وَلِلَّهِۤ يَسۡجُدُۤ مَا فِي ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ مِن دَآبَّةٍ وَٱلۡمَلَـٰٓئِكَةُ وَهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ
49
وَلِلَّهِۤ يَسۡجُدُۤ مَا فِي ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ مِن دَآبَّةٍ وَٱلۡمَلَـٰٓئِكَةُ وَهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ
49
يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوۡقِهِمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ۩
50
مراد از سجدهى تمام موجودات آسمانى و زمینى، یا خضوع تكوینى و تسلیم بودن آنها در برابر قوانین هستى است و یا آنكه مراد سجدهاى برخاسته از درك و شعور است، كه ظاهر آیات، دومى است، گرچه از درك و شعور ما خارج است!
اگر همه موجودات، همانند فرشتگان، در برابر خدا خاضع و ساجدند، چرا ما انسانها سجده نكنیم و استكبار ورزیم.
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى
در آسمانها نیز موجودات زنده و جنبنده ساكن است. «ما فى السموات ...من دابّة» چنانكه در آیه 29 سورهى شورى نیز مىخوانیم: «و ما بثّ فیهما من دابّة»
فرشتگان تسلیم محض خدا هستند. «و هم لایستكبرون»
ترس ما از خدا، بخاطر گناهانمان است، امّا ترس فرشتگان از خدا، ناشى از مقام وعظمت پروردگار است. «یخافون ربّهم من فوقهم» (چنانكه در مورد مؤمنان نیز قرآن مىفرماید: «واَمّا مَن خاف مقام ربّه»14 )
فرشتگان نه در ذات، روحیّهى استكبار دارند ونه در عمل. «لایستكبرون، یفعلون مایؤمرون»
ریشهى ترك دستورات الهى، استكبار است. اگر ریشه رفت، عمل مىآید. «لایستكبرون، یفعلون مایؤمرون»
فرشتگان، مأموران الهى و مكلّف هستند. «یفعلون مایؤمرون»