وَٱتَّبَعۡتُ مِلَّةَ ءَابَآءِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ وَإِسۡحَـٰقَ وَيَعۡقُوبَۚ مَا كَانَ لَنَآ أَن نُّشۡرِكَ بِٱللَّهِ مِن شَيۡءٍۚ ذَٰلِكَ مِن فَضۡلِ ٱللَّهِ عَلَيۡنَا وَعَلَى ٱلنَّاسِ وَلَـٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَشۡكُرُونَ
38
وَٱتَّبَعۡتُ مِلَّةَ ءَابَآءِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ وَإِسۡحَـٰقَ وَيَعۡقُوبَۚ مَا كَانَ لَنَآ أَن نُّشۡرِكَ بِٱللَّهِ مِن شَيۡءٍۚ ذَٰلِكَ مِن فَضۡلِ ٱللَّهِ عَلَيۡنَا وَعَلَى ٱلنَّاسِ وَلَـٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَشۡكُرُونَ
38
این همان روشى است كه پیامبرصلى الله علیه وآله نیز در معرّفى خود به كار مىبرد و مىفرمود: من همان پیامبر امّى هستم كه نام ونشانم در تورات و انجیل آمده است. سیدالشهدا حسینابن علىّعلیهما السلام در كربلا و امام سجادعلیه السلام نیز در برابر مردم شام، خود را چنین معرّفى كردند: «اَنا ابن فاطمة الزّهرا»
«ملّة» در قرآن به معناى آیین بكار رفته است. سیماى «ملّة ابراهیم» اینگونه ترسیم شده است: «با تمام قُوا در راه خدا جهاد كنید و اهل نماز و زكات و اعتصام به خدا باشید. در دین سختى و حرجى نیست، تسلیم خدا باشید، این است ملّت پدرتان ابراهیم.»5757) حج، 78.
جدّ انسان، در حكم پدر انسان است و «أب» به او نیز اطلاق شده است. «ملّة آبائى ابراهیم و اسحاق ویعقوب»
انبیا باید از خاندان پاك باشند. «آبائى ابراهیم و...»
پیامبران الهى از یك هدف برخوردارند. «ملّة آبائى ابراهیم واسحاق و...»
در كنار راههاى منفى، راه مثبت را نیز نشان دهیم. «تركتُ ملّة... واتّبعتُ ملّة...»
افتخار به پدران و پیروى از آنان در صورتى كه راه حقّ و توحید را پیموده باشند پسندیده و رواست. «واتّبعت ملّة آبائى...»*
پدران انبیاعلیهم السلام مشرك نبودهاند. «ما كان لنا ان نشرك»*
پرهیز از شرك و مبارزه با آن، پایه و اساس ادیان الهى است. «ما كان لنا ان نشرك»*
شرك، در تمام ابعادش (ذات، صفات و عبادت)، منفور است. «من شىء»
پرهیز از شرك و گرایش به توحید، توفیق الهى مىخواهد. «ذلك من فضل اللَّه»
تعالیم انبیا، نعمتى الهى و سزاوار شكر و سپاس است. «ذلك من فضل اللّه علینا... و لكنّ اكثر الناس لایشكرون»*
نبوّت و هدایت، توفیق وفضل الهى براى همه است. «علینا و على النّاس»
اكثریّت، معیار شناخت صحیح نیست. «اكثر النّاس لا یشكرون»
پشت كردن به راه انبیا، بزرگترین كفران نعمت است. «لایشكرون»