وَأَرۡسَلۡنَا ٱلرِّيَـٰحَ لَوَٰقِحَ فَأَنزَلۡنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً فَأَسۡقَيۡنَـٰكُمُوهُ وَمَآ أَنتُمۡ لَهُۥ بِخَـٰزِنِينَ
22
وَأَرۡسَلۡنَا ٱلرِّيَـٰحَ لَوَٰقِحَ فَأَنزَلۡنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً فَأَسۡقَيۡنَـٰكُمُوهُ وَمَآ أَنتُمۡ لَهُۥ بِخَـٰزِنِينَ
22
در آیه 41 سوره ذاریات مىخوانیم كه گاهى باد عقیم و بىفایده است و گاهى سرچشمه بركات مىشود. همان گونه كه در آیه 43 سوره نور مىخوانیم: «اَلَم تَرَ اَنّ اللَّه یُزجى سحاباً ثمّ یؤلف بینه ثمّ یجعله رُكاماً فترى الودق یخرج من خلاله» آیا نمىبینى كه خداوند ابرهاى پراكنده را سوق مىدهد، سپس به یكدیگر متّصل مىكند، سپس آنها را متراكم مىكند، پس مىبینى كه باران از میان آنها بیرون مىآید.
انسان براى مدّت طولانى نه مىتواند آب را در ابرها نگاه دارد و نه روى زمین، چون فرو مىرود و نه در درّههاى سنگى، چون بخار مىشود.
انسان از نگهدارى ضرورىترین نیازها نیز عاجز است. «و ما أنتم بخازنین»
نعمت آب غیر از نعمت سیراب شدن است. «فَاَسقیناكموه»
(اینكه انسان آب بنوشد و سیراب شود، خود نعمتى علاوه بر نعمت آب است، زیرا مىشد كه انسان تشنه آب بنوشد ولى سیراب نشود.)