۞ سَيَقُولُ ٱلسُّفَهَآءُ مِنَ ٱلنَّاسِ مَا وَلَّىٰهُمۡ عَن قِبۡلَتِهِمُ ٱلَّتِي كَانُواْ عَلَيۡهَاۚ قُل لِّلَّهِ ٱلۡمَشۡرِقُ وَٱلۡمَغۡرِبُۚ يَهۡدِي مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٍ مُّسۡتَقِيمٍ
142
۞ سَيَقُولُ ٱلسُّفَهَآءُ مِنَ ٱلنَّاسِ مَا وَلَّىٰهُمۡ عَن قِبۡلَتِهِمُ ٱلَّتِي كَانُواْ عَلَيۡهَاۚ قُل لِّلَّهِ ٱلۡمَشۡرِقُ وَٱلۡمَغۡرِبُۚ يَهۡدِي مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٍ مُّسۡتَقِيمٍ
142
بعد از این ماجرا، یهود ناراحت شده و طبق عادت خود شروع به خردهگیرى كردند. آنها كه تا دیروز مىگفتند: مسلمانان استقلال ندارند و پیرو ما هستند، اكنون مىپرسیدند، چرا اینها از قبلهى پیامبران پیشین اعراض كردهاند؟ پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله مأمور شد در جواب آنها پاسخ دهد: مشرق و مغرب از آنِ خداست و خداوند مكان خاصّى ندارد.
آرى، تغییر قبله، نشانهى حكمت الهى است نه ضعف و جهل او. همچنان كه در نظام تكوین، تغییر فصول سال، نشانهى تدبیر است، نه ضعف یا پشیمانى.
خداوند در همه جا حضور دارد و شرق و غرب عالم از آن اوست. پس جهتگیرى بدن به سوى كعبه، رمز جهتگیرى دل به سوى خداست. چه بسا افرادى به سوى كعبه نماز بگزارند، ولى قبله آنان چیز دیگرى باشد. چنانكه خواجه عبداللّه انصارى مىگوید:
قبله شاهان بود، تاج و كمند قبله ارباب دنیا، سیم وزر
قبله صورتپرستان، آب و گِل قبله معنا شناسان، جان ودل
قبله تنپروران، خواب وخورشت قبله انسان، به دانش پرورش
قبله عاشق، وصال بىزوال قبله عارف، كمال ذىالجلال
كسى كه دست خدا را در وضع یا تغییر احكام بسته بداند، سفیه و سبك مغز است. اعتراض به خداى حكیم ودانا، نشانهى سفاهت است. «سیقولالسفهاء»
مسلمانان باید توطئهها وشایعات وسؤالات بهانهجویانهى دشمن را پیشبینى كرده وبا پاسخ به آنها، از نفوذ وگسترش آن پیشگیرى نمایند. «سیقول... قل»
اصل سؤال كردن مورد انتقاد نیست، روحیّه سؤال كننده مورد انتقاد است كه از روى اعتراض و اشكالتراشى مىپرسد. «ما ولاّهم عن قبلتهم»
قداست و كرامت مكانها و زمانها، وابسته به عنایت پروردگار است، نه چیز دیگر. «لِلّه المشرق و المغرب»
تغییر قبله، یكى از نشانههاى پیامبر اسلام در كتب آسمانى بود، لذا براى بعضى وسیلهى هدایت شد. «یهدى به من یشاء»