قرآن كتابى است كه محكمتر از كوهها را تكان داد و بالاتر از مردههاى جسمانى را زنده كرد. عقول و دلهاى مرده و سنگِ مردم جاهل عرب را حیات داد. و اگر كتابى باشد كه بتواند كوهها را تكان دهد و مردگان را زنده گرداند، آن همین قرآن است. «او من كان میتاً فاحییناه...»167
از فرمایش امام كاظمعلیه السلام استفاده مىشود كه در قرآن، علوم ورموزى است كه مىتوان به واسطه آنها در طبیعت تصرف كرد.168«سُیّرت به، قُطّعت به، كُلّم به»
168) تفسیر كنزالدقائق.
عناد ولجاجت، درد بىدرمان جوامع بشرى است. (اگر كسى طالب و جویاى حقّ باشد، یك معجزه هم براى ایمان آوردن كافى است) «قرآناً سُیّرت به، قطّعت به، كلّم به»
در جهان بینى الهى همه كاره خداست. «بل للَّه الامر جمیعاً»
معجزه، تحت اراده خداوند است. نه بر اساس پیشنهاد و هوسهاى افراد لجوج. «بل للَّه الامر جمیعاً»
اراده خداوند بر هدایت اختیارى انسانهاست، نه اجبار و اكراه آنان. «لو یشاء اللَّه لهدى الناس جمیعاً» چنانكه در آیهاى دیگر مىفرماید: «لا اكراه فى الدین»169
كفّار باید منتظر ضربههایى از جانب خداوند بر كشور و مرزهاى خود باشند. «لایزال الّذین كفروا تصیبهم بما صنعوا قارعه»
قهر خداوند اختصاص به جهان آخرت ندارد. «تصیبهم ... قارعه»
همه جا موعظه و استدلال كافى و كارساز نیست، گاهى قهر و غضب لازم است. «تصیبهم ... قارعه»
علت نزول بلاها، كردار خود ماست. «بما صنعوا قارعه»
هشدارهاى الهى گاه به صورت مستقیم و نسبت به خودماست و گاه بطور غیر مستقیم و نسبت به دیگران و مناطق اطراف ماست.«تحلّ قریباً من دارهم»
از عذاب دیگران درس عبرت بگیریم. «او تحّل قریباً من دارهم»
هیچگاه در وعدهها و وعیدهاى الهى شك نكنیم. «لا یخلف المیعاد»