سوره حجر - آیات 45 تا 48 جزء 14 - صفحه 264
  • إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ فِي جَنَّـٰتٍ وَعُيُونٍ
    45
  • ٱدۡخُلُوهَا بِسَلَـٰمٍ ءَامِنِينَ
    46
  • وَنَزَعۡنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنۡ غِلٍّ إِخۡوَٰنًا عَلَىٰ سُرُرٍ مُّتَقَـٰبِلِينَ
    47
  • لَا يَمَسُّهُمۡ فِيهَا نَصَبٌ وَمَا هُم مِّنۡهَا بِمُخۡرَجِينَ
    48
تفسیر نور
همانا پرهیزكاران در باغ‌ها و(كنار) چشمه سارانند. (به آنان خطاب مى‌شود:) با سلامت و امنیّت به باغها وارد شوید. و ما هرگونه كینه‌اى در سینه‌هاى آنان را بركنده‌ایم، (در نتیجه آنان) برادرانه بر تخت‌ها روبروى یكدیگرند. در آنجا هیچگونه رنجى به آنان نمى‌رسد، از آنجا بیرون شدنى نیستند.

نکته‌ها
كلمه «غلّ» به معناى نفوذ مخفیانه است. بنابراین صفات بد در انسان به طور مرموز و مخفیانه ریشه پیدا مى‌كند. «سریر» از واژه سرور به معناى تخت است، واستفاده مى‌شود كه تكیه بر تخت سبب سرور است.

خداوند در این آیات هشت پاداش بهشتى براى اهل تقوى بیان مى‌فرماید: باغ‌ها، چشمه‌ها، سلامتى، امنیّت، كدورت زدایى، اخوت، تخت‌هاى روبرو، دورى از هرگونه رنج وجاودانگى

در آیه‌ى قبل خواندیم كه جز برگزیدگان الهى، همه مردم مورد تهاجم وسوسه‌هاى ابلیس قرار مى‌گیرند، در این آیات مى‌فرماید كه اگر انسان به مرحله مخلصین و برگزیدگان نرسید، ولى به مرحله تقوى گام نهد باز هم مشمول انواع نعمت‌هاى الهى مى‌شود.

آنچه مهم است جمع شدن همه‌ى نعمت‌ها در یكجاست، زیرا در دنیا یكجا باغ هست، چشمه نیست و گاهى چشمه هست، باغ نیست وگاهى هر دو هست، سلامتى نیست و گاهى هر سه هست، امنیت نیست و گاهى همه هست ولى صفا و صمیمیت نیست و گاهى همراه با انواع سختى‌ها ورنج‌هاست و گاهى كه انواع نعمت‌ها یكجا جمع مى‌شود باید همه را رها كرد و رفت. لكن در قیامت انواع نعمت‌هاى مادى و معنوى و اجتماعى و روانى همراه با ابدیت است.

پیام‌ها
بشارت، در كنار آیات تهدید كننده‌ى قبل، یك ضرورت تربیتى است. «لها سبعة ابواب ... انّ المتّقین...»

دورى از گناه در این چند روزه‌ى دنیا، كامیابى ابدى را به همراه دارد. «انّ المتّقین ....و ما منها بمخرجین»

در نعمت‌هاى بهشتى، متنوع و متعدد است. «جنات و عیون»

نعمت‌هاى بهشتى، بى‌نقص است. باغ با چشمه، سلامتى با امنیت، برادرى با صمیمیت، راحتى با دوام است.

نعمت‌هاى بهشت جامعیت دارد. هم مادّى است مثل باغ وچشمه، هم روحى است مثل امنیت و صفا، هم اجتماعى است مثل اخوت و برادرى و از همه بالاتر همراه با رضاى الهى و تبریك و تهنیت است.«ادخلوها بسلام»

كینه توزى با برادرى سازگار نیست. اول باید كینه‌ها برطرف شود بعد برادرى محقق مى‌شود. «و نزعنا ... اخوانا»

قهر ونارضایتى وعدم تحمّل یكدیگر، همه جا نشانه حق بودن یكى و باطل بودن دیگرى نیست. «ان المتقین... نزعنا ما فى صدورهم من غل» (زیرا گاهى دونفر با اینكه اهل بهشت هستند و هدفى مقدس دارند، لكن هر كدام از یك زاویه به مسئله مى‌نگرند و كار دیگرى را باطل مى‌پندارند و نسبت به او عصبانى مى‌شوند، كه در قیامت همه كدورت‌ها با اراده خداوند زدوده مى‌شود)

براى كدورت زدایى، باید از خداوند كمك گرفت. «نزعنا»، «ربّنا لاتجعل فى قلوبنا غلاّ للذین امنوا»

صفات بد همچون غل و زنجیر، انسان را اسیر مى‌كند. «من غلٍّ»

بهشتیان نسبت به تفاوت درجات خود، مسئله‌اى ندارند. «و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ»