اگر روحیّه تكبّر در شخصى پیدا شد، محیط وعواملِ دیگر، در هدایت او كارساز نیست. (ابلیس در لابلاى فرشتگان و در محیط ملكوتى بود لیكن بخاطر لجاجت و تكبر آنگونه شد) «الا یكون مع السّاجدین»
برترى نژادى، یك فكر ابلیسى است. «خلقته من صلصال...»
بدتر از سجده نكردن، غرور وتكبّر در برابر فرمان خداست. «لم اكن لِاَسجد»
بدتر از گناهكردن، توجیه گناه است. «خلقته من صلصال» (شیطان، گناه خود را توجیه كرد)
غرور و تكبر كه آمد، نور و روح الهى را در انسان نمىبیند. شیطان جسم خاكى بشر را دید و حاضر به سجده نشد، در حالى كه دستور خداوند به سجده، به خاطر روح الهى او بود. «خلقته من صلصال»
دستور و فرمانهاى الهى سبب اجبار نیست. «لم اكن لاسجد»
تكبر، بزرگى نمىآورد، بلكه سبب تحقیر مىشود. «فاخرج» سبب نابودى و محو عبادات قبل مىشود. «فانك رجیم»
اجتهاد و اظهار نظر در برابر فرمان و دستور روشن الهى، جایز نیست. در مقابل فرمان: «فقعوا له ساجدین» جایى براى گفتار «خلقته من صلصال» نیست.
یك لحظه نافرمانى و تكبّر، سبب خروج ابدى شد. «الى یوم الدین»
متكبّر همواره مورد لعنت الهى است. «علیك الّعنة الى یوم الدین»