سوره حجر - آیات 51 تا 56 جزء 14 - صفحه 264
  • وَنَبِّئۡهُمۡ عَن ضَيۡفِ إِبۡرَٰهِيمَ
    51
  • إِذۡ دَخَلُواْ عَلَيۡهِ فَقَالُواْ سَلَـٰمًا قَالَ إِنَّا مِنكُمۡ وَجِلُونَ
    52
  • قَالُواْ لَا تَوۡجَلۡ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَـٰمٍ عَلِيمٍ
    53
  • قَالَ أَبَشَّرۡتُمُونِي عَلَىٰٓ أَن مَّسَّنِيَ ٱلۡكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ
    54
  • قَالُواْ بَشَّرۡنَـٰكَ بِٱلۡحَقِّ فَلَا تَكُن مِّنَ ٱلۡقَـٰنِطِينَ
    55
  • قَالَ وَمَن يَقۡنَطُ مِن رَّحۡمَةِ رَبِّهِۦٓ إِلَّا ٱلضَّآلُّونَ
    56
تفسیر نور
و آنان را از (داستان) مهمانان ابراهیم خبر ده. آنگاه كه بر او وارد شده و سلام كردند، ابراهیم گفت: همانا ما از شما بیمناكیم. گفتند: مترس كه ما تو را به فرزند پسرى دانا مژده مى‌دهیم. ابراهیم گفت: آیا با اینكه پیرى به من رسیده، مرا چنین بشارتى مى‌دهید؟ پس به چه چیز (عجیبى) بشارت مى‌دهید. (مهمانان) گفتند: ما تو را به حقیقت بشارت دادیم، پس از ناامیدان مباش! (ابراهیم) گفت: جز گمراهان چه كسى از رحمت پروردگارش مأیوس مى‌شود.

نکته‌ها
یكى از نمونه‌هاى رحمت و غضب الهى، داستان میهمانان حضرت ابراهیم‌علیه السلام است كه فرشتگان از یكسو بشارت فرزند به او دادند، و از سوى دیگر خبر هلاكت قوم لوط را.

«ضیف» هم به یك مهمان گفته مى‌شود و هم به چند مهمان.

خداوند یك بار به حضرت ابراهیم از كنیزش (هاجر) پسرى به نام اسماعیل داد و این بشارت در مورد همسرش ساره است كه خداوند به او اسحاق داد. درباره‌ى اسماعیل فرمود: «بغلام حلیم»21 و درباره‌ى اسحاق «بغلام علیم» فرموده است.


21) صافات، 101.
پیام‌ها
از حوادث تلخ وشیرین تاریخ، درس بگیریم. «نبّئهم» (بهترین تاریخ‌ها زندگى انبیا و بهترین تاریخ‌گویان نیز آن بزرگواران هستند)

گاهى ملائكه با اراده الهى، به صورت انسان درمى‌آیند و با او در تماس مى‌باشند. «ضیف ابراهیم»

سلام كردن، یك ادب الهى در طول تاریخ بوده است. «فقالوا سلاما»

علم و شناخت انبیا، محدود و مشروط به اذن خداوند است. «انا منكم وجلون» (حضرت ابراهیم در ابتدا آنها را نشناخت و ترسید)

خبرهاى تلخ را همراه با خبرهاى شیرین بیان كنیم. «بشرنا» (به فرموده‌ى امام باقرعلیه السلام شیرینى خبر فرزند براى جبران تلخى خبر هلاكت قوم لوط بود)22

تعجب از قدرت خداوند منافاتى با توحید ندارد. «فبم تبشرون»

(در اینجا تعجب حضرت ابراهیم‌علیه السلام بیان شده و در سوره‌ى هود تعجب همسرش ساره آمده است «ءَاَلِدُ و اَنَا عجوز وهذا بعلى شیخاً»23

انبیا به ادب الهى تربیت مى‌شوند. «لاتكن من القانطین»

عصمت انبیا، منافاتى با هشدارهاى الهى ندارد. «لاتكن من القانطین»

همه جا نهى خدا، نشانه انجام شدن عملى خلاف نیست، گاهى نهى‌ها براى پیش‌گیرى است. «لاتكن من القانطین»

یأس و ناامیدى را با یاد رحمت و ربوبیّت خداوند درمان كنیم. «رحمة ربّه»

كسانى كه به علم و قدرت و رحمت خداوند اطمینان دارند، هرگز مایوس نمى‌شوند. «من یقنط ...الا الضّالون»24


22) تفسیر صافى.

23) هود، 72.

24) یكى از مصادیق ضالین و گمراهان كه در نماز از آنها اعلام برائت مى‌كنیم افراد مایوس و ناامید مى‌باشند.