حضرت ابراهیم وحضرت لوط در اوّلین برخورد با فرشتگان آنان را نشناختند، لذا ابراهیم گفت: «انّا منكم وجلون» و لوط گفت: «قوم منكرون» البتّه این فرشتگان در قیافه جوانان خوش صورت و زیبا میهمان حضرت لوط شدند و حضرت به دلیل فساد جامعه از وجود چنین میهمانانى نگران شد.
مخالفت همسر لوط با او، بهترین دلیل بر اختیار انسان است و اینكه انسان محكوم و مجبور محیط نیست. «الاّ امراته»
وابستگى اقتصادى دلیل وابستگى فكرى و فرهنگى نیست. (همسر لوط از نان لوط مىخورد، ولى ضد او فكر مىكرد)
در مكتب انبیا، اصل ضابطه است. نه رابطه. لذا همسر پیامبر نیز به قهر الهى گرفتار مىشود. «الاّ امراته انها لمن الغابرین»
(پیوندهاى خانوادگى نباید مانع اجراى اهداف الهى باشد)
در ازدواجهاى انبیا نیز ناكامى بوده است. «الاّ امراته»
حساب مردان خدا، از حساب بستگان نااهل واطرافیان جداست. «الاّ امراته»
قهر و عذاب الهى، طبق حساب وبرنامه است. «قدّرنا»
سنّت خداوند در قهر تبهكاران، خودى یا بیگانه، زن یا مرد، مشهور یا گمنام نمىشناسد. «انّها لمن الغابرین»
انبیا، از پیش خود علم غیب ندارند. (حضرت لوط، فرشتگان را نشناخت) «قوم منكرون»