در آیه 7 سورهى انعام مىخوانیم: حتى اگر كتابى را در كاغذى از آسمان نازل كنیم و آنان با دست خود آن را بگیرند، باز هم انكار مىكنند و مىگویند این جز جادو و سحر آشكارى نیست.
بعضى مفسّران مىگویند: «نسلكه» یعنى ما این تكذیب واستهزا را در دل كفّار نفوذ دادیم، نظیر آیه «ختم اللَّه على قلوبهم» كه سنگدل شدهاند ودیگر قابل هدایت نیستند.
خداوند اتمام حجّت مىكند و مطالب حقّ را به دل و عمق جان مردم مىرساند، تا نگویند ما حقیقت را نفهمیدیم. «فى قلوب المجرمین»
جرم وگناه، انسان را از هدایت پذیرى دور مىكند. «قلوب المجرمین، لایؤمنون به»
تنها فهمیدن حق، براى پذیرفتن آن كافى نیست، زیرا ایمان آوردن نیاز به اراده و تواضع وخشوع دارد. «نسلكه فى قلوب ... لا یؤمنون»
آسمان درهایى دارد كه با ارادهى خداوند، بر هركس كه بخواهد باز مىشود. «فتحنا علیهم باباً»
لجاجت، مانع شناخت است و لجوج محسوسات را نیز انكار مىكند. «لو فتحنا علیهم باباً... لقالوا انّما سكرت ابصارنا»
لجاجت، درد بى درمان و رو به گسترش است. او با دیدن هرگونه نشانهاى ابتدا مىگوید؛ چشم من سحر شده،«انّما سكرت ابصارنا» امّا بعد مىگوید؛ تمام وجودم سحر شده است. «بل نحن قوم مسحورون»