دو گروه درباره یوسف گفتند: علاقهى بیش از حدّ به او نشانهى گمراهى است: یكى برادرانش كه به جهت محبّت پدر به یوسف، پدر را گمراه خوانده و گفتند: «انّ ابانا لفى ضلال مبین» و دیگرى زنانِ مصر كه به جهت علاقهى شدید زلیخا به یوسف، زلیخا را گمراه خوانده و گفتند: «انّا لنراها فى ضلال مبین».
هر كس یوسف را براى خود مىخواهد؛ یعقوب او را فرزند خود مىداند؛ «یا بُنىّ» كاروان او را سرمایه خود مىداند؛ «شروه بثمن بخس» عزیز مصر او را فرزند خوانده مىداند؛ «نتّخذه ولدا» زلیخا او را معشوق خود مىداند؛ «شغفها حبّاً» زندانیان او را تعبیر كننده خواب خود مىدانند؛ «نبّئنا بتأویله» ولى خداوند او را برگزیده و رسول خود مىداند؛ «یجتبیك ربّك» و آنچه براى یوسف ماند، همین مقام رسالت بود. «واللّه غالب على امره»52) تفسیر نمونه.
بستن درها براى انجام گناه نیز مانع رسوایى نمىشود. «قال نسوة... اِمرأت العزیز تراود»
خطاهاى افراد خانواده به مرد و سرپرست خانواده منتسب مىشود. «امرئة العزیز تُراود فتاها»*