سوره حجر - آیات 59 تا 62 جزء 14 - صفحه 265
  • إِلَّآ ءَالَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمۡ أَجۡمَعِينَ
    59
  • إِلَّا ٱمۡرَأَتَهُۥ قَدَّرۡنَآ إِنَّهَا لَمِنَ ٱلۡغَـٰبِرِينَ
    60
  • فَلَمَّا جَآءَ ءَالَ لُوطٍ ٱلۡمُرۡسَلُونَ
    61
  • قَالَ إِنَّكُمۡ قَوۡمٌ مُّنكَرُونَ
    62
تفسیر نور
مگر خاندان لوط كه ما قطعا همه آنان را از هلاكت نجات مى‌دهیم. مگر همسرش كه مقدر كرده‌ایم او از بازماندگان (در كیفر) باشد. پس چون فرستادگان (الهى) به سراغ خاندان لوط آمدند. (لوط) گفت: شما گروهى ناشناس هستید.

نکته‌ها
«غابرین» جمع «غابر» به معناى بازماندگان است وبه باقیمانده خاك، غبار گویند.

حضرت ابراهیم وحضرت لوط در اوّلین برخورد با فرشتگان آنان را نشناختند، لذا ابراهیم گفت: «انّا منكم وجلون» و لوط گفت: «قوم منكرون» البتّه این فرشتگان در قیافه جوانان خوش صورت و زیبا میهمان حضرت لوط شدند و حضرت به دلیل فساد جامعه از وجود چنین میهمانانى نگران شد.

پیام‌ها
پیروان واقعى انبیا، از كیفرهاى دنیوى نیز بیمه هستند. «الاّ ال لوط»

مخالفت همسر لوط با او، بهترین دلیل بر اختیار انسان است و اینكه انسان محكوم و مجبور محیط نیست. «الاّ امراته»

وابستگى اقتصادى دلیل وابستگى فكرى و فرهنگى نیست. (همسر لوط از نان لوط مى‌خورد، ولى ضد او فكر مى‌كرد)

در مكتب انبیا، اصل ضابطه است. نه رابطه. لذا همسر پیامبر نیز به قهر الهى گرفتار مى‌شود. «الاّ امراته انها لمن الغابرین»

(پیوندهاى خانوادگى نباید مانع اجراى اهداف الهى باشد)

در ازدواج‌هاى انبیا نیز ناكامى بوده است. «الاّ امراته»

حساب مردان خدا، از حساب بستگان نااهل واطرافیان جداست. «الاّ امراته»

قهر و عذاب الهى، طبق حساب وبرنامه است. «قدّرنا»

سنّت خداوند در قهر تبهكاران، خودى یا بیگانه، زن یا مرد، مشهور یا گمنام نمى‌شناسد. «انّها لمن الغابرین»

انبیا، از پیش خود علم غیب ندارند. (حضرت لوط، فرشتگان را نشناخت) «قوم منكرون»