چون ابراهیم بر مكتبى بود كه احدى بر آن نبود، پس یك اُمّت بود.87
او به اندازه یك اُمّت خیر و خوبى و كمال داشت نظیر شعرى كه مىگوید:
آنچه خوبان همه دارند تو تنها دارى.88
كلمه اُمّت به معناى معلّم خیر است او معلّم خوبىها بود.89
مراد از اُمّت یعنى رهبر و مقصود و امام تمام خداپرستان.90
شخصیّت و شعاع وجود او به اندازه یك اُمّت بود.91
چون قوام اُمّت به او بود.
چون عالم بود و عالم اُمّتى را راهنمایى مىكند.
چون حركت آفرید كار یك امّت را انجام داد، یارى نداشت ویكتنه قیام كرد.92
88) تفسیر مراغى.
89) تفسیر طبرى.
90) تفسیر فرقان.
91) تفسیر نمونه.
92) تفسیر مجمع البیان.
تعداد و كمیّت مهم نیست، بلكه كیفیّت و حركت آفرینى مهم است. «اُمّة»
در راه حقّ از تنهایى نهراسید. «انّ ابراهیم كان اُمّةً»
انسان محكوم محیط وجامعه و تاریخ نیست. «و لم یَكُ منالمشركین»
ابراهیم هم در عمل خالص بود، «حنیفاً» هم در عقیده. «و لم یك من المشركین»
برخوردهاى مماشاتى ضررى به توحید انسان نمىزند. (با آنكه ابراهیم در میان خورشید وستارهپرستان لحظاتى با آنان مدارا و مماشات كرد و گفت: پروردگار من همینهاست، ولى همین كه ناپدید شدند، فرمود: من غروب كنندگان را دوست ندارم. با این حال در این آیه خداوند مىفرماید: او لحظهاى مشرك نبود.) «لم یك من المشركین»
آنچه به انسان ارزش مىدهد عبادت و اطاعت آگاهانه از خدا «قانتاً» همراه با اعتدال و نداشتن انحراف «حنیفاً» و خلوص است. «و لم یك من المشركین»