به گفته شیخ طوسى در تفسیر تبیان، شك با ریب فرق دارد. شك، تردید طبیعى است ولى ریب، شكى است كه با سوء ظنّ و تهمت همراه باشد.
شكى كه زمینه تحقیق و قبول حقیقت شود، شكّ سازنده و مفید است، ولى شكّى كه در برابر بیّنات و معجزات مطرح است، همان لجاجت و شكّ مخرّب و باز دارندهى انسان از پذیرش حقّ است. «لفى شكّ ... الیه مُریب»
جمله «فردّوا ایدیهم فى افواههم» را مىتوان به چند صورت معنا كرد:
الف: مخالفان با گذاشتن دست بر دهان حقگویان، صداى آنان را در گلو خفه مىكردند. ب: معجزات ودلایل انبیا به قدرى محكم بود كه گویا دست مردم را گرفته بردهانشان گذاشتند، كنایه از اینكه زبان مردم در برابر حق، بسته شد و حرفى براى گفتن نداشتند. ج: مخالفان انبیا از شدت خشم، انگشتان خود را گاز مىگرفتند.
د: مخالفان انبیا، در حضور پیامبر دستان خود را بر دهانشان قرار مىدادند. كنایه از اینكه ساكت شوند و موعظهاى نكنند.
قسمتهایى از تاریخ بشر مجهول وناشناخته است. «لایعلمهم الااللَّه»
همهى انبیا معجزه داشتهاند. «جائتهم رسلهم بالبینات»
كفّار تنها مخالف شخص انبیا نبودند، بلكه با مكتب آنان مخالف بودند. «كفرنا بما اُرسلتم به»
شك كفار در حقانیت دین، ناشى از مقام تحقیق نیست، بلكه منشا آن بدبینى و لجبازى است. «شك... مریب»