سوره نحل - آیه 103 جزء 14 - صفحه 279
  • وَلَقَدۡ نَعۡلَمُ أَنَّهُمۡ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُۥ بَشَرٌ‌ لِّسَانُ ٱلَّذِي يُلۡحِدُونَ إِلَيۡهِ أَعۡجَمِيٌّ وَهَـٰذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ
    103
تفسیر نور
و البته ما مى‌دانیم كه مخالفان تو مى‌گویند: جز این نیست كه بشرى آن (قرآن) را به او مى‌آموزد. (اینگونه نیست، زیرا) زبان كسى را كه (این قرآن را) به او نسبت مى‌دهند غیر عربى ونارساست، در حالى كه این (قرآن) زبان عربى روشن است.

نکته‌ها
گویا در مكّه شخص غیر عربى زندگى مى‌كرده وكفار به پیامبر اكرم‌صلى الله علیه وآله تهمت مى‌زدند كه معارف قرآن را از او مى‌آموزد و به خدا نسبت مى‌دهد، در حالى كه:

چگونه دو نفر كه زبان یكدیگر را نمى‌دانند بهم آموزش مى‌دهند؟

چگونه در آن زمان هیچ كس ادّعا نكرد كه من معلم پیامبر هستم؟

چگونه سخنانى كه در مدت 23 سال و در شرایط گوناگون نازل شده بایكدیگر هیچ اختلافى ندارند؟

چگونه خود معلم ادّعاى پیامبرى نكرد؟

چگونه فریاد و مبارزه طلبى قرآن كه اگر حتى یك سوره مثل آن بیاورید از حرفم برمى‌گردم را، كسى تاكنون پاسخ نداده است؟

چگونه مى‌توان در زمان جاهلیت سخنانى گفت كه امروز دانشمندان به گوشه‌اى از اسرار آن هم نرسیده‌اند؟

چگونه كتابى را كه آن همه عرب‌هاى مخالف یك سوره‌اش را نیاوردند، یك غیر عرب همه آن را آورد و آموزش داد؟