وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَـٰتُنَا بَيِّنَـٰتٍ قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَيُّ ٱلۡفَرِيقَيۡنِ خَيۡرٌ مَّقَامًا وَأَحۡسَنُ نَدِيًّا
73
وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَـٰتُنَا بَيِّنَـٰتٍ قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَيُّ ٱلۡفَرِيقَيۡنِ خَيۡرٌ مَّقَامًا وَأَحۡسَنُ نَدِيًّا
73
كفّار، در قالب تمسخر مؤمنان، یا به صورت سؤال مىگفتند: آیا ثروتمندانى مثل نضربن حارث و ولیدبن مغیره ارزش وجایگاه دارند، یافقیرانى مانند بلال وعمّار؟ و با این دید متكبّرانه خود را از مسلمانان جدا كرده و ایمان نمىآوردند.
آرى، بعضى افراد مىكوشند تا كمبودهاى معنوى خود را با جلوههاى مادّى جبران كنند. چنانكه در بعضى روایات آمده است: اشراف كافر، لباسهاى زیبا و فاخر مىپوشیدند و در مقابل پیامبر ویارانش راه مىرفتند وبه آنان با دیدهى تحقیر مىنگریستند.129
خاكساران جهان را به حقارت منگر
كوزه بىدسته چو بینى، به دو دستش بردار
129) تفسیر كبیر فخررازى.
حساب عقیده و منطق صحیح، از رفاه دنیوى جداست. «اىّ الفریقَین خیرٌ» كفّار مىگفتند: اگر راه ما باطل است، چرا وضع دنیایى ما از شما بهتر است؟
پول و ثروت، نشانهى حقانیّت و شخصیّت نیست. «اىّ الفریقین خیرٌ مقاما»
فخر و مباهات، زمینهساز كفر است. «قال الّذین كفروا... اىّ الفریقین خیرٌ»