قَالَ مَعَاذَ ٱللَّهِ أَن نَّأۡخُذَ إِلَّا مَن وَجَدۡنَا مَتَـٰعَنَا عِندَهُۥٓ إِنَّآ إِذًا لَّظَـٰلِمُونَ
79
قَالَ مَعَاذَ ٱللَّهِ أَن نَّأۡخُذَ إِلَّا مَن وَجَدۡنَا مَتَـٰعَنَا عِندَهُۥٓ إِنَّآ إِذًا لَّظَـٰلِمُونَ
79
اگر یوسف برادر دیگرى را به جاى بنیامین نگه مىداشت، طرح به هم مىخورد و برادران با او به عنوان یك دزد برخورد مىكردند و انواع آزار و اذیّتها را روا مىداشتند و آن كس كه به جاى بنیامین مىماند، احساس مىكرد به ناحقّ گرفتار شده است.
نیكوكار قانون شكنى نمىكند. «من المحسنین. قال معاذ اللّه...»*
قاضى نباید تحت تأثیر احساسات قرار گیرد. «قال معاذ اللّه»*
قضاوت كار حساسى است كه باید در آن به خدا پناه برد. «معاذ اللّه»*
یوسفعلیه السلام در دو مكان به خدا پناه برد: یكى در خلوت زلیخا و یكى به هنگام قضاوت و حكم. «قال معاذ اللّه»*
قانون شكنى، ظلم است. (نباید به درخواست این و آن مقرّرات را شكست.) «معاذ اللَّه ان ناخذ»
بىگناه نباید به جاى گناهكار كیفر ببیند، هر چند خودش به اینكار رضایت داشته باشد. «معاذ اللَّه»