وَإِذَآ أَرَدۡنَآ أَن نُّهۡلِكَ قَرۡيَةً أَمَرۡنَا مُتۡرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيۡهَا ٱلۡقَوۡلُ فَدَمَّرۡنَـٰهَا تَدۡمِيرًا
16
وَإِذَآ أَرَدۡنَآ أَن نُّهۡلِكَ قَرۡيَةً أَمَرۡنَا مُتۡرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيۡهَا ٱلۡقَوۡلُ فَدَمَّرۡنَـٰهَا تَدۡمِيرًا
16
ارادهى قهر خداى حكیم، براساس زمینههاى گناه و خصلتهاى منفى ماست، و گرنه خداوند مهربان، بىجهت ارادهى هلاك قومى را نمىكند. به فرمودهى حضرت رضا علیه السلام: ارادهى الهى در این آیه، مشروط به فسق ماست.44
وجود مترفین در جامعه، زمینهساز قهر الهى است. «ففسقوا فیها فحقّ ...»
سقوط اخلاقى و اجتماعى جامعه، به دست رؤساى مرفّه آنان است. «أمرنا مُترفیها ففسقوا»
مرفّهان بى درد، پیش از دیگران در برابر دعوت انبیا مىایستند، چون رفاه، معمولاً سرچشمهى فساد است. «أمَرنا مترفیها ففسقوا»
مهلت دادن به نافرمانان، سنّت الهى است. «أمرنا، ففسقوا، فحقّ»
تهدیدهاى الهى را جدّى بگیریم و خود را اصلاح كنیم، چون عامل اجراى تهدیدهاى الهى عملكرد خودماست. «ففسقوا فیها فحقّ علیها القول»
بدون اتمام حجّت، عذاب الهى نازل نمىشود. «أمَرنا، ففسقوا، فحقّ، فدمّرنا»
قهر و عذاب الهى، شدید است. «فدمّرناها تدمیراً»
همه چیز و همه كار با قدرت الهى انجام مىشود. «اَردنا، نُهلك، أمَرنا، دَمّرنا»