سوره حجر - آیات 12 تا 15 جزء 14 - صفحه 262
  • كَذَٰلِكَ نَسۡلُكُهُۥ فِي قُلُوبِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ
    12
  • لَا يُؤۡمِنُونَ بِهِۦ وَقَدۡ خَلَتۡ سُنَّةُ ٱلۡأَوَّلِينَ
    13
  • وَلَوۡ فَتَحۡنَا عَلَيۡهِم بَابًا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ فَظَلُّواْ فِيهِ يَعۡرُجُونَ
    14
  • لَقَالُوٓاْ إِنَّمَا سُكِّرَتۡ أَبۡصَـٰرُنَا بَلۡ نَحۡنُ قَوۡمٌ مَّسۡحُورُونَ
    15
تفسیر نور
اینگونه ما (براى اتمام حجّت) قرآن را در دلهاى مجرمان راه مى‌دهیم. (امّا) آنان به آن ایمان نمى‌آورند و سنّت و راه كفّار پیشین نیز این‌گونه بوده است. و اگر از آسمان درى بر روى آنان بگشاییم تا همواره در آن بالا روند. قطعاً مى‌گفتند در حقیقت ما چشم‌بندى شده‌ایم بلكه ما قومى جادو شده‌ایم.

نکته‌ها
در چند آیه قبل خواندیم كه كفّار از پیامبراكرم‌صلى الله علیه وآله درخواست دیدن و آوردن فرشته مى‌كردند. در آیه 14 این سوره مى‌فرماید: حتّى اگر ما درى از آسمان را به روى آنان باز كنیم و آنان به آسمان بالا روند وملائكه وچیزهاى دیگرى را هم ببینند، باز ایمان نخواهند آورد، زیرا تقاضاى دیدن فرشته تنها یك بهانه است. و شخص لجوج، عروج خود را به آسمان نیز، انكار مى‌كند.

در آیه 7 سوره‌ى انعام مى‌خوانیم: حتى اگر كتابى را در كاغذى از آسمان نازل كنیم و آنان با دست خود آن را بگیرند، باز هم انكار مى‌كنند و مى‌گویند این جز جادو و سحر آشكارى نیست.

بعضى مفسّران مى‌گویند: «نسلكه» یعنى ما این تكذیب واستهزا را در دل كفّار نفوذ دادیم، نظیر آیه «ختم اللَّه على قلوبهم» كه سنگدل شده‌اند ودیگر قابل هدایت نیستند.

پیام‌ها
سنّت خداوند براى هدایت مردم، نسبت به همه یكسان است. «كذلك نسلكه»

خداوند اتمام حجّت مى‌كند و مطالب حقّ را به دل و عمق جان مردم مى‌رساند، تا نگویند ما حقیقت را نفهمیدیم. «فى قلوب المجرمین»

جرم وگناه، انسان را از هدایت پذیرى دور مى‌كند. «قلوب المجرمین، لایؤمنون به»

تنها فهمیدن حق، براى پذیرفتن آن كافى نیست، زیرا ایمان آوردن نیاز به اراده و تواضع وخشوع دارد. «نسلكه فى قلوب ... لا یؤمنون»

آسمان درهایى دارد كه با اراده‌ى خداوند، بر هركس كه بخواهد باز مى‌شود. «فتحنا علیهم باباً»

لجاجت، مانع شناخت است و لجوج محسوسات را نیز انكار مى‌كند. «لو فتحنا علیهم باباً... لقالوا انّما سكرت ابصارنا»

لجاجت، درد بى درمان و رو به گسترش است. او با دیدن هرگونه نشانه‌اى ابتدا مى‌گوید؛ چشم من سحر شده،«انّما سكرت ابصارنا» امّا بعد مى‌گوید؛ تمام وجودم سحر شده است. «بل نحن قوم مسحورون»