البتّه این ایراد تنها از سوى یهود نبود، بلكه مشركان نیز مىگفتند: اگر محمّد صلى الله علیه وآله به آئین ابراهیم توجّه دارد، پس چرا به خانهاى كه ابراهیم ساخته است، توجّه ندارد؟ البتّه منافقان آرام نگرفته و با تغییر قبله، خردهگیرىهاى خود را شروع كرده و مىگفتند: پیامبر، ثبات رأى ندارد. در هر حال خداوند با تأكید و تكرار، مسلمانان را براى پذیرش موضوع و ثبات قدم آماده مىسازد و یادآور مىشود، آنان كه دنبال حجت و دلیل باشند، بر شما خرده نخواهند گرفت، ولى افراد ظالم كه حقیقت را كتمان مىكنند، از بهانهجویى دست بر نخواهند داشت و شما نباید به آنان اعتنا كنید، و از آنان نترسید و فقط از خداوند بترسید.
قبله، نشانه و مظهر توحید است. قبله، آرم و نشانهى مسلمانان است. در نهجالبلاغه از كعبه به عنوان عَلَم یعنى پرچم ونشانهى آشكار اسلام یاد شده است. بتپرستان و ستاره پرستان هنگام نیایش، به سوى بت و یا ستاره و ماه توجّه مىكردند، امّا اسلام توجّه به خانه خدا را به جاى آن قرار داد و روى كردن به سوى قبله را نشانهى توجّه به خدا شمرده است.
در روایات مىخوانیم: پیامبر صلى الله علیه وآله معمولاً روبه قبله مىنشستند و سفارش كردهاند؛ بسوى قبله بخوابید و بنشینید و حتّى رو به قبله نشستن، عبادت شمرده شده است. قبله، جایگاه واحترام خاصّى دارد ودر بعضى اعمال، توجّه به آن واجب است. براى مثال: نمازهاى واجب باید روبه قبله خوانده شود. ذبح حیوان ودفن میّت، باید به سوى قبله باشد. در مستراح رو به قبله یا پشت به قبله نشستن حرام است.
علاوه بر آنچه ذكر شد، قبله عامل وحدت مسلمانان است. اگر از فراز كرهى زمین بر مسلمانان نظر كنیم، مىبینیم آنان هر روز پنج بار با نظم و ترتیب خاصّ، به سوى قبله توجّه مىكنند. كعبه، قرارگاه وآمادگاه حركتها وانقلابهاى الهى بوده است. از حضرت ابراهیم وحضرت محمّد گرفته تا امام حسین علیهم السلام و در آینده حضرت مهدى علیه السلام، همگى از كنار كعبه حركت خود را شروع كرده و مىكنند. در عظمت كعبه همین بس كه مسلمانان به اهل قبله معروفند.
خداوند متعال در ماجراى تغییر قبله مىفرماید: تغییر قبله براى این است كه در آینده نعمت خود را بر شما تمام كنم. یعنى استقلال شما و توجّه به كعبه، زمینهى اتمام نعمت در آینده است. «لأتمّ نعمتى»
این ماجرا در سال دوّم هجرى در مدینه واقع شده است. در سال هشتم هجرى نیز خداوند به مناسبت فتح مكّه مىفرماید: «ویتمّ نعمته علیك» 445 یعنى: این پیروزى براى این است كه خداوند در آینده نعمت خود را بر شما تمام كند. چنانكه ملاحظه مىكنید در هر دو آیه «اتمام نعمت» به صیغه فعل مضارع بیان شده است كه نشانهى حدوث آن در آینده است، ولى در آیه 3 سورهى مائده كه به هنگام بازگشت از حجةالوداع در سال دهم هجرى و بعد از معرفى رهبرى معصوم در غدیر خم نازل مىشود، اینگونه مىفرماید: «الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى» امروز نعمت خود را بر شما تمام كردم.
قابل توجّه و دقّت است كه خداوند، روى كردن مردم به قبله را قدم نخستین براى اتمام نعمت و فتح مكّه را قدم دیگر و تعیین و معرفى رهبر را آخرین قدم در اتمام نعمت بیان مىكند. لازم به یادآورى است كه در جریان تعیین قبله و همچنین تعیین رهبر، تذكّر مىدهد كه «لاتخشوهم و اخشونى». چون در هر دو، احتمال مقاومت، مقابله، بهانهگیرى و شایعه پراكنى از سوى دیگران مىرود.
پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمودند: «یا على مثلك فى الامّة كمثل الكعبة نصبها اللّه للنّاس علماً» 446اى على! مثال تو در میان امّت، همانند مثال كعبه است كه خداوند آنرا به عنوان نشانه روشن و پرچم براى مردم قرار داده است، تا جهت خویش را گم نكنند. همچنین در حدیث دیگرى از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه فرمود: «ونحن كعبة اللّه ونحن قبلة اللّه» 447 ما كعبه و قبلهى خداوندى هستیم.
446) بحار، ج 22، ص 483.
447) بحار، ج 6، ص 211 و 303.
نفى سلطهى دیگران و رسیدن به استقلال، یك ارزش است. «لئلاّ یكون للناس علیكم حجة»
تغییر قبله، عامل خنثى سازى ایرادهاى بىجا و بهانهتراشىهاى اهل كتاب و مشركان و منافقان مىباشد. «لئلا یكون للناس علیكم حجة»
دشمنان خارجى، بزرگترین خطر براى مسلمانان نیستند، بىتقوایى خطر اصلى است. «فلا تخشوهم واخشونى»
تعیین قبلهى مخصوص براى مسلمانان، زمینهى اتمام نعمت خدا بر آنهاست. «ولاتّم نعمتى علیكم»
تعیین قبله و نماز خواندن به سوى مسجدالحرام، زمینهى هدایت مؤمنان است. «لعلكم تهتدون»
هدایت، داراى مراحلى است. با آنكه مخاطب آیه مسلمانان هستند كه هدایت شدهاند، پس منظور دستیابى به مراحل بالاترى از آن است. «لعلّكم تهتدون»