وَيَسۡـَٔلُونَكَ عَن ذِي ٱلۡقَرۡنَيۡنِ قُلۡ سَأَتۡلُواْ عَلَيۡكُم مِّنۡهُ ذِكۡرًا
83
وَيَسۡـَٔلُونَكَ عَن ذِي ٱلۡقَرۡنَيۡنِ قُلۡ سَأَتۡلُواْ عَلَيۡكُم مِّنۡهُ ذِكۡرًا
83
امام باقرعلیه السلام فرمودند: «ذوالقرنین» پیامبر نبود، لیكن مرد صالحى بود كه خدا او را دوست مىداشت و او قوم خود را به تقوا سفارش مىكرد. مردم بر یك طرف سر او ضربهاى وارد كردند و او تا مدّتى ناپدید شد، پس از آن به سوى مردم بازگشت و دعوت خود را تكرار كرد، مردم به سمت دیگر سر او ضربهاى زدند. آنگاه امام فرمود: در میان شما نیز شخصى با این خصوصیات است.92 بنابراین به خاطر این دو ضربه به ذوالقرنین معروف بوده است.
تفسیر نمونه با توجّه به اظهارات چند مورّخ یونانى و چند فراز از تورات (كتاب اشعیا، فصل 46، شمارهى 28 و 11) و كشف مجسمهى كورش در قرن نوزدهم میلادى كه تاجى با دو شاخ بر سر داشت، ذوالقرنین را با كورش بیشتر تطبیق مىدهد، ولى مرحوم شعرانى، در حاشیه تفسیر ابوالفتوح، ذوالقرنین را همان اسكندر مقدونى مىداند كه از سیزده سالگى شاگرد ارسطو بوده است. و صاحب تفسیر المیزان او را همان كورش مىداند.
به هر حال در اینكه ذوالقرنین چه مدّت حكومت كرده و نام واقعى او چیست و چند سال عمر كرده وآیا بشر بوده یا فرشته، پیامبر یا عبد صالح؟ اسكندر بوده یا كورش؟ چرا ذوالقرنین نام دارد؟ امكاناتش چه بوده، محدودهى حكومتش كجا بود؟ طول و عرض و مشخصات سدى كه ساخت چه بود؟ چه زمانى بود؟ آیا این سدّ همان دیوار چین است یا نه؟ سخنان بسیارى بیان شده وبحث در جزئیّات آن چندان مفید نیست. باید دنبال هدفها رفت، نه مسائل جزئى كه در آنها هیچ رشدى نیست.
92) تفسیرنورالثقلین ؛ كمالالدین صدوق.
رهبر ومبلّغ دینى باید با تاریخ و حوادث مهم آشنا باشد. «یسئلونك...»
آنكه پیشواى مردم شد، از او سؤالات مختلفى مىكنند، چنانكه در آیات دیگر سؤال از روح مطرح است.
سؤالات بجا و منطقى مردم را بىپاسخ نگذاریم. «سأتلوا»
در پاسخ سؤالها، شتابزده جواب ندهیم. «سأتلوا»
تاریخ وبازگویى آن، به اندازهاى كه در آن تذكّر و عبرت باشد ارزشمند است. «سأتلوا علیكم منه ذكراً»
پرسشهاى مردم، زمینهى نزول بعضى از آیات بوده است. «یسئلونك... قل...»