سوره یوسف - آیه 32 جزء 12 - صفحه 239
  • قَالَتۡ فَذَٰلِكُنَّ ٱلَّذِي لُمۡتُنَّنِي فِيهِ‌ وَلَقَدۡ رَٰوَدتُّهُۥ عَن نَّفۡسِهِۦ فَٱسۡتَعۡصَمَ‌ وَلَئِن لَّمۡ يَفۡعَلۡ مَآ ءَامُرُهُۥ لَيُسۡجَنَنَّ وَلَيَكُونًا مِّنَ ٱلصَّـٰغِرِينَ
    32
تفسیر نور
(همسر عزیز مصر به زنانى كه دست خود را بریده بودند) گفت: این همان كسى است كه مرا درباره او ملامت مى‌كردید. و البته من از او كام خواستم ولى او پاكى ورزید. و اگر آنچه را به او دستور مى‌دهم انجام ندهد، حتماً زندانى خواهد شد و قطعاً از خوارشدگان خواهد بود.

نکته‌ها
شرایط اجتماعى و روانى، در نوع عكس‌العمل افراد تأثیر دارد. همسر عزیز آنگاه كه از افشاى كار زشت خود مى‌ترسد، درها را مى‌بندد، «غلقّت الابواب»، امّا هنگامى كه زنان مصر را همراه و همداستان خود مى‌بیند، علناً مى‌گوید: «أنا راودته» من او را فرا خواندم. در جامعه نیز وقتى حساسیّت به زشتى گناه از بین برود، گناه آسان مى‌شود.

شاید براى جلوگیرى از همین امر است كه در دعاى كمیل مى‌خوانیم: «اللّهم اغفر لى الذنوب الّتى تَهتك العِصَم» خداوندا! گناهانى كه پرده حیا را پاره مى‌كند برایم بیامرز. زیرا گناه در ابتدا انجامش براى انسان سنگین است، امّا همین كه پرده حیا برافتاد آسان مى‌شود.

پیام‌ها
دیگران را ملامت نكنید كه خود گرفتار مى‌شوید. «فذلكنّ الّذى لمتنّنى فیه»

عشق گناه آلود، سبب رسوائى مى‌شود. «لقد راودته»

دروغگو رسوا مى‌شود. كسى كه دیروز گفت: یوسف قصد سوء داشته؛ «اراد باهلك سوء» امروز مى‌گوید: «لقد راودته» من قصد كام گرفتن از او را داشتم.

اخلاص و عفّت پاكان، سبب رسوایى ناپاكان مى‌شود. «و لقد راودته عن نفسه»*

گاهى دشمن هم به پاكى شخص مقابل، گواهى مى‌دهد. «فاستعصم» (وجدان مجرم نیز گاهى بیدار مى‌شود.)

پاكى، لازمه‌ى نبوّت است. «فاستعصم ...»

چه پاكانى كه به خاطر خودكامگان به زندان مى‌روند. «فاستعصم... لیسجننّ»

گناهكاران براى رسیدن به هدف خویش از هر وسیله‌اى استفاده مى‌كنند. «و لئن لم یفعل ما آمره لیسجننّ»*

قدرت اگر با ایمان و تقوا همراه نباشد براى هواى نفس مورد استفاده قرار مى‌گیرد. «ما آمره لیسجننّ»*

زلیخا در دستگاه حكومتى مصر داراى نفوذ بوده است. «لیسجننّ»*

سوء استفاده از قدرت، حربه‌ى طاغوتیان است. «لیسجننّ»

تهدید به حبس وتحقیر، حربه وشیوه‌ى طاغوتیان است. «لیسجننّ،... الصاغرین»

هواى نفس به قدرى نیرومند است كه حتّى با رسوایى نیز به راه خود ادامه مى‌دهد. «راودته... و لئن لم یفعل ما آمره...»*

عاشقِ شكست خورده، دشمن مى‌شود. «قالت... لیسجنّن و لیكوناً من الصاغرین»