سوره ابراهیم - آیه 9 جزء 13 - صفحه 256
  • أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ نَبَؤُاْ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ قَوۡمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَٱلَّذِينَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡ لَا يَعۡلَمُهُمۡ إِلَّا ٱللَّهُ‌ۚ جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَـٰتِ فَرَدُّوٓاْ أَيۡدِيَهُمۡ فِيٓ أَفۡوَٰهِهِمۡ وَقَالُوٓاْ إِنَّا كَفَرۡنَا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدۡعُونَنَآ إِلَيۡهِ مُرِيبٍ
    9
تفسیر نور
آیا خبر كسانى كه قبل از شما بودند، (مثل خبر غرق شدن) قوم نوح و (طوفان قوم) عاد و (صاعقه‌ى قوم) ثمود و كسانى كه بعد از آن‌ها بودند، به شما نرسیده است؟ همان‌ها كه جز خداوند از (آمار و تعداد تلفات) آن‌ها آگاه نیست، پیامبرانشان همراه با معجزات به سراغشان آمدند، ولى آن‌ها دست‌هایشان را در دهانشان مى‌گذاشتند (یعنى ساكت شوید و ما را موعظه نكنید) و مى‌گفتند: ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‌اید، كفر مى‌ورزیم و ما از آنچه شما ما را به آن دعوت مى‌كنید، در شكّ و تردید هستیم.

نکته‌ها
این آیه یكى از مصادیق تذكر و توجّه به «ایّام‌اللَّه» است كه در آیه‌ى پنجم این سوره مطرح شد. «و ذكرهم بایام اللَّه»

به گفته شیخ طوسى در تفسیر تبیان، شك با ریب فرق دارد. شك، تردید طبیعى است ولى ریب، شكى است كه با سوء ظنّ و تهمت همراه باشد.

شكى كه زمینه تحقیق و قبول حقیقت شود، شكّ سازنده و مفید است، ولى شكّى كه در برابر بیّنات و معجزات مطرح است، همان لجاجت و شكّ مخرّب و باز دارنده‌ى انسان از پذیرش حقّ است. «لفى شكّ ... الیه مُریب»

جمله «فردّوا ایدیهم فى افواههم» را مى‌توان به چند صورت معنا كرد:

الف: مخالفان با گذاشتن دست بر دهان حقگویان، صداى آنان را در گلو خفه مى‌كردند. ب: معجزات ودلایل انبیا به قدرى محكم بود كه گویا دست مردم را گرفته بردهانشان گذاشتند، كنایه از اینكه زبان مردم در برابر حق، بسته شد و حرفى براى گفتن نداشتند. ج: مخالفان انبیا از شدت خشم، انگشتان خود را گاز مى‌گرفتند.

د: مخالفان انبیا، در حضور پیامبر دستان خود را بر دهانشان قرار مى‌دادند. كنایه از اینكه ساكت شوند و موعظه‌اى نكنند.

پیام‌ها
از سوى خداوند سنت‌ها وقوانین ثابتى بر تاریخ و جامعه حاكم است، كه آشنایى با قسمتى از تاریخ مى‌تواند درس عبرتى براى قسمت دیگر باشد. «الم یأتكم..»

قسمت‌هایى از تاریخ بشر مجهول وناشناخته است. «لایعلمهم الااللَّه»

همه‌ى انبیا معجزه داشته‌اند. «جائتهم رسلهم بالبینات»

كفّار تنها مخالف شخص انبیا نبودند، بلكه با مكتب آنان مخالف بودند. «كفرنا بما اُرسلتم به»

شك كفار در حقانیت دین، ناشى از مقام تحقیق نیست، بلكه منشا آن بدبینى و لجبازى است. «شك... مریب»