سوره یوسف - آیه 88 جزء 13 - صفحه 246
  • فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَيۡهِ قَالُواْ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلۡعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهۡلَنَا ٱلضُّرُّ وَجِئۡنَا بِبِضَـٰعَةٍ مُّزۡجَىٰةٍ فَأَوۡفِ لَنَا ٱلۡكَيۡلَ وَتَصَدَّقۡ عَلَيۡنَآ‌ إِنَّ ٱللَّهَ يَجۡزِي ٱلۡمُتَصَدِّقِينَ
    88
تفسیر نور
پس هنگامى كه (مجدداً) بر یوسف وارد شدند، گفتند: اى عزیز قحطى، ما و خاندان ما را فراگرفته و (براى خرید گندم) بهاى اندكى با خود آورده‌ایم (اما شما كارى به پول اندك ما نداشته باش) سهم ما را به طور كامل وفا كن و بر ما بخشش نما، زیرا كه خداوند كریمان و بخشندگان را پاداش مى‌دهد.

نکته‌ها
«بضاعت» به مالى گویند كه عنوان «بها» به خود بگیرد. «مُزجاة» از ریشه‌ى «ازجاء» به معناى طرد كردن است. از آنجایى كه معمولاً فروشندگان بهاى كم را برمى‌گردانند، «بضاعت مزجاة» گفته شده است.

برخى از مفسران گفته‌اند: مراد از «تصدّق علینا» درخواست بازگرداندن بنیامین است.

در روایات آمده است: یعقوب نامه‌اى براى یوسف نوشت كه محتواى آن تجلیل از یوسف، بیان قحطى كنعان، تقاضاى آزادى بنیامین و تبرئه فرزندان از سرقت بود و به همراه فرزندان براى یوسف فرستاد. وقتى یوسف در مقابل برادران آن نامه را خواند، بوسید و بر چشم گذاشت و گریه‌اى كرد كه قطرات اشك بر لباسش نشست.

برادران كه هنوز یوسف را نمى‌شناختند شگفت‌زده بودند كه این همه احترام به پدر ما براى چیست؟ كم‌كم برق امیدى در دل آنها روشن شد. خنده یوسف را چون دیدند، با خود گفتند نكند او یوسف باشد.131131) تفسیر نمونه.

پیام‌ها
براى یعقوب، یوسف مطرح است؛ «فتحسّسوا من یوسف» ولى براى فرزندان گندم. «فأوف لنا الكیل»

تحقیر كنندگان، روزى تحقیر مى‌شوند. فرزندانى كه با غرور مى‌گفتند: «نحن عصبة» ما قوى هستیم، «سرق اخ له من قبل» برادر ما دزد بود، «انّ ابانا لفى ضلال» پدر ما در گمراهى آشكار است، امروز با حقارت مى‌گویند: «مسنّا و اهلنا الضرّ»

براى درخواست كمك و مساعدت، فرهنگ خاصّى لازم است:

الف: تجلیل از كمك كننده. «ایّها العزیز»

ب: بیان حال و نیاز خود. «مسّنا و اهلنا الضّر»

ج: كمبود بودجه (فقر مالى). «بضاعة مزجاة»

د: ایجاد انگیزه در كمك كننده. «فتصدّق علینا انّ اللَّه یجزى المتصدّقین»

فقر و نیاز، انسان را ذلیل مى‌كند. «مسّنا و اهلنا الضر»

آنچه شیران را كند روبَه مزاج‌

احتیاج است احتیاج است احتیاج