در موقع بازرسى، بنیامین چون از طرح و نقشه با خبر بود، آسوده خاطر بود، لذا در سراسر این ماجرا هیچ اعتراضى از او نقل نشده است و براى اینكه طرح مخفى بماند و موجب سوءظن نشود، بازرسى را از بار دیگران شروع كردند تا نوبت به بنیامین رسید و چون در بار او پیدا شد، طبق قرار قبلى باید او در مصر مىماند. این طرح و نقشه الهى بود، چون یوسف با قوانین جارى مصر نمىتوانست سارق را به عنوان گروگان نگهدارد.
عملكرد كاركنان به عهده مسئولان گذاشته مىشود. «فبدأ» (به حسب ظاهر یوسف شخصاً بازرسى نكرده، ولى قرآن مىفرماید: او بازرسى را آغاز كرد.)
بازرسى اموال متّهمان از سوى حاكم، مجاز است. «فبدأ باوعیتهم»
فكر و ابتكار و چارهجویى، از امدادهاى غیبى است. «كِدنا»
طرحهاى یوسف، الهامات الهى بود. «كِدنا لیوسف»
حضور بنیامین نزد یوسف، به سود یوسف بود. «كذلك كِدنا لیوسف»
احترام ومراعات قوانین، حتّى در نظامهاى غیر الهى لازم است. «ماكان لیاخذ اخاه فى دین الملك»
سردمداران نیز بایستى به قانون وفادار و از آن تخلّف نكنند. (یوسف به قانون مصر پایبند بود، لذا برادر را نگهداشت) «لیأخذ اخاه فى دین الملك»
مقامهاى معنوى، درجات وسلسله مراتب دارد. «نرفع درجات...»
علم و آگاهى، مایهى برترى است. «نرفع درجات... وفوق كلّ ذى علم علیم»
دانش بشرى محدود است. «فوق كلّ ذى علم علیم»