تسلیم فرمان خدا بودن، ارزش است. اگر دستور روزه گرفتن داد، باید روزه گرفت و اگر حكم به افطار كرد، باید روزه را شكست.
در مجمعالبیان آمده است: گروهى از اصحاب پیامبر حتّى در حال سفر روزه گرفته و مایل نبودند كه روزه خود را بشكنند. رسول اكرم صلى الله علیه وآله آنان را گناهكار خواندند. امام صادق علیه السلام فرمود: اگر كسى در سفر روزه بگیرد، من بر جنازهى او نماز نمىگزارم.
در تفسیر قرطبى نیز آمده است كه رسول اكرم صلى الله علیه وآله در سفر از مدینه به مكّه در ماه رمضان، آب خواستند، آنگاه ظرف آب را بر سر دست گرفتند تا مردم ببینند و سپس از آب میل فرمودند.
به هر حال اگر مسافر یا مریضى روزه گرفت، روزهاش باطل و باید قضاى آنرا به جا آورد. 547 امام صادق علیه السلام فرمودند: حتّى اگر مادرى نسبت به شیر كودك یا جنین نگرانى داشت، باید روزه خود را افطار نماید و این نشانهى رأفت خداوند است. 548
548) تفسیر برهان، ج1، ص182.
شرایط نباید فلسفه كلّى حكم و آثار و منافع آنرا تماماً از بین ببرد. اگر انسان مریض یا مسافر در شرایطى نمىتواند روزه بگیرد، باید در ایام دیگرى قضا كند تا از منافع روزه برخوردار شود. «فعدة من ایّام اُخر»
قصد سفر، به تنهایى مانع روزه نیست، در سفر بودن لازم است. «على سفر»
قضاى روزه، زمان خاصّى ندارد. «فعدة من ایام اُخر»
توانایى، شرط تكلیف است. «على الّذین یطیقونه»
تغذیهى فقرا، در متن احكام جاسازى شده است. «طعام مسكین»
عباداتى سبب رشد و قرب است كه با علاقه و رغبت باشد. «فمن تطوّع»
دستورات الهى بگونهاى است كه حداقل را بر همه واجب كرده است و بیش از آن را به اختیار انسان مىگذارد. در این آیه سیر كردن یك گرسنه واجب، ولى بیش از آن به عنوان عمل مستحبّى در اختیار خود انسان است. «فمن تطوع خیراً فهم خیر له»
انجام دستورات خداوند، آثار خوبى دارد كه به خود انسان باز مىگردد نه خدا. «ان تصوموا خیر لكم»