وَأَمَّا ٱلۡغُلَـٰمُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤۡمِنَيۡنِ فَخَشِينَآ أَن يُرۡهِقَهُمَا طُغۡيَـٰنًا وَكُفۡرًا
80
وَأَمَّا ٱلۡغُلَـٰمُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤۡمِنَيۡنِ فَخَشِينَآ أَن يُرۡهِقَهُمَا طُغۡيَـٰنًا وَكُفۡرًا
80
فَأَرَدۡنَآ أَن يُبۡدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيۡرًا مِّنۡهُ زَكَوٰةً وَأَقۡرَبَ رُحۡمًا
81
در حدیث آمده است: خداوند به جاى آن پسر، دخترى به آن دو مؤمن داد كه از نسل او هفتاد پیامبر پدید آمدند.84
گاهى فرزند، سبب انحراف و كفر والدین مىشود، «خشینا أن یُرهقهما...» گاهى هم والدین فطرت پاك و توحیدى فرزند را به كفر و آیینهاى انحرافى مىكشانند.
چنانكه پیامبراكرمصلى الله علیه وآله فرمودند: هر فرزندى، به طور فطرى خداشناس و مؤمن است، مگر آنكه پدر و مادر او را تغییر دهند.85
85) كلّ مولودٍ یولد على الفطرة حتّى یكون ابواه یهوّدانه و ینصّرانه». بحار، ج3، ص 282.
مرگ فرزند، بهتر از آن است كه بد عاقبت و موجب فساد و طغیان شود. «یرهقهما طغیاناً و كفراً»
خداوند به پدر و مادر با ایمان، عنایت خاص دارد. «ابواه مؤمنین فخشینا»
گاهى جسم باید فداى فكر بشود. فرزند كشته مىشود تا ایمان پدر و مادر محفوظ بماند. «خشینا ان یرهقهما»
باید فتنهها را پیشبینى كرد و از ریشه خشكاند. «خشینا ان یرهقهما»
طغیان و سركشى زمینهى كفر است. (طغیان» قبل از «كفر» آمده است.)
ارادهى مردان خدا، ارادهى خداست. «اردنا ان یبدِلهما»
اولیاى خدا هم مسئولیّت دارند و هم در اندیشهى آیندهى مردم مىباشند. «اردنا ان یبدِلهما»
گاهى دلیل گرفتار شدن مؤمنین به بعضى ناگوارىها، حفظ ایمان و عقیده خود آنان است. «یبدِلَهما خیراً منه»
اگر خداوند چیزى را از مؤمن گرفت، بهتر از آن را به او مىدهد. «یبدِلهما ربّهما خیراً منه»
از بین رفتن فرزنذ ناصالح و جایگزینى آن با فرزند صالح، جلوهاى از ربوبیّت خداوند است. «یبدِلَهما ربّهما خیراً منه»
تنها پاكى و صلاح فرزندان كافى نیست، باید نسبت به پدر و مادر مهربان باشند. «زكوة واقرب رحماً»
آنچه ارزش است، سلامت، پاكى ومحبّت به والدین است، نه دختر یا پسر بودن فرزند. «زكوةً و اقرب رحماً»