مَّن كَانَ يُرِيدُ ٱلۡعَاجِلَةَ عَجَّلۡنَا لَهُۥ فِيهَا مَا نَشَآءُ لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلۡنَا لَهُۥ جَهَنَّمَ يَصۡلَىٰهَا مَذۡمُومًا مَّدۡحُورًا
18
مَّن كَانَ يُرِيدُ ٱلۡعَاجِلَةَ عَجَّلۡنَا لَهُۥ فِيهَا مَا نَشَآءُ لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلۡنَا لَهُۥ جَهَنَّمَ يَصۡلَىٰهَا مَذۡمُومًا مَّدۡحُورًا
18
در جهان مادیّات نزاع و درگیرى زیاد است و همه كس به همه آرزوهایش نمىرسد، پس باید اندازه و سهمیهاى باشد كه چه كسى چه مقدار داشته باشد: «عجّلنا له فیها ما نشاء لمن نرید»، امّا در دنیاى معنویات، چون تزاحم و محدودیّتى نیست، همه صد درصد كامیاب مىشوند و راه براى بیشتر هم باز است. «كان سعیهم مشكورا»48
انسان، با اراده خلق شده ودر انتخاب آزاد است، ولى ارادهى الهى اصل است. «یرید... لمن نُرید»
آنچه زشت است، خصلت دنیاگرایى است، نه اصل دنیا. «كان یُرید العاجله»
خواست انسان بى حدّ و حصر است، پس باید در چهارچوب ارادهى الهى محدود شود. «ما نشاء»
همهى دنیاخواهان به دنیا نمىرسند. «لمن نُرید»
دنیاطلبان دو دستهاند: برخى دنیا و آخرت را مىبازند، «خسر الدنیا و الآخرة» بعضى به بخشى از خواستههاى دنیایىشان مىرسند. «عجّلنا له فیها ما نشاء»
دنیاطلبان و صاحبان اهداف مادّى، شاید به مقدارى از نام و نان برسند، ولى قیامتشان تباه است. «جعلنا له جهنّم»
پایان دنیاطلبى، پشیمانى و دوزخ است. «جعلنا له جهنّم»
دنیاطلبان، هم در آتش مىسوزند (عذاب جسمى)، هم تحقیر مىشوند (عذاب روحى). «یَصلیها مَذموماً مَدحوراً»