انسان چون حكمت الهى و مصالح امور را نمىداند، زود قضاوت مىكند، مأیوس مىشود و كفر مىورزد.
نعمتهاى الهى، فضل و رحمت خداست، نه استحقاق ما. «اذقنا... رحمةً»
اگر مدّت كامیابى انسان طول كشید، مغرور نشویم. «اذقنا... ثمّ نزعناها» («ثمّ» نشانهى مدّتى طولانى است)
دادنها و گرفتنها به دست اوست. «اذقنا... نزعناها»
گرفتن رحمت از انسان، براى او سخت است. «نزعناها» («نَزع» كشیدن همراه با سختى است)
انسان كم ظرفیّت است و با از دست دادن نعمتى، از رحمت گستردهى الهى مأیوس مىشود. «ثمّ نزعناها ... انّه لیؤس»
ایمان ما به خداوند نباید وابسته به كامیابىها وشیرینىهاى زندگى باشد. «نزعناها... انّه لیؤس»
یأس از رحمت خداوند، مقدّمهى كفر وناسپاسى است.18 «انّهلیؤسٌ كفور»