وَلَبِثُواْ فِي كَهۡفِهِمۡ ثَلَـٰثَ مِاْئَةٍ سِنِينَ وَٱزۡدَادُواْ تِسۡعًا
25
وَلَبِثُواْ فِي كَهۡفِهِمۡ ثَلَـٰثَ مِاْئَةٍ سِنِينَ وَٱزۡدَادُواْ تِسۡعًا
25
قُلِ ٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا لَبِثُواْ لَهُۥ غَيۡبُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ أَبۡصِرۡ بِهِۦ وَأَسۡمِعۡۚ مَا لَهُم مِّن دُونِهِۦ مِن وَلِيٍّ وَلَا يُشۡرِكُ فِي حُكۡمِهِۦٓ أَحَدًا
26
در تفسیر مراغى این تفاوت نه سال را، نشانهى معجزه بودن قرآن دانسته كه چه اندازه دقیق است و تفاوت سالهاى قمرى و شمسى را هم در نظر گرفته است.
ممكن است گفته شود: مقدار، همان سیصد سال بوده كه مردم نه سال به آن افزودهاند، «وازدادوا تسعاً» از این رو خداوند در جواب مىفرماید: «قلاللّه اعلم بما لبثوا» بگو: خدا داناتر است.
عمر انسان حدّ معیّنى ندارد، مثل آب نیست كه در صد درجه بجوشد و در درجهى صفر یخ بزند. در آزمایشها عمر بعضى موجودات زنده تا دوازده برابر افزایش یافته است. چنانچه در جراید نوشتند: ماهى منجمدى كه مربوط به چند هزار سال پیش بود و در میان یخهاى قطبى پیدا شد، پس از قرار گرفتن در آب ملایم، زندگى را از سر گرفت.28
اگر آمار، ساده وعادّى بیان شود، ممكن است یا فراموش شود و یاشنونده به آن توجّه خاص نكند. مثلا اگر بیمارى به پزشك بگوید: من چهار ساعت در نوبت نشستهام، یا بگوید چهار ساعت 7 دقیقه كم، توجّه پزشك تفاوت دارد. زیرا ارقام گاهى براى بیان كم وزیاد است وخیلى درآن دقّت نیست، ولى اگر ریز ودقیق بیان شود، شنونده را جذب مىكند. لذا درباره مدّت تبلیغ حضرت نوح مىفرماید: هزار سال مگر پنجاه سال، تا اعلام كند ارقام دقیق است. در این آیه نیز مىفرماید: سیصد سال وسپس مىفرماید: نه سال اضافه. تا بگوید آمار دقیق است.
28) تفسیر نمونه.
دقّت در بیان ارقام و آمار، آن را در ذهن، ماندگارتر مىكند. «ثلاث مأئة سنین وازدادوا تسعاً»