گاهى خداوند كارهاى بزرگ را با وسیلههاى كوچك انجام مىدهد. مثلاً سرنگونى سپاه ابرهه را با پرندگان ابابیل، حفظ جان پیامبر اسلام را با تار عنكبوت، آموزش دفن میّت را با كلاغ، اثبات پاكى مریمعلیها السلام را با سخن گفتن نوزاد، پاكى یوسف را با پاره شدن پیراهن، ایمان آوردن یك كشور را با سفر هُدهُد و كشف اصحاب كهف را با نمونه پول، تحقّق بخشیده است.51) نساء، 76.
استدلال منطقى، هر انسانى را مطیع و منقاد مىكند. (عزیز مصر مطیع سخن شاهد شد) «شهد شاهد... قال انّه من كیدكنّ»*
آثار و مدارك صحنه جرم باید به دقت مشاهده و بررسى شود. «قُدّ من دُبر»*
وقتى به نتیجه قطعى رسیدید، در اعلان حكم تردید نكنید. «فلمّا رأى... قال»*
عزیز مصر داراى عدالت نسبى و انصاف در برخورد با موضوعات بوده است. (چون بدون پرسش و پاسخ كسى را متهم نكرد و پس از آن نیز حقّ را به یوسف داد). «فلمّا رأى... انّه من كیدكنّ»*
حقّ، پشت پرده نمىماند و مجرم روزى رسوا مىشود. «انّه من كیدكنّ»
سخن حقّ را گرچه تلخ و بر ضرر باشد بپذیریم. (عزیز پذیرفت كه مقصّر همسر اوست) «انّه من كیدكنّ»*
از مكر زنان ناپاك بترسید كه حیلهى آنان خطرناك است. «انّ كیدكنّ عظیم»
گاهى مكر و حیله هر قدر هم بزرگ باشد، قابل كشف و افشاست. «فلمّا رأى... قال انّه من كیدكنّ انّ كیدكنّ عظیم»