تهدید و هشدارهاى قرآن نسبت به پیامبر، به منظور جلوگیرى از بروز و رشد غلّوگرایى و نسبت نارواى خدایى به اولیاست. آنگونه كه در ادیان دیگر، مردم به غلّو، عیسى علیه السلام را فرزند خدا و فرشتگان را دختران خدا مىدانستند.
در برابر هیاهو و غوغاى مخالفان نباید تسلیم شد و براى مأیوس كردن دشمنان، قاطعیّت لازم است. «وما انت بتابع»
یهود ونصارى هر یك داراى قبلهى ویژهاى بودند. «ومابعضهم بتابع قبلة بعض»
انحراف دانشمندان، بسیار خطرناك است. «...من بعد ماجاءك من العلم»
علم، به تنهایى براى هدایت یافتن كافى نیست، روحیّهى حقّ پذیرى لازم است. یهود صاحب كتاب بودند، ولى با وجود تعصّب نابجا، این علم چارهساز نشد. «اهوائهم من بعد ماجاءك من العلم»
پیامبر، حقّ تغییر قانون الهى را بر اساس تمایلات مردم ندارد. «اهوائهم من بعد ماجاءك من العلم»
آئین اسلام از سرچشمهى علم واقعى است. «جاءك من العلم»
قوانینى شایسته پذیرش و پیروى هستند كه از هواهاى نفسانى پیراسته و بر پایهى علم بنا شده باشند. «لئن اتّبعت اهوائهم من بعد ماجاءك من العلم»
قانون، براى همه یكسان است. اگر بر فرض پیامبر نیز تابع هوا و هوس شود، گرفتار كیفر خواهد شد. «انّك اذاً»
با وجود قانون الهى، پیروى از خواستههاى مردم ظلم است. «اذاً من الظالمین»