سوره یوسف - آیه 96 جزء 13 - صفحه 247

    فَلَمَّآ أَن جَآءَ ٱلۡبَشِيرُ أَلۡقَىٰهُ عَلَىٰ وَجۡهِهِۦ فَٱرۡتَدَّ بَصِيرًا‌ قَالَ أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ إِنِّيٓ أَعۡلَمُ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ

    96

تفسیر نور
پس چون (آن برادرى كه حامل پیراهن یوسف بود) مژده‌رسان آمد، پیراهن را روى صورت یعقوب انداخت. پس یعقوب بینا گشت و گفت: آیا به شما نگفتم: همانا من از (عنایت) خداوند چیزى مى‌دانم كه شما نمى‌دانید.

نکته‌ها
اگر مراد از سفید شدن چشم «وابیضت عیناه»؛ كم‌نور شدن باشد، «بصیراً» به معناى پر نور شدن است و دلالت بر این دارد كه حزن و شادى در دید و قوه باصره‌ى انسان مؤثر است. امّا اگر مراد نابینایى مطلق باشد كه از ظاهر آیه و «فارتدّ بصیراً» بر مى‌آید، یك معجزه و توسّل است كه قرآن آن را اثبات مى‌كند.

دنیا فراز و نشیب دارد؛ برادران یوسف یك روز كشته شدن یوسف را به دست گرگ و یك روز خبر حاكم شدن یوسف را مى‌آورند.

پیام‌ها
سرچشمه علم انبیا، علم الهى است. «أعلم من اللَّه...»

انبیاى الهى به وعده‌هاى خداوند اطمینان دارند. «ألَم‌أقل...»

یعقوب بر خلاف فرزندانش، به زنده بودن یوسف و پایان پذیرفتن فراقش اطمینان داشت. «ألم أقل لكم»

فرزند ناصالح باعث كورى پدر وفرزند صالح موجب بینایى او مى‌شود. «ابیضّت عیناه... فارتدّ»*

اراده‌ى الهى، بر قوانین طبیعى حاكم است. «فارتدّ بصیراً»

لباس و تعلّقات اولیاى خدا، مى‌تواند منشأ اثر باشد. «فارتدّ بصیراً»

چه بسا امرى كه مكروه شمرده مى‌شود؛ ولى براى همه خیر است، چنان كه قحطى ناخوشایند بود، ولى موجب آزادى بى‌گناهى چون یوسف و حاكمیّت او، وصال یعقوب وكنترل قحطى شد. «انّى اعلم من اللّه مالاتعلمون»*