سوره نحل - آیه 69 جزء 14 - صفحه 274
  • ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ فَٱسۡلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا‌ۚ يَخۡرُجُ مِنۢ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخۡتَلِفٌ أَلۡوَٰنُهُۥ فِيهِ شِفَآءٌ لِّلنَّاسِ‌ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَـَٔايَةً لِّقَوۡمٍ يَتَفَكَّرُونَ
    69
تفسیر نور
سپس از همه میوه‌ها بخور، پس راههاى پروردگارت را خالصانه طى كن. از شكم‌هاى آنها نوشیدنى رنگارنگ بیرون مى‌آید كه در آن شفاى مردم است، البته در این (زندگى زنبور) براى كسانى كه فكر مى‌كنند قطعاً عبرتى است.

نکته‌ها
در این آیه و آیه 66، خداوند به دو نوع مایه حیاتى و نوشیدنى كه از درون حیوانات است اشاره كرده؛ یكى شیر و دیگرى عسل.

در آیه 67 خواندیم كه انسان از میوه‌ها، وسیله مست‌كننده مى‌سازد «تتخذون منه سكراً» ولى حیوان از ثمرات، عسل شفابخش مى‌سازد!!!

در نظام هدفدار و حكیمانه الهى، غفلت و بیكارى منفور است. لذا معمولا هر كجا در قرآن مسئله خوردن آمده، در كنار آن مسئولیّتى بیان شده است، از جمله:

«كلوا... و اعملوا صالحا»25 بخورید... و كار شایسته انجام دهید.

«كلوا منها و اطعموا»26 بخورید و به دیگران اطعام كنید.

«كلوا... و اشكرواللَّه»27 بخورید... و خدا را سپاس گذارید.

«كلوا... ولا تسرفوا»28 بخورید... واسراف نكنید.

در این آیه نیز خداوند به زنبور عسل دستور خوردن مى‌دهد، لیكن خوردنى همراه با هدف و مسئولیّت.

اولیاى خدا چون «نحل» هستند كه از پستى‌ها دورى كرده وبلندى‌ها را انتخاب مى‌كنند، از معارف الهى استفاده كرده و راه پروردگارشان را خاضعانه مى‌پیمایند این افراد از حلقومشان حكمت و حلاوت‌هاى معنوى خارج مى‌شود.


25) مؤمنون، 51.

26) حج، 28.

27) بقره، 172.

28) انعام، 141.

پیام‌ها
رفتار حیوانات، طبق فرمان الهى است، كه به‌صورت غریزه در آنها مى‌باشد.«ثم كُلى»

عسل، عصاره انواع میوه‌هاست. «كُلى من كل الثمرات»

نه تنها انتخاب مسكن وغذاى حیوانات با هدایت الهى است، بلكه همه كارهاى آنها راهى است كه خداوند پیش رویشان گذاشته است. «سُبل ربك»

حركت حیوانات در مسیرى كه خداوند برایشان انتخاب نموده است، حركت متواضعانه است. «سُبل ربِك ذُللاً»

اعجاز خلقت: یك كارخانه عسل‌سازى در شكم حیوانى كوچك! «یخرج من بطونها»

عسل طبیعى به رنگ‌هاى مختلفى است. «مختلفاً الوانه» (رنگ‌هاى سفید، زرد، قرمز، كه شاید این اختلاف رنگ‌ها بر اساس اختلاف رنگ گلها باشد.)

در گیاهان و گلها، خواص درمانى است كه از طریق عسل، شفاى دردهاى ما مى‌شود. «فیه شفاء للناس» (ناگفته پیداست كه عسل، شفاى همه دردها نیست، لذا بصورت نكره «شفاءٌ» آمده است)

خانه‌سازى، موم‌سازى و عسل‌سازى، در كنار زهرسازى، توسط حیوان كوچكى مثل زنبور، از نشانه‌هاى قدرت الهى است. «لآیة»

تمام درس‌ها و عبرت‌ها، براى كسانى است كه اهل فكر و اندیشه باشند «لقوم یتفكرون» وگرنه افرادى هستند كه در تمام عمر از عسل استفاده مى‌كنند ولى حاضر به چند دقیقه فكر درباره‌ى آن نیستند.