سوره حجر - آیات 29 تا 31 جزء 14 - صفحه 263
  • فَإِذَا سَوَّيۡتُهُۥ وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُۥ سَـٰجِدِينَ
    29
  • فَسَجَدَ ٱلۡمَلَـٰٓئِكَةُ كُلُّهُمۡ أَجۡمَعُونَ
    30
  • إِلَّآ إِبۡلِيسَ أَبَىٰٓ أَن يَكُونَ مَعَ ٱلسَّـٰجِدِينَ
    31
تفسیر نور
پس هرگاه معتدل و استوارش ساختم و از روح خود در او دمیدم، پس سجده‌كنان پیش او بیافتید. پس فرشتگان همگى با هم و یك‌سره سجده كردند. مگر ابلیس از اینكه با سجده‌كنان باشد، خوددارى كرد.

نکته‌ها
مراد از دمیده شدن روح خداوند در انسان، جان داشتن و نفس كشیدن نیست، زیرا كه حیوانات نیز نفس مى‌كشند، بلكه مراد اعطاى صفاتى چون خلاّقیّت، اراده و علم، از سوى خدا به انسان است و نسبت دادن روح به خداوند، براى شرافت روح است، نظیر بیت‌اللَّه و شهراللَّه.

سجده فرشتگان بر آدم، یك سجده تشریفاتى نبود، بلكه به معناى خضوع آنان در برابر آدم و نسل او بود. یعنى فرشتگان نیز در خدمت بشر و مسخّر اویند.19


19) تفسیر المیزان.
پیام‌ها
آفرینش انسان، كامل و متعادل است. «سوّیته»

سجده فرشتگان، بخاطر دمیده شدن روح خدا بود. «نفخت فیه من روحى فقعوا»

تن‌آدمى شریف است به جان آدمیّت‌

نه همین لباس زیباست نشان آدمیّت‌

انسان، موجودى است دو بُعدى و در هر دو بُعد كامل است. در بُعد مادّى، «سوّیته» در بُعد معنوى، «نفخت فیه من روحى»

انسان، مظهر تجلّى بعضى صفات خداوند است. «من روحى»

معنویّت، نیاز به تن و مَركَب مادّى دارد. «سوّیته و نفخت فیه...»

كسانى‌كه حاضر نیستند در صفوف سجده‌كنان باشند، روح ابلیسى دارند. «الاّ ابلیس اَبى‌...»

گرچه سجود و ركوع یك ارزش است، ولى اگر همراه با ركوع و سجود دیگر نمازگزاران باشد ارزش كامل‌ترى دارد.20 «مع السّاجدین»


20) واركعوا مع الراكعین» بقره، 43.