شكر نعمت مراحلى دارد:
الف: شكر قلبى كه انسان همهى نعمتها را از خداوند بداند.
ب: شكر زبانى، نظیر گفتن «الحمدللَّه».
ج: شكر عملى كه با انجام عبادات و صرف كردن عمر و اموال در مسیر رضاى خدا و خدمت به مردم به دست مىآید.
امام صادقعلیه السلام فرمود: شكر نعمت، دورى از گناه است و نیز فرمود: شكر آن است كه انسان نعمت را از خدا بداند (نه از زیركى و علم و عقل و تلاش خود یا دیگران) و به آنچه خدا به او داده راضى باشد و نعمتهاى الهى را وسیلهى گناه قرار ندهد، شكر واقعى آن است كه انسان نعمت خدا را در مسیر خدا قرار دهد.7
شكر در برابر نعمتهاى الهى بسیار ناچیز و غیرقابل ذكر است، به قول سعدى:
بنده همان به كه زتقصیر خویش
عذر به درگاه خدا آورد
ورنه سزاوار خداوندیش
كس نتواند كه بجا آورد
در حدیث مىخوانیم كه خداوند به موسى وحى كرد: حقّ شكر مرا بجا آور. موسى گفت: این كار امكان ندارد، زیرا هر كلمهى شكر نیز شكر دیگرى لازم دارد. وحى آمد: همین اقرار تو و این كه مىدانى هر چه هست از من است، بهترین شكر من است.8
به گفتهى روایات، كسى كه از مردم تشكر نكند از خدا نیز تشكر نكرده است. «من لم یشكر المنعم من المخلوقین لم یشكر اللَّه».9
اگر نعمت خدا را در مسیر غیر حقّ مصرف كنیم، كفران نعمت و زمینه كفر است. «لئن كفرتم»، «بدّلوا نعمة اللَّه كفراً»10 كسانىكه نعمت خدا را به كفر تبدیل كردند.
8) تفسیرنمونه.
9) بحار، ج 71، ص 44.
10) ابراهیم ،28.
شكر نعمت نعمتت افزون كند كفر نعمت از كفت بیرون كند.
خدا براى تربیت ما، شكر را لازم كرد نه آنكه خود محتاج شكر باشد. «ربّكم»
با شكر نه تنها نعمتهاى خداوند بر ما زیاد مىشود، بلكه خود ما نیز رشد پیدا مىكنیم، زیاد مىشویم و بالا مىرویم.«لازیدنّكم»
كیفر كفران نعمت، تنها گرفتن نعمت نیست، بلكه حتى گاهى نعمت سلب نمىشود ولى به صورت نقمت و استدراج در مىآید تا شخص، كمكم سقوط كند. «لان كفرتم انّ عذابى لشدید»