در هر اجتماعى گاه و بیگاه قتلى صورت مىگیرد، یك دین جامع و كامل همانند اسلام، در قبال چنین حوادثى باید طرح و برنامهى عادلانه و منطقى ارائه دهد كه بتواند جلوى ازدیاد وتكرار چنین حوادث وهمچنین جلوى انتقامهاى نابجا و احیاناً سوءاستفادهها را بگیرد، تا قاتلان، جسور نشوند وخون مظلوم به هدر نرود.
در جاهلیّت قبل از اسلام، گاه به خاطر كشته شدن یك نفر، قبیلهاى به خاك و خون كشیده مىشد و جنگهاى طولانى به راه مىافتاد. اسلام با طرحى كه در این آیه مطرح شده، هم حفاظت خون مردم و هم رضایت طرفین و رعایت حدود و اندازه را در نظر گرفته است. البتّه قانون قصاص، حكم الهى نیست كه قابل عفو و اغماض نباشد، بلكه حقّى است براى صاحبان خون كه مىتوانند با گرفتن دیه و یا بدون آن، از حقّ خود صرفنظر كنند.
سؤال: چرا در قانون قصاص، جنسیّت مطرح است؟ اگر قاتل مرد و مقتول زن باشد، مرد را قصاص نمىكنند؟
پاسخ: قتل زن و مرد، از نظر الهى و انسانى و كیفر اخروى یكسان است، لكن در كیفر دنیوى فرق دارد و این به خاطر آن است كه معمولا مرد نانآور خانه و قتل او سبب ضربه اقتصادى به خانواده است و قانون براساس نوع است، نه موارد نادر كه ممكن است زنى نانآور باشد.
در قانون قصاص، اصول تساوى و عدالت مورد توجّه است. «الحُرّ بالحُرّ و العبد بالعبد و الاُنثى بالاُنثى...»
قاطعیّت و عطوفت در كنار هم لازم است. «فمن عفى له من اخیه» گویا اولیاى مقتول، برادر قاتل هستند و قاتل، از مرز اسلام و اخوت بیرون نمىرود.
حقوق اسلامى، آمیخته با اخلاق اسلامى است. «كتب علیكم القصاص... فمن عفى»
اسلام، نه مانند یهود تنها راه را قصاص مىداند و نه همچون مسیحیّت بهترین راه را عفو مىشناسد، بلكه راههاى مختلفى مثل قصاص، خونبها و عفو را مطرح مىكند. «كتب علیكم القصاص... فمن عفى»
جواز عفو قاتل و تبدیل قصاص به گرفتن خونبها، براى تربیت شماست. «تخفیف من ربّكم»
تجاوز از حدود الهى و سوءاستفاده از آن ممنوع است. «فمن اعتدى علیه... فله عذاب الیم»
اگر در قانونى تخفیف قرار دادید، جلو سوء استفادهها را بگیرید. «ذلك تخفیف... فمن اعتدى»