دعا كننده، آنچنان مورد محبّت پروردگار قرار دارد كه در این آیه، هفت مرتبه خداوند تعبیر خودم را براى لطف به او بكار برده است: اگر بندگان خودم درباره خودم پرسیدند، به آنان بگو: من خودم به آنان نزدیك هستم وهرگاه خودم را بخوانند، خودم دعاهاى آنان را مستجاب مىكنم، پس به خودم ایمان بیاورند ودعوت خودم را اجابت كنند. این ارتباط محبّتآمیز در صورتى است كه انسان بخواهد با خداوند مناجات كند.
دعا كردن، همراه وهمرنگ شدن با كلّ هستى است. طبق آیات قرآن، تمام هستى در تسبیح و قنوت هستند؛ «كلّ له قانتون» 552 و تمام موجودات به درگاه او اظهار نیاز دارند؛ «یَسئله مَن فى السموات والارض» 553 پس ما نیز از او درخواست كنیم تا وصلهى ناهمگون هستى نباشیم.
قرآن درباره دعا سفارشاتى دارد، از آن جمله:
دعا و درخواست باید خالصانه باشد. «فادعوا اللّه مخلصین له الدین» 554
با ترس و امید همراه باشد. «وادعوه خوفاً وطمعاً» 555
با عشق و رغبت و ترس توأم باشد. «یدعوننا رغباً و رهباً» 556
با تضرّع و در پنهانى صورت بگیرد. «ادعوا ربكم تضرعاً و خفیة» 557
با ندا و خواندنى مخفى همراه باشد. «اذ نادى ربّه نداء خفیاً» 558
در اصول كافى، صدها حدیث در اهمیّت، نقش وآداب دعا، توجّه واصرار وذكر حاجتها هنگام دعا ودعاى دسته جمعى وایمان به استجابت آن آمده است.
سؤال: 559 : چرا گاهى دعاى ما مستجاب نمىشود؟
پاسخ: عدم استجابت دعاى ما به خاطر شرك یا جهل ماست. در تفسیر المیزان مىخوانیم كه خداوند در این آیه مىفرماید: «اجیب دعوة الداع اذا دعان» خودم اجابت مىكنم دعا كنندهاى را كه فقط مرا بخواند و با اخلاص تمام، از من طلب خیر كند. پس اگر دعا مستجاب نشد، یا به جهت آن است كه ما از خداوند خیر نخواستهایم، و در واقع براى ما شرّ بوده و یا اگر واقعاً خیر بوده، خالصانه و صادقانه از خداوند درخواست نكردهایم و همراه با استمداد از غیر بوده است. و یا اینكه استجابت درخواست ما، به مصلحت ما نباشد كه به فرموده روایات، در این صورت به جاى آن بلایى از ما دور مىشود ویا براى آینده ما یا نسل ما ذخیره مىشود ویا در آخرت جبران مىگردد.
در اصول كافى مىخوانیم: كسى كه غذاى حرام بخورد، یا امر به معروف ونهى از منكر نكند ویا از سر غفلت وبىاعتنایى دعا كند، دعایش مستجاب نمىگردد.
معناى دعا، ترك كسب وكار نیست، بلكه توكّل به خداوند همراه با تلاش است. لذا در حدیث مىخوانیم: دعاى بیكار مستجاب نمىشود.
شاید قرار گرفتن آیهى دعا در میان آیات روزه به خاطر تناسب بیشترى است كه ماه خدا با دعا دارد.
سؤال: با اینكه كارهاى خداوند قانونمند و براساس عوامل و سنّتهاى ثابت است، پس دعا چه نقشى دارد؟
پاسخ: همانگونه كه انسان در سفر، حكم نماز و روزهاش غیر از انسان در وطن است، انسان دعا كننده با انسان غافل از خدا متفاوت هستند و سنّت خداوند لطف به اوّلى است، نه دوّمى. آرى، دعا و گفتگو با خداوند، ظرفیّت انسان را براى دریافت الطاف الهى بیشتر مىكند. همانگونه كه توسل و زیارت اولیاى خدا، شرایط انسان را عوض مىكند. چنانكه اگر كودكى همراه پدر به مهمانى رود، دریافت محبّتش بیش از آن خواهد بود كه تنها برود. بنابراین دعا، زیارت و توسل، سبب تغییر شرایط است، نه برهمزدن سنّتهاى قطعى الهى.
درباره نزدیكى خدا به انسان، فیض كاشانى قدس سره مىگوید:
گفتم كه روى خوبت، از ما چرا نهان است گفتا تو خود حجابى ورنه رخم عیان است
گفتم فراق تا كى، گفتا كه تا تو هستى گفتم نفس همین است، گفتا سخن همان است
559) كافى، ج2، كتاب الدعا.
خداوند به ما نزدیك است، ولى ما چطور؟ اگر گاهى قهر او دامن ما رامىگیرد، به خاطر دورى ما از خداوند است كه در اثر گناهان مىباشد. «فانّى قریب»
استجابت خداوند دائمى است، نه موسمى. «اُجیب» نشانهى دوام است.
با آنكه خدا همه چیز را مىداند،امّا دعا كردن وظیفهى ماست. «فلیستجیبوا لى»
دعا آنگاه به اجابت مىرسد كه همراه با ایمان باشد. «فلیؤمنوا بى»
دعا، وسیلهى رشد و هدایت است. «لعلّهم یرشدون»