وَلَقَدۡ نَعۡلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدۡرُكَ بِمَا يَقُولُونَ
97
وَلَقَدۡ نَعۡلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدۡرُكَ بِمَا يَقُولُونَ
97
فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ ٱلسَّـٰجِدِينَ
98
وَٱعۡبُدۡ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأۡتِيَكَ ٱلۡيَقِينُ
99
بعضى از منحرفان آیه «واعبد ربّك حتّى یاتیك الیقین» را دستاویز قرار داده و مىگویند: اگر به یقین رسیدى، دیگر عبادت لازم نیست!. غافل از آنكه خطاب آیه به پیامبرصلى الله علیه وآله است كه از روز اوّل به یقین رسیده بود ودر برابر تطمیع وتهدیدهاى كفّار مىفرمود: اگر ماه را در یك دستم و خورشید را در دست دیگرم قرار دهید، دست از وظیفهى خود برنمىدارم، ولى با آن یقین تا آخرین لحظه عمر عبادت مىكرد.
ظرفیّت تمام افراد حتّى انبیا محدود است. «یضیق صدرك»
گاهى لجاجت و یاوهگویى، سعهصدردارترین افراد را در فشار قرار مىدهد. «یضیق صدرك» با آنكه خداوند فرموده: «الم نشرح لك صدرك»
سینه پیامبر در جنگها تنگ نشد، ولى از حرفها دلگیر شد. «یضیق صدرك بمایقولون»
دواى فشار روحى وروانى، نماز، سجده، تسبیح و حمد خداوند است. «یضیق... فسبّح بحمد ربّك... واعبد» (ابن عباس مىگوید: هرگاه پیامبرصلى الله علیه وآله غمگین مىشد، به نماز برمىخاست.)45
مهمتر از عبادت، استمرار آن است. «واعبد ربّك حتّى یاتیك الیقین »
تداوم بر بندگى حق، سبب پیدا شدن یقین است. «واعبد ... یاتیك الیقین»