پذیرایى حضرت ابراهیم علیه السلام از میهمانانش با كباب كردن گوساله چاقى بوده است. «عجل سمین»