وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّبِعُواْ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ قَالُواْ بَلۡ نَتَّبِعُ مَآ أَلۡفَيۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَآۚ أَوَلَوۡ كَانَ ءَابَآؤُهُمۡ لَا يَعۡقِلُونَ شَيۡـًٔا وَلَا يَهۡتَدُونَ
170
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّبِعُواْ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ قَالُواْ بَلۡ نَتَّبِعُ مَآ أَلۡفَيۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَآۚ أَوَلَوۡ كَانَ ءَابَآؤُهُمۡ لَا يَعۡقِلُونَ شَيۡـًٔا وَلَا يَهۡتَدُونَ
170
پیروى و اطاعت عقلانى مانعى ندارد، مورد انتقاد قرآن، تقلید از كسانى است كه نه خود داراى تعقّل بودهاند و نه هدایت انبیا را پذیرفتهاند.
هدایت الهى، در هر عصر و زمانى وجود دارد. از اینكه قرآن مىفرماید: نیاكان آنان هدایت پذیر نبودند، استفاده مىشود كه هدایت الهى در هر زمانى بوده، ولى آنها نمىپذیرفتند. حضرت على علیه السلام در نهجالبلاغه مىفرماید: «بلى لاتخلوا الارض من قائم للّه ظاهراً او خائفاً» 506 زمین از رهبر آسمانى هرگز خالى نیست، خواه آشكارا و خواه مخفیانه مردم را به راه خدا دعوت مىنماید.
تعصّباتِ نژادى وقبیلهاى، از زمینههاى نپذیرفتن حقّ است. «بلنتّبع... ابائنا»
آداب و عقاید نیاكان، در آیندگان اثر گذار است. «ما الفینا علیه ابائنا»
راه حقّ، با عقل و وحى به دست مىآید. «لایعقلون شیئاً و لایهتدون»
انتقال تجربه و دانش ارزش است، ولى انتقال خرافات از نسل گذشته به نسل آینده، ضد ارزش مىباشد. «اباؤهم لایعقلون»
عقل، ما را به پیروى از وحى، رهبرى مىكند. «اتّبعوا ما انزلنا... او لوكان اباؤهم لا یعقلون»