وَٱللَّهُ أَخۡرَجَكُم مِّنۢ بُطُونِ أُمَّهَـٰتِكُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ شَيۡـًٔا وَجَعَلَ لَكُمُ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡأَبۡصَـٰرَ وَٱلۡأَفۡـِٔدَةَ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ
78
وَٱللَّهُ أَخۡرَجَكُم مِّنۢ بُطُونِ أُمَّهَـٰتِكُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ شَيۡـًٔا وَجَعَلَ لَكُمُ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡأَبۡصَـٰرَ وَٱلۡأَفۡـِٔدَةَ لَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ
78
یاد نقصها و كمبودها و فقدانهاى گذشته، روحیهى شكر را در انسان بارور مىكند. «لاتعلمون شیئاً... لعلكم تشكرون»
حكمت و سنّت خداوند، آن است كه هر كارى از راه وسیلهاش انجام شود. ابزار علم، چشم و گوش و دل است. «جعل لكم السّمع...»
كارآیىِ گوش قبل از چشم است. (گوش در شكم مادر هم مىشنود، ولى چشم بعد از تولد، تا مدتى بسته است. شاید به همین دلیل در آیه نام گوش قبل از چشم برده شده است) «جعل لكم السمع والابصار»
تشكر از هر نعمت، بكارگیرى صحیح آن است. زیرا قرآن از گروهى انتقاد مىكند كه چشم دارند ولى حقایق را نمىبینند، گوش دارند ولى حاضر به شنیدن حق نیستند. «جعل لكم السمع والابصار ... لعلكم تشكرون»
شكر واقعى نعمت چشم و گوش، تحصیل علم است: زیرا آیه ابتدا مىفرماید: شما نمىدانستید، من به شما چشم و گوش دادم تا شكر كنید، یعنى علم بیاموزید. «جعل لكم السمع و الابصار... لعلكم تشكرون»